<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه پیشرفتهای نوین در مدیریت آموزشی</title>
    <link>https://www.njournal.ir/</link>
    <description>فصلنامه پیشرفتهای نوین در مدیریت آموزشی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مقایسۀ اثر بخشی بازی وارسازی مدیریت تجربه و توانمندسازی روانشناختی بر تعهد سازمانی و رفتار کاری نوآورانه مدیران مدارس متوسطۀ دوم شهر زاهدان</title>
      <link>https://www.njournal.ir/article_235558.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: مدیریت بخش مهمی از سازمان‌های آموزشی است که توجه به سلامت روان و نوآوری مدیران نیازمند برنامه‌ای جامع و متناسب با نیازهای آن‌ها است. هدف این پژوهش مقایسۀ اثر بخشی بازی وارسازی مدیریت تجربه و توانمندسازی روانشناختی بر تعهد سازمانی و رفتار کاری نوآورانه مدیران مدارس متوسطۀ دوم شهر زاهدان است. روش‌شناسی پژوهش: در این پژوهش از روش کمی از نوع نیمه‌تجربی استفاده گردیده است. جامعه آماری جامعۀ در این پژوهش مدیران مدارس متوسطۀ دوم شهر زاهدان شامل 115 نفر در سال تحصیلی 04-1403 می‌باشند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند تعداد نمونه حداقل 60 نفر برآورد شد و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزارگردآوری داده‌ها پرسشنامه استاندارد رفتار کاری نوآورانه و پرسشنامه تعهد سازمانی بود. داده‌های پژوهش با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و با استفاده از نرم افزار SPSS26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج حاکی از آن بود که بین مداخله بازی‌وارسازی مدیریت تجربه و توانمندسازی روانشناختی و گروه کنترل در پس آزمون متغیر تعهد سازمانی(0001/0 P= 6/297 F=)، و رفتارکاری نوآورانه (001/0 P= 7/65 F=) تفاوت معنی داری وجود دارد. مقایسۀ نتایج تفاوت میانگین‌ها نشان می‌دهد که مداخله بازی وارسازی مدیریت تجربه نسبت به توانمندسازی روانشناختی تاثیر بیشتری بر تعهدسازمانی(4/46) و رفتار کاری نوآورانه(1/100) مدیران در سازمان آموزش و پرورش دارد. بحث و نتیجه‌گیری: بنابراین یافته‌های فعلی می‌تواند به عنوان پایه‌ای برای تصمیم‌گیری آگاهانه و برنامه‌ریزی استراتژیک عمل کند و در نهایت به رشد و موفقیت سازمان کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حکمرانی خوب: محرکی برای ارتقاء ارزش ویژه برند در آموزش عالی (مورد مطالعه: دانشگاه کرکوک عراق)</title>
      <link>https://www.njournal.ir/article_244060.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: در دنیای رقابتی امروز، حکمرانی خوب به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در بهبود عملکرد سازمان‌ها و افزایش اعتماد ذینفعان شناخته می‌شود. دانشگاه‌ها به‌عنوان نهادهای آموزشی و پژوهشی نقش مهمی در توسعه سرمایه انسانی و اجتماعی ایفا می‌کنند و حکمرانی مؤثر در این نهادها می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر ارزش ویژه برند آن‌ها داشته باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین ادراک کارکنان از حکمرانی خوب و ارزش ویژه برند در دانشگاه کرکوک عراق می‌پردازد.روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی-پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کارکنان و اعضای هیأت علمی دانشگاه کرکوک در عراق بود که بر اساس فرمول کوکران، ۳۴۸ نفر (۱۵۲ عضو هیأت علمی و ۱۹۶ کارمند) به روش نمونه‌گیری سهمیه‌ای انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از دو پرسشنامه استاندارد شامل پرسشنامه حکمرانی خوب (رجبی فرجاد و عزب دفتر، ۱۳۹۸) در شش بُعد (نتیجه‌گرایی، اثربخشی نقش‌ها و وظایف، ارتقای ارزش‌ها، شفاف‌سازی، ظرفیت‌سازی و پاسخگویی) و پرسشنامه ارزش ویژه برند دانشگاه (پینار و همکاران، ۲۰۲۰) در هشت بُعد آگاهی از برند، کیفیت ادراک‌شده، تداعی برند، وفاداری، اعتماد، محیط یادگیری، محیط عاطفی و اعتبار دانشگاه) گردآوری شد. روایی و پایایی ابزار با شاخص‌های مناسب (روایی همگرا و واگرا، پایایی ترکیبی، آلفای کرونباخ و بارهای عاملی) تأیید شد. تحلیل داده‌ها در دو سطح توصیفی و استنباطی با به‌کارگیری مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت.یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان داد که از میان ابعاد حکمرانی خوب، سه بعد نتیجه‌گرایی، ارتقاء ارزش‌ها و پاسخگویی تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش ویژه برند دانشگاه دارند. این ابعاد به‌عنوان سرمایه‌های اجتماعی مستقیم و ملموس درک می‌شوند که به سرعت اعتماد و تصویر بیرونی دانشگاه را تقویت می‌کنند. در مقابل، ابعاد اثربخشی نقش‌ها و وظایف، شفاف‌سازی و ظرفیت‌سازی رابطه معناداری با برند نشان ندادند. با این حال، در سطح کلان، رابطه مثبت و معناداری بین ادراک کلی از حکمرانی خوب و ارزش ویژه برند تأیید شد.بحث و نتیجه‌گیری: یافته‌های تحقیق بر اولویت‌دهی عملی به بعد پاسخگویی تأکید دارد. پیشنهاد می‌شود مدیران دانشگاه با اجرای نظام پاسخگویی عمومی (مانند انتشار گزارش عملکرد و برگزاری جلسات منظم پاسخ به پرسش‌ها) و ایجاد سازوکارهای شفاف برای رسیدگی به نظرات و شکایات، گام‌های عینی و مؤثری در جهت افزایش اعتماد عمومی بردارند. این اقدام، نه‌تنها تصویر برند دانشگاه را مستقیماً ارتقا می‌دهد، بلکه زمینه را برای بهبود سایر ابعاد حکمرانی و تقویت جایگاه دانشگاه در سطوح ملی و بین‌المللی فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هوش مصنوعی و آمادگی معلمان در ارتقای باورهای خودکارآمدی معلمان در تدریس ریاضی ابتدایی</title>
      <link>https://www.njournal.ir/article_244430.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: در دنیای معاصر هوش ‌مصنوعی به‌عنوان نوآوری کلیدی، ضرورت اجتناب‌ناپذیری برای دگرگونی فرایندهای یادگیری دارد. در این میان، آمادگی معلمان که ابعاد گوناگونی از جمله دانش فناورانه، باورها و نگرش‌ها، و مهارت‌های عملی در بهره‌گیری از ابزارهای هوش مصنوعی را در بر می‌گیرد، می‌تواند تأثیر چشمگیری بر باورهای خودکارآمدی و کیفیت تدریس آنان داشته باشد. با وجود گسترش هوش مصنوعی در آموزش، مطالعات اندکی در پیش‌بینی خودکارآمدی تدریس دروس پایه مانند ریاضی ابتدایی، پرداخته‌اند. لذا هدف این پژوهش بررسی نقش هوش ‌مصنوعی و آمادگی معلمان در ارتقای باورهای خودکارآمدی معلمان در تدریس ریاضی ابتدایی بود.روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی است که به‌صورت پیمایشی انجام شد. جامعۀ آماری پژوهش شامل معلمان ابتدایی استان آذربایجان‌ غربی در سال ۱۴۰۴ با حجم ۴۵۰۰ نفر بود. روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای و حجم نمونه براساس جدول کوکران ۳۸۰ نفر در نظر گرفته شد. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های ادراک از هوش مصنوعی (الشریده و الکرمیتی، ۲۰۲۴)، پرسشنامه آمادگی معلمان (رمضان‌اوغلو و آکین، ۲۰۲۵) و پرسشنامه باورهای خودکارآمدی در تدریس (اینوکس و همکاران، ۲۰۰۰) استفاده شد و داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از آمار توصیفی و همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که متغیرهای هوش مصنوعی و آمادگی ‌معلمان توانستند 46 درصد از واریانس باورهای خودکارآمدی را تبیین کنند. در این زمینه سهم هر دو متغیر در سطح اطمینان ۹۵ درصد معنادار بود (هوش مصنوعی 30/0=&amp;amp;beta; و آمادگی ‌معلمان 36/0= &amp;amp;beta; می‌باشد).بحث و نتیجه‌گیری: بنابراین می‌توان گفت که هوش مصنوعی و آمادگی‌ معلمان با هم باورهای کارآمدی معلمان در تدریس ریاضی ابتدایی را تبیین و پیش‌بینی می‌کنند. در این مورد، سهم آمادگی معلمان برجسته‌تر است؛ یعنی افزایش آمادگی معلمان کارآمدی آن‌ها را در تدریس بهبود می‌بخشد و برعکس. بنابراین پیشنهاد می‌شود تلاش در جهت توسعۀ توانمندی‌های معلمان و رفع کمبودهای آمادگی به‌عنوان یک اولویت جدی در دستور کار سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان نظام آموزشی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌یابی ساختاری تأثیر شایستگی اخلاقی ادراک شده بر سلامت معنوی با نقش میانجی وجدان کاری</title>
      <link>https://www.njournal.ir/article_244889.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: هدف پژوهش حاضر مدل‌یابی ساختاری تأثیر شایستگی اخلاقی ادراک شده بر سلامت معنوی با نقش میانجی وجدان کاری در بین معلمان ابتدایی شهرستان زاهدان بوده است.  
روش‌شناسی پژوهش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بر اساس مدل معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری را کلیه معلمان ابتدایی شهرستان زاهدان با تعداد 3000 نفر تشکیل دادند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان (1971) حجم نمونه معادل با 349 نفر محاسبه گردید و روش نمونه‌گیری نیز تصادفی ساده بوده است. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه‌های ادراک شایستگی اخلاقی مدیران مارتین و آشتین (۲۰۱۰)، سلامت معنوی پولوتزین و الیسون (۱۹۸۲)، وجدان کاری بریک و مانت (1991) استفاده شده است. روایی پرسشنامه‌ها براساس روایی محتوایی و پایایی بر اساس ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌های به دست آمده با استفاده از روش مدل معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS28 و LISRL8.8 انجام شد. 
یافته‌ها: یافته‌های حاصل از پژوهش نشان داد که بین  ادراک از شایستگی اخلاقی و سلامت معنوی، رابطه مثبت و نسبتاً قوی (733/0)، بین ادراک از شایستگی اخلاقی با وجدان کاری رابطه‌ای مثبت و متوسط به بالا (669/0) و بین سلامت معنوی با وجدان کاری نیز رابطه مثبت و متوسط (508/0) وجود دارد. همچنین نتایج معادلات ساختاری نشان داد که ادراک معلمان از شایستگی اخلاقی بر سلامت معنوی (68/0)، ادراک معلمان از شایستگی اخلاقی بر وجدان کاری (57/0) و وجدان کاری بر سلامت معنوی (49/0) تأثیر مثبت و مستقیم دارد. همچنین ادراک معلمان از شایستگی اخلاقی بر سلامت معنوی از طریق وجدان کاری با ضریب (95/0) تأثیر معنادار و غیرمستقیم دارد..
بحث و نتیجه‌گیری: بنابراین می‌توان گفت که وجدان کاری نقش میانجی در رابطه بین شایستگی اخلاقی ادراک شده با سلامت معنوی معلمان دارد. از این رو پیشنهاد می‌شود متخصصان حوزه آموزش و پرورش بر تقویت وجدان کاری توجه ویژه‌ای داشته باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی نیازهای آموزش و توسعه در سازمان‌ها با توجه به مدل‌های بلوغ</title>
      <link>https://www.njournal.ir/article_245972.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: این پژوهش با هدف پاسخ به این پرسش کلیدی انجام شد که چگونه می‌توان با بهره‌گیری از مدل‌های بلوغ، نیازهای آموزش و توسعه را در سازمان‌ها به‌صورت دقیق، مرحله‌ای و مبتنی بر وضعیت واقعی سازمان شناسایی کرد.
روش‌شناسی پژوهش: پژوهش از نظر ماهیت، اکتشافی و با رویکرد کیفی و روش نظریه داده‌بنیاد (رویکرد نظام‌مند استراوس و کوربین) انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۵ نفر از متخصصان، مدیران ستادی و کارشناسان خبره سازمان آموزش و پرورش شهر کرمان که با نمونه‌گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند، جمع‌آوری گردید. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به شناسایی ۸۰ کد باز منجر شد که در قالب مدل پارادایمی شامل شرایط علی (چهار دسته مانع: ضعف در جذب و توسعه، مسائل مالی، ضعف در برنامه‌ریزی راهبردی، چالش‌های مدیریتی)، پدیده محوری («مسیر بلوغ و تکامل منابع انسانی»)، راهبردها (توانمندسازی سرمایه انسانی و بهبود فرآیندهای اجرایی)، شرایط زمینه‌ای (اعتماد سازمانی و فرهنگ یادگیری)، شرایط مداخله‌گر (آموزش‌های تخصصی موجود) و پیامدها (همسویی استراتژیک، ارزیابی مبتنی بر داده و قابلیت‌های رفتاری) سازماندهی شدند.
بحث و نتیجه‌گیری: شناسایی نیازهای آموزش و توسعه مبتنی بر مدل‌های بلوغ، یک فرآیند سیستمی و پنج گانه است. پیوند مدل بلوغ با نیازسنجی آموزشی، یک ضرورت راهبردی برای توسعه سرمایه انسانی است. مدل پارادایمی ارائه‌شده می‌تواند به عنوان چارچوبی تشخیصی برای حرکت سازمان‌ها به سمت بلوغ واقعی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی تاثیر رهبری اصیل بر فراموشی سازمانی با میانجی‌گری سرمایه روانشناختی</title>
      <link>https://www.njournal.ir/article_246157.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: این پژوهش با هدف مدلسازی تاثیر رهبری اصیل بر فراموشی سازمانی با میانجی‌گری سرمایه روانشناختی در بین کارکنان اداره کل آموزش و پرورش اردبیل انجام شد. 
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف،کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان اداره کل آموزش و پرورش اردبیل در سال تحصیلی 1405-1404 به تعداد 240 نفر بودند که بر اساس فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 144نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شد. جهت گردآوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد، رهبری اصیل  Olio et al (2007) ، فراموشی سازمانی De Hallen (2004) و سرمایه روانشناختی Lutanz &amp;amp;amp; Avolio (2007) استفاده شد. داده‌ها با ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند . 
یافته‌ها: نتایج نشان داد که رهبری اصیل بر فراموشی سازمانی اثر مستقیم منفی و معنادار دارد و نیز رهبری اصیل بر سرمایه روانشناختی اثر مستقیم مثبت و معناداری دارد. همچنین رهبری اصیل با میانجی‌گری سرمایه روانشناختی بر فراموشی سازمانی اثر غیرمستقیم و معناداری دارد. 
بحث و نتیجه‌گیری: با شناخت بهتر و مطلوب‌تر ابعاد رهبری اصیل و استفاده بهینه از این سبک رهبری در ادارات آموزش و پرورش به افزایش سطح سرمایه‌های روانشناختی و کاهش فراموشی سازمانی کارکنان کمک می شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
