نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
مهمترین عامل موفقیت نظام آموزشوپرورش، کارکنان آن سازمان محسوب میشوند و باتوجهبه هدف آموزشوپرورش که تعلیموتربیت انسانها است، میتوان گفت که نیروی انسانی در سازمان آموزشوپرورش نسبت به سایر سازمانها اهمیت بیشتری دارد. علاوه بر این باتوجهبه سرعت پیشرفت تکنولوژی، جامعه ما بیشتر از هر زمانی نیازمند معلمانی با شوق و انگیزه بالا است که به تربیت نیروی انسانی کشور بپردازند. معلمان با ارتقای توانمندیهای خود و کیفیت یادگیری دانشآموزان میتوانند اهداف تعیین شده نظام آموزشی را محقق سازند. کارکنان آموزشوپرورش بهعنوان نیروی انسانی و کارگزار نظام تعلیموتربیت از قابلیتها و توانمندیهای بالقوهای برخوردار هستند که موجب بالارفتن اثربخشی و کارایی میگردد. یکی از مهمترین متغیرهای اثربخش بر موفقیت سازمانی توانمندسازی روانشناختی کارکنان میباشد.
توانمندسازی[1] در اصطلاح، دربرگیرندهی قدرت و آزادی عمل بخشیدن به اداره خود است و در مفهوم سازمانی به معنای تغییر در فرهنگ، شهامت در ایجاد و هدایت محیطی سازمانی است. به بیانی دیگر، توانمندسازی به معنای طراحی ساختار سازمان است بهنحویکه در آن، افراد ضمن کنترل خود، آمادگی پذیرش مسئولیتهای بیشتری را نیز داشته باشند. توانمندسازی در کارکنان باعث میشود که آنان زندگی کاری خود را در پرتو آن کنترل کنند و به رشد کافی برای پذیرش مسئولیتهای بیشتر در آینده دست یابند(ودادی و مهرآرا، 1392). نظری و بصراوی(1400)، در پژوهش خود به رابطه معنادار بین توانمندسازی کارکنان و مهارتهای مدیریت کوانتومی اشاره و تأکید کردهاند.
بیان مسئله یا اهمیت و ضرورت
ایزدی و سیادت(1395) معتقدند که یکی از مهمترین سازمانها در هر کشوری، سازمان آموزشوپرورش میباشد و از عناصر اصلی پیشرفت این گونه سازمانها توانمندسازی آنها است، این کارکنان بهعنوان اصلیترین عنصر فرایند آموزشی میتوانند با داشتن سطح بالایی از انگیزه، روحیه و اشتیاق، اثربخشی نظام آموزشی کشور را تضمین کنند؛ بنابراین باتوجهبه نقشی که این دسته از کارکنان دارند، ضرورت دارد تا پژوهشی انجام شود؛ چراکه کارکنانی که توانمند و دارای انگیزه بالایی هستند، در انجام وظایف محوله تلاش بیشتری نشان میدهند و بهرهوری سازمان را افزایش خواهند داد. بااینحال، مطالعات زیادی در خصوص توانمندسازی روانشناختی کارکنان آموزشوپرورش و عوامل مرتبط با آن همچون مهارتهای مدیریت کوانتومی و مهمتر از آن نحوه افزایش چنین توانمندیهایی انجام نشده است. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط مدیریت کوانتومی با توانمندسازی روانشناختی کارکنان آموزش و پرورش شهر داراب است که میتوانند منجر به افزایش توانمندی کارکنان گردند(علینسب، 1397). مسئولان و برنامهریزان سازمانهای مختلف منجمله مدیریت آموزشوپرورش ازیکطرف نگران بهبود و پیشرفت کیفیت کار و بهرهوری بالا هستند و از طرف دیگر عوامل متعددی وجود دارد که رسیدن به این اهداف و در نتیجه رسیدن به بهرهوری مطلوب را دشوار مینماید که از جمله این عوامل میتوان به کاهش توانمندی کارکنان اشاره نمود.
این موضوع میتواند منجر به توجه بیشتر و آگاهانهتر نسبت به عوامل مؤثر بر توانمندسازی کارکنان گردد و در این میان نمیتوان از نقش مهم عواملی همچون مدیریت کوانتومی و همدلی سازمانی غافل شد، چرا که نتیجه آن میتواند رشد و بهبود کارایی سازمان را به همراه داشته باشد. پس میتوان پذیرفت که انجام پژوهشهایی ازایندست میتواند آثاری برجای گذارد تا مدیران سازمانها از آن برای ارتقای جایگاهیِ سازمان خود بهره ببرند. با بررسی مطالعات صورتگرفته در این حوزه درمییابیم که پژوهشهایی در این حوزه به انجام رسیده لیکن هیچکدام به بررسی رابطه مدیریت کوانتومی با توانمندسازی کارکنان نپرداخته است؛ بنابراین انجام این پژوهش باتوجهبه مدل مفهومی حاضر میتواند دستاورد علمی شایستهای برای مدیران به ارمغان آورد بهخصوص در سازمانی مانند آموزشوپرورش که به سبب وجود عناصر انسانی بایستی بیش از هر سازمان دیگری موردتوجه قرار گیرد.
ضرورت انجام تحقیقها را میتوان باتوجهبه عواملی مختلفی بررسی نمود. بهعنوانمثال از رویکرد تئوریک باید اذعان نمود نیروی انسانی یکی از قدرتمندترین بازوان هر سازمانی به شمار میرود که اگر بهدرستی شناخته و به کار گمارده شود میتواند از بطلان سرمایه و انرژی سازمان جلوگیری نماید و این مهم میسر نمیگردد مگر با انجام تحقیقاتی که با استفاده از نتایج آن مدیران بتوانند پتانسیلهای موجود در نیروهای خود را بهخوبی شناخته و آنها را در مسیر درستی قرار و جهتدهی نمایند، تا منجر به افزایش کارایی سازمان گردد. ازاینرو هر پژوهشی در حوزه توانمندسازی کارکنان میتواند دید گستردهتری را برای ترسیم اهداف آینده سازمان در اختیار مدیران قرار دهد. علاوهبرآن بررسی ارتباط متغیرهای حاضر در پژوهش و طرح ارائه شده برای آن در یک مدل این امکان را فراهم مینماید تا متغیرها بهدرستی شناخته و ارتباطشان بررسی گردد و زمینهای فراهم شود تا به کمک نتایج حاصل، نیروهای توانمندتری در سازمان آموزش و به کار گمارده شوند که این موضوع نیز منجر به بالارفتن کیفیت و کارایی سازمان میگردد.
با توجه به مواردی که بیان شد هدف از انجام این پژوهش تبیین رابطهی بین مدیریت کوانتومی و توانمند سازی روانشناختی کارکنان در سطح جامعه آماری کارکنان ادارهی آموزش و پرورش شهرستان داراب است.
ادبیات پژوهش
مدیریت کوانتومی: شلتون و دارلینگ(2001) مهارتهای مدیریت کوانتومی به شرح زیر تعریف کرده اند:
1-نگاه کوانتومی: توانایی برای دیدن هدفمند؛
2-تفکر کوانتومی: توانایی فکرکردن به شیوه متناقض؛
3-احساس کوانتومی: توانایی احساس زنده و حیاتبخش؛
4-شناخت کوانتومی: توانایی دانستن به شیوه شهودی؛
5-عمل کوانتومی: توانایی عمل به شیوه مسئولانه؛
6- اعتماد کوانتومی: توانایی اعتماد به فرایند زندگی؛
7- وجود کوانتومی: توانایی برای برقراری ارتباط مستمر (توانایی بودن در روابط)
توانمندسازی روانشناختی: شرت و همکاران توانمندی را فرایندی میدانند که بهوسیله آن مشارکتکنندگان محیط آموزشی شایستگیهای خود را بهبود میبخشند و رشد حرفهای خود را ارتقا میدهند و مسائل خود را حل میکنند. توانمندسازی کارکنان یکی از تکنیکهای مؤثر برای ارتقای بهرهوری کارکنان و استفاده بهینه از ظرفیتها و تواناییهای آنان در زمینه اهداف سازمانی است. ازاینرو توانمندسازی نیروی انسانی مفهومی روانشناختی است که به حالات، احساسات و باور افراد نسبت به شغل مربوط میشود (شرت ، 1994، به نقل از زاهد بابلان و همکاران، 1394).
مدیریت کوانتومی: در این پژوهش منظور از مدیریت کوانتومی میزان نمرهای است که آزمودنی در نتیجه اجرای پرسشنامه مهارتهای مدیریت کوانتومی الطافی (1390) به دست میآورد.
توانمندسازی روانشناختی: در این پژوهش منظور از توانمندسازی روانشناختی میزان نمرهای است که آزمودنی در نتیجه اجرای پرسشنامه توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر (1995) به دست میآورد.
پیشینه تحقیق
چناری و بهزادی(1401)، در پژوهشی باهدف بررسی نقش مهارتهای مدیریتکوانتومی در ارتقای رهبری اثربخش که بر روی مجموعه مقالاتی که در بازه زمانی 1996 تا 2015 در زمینه رهبری اثربخشی و مدیریت کوانتومی نگاشته شده بود نتیجه گرفت که مهارتهای هفتگانه بهعنوان الگوی مدیریتکوانتومی شامل: دیدنکوانتومی، تفکرکوانتومی، احساسکوانتومی، دانستنکوانتومی، عملکوانتومی، اعتمادکوانتومی، موجودیتکوانتومی در ارتقای مهارتهای رهبری اثربخش شامل: مهارتتشخیص، مهارتتطبیق، مهارت-برقراری ارتباط نقش داشتهاند.
نظری و بصراوی(1400)، در پژوهشی باهدف بررسی رابطۀ مدیریت کوانتومی با توانمندسازی شغلی دبیران تربیتبدنی استان اصفهان که برروی 226 نفر ازدبیران تربیتبدنی انجام دادند به این نتیجه رسیدند که مؤلفۀ تفکر کوانتومی، وجود کوانتومی، اعتماد کوانتومی، دیدن کوانتومی، احساس کوانتومی، شناخت کوانتومی، عمل کوانتومی و اعتماد کوانتومی قابلیت پیشبینی توانمندسازی شغلی دبیران تربیتبدنی را دارند و رابطۀ خطی بین آنها برقرار است. ازاینرو درصورتیکه مدیران مهارتهای مدیریت کوانتومی را در آموزشوپرورش پیاده کنند، میتواند به توانمندی و بالندگی دبیران تربیتبدنی منجر شود.
نظرزاده و همکاران (1400)، در پژوهشی باهدف بررسی تأثیر مدیریتکوانتومی بر بهرهوری منابع انسانی با میانجیگری همدلی سازمانی که بر روی 320 نفر از کارکنان اداری دانشگاههای خرمآباد انجام دادند به این نتیجه رسیدند که تأثیر مدیریتکوانتومی بر بهرهوری منابعانسانی توسط متغیر میانجی همدلیسازمانی تبیین میشود و همچنین مدیریتکوانتومی بر بهرهوری منابعانسانی و همدلیسازمانی تأثیر دارد؛ اما تأثیر همدلیسازمانی بر بهرهوری منابع انسانی توسط دادههای پژوهش پشتیبانی نگردید.
شهابی نسب و همکاران (1400)، در پژوهشی باهدف تأثیر مهارتهایکوانتومیمدیریت در شکلگیری رفتار کاری نوآورانه با اتکا به نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی و مدیریتدانش: مطالعه موردی که بر روی 210 نفر از کارکنان بیمارستان امام خمینی شهرستان دهدشت به انجام رسانیدند به این نتیجه رسیدند که مهارتهایکوانتومیمدیریت بر رفتار کارینوآورانه کارکنان و توانمندسازی روانشناختی کارکنان و مدیریت دانش کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین توانمندسازی روانشناختی و مدیریت دانش بر رفتارکاری نوآورانه کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد و در میان فرضیات مهارتهای کوانتومیمدیریت بیشترین تأثیر را بر رفتار کاری نوآورانه داشت.
میرصفیان(1394)، در پژوهشی که باهدف بررسی سهم نسبی مدیریتکوانتومی بر مؤلفههای اشتیاق شغلی کارکنان ادارات تربیتبدنی دانشگاههای علوم پزشکی کشور که بر روی 132 نفر از کارکنان اداره تربیتبدنی دانشگاههای علوم پزشکی انجام داد به این نتیجه رسید که مولفههای مدیریتکوانتومی پیشبینیکننده افزایش انرژی شغلی، شیفتگی شغلی و فداکاریشغلی کارکنان بود. همچنین، همبستگی مثبت و معنیداری بین مدیریتکوانتومی با مولفههای انرژیشغلی، شیفتگیشغلی و فداکاریشغلی کارکنان وجود داشت.
آمور و همکاران[2](2021) در پژوهشی که باهدف بررسی رابطه بین توانمندسازی ساختاری، توانمندسازی روانشناختی و عملکردمدیریت انجام دادند به این نتیجه رسیدند که ارتباط مثبت بین توانمندسازی روانشناختی و درگیری کاری برای کارکنان شاغل در بریتانیا قویتر از اسپانیا بود و از عدم تغییر ساختاری جزئی مدل فرضی پشتیبانی میکرد. این یافتهها نشان میدهند که توانمندسازی روانشناختی یک مکانیسم اساسی است که توضیح میدهد چرا توانمندسازی ساختاری به طور مثبت با درگیری کاری و عملکرد مدیریت (بهعنوانمثال، تأکید بر نقش توانمندسازی ساختاری برای طراحی کار) ارتباط دارد.
گیل، رودریگو و مارسلو[3](2018)، در پژوهشی با هدف بررسی تأثیر توانمندسازی معلمان بر نوآوری آنها پرداختند. بهایننتیجه رسیدند که توانمندسازی در نوآوریآموزشی و گسترش دانشفرهنگ و رهبری در سازمان مدرسه مؤثر است.
سارای، پاتچه و کرن[4] (2017)، در پژوهشی باهدف بررسی تأثیر توانمندسازی کارکنان بهعنوان بخشی از مدیریت نوآوری پرداختند. نتایج آنها حاکی از تأثیرگذاری توانمندسازی کارکنان بر میزان نوآوری دانش و ایدههای آنان بود.
اسکات و بروس[5] (2014)، در پژوهشی باهدف بررسی رابطه بین توانمندسازی، اشتیاق شغلی کارکنان و نوآوری در سازمان پرداختهاند، آنها عنوان میکنند یکی از پیششرطهای مهم نوآوری، توانمندسازی روانشناختی کارکنان است.
روش شناسی پژوهش
روش پژوهش حاضر برمبنای هدف کاربردی و برمبنای نوع گردآوری دادهها، توصیفی از نوع همبستگی بود.
جامعه آماری پژوهش، همهی کارکنان شاغل در مدیریت آموزش و پرورش شهر داراب که در سال 1401 مشغول به کار بودند.
جدول 1- جامعه آماری
|
|
|
تعداد |
درصد |
|
جنسیت |
مرد |
78 |
33 |
|
زن |
38 |
67 |
|
|
کل |
116 |
100 |
|
|
مدرک تحصیلی |
فوقدیپلم و پایینتر |
9 |
8 |
|
لیسانس |
65 |
56 |
|
|
فوقلیسانس و بالاتر |
42 |
36 |
|
|
کل |
116 |
100 |
حجم نمونه و روش نمونهگیری:
در پژوهش حاضر برای انتخاب نمونه باتوجهبه اینکه تعداد کارکنان محدود بود از روش سرشماری استفاده شد. باتوجهبه آمار موجود از جامعه آماری (116 =N) و روش سرشماری حجم نمونه ما برابر 116 نفر بود.
ابزار پژوهش
جهت سنجش متغیرهای تحقیق از دو مقیاس به شرح زیر استفاده شد:
· پرسشنامه توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر و میشرا (1995):
پرسشنامه توانمندسازیروانشناختی توسط اسپریتزر و میشرا(1995) تدوین شده است. این پرسشنامه دارای 15 گویه و 5 مؤلفه احساس معنادار بودن، احساس شایستگی (سؤالات 3-1)، خودمختاری (سؤالات 6-4)، تأثیرگذاری (سؤالات 9-7)، معنیدار بودن (12-10)و اعتماد (15-13) میباشد.
نمرهگذاری:
طیف مورداستفاده در پرسشنامه بر اساس طیف پنجگزینهای لیکرت میباشد که برای گزینههای کاملاً موافقم، موافقم، نظری ندارم، مخالفم و کاملاً مخالفم به ترتیب امتیازهای 5، 4، 3، 2 و 1 در نظر گرفته شده است و نمره کل برای هر فرد از مجموع نمرات گویههای پرسشنامه محاسبه میگردد.
روایی و پایایی:
در پژوهش تیمورنژاد و همکاران (1389) ﺟﻬﺖ اﻓﺰاﻳﺶ رواﻳﻲ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ از ﻧﻘﻄﻪ ﻧﻈﺮات ﻛﺘﺒﻲ و ﺷﻔﺎﻫﻲ اﺳﺎﺗﻴﺪ ﻣﺘﺨﺼﺺ اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺮدﻳﺪه اﺳﺖ. در پژوهش حاضر نیز روایی پرسشنامهها از طریق ارائه آنها به اساتید دانشگاه که در حوزه علوم تربیتی و روانشناسی تخصص داشتند و دارای دکترای تخصصی بودند ارائه و مورد تأیید قرار گرفت. عبدالهی (1384) در پژوهش خود با عنوان توانمندسازی روانشناختی کارکنان: ابعاد و اعتبارسنجی بر اساس مدل معادلات ساختاری، اعتبار درونی را به روش آلفای کرونباخ برای سؤالات احساس مؤثربودن 84 صدم، احساس شایستگی ۹۵ صدم، احساس معناداری 89 صدم و احساس خودسامانی 81 صدم به دست آورد. همچنین برای تعیین قابلیت اعتماد پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد و مقدار ضریب آلفای کرونباخ برابر 85 صدم به دست آمد. در پژوهش حاضر ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺗﻌﻴﻴﻦ ﭘﺎﻳﺎﻳﻲ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪﻫﺎ، اﺑﺘﺪا 30 ﻧﻔﺮ از ﺟﺎﻣﻌﻪآﻣﺎری اﻧﺘﺨﺎب و ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ در اﺧﺘﻴﺎر آنﻫﺎ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ و ﺳﭙﺲ از روش آلفای کرونباخ ﺟﻬﺖ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﭘﺎﻳﺎﻳﻲ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺮدﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﻘﺪار آﻟﻔﺎ آن ﺑﺮاﺑﺮ 0.95 ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪ، برای احساس معنادار بودن 0.91، احساس شایستگی 0.95، احساس خودسامانی 0.89 و احساس اثربخشی 0.85 به دست آمد ﻛﻪ میتوان ﮔﻔﺖ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ از ﺛﺒﺎت و ﭘﺎﻳﺎﻳﻲ قابلقبولی ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ.
· پرسشنامه مهارتهای مدیریتکوانتومی الطافی (1390):
پرسشنامه مهارتهای مدیریتکوانتومی توسط الطافی (۱۳۹۰) تدوین شد. این پرسشنامه، مهارتهای کوانتومی را در7 مؤلفه و۴۲ گویه مورد سنجش قرار میدهد. مؤلفه و سؤالات مهارتهای مدیریت کوانتومی عبارتاند از: نگاه کوانتومی سؤالات ۱ تا ۶، تفکر کوانتومی۷ تا ۱۲، احساس کوانتومی ۱۳ تا ۱۸، شناخت کوانتومی ۱۹ تا ۲۴، عمل کوانتومی۲۵ تا ۳۰، اعتماد کوانتومی۳۱ تا ۳۶، وجود کوانتومی ۳۷ تا ۴۲.
نمرهگذاری:
طیف مورداستفاده در پرسشنامه بر اساس طیف پنجگزینهای لیکرت میباشد که برای گزینههای کاملاً موافقم، موافقم، نظری ندارم، مخالفم و کاملاً مخالفم به ترتیب امتیازهای 5، 4، 3، 2 و 1 در نظر گرفته شده است و نمره کل برای هر فرد از مجموع نمرات گویههای پرسشنامه محاسبه میگردد.
روایی و پایایی:
الطافی (۱۳۹۰) در پژوهش خود بیان میکند که روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی (تأیید افراد متخصص و صاحبنظران)، روایی سازه (آزمون تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی) مورد بررسی قرار گرفت، همچنین ضریب پایایی حاصله به روش آلفای کرونباخ (۸۱ صدم) گزارش شد. در پژوهش حاضر جهت سنجش روایی صوری و محتوایی، پرسشنامه مورداستفاده در پژوهش حاضر در اختیار چند نفر از اساتید که در این زمینه تخصص داشتند قرار گرفت که این اساتید دارای ویژگیهایی از جمله داشتن مدرک تحصیلی دکتری و یا تحصیل در مقطع دکتری در رشتههای مرتبط با علوم تربیتی و همکار با واحدهای دانشگاهی و اشراف کامل بر متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش بودند که مورد تأیید آنها قرار گرفت. جهت تعیین پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرنباخ که بر روی تعدادی از نمونه آماری پژوهش (30 نفر) بهصورت تصادفی اجراء گردید و مقدار بهدستآمده برابر با 0.91 بود، این مقدار برای مؤلفه نگاه کوانتومی 0.84، تفکر کوانتومی 0.94، احساس کوانتومی 0.81، شناخت کوانتومی 0.95، عمل کوانتومی 0.92، اعتماد کوانتومی 0.90، وجود کوانتومی 0.85 به دست آمد که حاکی از مطلوببودن پایایی پرسشنامه بود.
یافته های پژوهش
بین ابعاد مدیریت کوانتومی با توانمندسازی روانشناختی کارکنان آموزشوپرورش شهر داراب رابطه معنیدار وجود دارد.
بهمنظور بررسی رابطه بین ابعاد مدیریت کوانتومی با توانمندسازی روانشناختی کارکنان آموزشوپرورش شهر داراب از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد که نتایج آن در جدول زیر ارایه میگردد.
جدول2- نتایج ماتریس همبستگی برای بررسی رابطه ابعاد مدیریت کوانتومی با توانمندسازی روانشناختی
|
متغیرها |
نگاه کوانتومی |
تفکر کوانتومی |
احساس کوانتومی |
شناخت کوانتومی |
عمل کوانتومی |
اعتماد کوانتومی |
وجود کوانتومی |
|
نگاه کوانتومی |
1 |
|
|
|
|
|
|
|
تفکر کوانتومی |
**0.45 |
1 |
|
|
|
|
|
|
احساس کوانتومی |
**0.40 |
**0.23 |
1 |
|
|
|
|
|
شناخت کوانتومی |
**0.43 |
**0.46 |
**0.44 |
1 |
|
|
|
|
عمل کوانتومی |
**0.50 |
**0.27 |
**0.42 |
**0.63 |
1 |
|
|
|
اعتماد کوانتومی |
**0.69 |
**0.39 |
**0.36 |
**0.65 |
**0.50 |
1 |
|
|
وجود کوانتومی |
**0.42 |
**0.30 |
**0.35 |
**0.25 |
**0.45 |
**0.46 |
1 |
|
توانمندساز روانشناختی |
**0.51 |
**0.53 |
**0.38 |
**0.41 |
**0.32 |
**0.61 |
**0.47 |
توجه: 05/0 ≥ = p * و 01/0 ≥ = p **
جدول فوق ضریب همبستگی و سطح معنیداری ابعاد مدیریت کوانتومی با توانمندسازی روانشناختی کارکنان آموزشوپرورش شهر داراب نشان میدهد و چنانکه مشاهده میگردد، توانمندسازی روانشناختی با نگاه کوانتومی (0.01P< / 0.51=R)، با تفکر کوانتومی (0.01P< / 0.53=R)، با احساس کوانتومی (0.01P< / 0.38=R)، با شناخت کوانتومی (0.01P< / 0.41=R)، با عمل کوانتومی (0.01P< / 0.32=R)، با اعتماد کوانتومی (0.01P< / 0.61=R)، و با وجود کوانتومی (0.01P< / 0.41=R)، رابطه مثبت و معنادار دارد.
علاوه بر این جهت بررسی رابطه چندگانه ابعاد مدیریت کوانتومی با توانمندسازی روانشناختی از تحلیل رگرسیون استفاده گردید که نتایج آن در جدول زیر آورده شده است.
جدول3- نتایج آزمون رگرسیون چندگانه برای بررسی رابطه چندگانه بین ابعاد مدیریت کوانتومی با تواتنمندسازی روانشناختی
|
|
R |
|
F |
df |
P< |
|
|
متغیر پیش بین |
نگاه کوانتومی |
0.72 |
0.52 |
16.63 |
108 |
0.000 |
|
تفکر کوانتومی |
||||||
|
احساس کوانتومی |
||||||
|
شناخت کوانتومی |
||||||
|
عمل کوانتومی |
||||||
|
اعتماد کوانتومی |
||||||
|
وجود کوانتومی |
||||||
|
متغیر ملاک: توانمندسازی روانشناختی |
||||||
همانطور که درجدول فوق مشاهده میشود، ضریب همبستگی چندگانه بین ابعاد مدیریت کوانتومی با توانمندسازی روانشاختی در مجموع برابر با 72/0 = R و ضریب تعیین بهدستآمده برابر با 52/0=R2 میباشد. این امر بیانگر این است که بین ابعاد مهارت مدیریت کوانتومی با توانمندسازی روانشناختی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. شدت این رابطه 72 صدم و جهت آن مثبت یا مستقیم است. علاوه بر این ضریب تعیین به دست آمده نشان میدهد که ابعاد مدیریت کوانتومی در مجموع 52 درصد از واریانس متغیر توانمندسازی روانشاختی را در کارکنان آموزشوپرورش داراب تبیین مینمایند.
نتیجه گیری
نتایج آزمون همبستگی نشان داد، توانمندسازی روانشناختی با نگاه کوانتومی (0.01P< / 0.51=R)، با تفکر کوانتومی (0.01P< / 0.53=R)، با احساس کوانتومی (0.01P< / 0.38=R)، با شناخت کوانتومی (0.01P< / 0.41=R)، با عمل کوانتومی (0.01P< / 0.32=R)، با اعتماد کوانتومی (0.01P< / 0.61=R)، و با وجود کوانتومی (0.01P< / 0.41=R)، رابطه مثبت و معنادار دارد. علاوه براین نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه نشان داد، ضریب همبستگی چندگانه بین ابعاد مدیریت کوانتومی با توانمندسازی روانشناختی در مجموع برابر با 72/0 = R و ضریب تعیین بهدستآمده برابر با 52/0=R2 میباشد. این امر بیانگر این است که بین ابعاد مهارت مدیریت کوانتومی با توانمندسازی روانشناختی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. شدت این رابطه 72 صدم و جهت آن مثبت یا مستقیم است. علاوه براین ضریب تعیین به دست آمده نشان میدهد که ابعاد مدیریت کوانتومی در مجموع 52 درصد از واریانس متغیر توانمندسازی روانشناختی را در کارکنان آموزشوپرورش داراب تبیین مینمایند. این یافته پژوهشی با یافتههای نظری و بصراوی (1400)، شهابی نسب و همکاران (1400)، محمودی (1396) و آمور و همکاران (2021) همسو میباشد. در تبیین این یافته پژوهشی میتوان گفت، سازمانی که برمبنای مدیریت کوانتومی اداره میشود، سازمانی است در حال تغییر مداوم، وفقپذیر، چابک و بدون مرز که در آن نوآوری و اطلاعات، آزادانه در جریان است. به نظر میرسد یکی از دلایل قابلیتهای فوق، فاصله گرفتن ساختار سازمانی این سازمانها از ساختار سنتی سلسله مراتبی و هرمی باشد. این سازمانها از قابلیت به حداکثر رساندن مزایای شبکهای بودن، هستند و اعتماد در سطح بالا و کارکنان، چند مهارت یعنی سرعت و انعطافپذیری برخوردارند و در آنها ارتباطات، چندجهته است. در این نوع سازمانها، با شفاف نمودن مقاصد، نیاز به مداخله و هدایت مدیران، کاهش مییابد و در آن بر ایجاد مقاصد مشترک، تأکید میگردد. ازاینرو، در سازمانهای کوانتومی، از فرآیندهای ارتباطی مختلف برای ایجاد چشم انداز مشترک و شفاف سازی مقاصد، استفاده میشود (غلامی و همکاران، 1398). سازمان کوانتومی، به سازمانی که اساساً با یک اقتصاد جهانی رقابتی پویا تطابق دارد گفته میشود و مدام در حال تغییر، سازگار و بدون مرز است و در آن آزادانه اطلاعات و نوآوری جریان دارد (شلتون و مک کنا و دارلینگ، 2002). مدیران با استفاده از مهارتهای کوانتومی، تنوع دیدگاههای متفاوت را به رسمیت میشناسد و فرایندهایی که به دنبال مزیت این تفاوتها هستند را ایجاد میکنند. چنین سازمانی از تعارض، دانستن از طریق مذاکره، حتی ایدههای بسیار متفاوت قدردانی میکند. آشوب (نظم در بی نظمی) بهعنوان یک بخش طبیعی از سیستم تکامل به رسمیت شناخته شده است. در نتیجه سازمانهای کوانتومی، سازمانهای یادگیرنده - مکانهایی که بهبود مستمر و یادگیری ثابت هنجارهای فرهنگی است- میباشند. رهبران مدلهای جدید ذهنی که سازگار با جهانبینی کوانتومی است را تطبیق میدهند، آنها راههای بسیار خلاقانه برای مقابله با این چالشهای سازمانی را کشف خواهند کرد. مدیریت کوانتومی ویژگی توانافزایی در کارکنان و رویاروی برای ارتقای قابلیتها، توانمندیها، اثربخشی مدیران، بهویژه کارکنان دارد (شیتون و دارلینگ، 2001). نتیجه اجرای مدیریت کوانتومی درهرسازمان، افزایش انگیزه و اشتیاق شغلی در کارکنان است تا بدین ترتیب سرزندگی سازمانی حفظ شود و کارکنان به سمت توانمندی پیش بروند. بنابراین زمانی که مدیریت سازمان ازمهارتهای کوانتومی استفاده میکند، ازطریق نگاه کوانتومی، کارکنان سازمان را قادر به هماهنگی نیاتشان حول یک چشمانداز مشترک میکند و همه ذینفعان در فرایندهای ایجاد و طراحی چشم انداز درگیر میشوند. مهارت تفکر کوانتومی جریانی روان از خلاقیت فراوان، اغلب اندیشههای غیر منطقیای پدید میآورد که به رهبر مدیریتی امکان میدهد از محدوده دایره تفکر دودویی فراتر روند. احساس کوانتومی توانایی احساس سرزندگی ایجاد میکند و جنبه انگیزشی در کارکنان ایجاد مینماید. شناخت کوانتومی، توانایی دانستن به شیوه شهودی؛ عمل کوانتومی، توانایی عمل به شیوه مسئولانه؛ اعتماد کوانتومی، توانایی اعتماد به فرایند زندگی؛ و وجود کوانتومی، توانایی برای برقراری ارتباط مستمر(توانایی بودن در روابط) را در کارکنان افزایش داده و مسیر را برای توانمند شدن آنها هموار میسازد.
بهطورکلی بر اساس نتایج حاصله از پژوهش حاضر، مشاهده شد که بین مدیریتکوانتومی با توانمندسازی روانشناختی کارکنان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد که به معنی این است که در سازمانها بخصوص سازمانهایی مانند آموزش و پرورش هر چقدر مدیران و برنامهریزان تلاش نمایند تا سازمان از نظر مدیریتی به سمت مهارتهای مدیریتکوانتومی برود در نتیجه میتوان امیدوار بود سازمان به سمت تحقق اهداف خود پیش برود و به موفقیت برسد و این موضوع در نهایت منجر به توانمندسازی کارکنان سازمان خواهد شد. بنابراین شایسته است مدیران و مسئولان در ردههای مختلف سازمانی تلاش نمایند تا به بهترین شکل سازمان تحت سرپرستی خود را در مسیر افزایش مهارتهایکوانتومی قرار دهند تا از این منظر بتوانند شاهد تحول کارکنان و سازمان خود باشند.
پیشنهادهای کاربردی:
1.پیشنهاد میگردد کارگاههای آموزشی برای کارکنان آموزش و پرورش بهمنظور آموزش مفاهیم مرتبط با مهارتهای مدیریت کوانتومی برگزار و توضیحات لازم ارائه گردد.
2. پیشنهاد میشود مدیران منابع انسانی در سازمانها اصول اخلاقی و نگرش متعهدانه را سرلوحه کار و برنامهریزیهای خود قرار دهند و ضمن آشنایی با ابعاد مدیریت کوانتومی زمینه بروز و نهادینه شدن این مهارتها در خود فراهم نمایند