نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
در عصر حاضر، مزیت رقابتی ابزاری جهت رسیدن به رشد اقتصادی و دستیابی به موقعیت مطلوب و پایدار در بازارهای جهانی است (آنارلی و همکاران[1]، 2020). از منظر اقتصاد سیاسی و در زمانی که جهانی شدن به شکل وسیعی در حال افزایش است، رسیدن به مزیت رقابتی به مطلبی اساسی و مهم در میان تصمیمگیرندگان تبدیل شده است. مزیت رقابتی تمایز در خصوصیات یا ابعاد هر شرکتی است که آن را در قیاس با سایر رقبا قادر به ارائه خدمات بهتر به مشتریان مینماید (لی و لئو[2]، 2018). مزیت رقابتی مشتمل بر مجموعه عوامل یا توانمندیهایی است که همیشه شرکت را به نشان دادن عملکردی مناسب از رقبا قادر مینماید (چیو و یانگ[3]، 2019). شرکتی که به مزیت رقابتی دست مییابد، چه برابر ارائه مزایای ناشی از تقلیل مخارج و یا ارائه منافع زیادتر از مخارج انجام شده، قادر به توسعه عملکرد خود به روشی است که رقبا قادر به تطبیق با آن نیستند، مزیت رقابتی، بهرهبرداری زیادتر از سطح متوسط یا میانگین صنعتی فرصتهای بازاری و خنثیسازی تهدیدات رقابتی را بیان میسازد (مایوری[4]، 2018).
خیلی از نهادها به این نتیجه رسیدند که هیچ چیز به اندازه دانش قادر نیست برای آنها، برقراری مزیـت رقابتی کند. شناخت تأثیرات متقابل اشتراک دانش بر نیروی انسانی دانشی در سازمانهای دانش محور و علل مؤثر آن، میتواند مزایای قابل توجهی در بعد مدیریت استراتژیک، بهرهوری، حفاظت از داراییهای دانشی و حفظ و توسعه مزیت رقابتی سازمان داشته باشد (حسینی و همکاران، 1400).
پس در دنیای پر از تکاپوی فعلی، دانش منبع اساسی مزیت رقابتی پایدار تلقی میگردد (چن[5]، 2017). به حقیقت سازمان مجموعهای از منابع است که در بین آنها دانش مهمترین منبع محسوب میشود (عسگری و همکاران، 1399). برتری دانش زمانی حاصل میگردد که آن دانش به اشتراک گذاشته شود (کردی و همکاران،2020). مدیریت دانش، معنایی اساس برای حفظ توان مزیت رقابتی سازمان است. بهواقع، اجتماعی از راهبردها که به یک سازمان توانایی شناسایی، خلق، سازماندهی، نگهداری، تسهیم و استفاده بهینه از منابع را داد. در اکثر کتاب و مقالات و تحقیقاتی که در حیطه مدیریت دانش انجام گرفته است بر توزیع دانش مناسب، به اشخاص مناسب و در وقت صحیح به عنوان بزرگترین چالش تسهیم دانش اشاره شده است، چون که اگر دانش نهادینه شده در ذهن اشخاص نتواند به روش مؤثری با دیگر اشخاص به اشتراک گذاشته شود به تدریج در ذهن اشخاص تنها سایه روشنی از آن باقی میماند و توام کارایی خود را از دست خواهد داد. بررسی تحقیقات موفق نشان میدهد که تمایل افراد به اشتراک دانش زمینه وصول به اهداف را در سازمان میسر میسازد (وود و همکاران[6]، 2017).
فرهنگ سازمانی به عنوان یک منبع ارزشمند، در حوزه محیط درون سازمانی یک ترتیب استاندارد یادگیری را ارائه داده که در آن اشخاص قادرند دانش را در طول تکالیف عملکردی خود به دست آورده، ایجاد و به اشتراک بگذارند. در محیط مدیریت دانش، شرکتها خویش را به عنوان انجمنهایی یاد نموده که به طور مداوم یاد میگیرند و از دانش بهره میبرند (ماریان و همکاران[7]، 2021). دانش و ظرفیت بالقوه جهت تبدیل این دانش به ارزش افزوده در تجارت لازم است (معمر اوزر و همکاران[8]، 2015). پس، جهت برقراری و توسعه دانش سازمانی به عنوان یک منبع ارزشمند، توجه بسیاری به ماهرانهترین شیوهها صورت گرفته است. از این نظر فرهنگ نقشی ضروری در توسعه فعالیتهای به اشتراکگذاری دانش دارد که بهره وری پرسنل را ارتقا داده و مهارتهای حل مسئله را بهبود میبخشد (پاریجات و همکاران[9]، 2020). افزون بر این، فرهنگ سازمانی نقش پیشرو در متقاعد ساختن کارکنان به «نگرشهای اشتراک دانش» داشته و کارکنان را در محل کار با انگیزه نگه میدارد که بهره وری را افزایش میدهد (آزم و همکاران[10]، 2019).
این موضوع نیروی کار دانشی را به دنبال خواهد داشت که جهت ارتقا کسبوکار خیلی مهم است (اوساما و همکاران[11]، 2020). چندین پژوهشگر بیان داشته که فرهنگ سازمانی با اشتراکگذاری دانش همبستگی مثبت دارد (رشید سیف و همکاران[12]، 2020). به طور کلی، دانش به عنوان مزیت رقابتی اختصاصی در نظر گرفته میشود (مقدادی و همکاران، 2020) و اشتراک دانش در روند برقراری دانش و تبدیل آن به نتایج مولد اهمیت دارد (لوون[13]، 2017). بررسی 100 شرکت با رتبه برتر به اتفاق آرا بیان نمود که فرهنگ نقش حیاتی در توسعه عملکرد شرکت دارد و کسب و کار را به سوی دستیابی به مزیت رقابتی هدایت میسازد (واریک[14]، 2017). پژوهشگران غالباً بر این نظرند که فرهنگ سازمانی به عنوان یک شایستگی اصلی شناخته میشود (آیدلینا و همکاران[15]، 2018) که سبب رقابت شرکت میگردد. افزون بر این، شوارتز و دیویس تشخیص دادند که به شکل خوب یا بد، فرهنگ شرکتی تأثیر زیادتری بر توانایی سازمانی جهت انجام اهداف و مقاصد دارد، به خصوص هنگامی که یک سازمان در حال تغییر برای استراتژیک خود است (هایفینگ و همکاران[16]، 2019). فرهنگ سازمانی شرکتهای صنعتی را قادر ساخته تا به شکل مولد یا کارآمدتر از رقبای خویش فعالیت نمایند. به همین صورت، نیروی کار دانشی به شکل بالقوه ارزشهای سازمانی را یکپارچه ساخته و تبدیل به ابزاری کارآمد جهت توسعه و نگهداری محصولات/خدمات میگرد، رویههایی که منتهی به مزیت رقابتی میشوند (آزم و همکاران، 2021). فرهنگ سازمانی به عنوان یک راهنما جهت همه فعالیتهای یک سازمان در نظر گرفته میشود که برابر آن، اهداف، چشم انداز، مأموریت و برنامههای توسعه سازمان را منعکس مینماید (کوارتنگ و آوه[17]، ۲۰۱۸). پس، فرهنگ سازمانی در حقیقت بر عملکرد عملیاتی سازمانها تأثیر گذاشته است (کوارتنگ و آوه، ۲۰۱۸). فرهنگ سازمانی یکی از اصلیترین عوامل حمایت و محدودیت برای موفقیت یا شکست سازمان در نظر گرفته میشود و هر سازمانی فرهنگی مخصوص به خود داشته که آن را از سازمانهای دیگر را متمایز میکند و به اعضا این احساس را میدهد که به فرهنگی متفاوت تعلق دارند. فرهنگ سازمانی که توسط اعضا مورد پذیرش قرار گرفته است رابطه قوی و مستقیم بر رفتار، وظایف و ارتباط آنها با مافوق، زیردست، همکاران و مشتریان دارد. ارزشها و عقاید در صورت قوی بودن میتوانند هدایتگر، یکپارچهکننده و انسجام بخش فعالیتهای افراد در سازمان در غیاب نظامهای کنترل رسمی باشند (والکر[18]، 2020).
نوآوری سازمانی، اجرای یک محصول جدید یا به طور قابل توجهی بهبود یافته (کالا یا خدمات)، یا فرآیند، یک روش بازاریابی جدید، یا یک روش سازمانی جدید در شیوههای تجاری، سازمان محل کار یا روابط خارجی تعریف شده است. نوآوری یک شاخص بالقوه خلاقیت است که به توسعه سازمانی و کلید موفقیت در بازار کمک میکند. نوآوری سازمانی به پیاده سازی و اتخاذ استراتژیها و شیوههای جدید سازمانی برای تحول در درون سازمان یا روابط خارجی اطلاق میشود (آزم و همکاران، 2021). نوآوری به طرق مختلف مفهوم سازی شده است. نوآوری را عنوان اجرای یک محصول جدید یا به طور قابلتوجهی بهبود یافته (یا خدمات خوب)، یا فرآیند، یک روش بازاریابی جدید، یا یک روش سازمانی جدید در شیوههای کسبوکار، سازمان کار یا روابط خارجی تعریف میشود. نوآوری سازمانی دقیقاً با عملکرد تجاری، سهم بازار و رشد مرتبط است (لی و همکاران[19]، 2021). مطالعه اخیر هاسمن و همکاران[20] (2020) نشان داد که شایستگیهای قوی توسط نوآوری هدایت میشوند و مدیریت نقش پیشرو در بهبود فرآیندهای داخلی/خارجی شرکت با پذیرش نوآوری دارد.
با توجه به مطالب گفته شده باید گفت که به اشتراکگذاری دانش اثر مثبتی بر فعالیتها و اقدامات سازمان دارد و سازمانهایی که زمینه را برای اشتراکگذاری دانش فراهم آوردهاند، نسبت به سازمانهای دیگر موفقترند. این امر در آموزش بیش از هر جای دیگر صادق است. این امر اهمیت به اشتراکگذاری دانش را در نوآوریهای سازمانی آشکار میسازد. از اینرو سازمانهای آموزشی باید در راستای فرهنگ اشتراکگذاری دانش تلاش کنند، زیرا یادگیری سازمانی را گسترش میدهد و منجر به افزایش نوآوری سازمانی میشود که آموزش و پرورش از این قضیه مستثنی نیست. بنابراین آموزش و پرورش به طور کلی و مدارس به طور خاص سازمانهای بزرگی هستند که به اقشار اجتماع خدمت میکنند و همه افراد جامعه را به نحوی زیر پوشش خود قرار میدهند. امروزه با توجه به رشد و توسعه مداوم و دگرگونیهای گسترده و نوآورهای جدید در حوزههای مختلف به ویژه آموزش و پرورش، نیاز به آموزش مداوم و فراگیری مهارتهای ضروری امری بسیار حائز اهمیت شده است. از اینرو مدرسه نیز باید به نحو مطلوب و موثری نقش خود را ایفا کند. نظام آموزشی برای کسب مزیت رقابتی، چارهای جز پرورش معلمانی متخصص و کارآمد ندارد. مسئله این پژوهش پاسخ به این سؤال است که بین توسعه مزیت رقابتی و اشتراک گذاری دانش و نوآوری سازمانی با نقش میانجی فرهنگ سازمانی در بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه وجود دارد؟
روش
نقش روش تحقیق در سازماندهی و اجرای هر تحقیقی حائز اهمیت است. در واقع روش تحقیق، نحوه رسیدن به هدفهای تحقیق را نشان میدهد و به عنوان چراغ راهنما فرا راه تحقیق قرار میگیرد. هر یک از موضوعات تحقیق بنا به هدف و ماهیت آن روش خاصی را میطلبد. پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای همبستگی - توصیفی است و هدف تعیین رابطه متغیرها میباشد. همبستگی در آمار به رابطه بین دو یا چند متغیر که قابل تبدیل به مقدار هستند اطلاق میشود همبستگی رابطه بین دو متغیر را در یک جامعه توصیف میکند. جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهر شهرکرد میباشد که 1500 نفر هستند. نمونه گیری عبارت است از انتخاب درصدی از یک جامعه به عنوان نماینده آن. برای اینکه مطمئن شویم نمونه انتخاب شده نماینده واقعی جامعه است باید آن را به صورت تصادفی خوشهای از جامعه مورد نظر انتخاب کنیم. هدف اصلی استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشهای عبارت است از: انتخاب نمونه و جمع آوری دادهها به گونهای که بتوان نتایج حاصل را با احتساب اندازههای خطا به جامعه بزرگتر تعمیم داد. در این پژوهش از بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد، نمونه آماری با حجم ۳۰۵ نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان انتخاب شدند. به منظور تحلیل دادهها از روشهای آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده است. جهت توصیف نمونه آماری و دادههای خام حاصل از متغیرهای تحقیق از شاخص توصیفی استفاده شده است. به منظور تلخیص دادهها از شاخصهای آمار توصیفی شامل فراوانی، فراوانی درصدی، میانگین، انحراف معیار و نمودار هیستوگرام استفاده شده است. به منظور پاسخ به فرضیههای پژوهشی از آزمونهای آمار استنباطی شامل ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون دو و چند متغیره و آزمون (T) استفاده شده است. پیش فرض استفاده از این آزمونها به واسطه نرمال بودن دادهها طبق آزمون کلموگروف اسمیرنف بررسی شده است.
به منظور دستیابی به هدف نهایی تحقیق در این پژوهش از پرسشنامه های زیر جهت جمع آوری اطلاعات استفاده گردیده است:
پرسشنامه مزیت رقابتی لی و همکاران (2006): مزیت رقابتی نشان میدهد که تا چه حد یک سازمان یا گروه قادر به ایجاد یک موقعیت دفاعی در مقابل رقبای خود است که آن شامل قابلیتهائی است که اجازه میدهد یک گروه یا سازمان خود را از رقبای خود متمایز کند و نتیجه تصمیمات مهم مدیریتی است (لی و همکاران، 2006). مزیت رقابتی مسئلهای است که تمام سازمانهای فعال در عرصه صنعت باید به آن توجه کنند. با توجه به ساختار رقابتی در صنایع مختلف، شرکتها باید در پی آن باشند که با تقویت موضع رقابتی، به طراحی استراتژیهائی که باعث به وجود آمدن مزیت رقابتی پایدار برایشان میشود بپردازند. اما کسب مزیت رقابتی به صورت تصادفی و بدون برنامه حاصل نمیشود، پس سازمانها باید با تفکر و طراحی چارچوبهای علمی در این راستا حرکت کنند (علوی، 1393). طبق نظر لی و همکاران (2006) ابعاد مزیت رقابتی 1. قیمت یا هزینه 2. کیفیت 3. قابلیتهای تحویل 4. نوآوری در محصول 5. زمان ارائه به بازار میباشد. به منظور بررسی مزیت رقابتی سازمان میتوان از پرسشنامه مزیت رقابتی که توسط لی و همکارانش (2006) طراحی و اعتباریابی شده است، استفاده کرد. این پرسشنامه شامل 16 گویه بسته پاسخ بر اساس طیف پنج درجهای لیکرت میباشد. پرسشنامه پنج بعد قیمت یا هزینه، کیفیت، قابلیتهای تحول، نوآوری در محصول و زمان ارائه به بازار را مورد سنجش قرار میدهد. طیف مورد استفاده در پرسشنامه بر اساس طیف پنج گزینهای لیکرت میباشد (شامل: خیلی کم، کم، تا اندازهای، زیاد و خیلی زیاد). روایی پرسشنامه در پژوهش لی و همکاران (2006) از طریق تحلیل عاملی تاییدی و اکتشافی مورد تأیید قرار گرفت. در مطالعه علوی (1393) برای بدست آوردن روایی پرسشنامه از نظرات استاد راهنما و چندین تن از دیگر اساتید و متخصصین و کارشناسان استفاده شده است و از آنها در مورد مربوط بودن سؤالات، واضح بودن و قابل فهم بودن سؤالات و اینکه آیا این سؤالات برای پرسشهای تحقیقاتی مناسب است و آنها را مورد سنجش قرار میدهد، نظرخواهی شد و اصلاحات مورد نظر در پرسشنامه اعمال گردید. لی و همکاران (2006) برای پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده کرد و پایایی پرسشنامه را 95/0 گزارش کرد. در مطالعه علوی (1393) پایایی پرسشنامه بر اساس یک مطالعه مقدماتی بر روی نمونه 30 نفری پایایی پرسشنامه 87/0 محاسبه شد.
پرسشنامه اشتراک دانش هوی و همکاران (2010): اشتراک دانش میتواند به عنوان یک فرهنگ تعامل اجتماعی شامل مبادله دانش، تجارب و مهارتهای کارکنان در یک دپارتمان یا کل یک سازمان تعریف شود. هوگل و همکاران ( 2003) اشتراک دانش را مجموعهای از درکهای به اشتراک گذاشته شده میدانند که باعث دستیابی کارکنان به اطلاعات مربوط و ساختن شبکههای دانشی مفید در سازمان میگردد. مطالعات گذشته این ایده را پشتیبانی میکنند که اشتراک بهترین تجربیات و خطاها رفتارهای متفاوتی هستند که تحت شرایط متفاوت بوجود آمده و میتوانند منافع متفاوتی برای دریافتکنندگان دانش ایجاد کنند (هوی و همکاران، 2010). یکی از اهداف اصلی اقدامات مدیریت دانش، بهبود و یا ایجاد اشتراک یا انتقال دانش بین واحدهای سازمانی میباشد. اگر کارکنان بتوانند دانش شخصی کاریشان را بکار گیرند و همچنین به اشتراک بگذارند هم سازمانها و هم افراد میتوانند رشد کنند. اگر دانش به طور موثری نتواند در سازمان به اشتراک گذاشته شود به احتمال زیاد از بین میرود. از آنجائی که سرمایههای فکری و اطلاعاتی بطور عمیق در ذهن انسانها محصور است لذا درجه بالایی از قابل حمل بودن را دارا هستند و در نتیجه مهمترین نیاز برای یک سازمان جذب و محافظت از کارمندان دانشی برجسته سازمان میباشد (قلی زاده، 1393). به منظور سنجش و ارزیابی اشتراک دانش میتوان از پرسشنامه اشتراک دانش توسط هوی و همکاران (2010) طراحی و اعتباریابی شده است، استفاده کرد. این پرسشنامه شامل 12 گویه بسته پاسخ بر اساس طیف پنج درجهای لیکرت میباشد، پرسشنامه سه بعد اشتراک بهترین شیوههای کاری، اشتراک خطاها و اشتباهات و ترویج ایده را مورد سنجش قرار میدهد. طیف مورد استفاده در پرسشنامه بر اساس طیف پنج گزینهای لیکرت میباشد (شامل: کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم). در پژوهش قلی زاده (1393) برای روایی صوری پرسشنامه از اساتید راهنما و مشاور و دو تن از اساتید گروه مدیریت در خواست گردید ابزار مورد نظر را مطالعه کرده نظرات و تجربیات خود را به آن ضمیمه نمایند. خروجی این مرحله از فرآیند، محقق را نسبت به روایی ابزار اطمینان خاطر بیشتری بخشید. روایی صوری پرسشنامه تأیید و میزان انطباق آن با هنجارهای اجتماعی و اهداف پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفت. در پژوهش قلی زاده (1393) پس از تحلیل عاملی سؤالات 3، 4، 5 و 11 حذف گردید.
پرسشنامه نوآوری سازمانی پراجگو و سوهل (2003): پرسشنامه نوآوری سازمانی پراجگو و سوهل (2003) شامل سه بعد نوآوری تولیدی، فرایندی و اداری است. این مقیاس دارای 16 گویه با طیف لیکرت پنج درجه میباشد. این پرسشنامه توسط هوانگ و همکاران (2011) اعتبارسنجی گردید. آلفای کرونباخ این پرسشنامه 85/0 بدست آمده است. برای سنجش روایی نیز از تحلیل عاملی تاییدی استفاده و اعتبار پرسشنامه مطلوب ارزیابی گردید.
پرسشنامه فرهنگ سازمانی هافستد: فرهنگ سازمانی هافستد الگویی فرهنگی پذیرفته شدهای است که براساس فاصله قدرت، عدم اطمینان، فردگرایی و مردسالاری تبیین شده است. ابعاد فرهنگ سازمانی هافستد عبارتند از: فاصله قدرت، پرهیز از عدم اطمینان، فردگرایی/جمعگرایی، مرد گرایی/زنگرایی مقیمی و رمضان (1390) در پژوهشنامه مدیریت یک مقیاس 25 سوالی برای این پرسشنامه در نظر گرفتهاند. آنها برای روایی سنجی از شیوه روایی صوری استفاده کردند و برای پایایی آلفای کرونباخ پرسشنامه را 82/0 گزارش کردهاند.
روایی: بهمنظور تعیین روایی پرسشنامه از روایی ظاهری[21]، محتوایی[22] و سازه[23] استفاده شد. در روایی ظاهری، پرسشنامهها قبل از توزیع توسط پژوهشگر، چند نفر از اعضای نمونه و برخی خبرگان دانشگاهی و سازمانی (مسئولین آموزش و پرورش) بهدور از ایرادات ویرایشی، شکلی، املایی و ... تدوین گردید. در روایی محتوایی پرسشنامه تدوین شده در این تحقیق در اختیار خبرگان و صاحبنظران مربوطه قرار گرفته و نظرات آنان در جهت تحصیل هرچه بهتر روایی اخذ و اصلاحات مورد نظر صورت گرفت. در مورد روایی سازه نیز از دو نوع روایی همگرا و واگرا با کمک نرمافزار Lisrel استفاده شد. در بررسی روایی همگرا یافتهها نشان داد ضرایب معناداری تمام بارهای عاملی بزرگتر از 2.58 بود یعنی تمامی بارهای عاملی با اطمینان 99 درصد معنادار بود؛ ضرایب تمام بارهای عاملی بالای 0.5 بود؛ میانگین واریانس استخراجشده[24] (AVE) همه مؤلفهها بالای 0.5 بود و همینطور پایایی ترکیبی همه مؤلفهها بزرگتر از میانگین واریانس استخراجشده آن بود؛ لذا میتوان گفت که روایی همگرای سازههای مدل تائید میشوند. در بررسی روایی واگرا نیز از آزمون فورنل و لارکر (این آزمون روایی واگرا (تشخیصی) را در سطح متغیرهای پنهان با استفاده از ماژولی که در نرمافزار لیزرل تعریف شده میسنجد) و آزمون بار عرضی[25] (این آزمون روایی واگرا در سطح متغیرهای مشاهدهپذیر توسط ماژولی که در نرمافزار لیزرل تعریف شده میسنجد) استفاده شد. در آزمون فورنل و لارکر یافتهها نشان داد، جذر میانگین واریانس استخراجشده هر متغیر پنهان بیشتر از حداکثر همبستگی آن متغیر با دیگر متغیرهای پنهان مدل بود؛ همچنین نتایج آزمون بار عرضی نشان داد، بارهای عاملی هرکدام از متغیرهای پژوهش بیشتر از بارهای عاملی مشاهدهپذیرهای دیگر مدلهای اندازهگیری موجود در مدل بود و از طرف دیگر بار عاملی هر متغیر مشاهدهپذیر بر روی متغیر پنهان متناظرش حداقل 0.1 بیشتر از بارهای عاملی همان متغیر مشاهدهپذیر بر متغیرهای پنهان دیگر بود؛ بنابراین نتایج این دو آزمون بیانگر روایی واگرا بود. نتایج روایی سازه در فصل چهارم به طور مبسوط قابل مشاهده است. پایایی: پس از تائید روایی محتوایی و روایی سازه ابزار پژوهش بهمنظور اطمینان از پایایی پرسشنامه، آن را با اجرای آزمایشی روی نمونه 40 نفری از جامعه آماری اجرا نموده و دادههای حاصل با استفاده از دو روش (ضریب آلفا) مورد بررسی قرار گرفته است.
یافتهها
در این قسمت در ابتدا به بررسی نرمال بودن دادهها با استفاده از آزمون کلموگروف- اسمیرنف خواهیم پرداخت. مطابق با جدول (1)، نتایج تحلیل خروجی نشان میدهد که مقادیر p در این آزمون از 05/0 بزرگتر است. فرضیه صفر در آزمون کلموگروف – اسمیرنوف، پیروی دادهها از توزیع نرمال است. فرضیه مقابل آن عبارتست از عدم پیروی دادهها از توزیع نرمال. با توجه به مقدار p و عدم رد فرضیه صفر، توزیع دادهها منطبق بر توزیع نرمال قلمداد میگردد.
جدول 1- نتایج آزمون کلموگروف – اسمیرنوف فرض نرمال بودن توزیع جامعه
|
پرسشنامه |
آزمون کلموگروف – اسمیرنوف |
سطح معناداری |
|
اشتراک دانش |
66/0 |
23/0 |
|
فرهنگ سازمانی |
61/0 |
21/0 |
|
نوآوری سازمانی |
58/0 |
18/0 |
|
مزیت رقابتی |
63/0 |
29/0 |
فرضیه اول پژوهش: بین توسعه مزیت رقابتی و اشتراگ گذاری دانش بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد.
جدول 2- نتایج ضریب همبستگی پیرسون فرضیه اول
|
فرضیه |
فراوانی |
ضریب همبستگی |
سطح معناداری |
|
فرضیه اول |
305 |
63/0 |
001/0 |
بنابر نتایج حاصله، ضریب همبستگی مشاهده شده در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را بین توسعه مزیت رقابتی و اشتراگ گذاری دانش معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد نشان میدهد. بنابراین فرضیه اول مورد تأیید است.
|
مدل |
ضرایب غیر استاندارد |
ضرایب استاندارد |
t |
Sig. |
|
|
B |
خطا |
بتا |
|||
|
توسعه مزیت رقابتی و اشتراگ گذاری دانش |
023/1 |
008/0 |
363/0 |
210/11 |
001/0 |
بر اساس جدول ضرایب رگرسیون، در بتای 36/0 در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را نشان میدهد.
فرضیه دوم: بین توسعه مزیت رقابتی و نوآوری سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد.
جدول 4- نتایج ضریب همبستگی پیرسون فرضیه دوم
|
فرضیه |
فراوانی |
ضریب همبستگی |
سطح معناداری |
|
فرضیه دوم |
305 |
74/0 |
001/0 |
بنابر نتایج حاصله، ضریب همبستگی مشاهده شده در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را بین توسعه مزیت رقابتی و نوآوری سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد نشان میدهد، بنابراین فرضیه دوم مورد تأیید است.
|
مدل |
ضرایب غیر استاندارد |
ضرایب استاندارد |
t |
Sig. |
|
|
B |
خطا |
بتا |
|||
|
توسعه مزیت رقابتی و نوآوری سازمانی |
500/0 |
006/0 |
742/0 |
399/79 |
001/0 |
بر اساس جدول ضرایب رگرسیون، در بتای 74/0 در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را نشان میدهد.
فرضیه سوم: بین فرهنگ سازمانی و اشتراگ گذاری دانش بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد.
جدول 6- نتایج ضریب همبستگی پیرسون فرضیه سوم
|
فرضیه |
فراوانی |
ضریب همبستگی |
سطح معناداری |
|
فرضیه سوم |
305 |
66/0 |
001/0 |
بنابر نتایج حاصله، ضریب همبستگی مشاهده شده در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را بین فرهنگ سازمانی و اشتراگ گذاری دانش بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد نشان میدهد، بنابراین فرضیه سوم مورد تأیید است.
|
مدل |
ضرایب غیر استاندارد |
ضرایب استاندارد |
t |
Sig/ |
|
|
B |
خطا |
بتا |
|||
|
فرهنگ سازمانی و اشتراگ گذاری دانش |
500/0 |
006/0 |
663/0 |
612/82 |
000/0 |
بر اساس جدول ضرایب رگرسیون، در بتای 66/0 در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را نشان میدهد.
فرضیه چهارم: بین فرهنگ سازمانی و نوآوری سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد.
جدول 8- نتایج ضریب همبستگی پیرسون فرضیه چهارم
|
فرضیه |
فراوانی |
ضریب همبستگی |
سطح معناداری |
|
فرضیه چهارم |
305 |
61/0 |
001/0 |
بنابر نتایج حاصله، ضریب همبستگی مشاهده شده در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را بین فرهنگ سازمانی و نوآوری سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد نشان میدهد بنابراین فرضیه چهارم مورد تأیید است.
جدول 9- معادله خط رگرسیون
|
مدل |
ضرایب غیر استاندارد |
ضرایب استاندارد |
t |
Sig. |
|
|
B |
خطا |
بتا |
|||
|
فرهنگ سازمانی و نوآوری سازمانی |
342/0 |
005/0 |
612/0 |
407/14 |
001/ |
بر اساس جدول ضرایب رگرسیون، در بتای 61/0 در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را نشان میدهد.
فرضیه پنجم: بین مزیت رقابتی و فرهنگ سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد.
جدول 10- نتایج ضریب همبستگی پیرسون فرضیه پنجم
|
فرضیه |
فراوانی |
ضریب همبستگی |
سطح معناداری |
|
فرضیه پنجم |
305 |
59/0 |
002/0 |
بنابر نتایج حاصله، ضریب همبستگی مشاهده شده در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را بین بین مزیت رقابتی و فرهنگ سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد نشان میدهد بنابراین فرضیه پنجم مورد تأیید است.
|
مدل |
ضرایب غیر استاندارد |
ضرایب استاندارد |
t |
Sig. |
|
|
B |
خطا |
بتا |
|||
|
مزیت رقابتی و فرهنگ سازمانی |
005/1 |
009/0 |
591/0 |
309/11 |
002/0 |
بر اساس جدول ضرایب رگرسیون، در بتای 59/0 در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را نشان میدهد.
بحث و نتیجه گیری
نتایج بررسی ویژگیهای جمعیت شناختی گروه نمونه نشان میدهد که 201 نفر جامعه مورد نظر را زنان تشکیل دادهاند و 104 نفر مختص مردان بود. بیشترین میزان فراوانی مربوط به افراد دارای 46 تا 55 سال بودند که با 89 نفر فراوانی و کمترین فراوانی مربوط به افراد بالای 55 سال بودند. بیشترین میزان فراوانی مربوط به افراد دارای سابقه 11 تا 20 سال با 125 نفر فراوانی و کمترین فراوانی مربوط به افراد داری سابقه 21 تا 30 سال با 69 نفر فراوانی است. فرض صفر در تبعیت دادهها از توزیع نرمال است. با توجه به نتایج به دست آمده در آزمون کلموگروف اسمیرنوف در سطح معناداری 05/0، فرض صفر تأیید میشود، یعنی میتوان فرض نرمال بودن توزیع جامعه را پذیرفت. بر این اساس، از آزمون همبستگی پیرسون و روش رگرسیون خطی برای سنجش ارتباط میان متغیرها استفاده شده است که در ادامه نتایج حاصل از فرضیات تحقیق، به تفکیک ارائه شده است. نتایج حاصل از فرضیات تحقیق به صورت زیر میباشد:
فرضیه اول: بین توسعه مزیت رقابتی و اشتراگ گذاری دانش بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد. بنابر نتایج حاصله، ضریب همبستگی مشاهده شده در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را بین توسعه مزیت رقابتی و اشتراگ گذاری دانش معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد نشان میدهد. بنابراین فرضیه اول مورد تأیید است. ضریب تعیین 39/0 بدست آمد یعنی توسعه مزیت رقابتی 69 درصد بر اشتراگ گذاری دانش تاثیرگذار است. در تبیین این فرضیه میتوان گفت، رقابت پذیری را نمیتوان بدون اشتراک گذاری دانش در نظر گرفت، زیرا تقریباً تمام پیشرفتهای تحصیلی از طریق توسعه مزیت رقابتی بالا صورت گرفته است. محققین بر این موضوع در حیطه آموزش تأکید کردهاند، زیرا به طور قابل توجهی بر نگرش معلمان تأثیر میگذارد و تا حد زیادی به عملکرد معلمان کمک میکند. توسعه مزیت رقابتی همان ارزشها، باورها یا ادراکات مشترک معلمان است. پس میتوان گفت بین توسعه مزیت رقابتی و اشتراکگذاری دانش بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد. این دو عامل به طور تأثیرگذاری در بهبود کیفیت آموزش و یادگیری دانشآموزان مشارکت دارند. توسعه مزیت رقابتی ارتباطی مستقیم با قابلیت رقابتی و عملکرد موفقیتآمیز یک سازمان یا سازمانهای آن دارد. در این حالت، معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد میتوانند از طریق اشتراک دانش و تجربیات خود، بهبودهایی در روشهای آموزشی و رویکردهای تدریس خود ایجاد کنند. این اشتراکگذاری دانش میتواند به ورود معلمان به فرایند توسعه حرفهای، آموزشهای مشترک و تعاملات فرهنگی منجر شود که در نتیجه مزیت رقابتی معلمان و به تبع آن کیفیت آموزش و یادگیری دانشآموزان بهبود مییابد. بنابراین، افزایش اشتراکگذاری دانش بین معلمان و توسعه مزیت رقابتی میتواند بهبودهای قابل توجهی در سیستم آموزشی ناحیه دو شهرکرد ایجاد کند و نتیجهای مثبت را در کیفیت آموزش و یادگیری دانشآموزان به همراه داشته باشد.
فرضیه دوم: بین توسعه مزیت رقابتی و نوآوری سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد. بنابر نتایج حاصله، ضریب همبستگی مشاهده شده در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را بین توسعه مزیت رقابتی و نوآوری سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد نشان میدهد بنابراین فرضیه دوم مورد تأیید است. ضریب تعیین 55/0 بدست آمد یعنی توسعه مزیت رقابتی 55 درصد بر نوآوری سازمانی تاثیرگذار است. در تبیین این فرضیه میتوان گفت، منابع دانش و نوآوری برای دستیابی به مزیت رقابتی، قابل مصور و موفقیت بلندمدت در آموزش رقابتی، امری ضروری تلقی میشوند. نوآوری سازمانی، به منظور دستیابی نظام آموزشی به نتایج مطلوب، مهم است، زیرا میتواند به تولید منابع دانش جدید از طریق رقابت و به طور قابلتوجهی به ایجاد مهارتهای حل مسئله کمک کند، آگاهی از فرآیندهای تصمیمگیری شریک را افزایش میدهد. بر این اساس میتوان گفت، بین توسعه مزیت رقابتی و نوآوری سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد. این دو عامل به طور تأثیرگذاری در بهبود و پیشرفت سازمان آموزشی و عملکرد معلمان و دانشآموزان مشارکت دارند. توسعه مزیت رقابتی شامل ایجاد و توسعه ویژگیها، منابع و قابلیتهایی است که یک سازمان را از سایرین متمایز میکند و در مقایسه با رقبا عملکرد بهتری را نشان میدهد. در اینجا، معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد میتوانند از طریق نوآوری سازمانی، روشها، فرآیندها و رویکردهای جدیدی را در آموزش و یادگیری ارائه دهند. این نوآوریها میتوانند شامل استفاده از فناوریهای نوین، توسعه رویکردهای نوین تدریس، طراحی و ارزیابی روشهای آموزشی مبتنی بر دادهها و سیاستهای جدید آموزشی باشند. از طرفی، نوآوری سازمانی بهبود روند کار، افزایش بهرهوری و ایجاد راهکارهای جدید برای مواجهه با چالشها را در بر میگیرد. با توسعه مزیت رقابتی و ایجاد نوآوری در سازمان آموزشی، معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد میتوانند بهبودهای قابل توجهی در روشهای تدریس، محتواهای آموزشی، فرآیندهای ارزیابی و تشویق دانشآموزان به فکر و خلاقیت ایجاد کنند. بنابراین، توسعه مزیت رقابتی و نوآوری سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری دارند و باعث بهبود کیفیت آموزش و یادگیری دانشآموزان میشوند.
فرضیه سوم: بین فرهنگ سازمانی و اشتراگ گذاری دانش بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد. بنابر نتایج حاصله، ضریب همبستگی مشاهده شده در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را بین فرهنگ سازمانی و اشتراگ گذاری دانش بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد نشان میدهد بنابراین فرضیه سوم مورد تأیید است. ضریب تعیین 44/0 بدست آمد بنابراین فرهنگ سازمانی 44 درصد بر اشتراگ گذاری دانش تاثیرگذار است. در تبیین این فرضیه میتوان گفت، بنابراین دستاورد کلی پژوهش بر این نکته دلالت دارد که فرهنگ سازمانی تأثیر مهم و تعیین کنندهای بر یادگیری و اشتراکگذاری دانش میان معلمان دارد و ضرورت توجه به نقش فرهنگ در نظام آموزشی را بیش از پیش نمایان میسازد. بنابراین دستاورد کلی پژوهش بر این نکته دلالت دارد که فرهنگ سازمانی تأثیر مهم و تعیین کنندهای بر یادگیری و اشتراکگذاری دانش میان معلمان دارد و ضرورت توجه به نقش فرهنگ در نظام اموزشی را بیش از پیش نمایان میسازد. میتوان گفت انجام هرگونه تغییر و تحول بنیادی در سازمان تنها از طریق فرهنگ آن سازمان امکان پذیر میباشد. بر این اساس میتوان گفت بین فرهنگ سازمانی و اشتراکگذاری دانش بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد. فرهنگ سازمانی به شیوهها، اعتقادات، ارزشها و رفتارهایی اشاره دارد که در یک سازمان برقرار است و تأثیر زیادی بر رفتار و تعاملات اعضای آن سازمان دارد. وجود فرهنگ سازمانی متقابل و حامی اشتراکگذاری دانش میتواند محیطی را فراهم کند که معلمان به طور آزادانه و فعالانه اطلاعات، تجربیات و دانش خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. اگر فرهنگ سازمانی از جنبههایی مانند اعتماد، همکاری، احترام و پشتیبانی متقابل برخوردار باشد، معلمان ترغیب میشوند که دانش و تجربیات خود را با همکاران خود به اشتراک بگذارند. اشتراکگذاری دانش بین معلمان میتواند بهبودهای قابل توجهی در فرآیند آموزش و یادگیری به همراه داشته باشد. با اشتراک دانش، معلمان میتوانند از تجربیات یکدیگر بهرهبرده و روشها و راهکارهای موثرتری را در تدریس و مدیریت کلاس به دست آورند. این باعث افزایش کیفیت آموزش، ارتقاء توانمندیهای معلمان و دستیابی به نتایج بهتر در فرایند آموزش و یادگیری دانشآموزان میشود. بنابراین، وجود فرهنگ سازمانی متقابل و حامی اشتراکگذاری دانش بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری دارد و میتواند بهبودهای قابل توجهی در فرآیند آموزش و یادگیری ایجاد کند.
فرضیه چهارم: بین فرهنگ سازمانی و نوآوری سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد. بنابر نتایج حاصله، ضریب همبستگی مشاهده شده در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را بین فرهنگ سازمانی و نوآوری سازمانی بین معلمات دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد نشان میدهد بنابراین فرضیه چهارم مورد تأیید است. ضریب تعیین 37/0 بدست آمد. بنابراین فرهنگ سازمانی 37 درصد بر نوآوری سازمانی تاثیرگذار است. در تبیین این فرضیه میتوان گفت، سازمانها برای بقا و تداوم نقش مثبت و سازنده خود به افکار و اندیشههای نو و تازه نیاز دارند تا بتوانند پویایی خود را تضمین کنند وگرنه به زوال و نابودی محکوم خواهند شد. یکی از عوامل مؤثر در بروز نوآوری سازمانی در سازمان فرهنگ سازمانی است که میتواند پیشبرنده و یا بازدارند نوآوری در سازمان باشد. در این میان، باتوجه به کارکرد اصلی نظام آموزشی و خاصه معلمان، که گسترش مرزهای دانش و تولید علم است و منشاء و شالوده علم، خلاقیت و نوآوری است؛ نوآوری در نظام آموزش عالی نسبت به سایر سازمانها اهمیت و ضرورت بیشتری دارد که این امر در سایه فرهنگ سازمانی میتواند توسعه یابد. بنابراین میتوان گفت، بین فرهنگ سازمانی و نوآوری سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد. فرهنگ سازمانی و نوآوری سازمانی دو عامل متقابل هستند که تأثیر قابل توجهی بر رشد و پیشرفت سازمان و عملکرد معلمان دارند. فرهنگ سازمانی شامل ارزشها، باورها، رفتارها و اعتقاداتی است که درون یک سازمان وجود دارد. فرهنگ سازمانی معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد شامل ارزشهایی مانند همکاری، احترام، اعتماد و ارزش قائل بودن به نوآوری میتواند ایجاد بستری مناسب برای نوآوری سازمانی فراهم کند. نوآوری سازمانی به عملکردها، روشها، محصولات و خدمات جدیدی اشاره دارد که در سازمان ایجاد میشوند و منجر به بهبودهای قابل توجهی در عملکرد و عملکرد معلمان میشود. با وجود فرهنگ سازمانی حاکم بر همکاری و اعتقاد به ارزش نوآوری، معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد ترغیب میشوند تا ایدههای خلاقانه را برای بهبود روشهای تدریس، طراحی فعالیتهای آموزشی جدید و ارتقاء فرآیندهای آموزشی ارائه دهند. بنابراین، فرهنگ سازمانی مؤثر و حامی نوآوری میتواند بهبودهای قابل توجهی در نوآوری سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد ایجاد کند. این ترکیب میتواند به عملکرد بهتر، افزایش کیفیت آموزش و یادگیری دانشآموزان و ایجاد رویکردها و راهکارهای جدید در حوزه آموزش و پرورش منجر شود.
فرضیه پنجم: بین مزیت رقابتی و فرهنگ سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد. بنابر نتایج حاصله، ضریب همبستگی مشاهده شده در سطح p≤0/05 همبستگی مثبت و معناداری را بین بین مزیت رقابتی و فرهنگ سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد نشان میدهد. بنابراین فرضیه پنجم مورد تأیید است. ضریب تعیین 35/0 بدست آمد یعنی مزیت رقابتی 35 درصد بر فرهنگ سازمانی تاثیرگذار است. در تبیین این فرضیه میتوان گفت، فرهنگ، سازمان را قادر میسازد تا بهترین بهرهبرداری را از دانش و تجربیات خود برای ایجاد و دستیابی به اهداف مطلوب که میتواند در امر توسعه مزیت رقابتی انجام دهد. سازمانهای بهرهمند از فرهنگ سازمانی پایدار که به فعالیت میپردازند برای ساخت قابیلت پویا از مزیت رقابتی به عنوان یک عامل و منبع مهم یاد میکنند. امروزه در فضای رقابتی، در تلاشاند تا با توسعه مزیت رقابتی از طریق ارتقاء فرهنگ سازمانی رونق یابند و خود را با تغییرات نوظهور انطباق دهند. پس میتوان نتیجه گرفت، بین مزیت رقابتی و فرهنگ سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد. مزیت رقابتی به مزیتها و ویژگیهای منحصر به فرد یک سازمان نسبت به رقبا اشاره دارد که منجر به عملکرد برتر و موفقیت در مقابل رقبا میشود. این مزیتها میتوانند شامل تواناییها، منابع، دانش فنی، نوآوری و ساختار سازمانی باشند. فرهنگ سازمانی نقش مهمی در ایجاد و تقویت مزیت رقابتی دارد. اگر فرهنگ سازمانی اعتقادات و ارزشهایی را ترویج کند که به ایجاد نوآوری، همکاری، آموزش و یادگیری مداوم و ارتقاء کیفیت تمرکز داشته باشند، معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد ترغیب میشوند تا به بهبود مستمر خود بپردازند و روشها و راهکارهای نوآورانه را به کار بگیرند. علاوه بر این، فرهنگ سازمانی میتواند بر روابط همکاری و تعاملات بین معلمان تأثیر بگذارد. همکاری و تعامل مؤثر بین معلمان میتواند روند انتقال دانش و تجربیات موثرتر شود و به ایجاد یک محیط پویا و اشتراکی برای یادگیری و نوآوری کمک کند. بنابراین، فرهنگ سازمانی متقابل و حامی مزیت رقابتی میتواند بهبودهای قابل توجهی در عملکرد و عملکرد معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد ایجاد کند و آنها را در رقابت با سایر رقبا تقویت کند
[1]. Anarelli et al
[2]. Lee & Leo
[3]. Chiu & Yang
[4]. Mayuri
[5]. Chen
[6]. Wood et al
[7]. Marian et al
[8]. Muammar Ozer et al
[9]. Parijat et al
[10]. Azam et al
[11]. Osama et al
[12]. Rashid Saif et al
[13]. Levon
[14]. Varic
[15]. Aidlina et al
[16]. Heifing et al
[17]. Kvarteng & Ave
[18]. Walker
[19]. Lee et al
[20]. Hausman et al
[21]. Faced Validity
[22]. Content Validity
[23]. Construct Validity
[24]. Average Variance Extracted
[25]. Cross Loadings