نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
امروزه توجه روزافزون به توسعه پایدار و لزوم حفاظت از محیط زیست و اجتماع موجودات سبب شده ضرورت توجه به توسعه پایدار به یکی از چالشهای مهم سیاستگذاران تبدیل شود. توسعه پایدار به معنی تلفیق اهداف اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی برای حداکثرسازی رفاه انسان فعلی بدون آسیب به تواناییهای نسلهای آتی برای برآوردن نیازهایشان میباشد(نقدی، صادقی،1392). از دوران ظهور انقلاب صنعتی و و فرو ریختن دیوار بلند میان آموزش عالی و جامعه، دانشگاهها با ارائه خدمات آموزشی و پژوهشی متناسب با نیازها و خواست جامعه، مصدر تحولات عظیم صنعتی، اقتصادی و اجتماعی و جامعه گردیدند. این تحولات، علاوه بر افزایش تولیدات و رشد اقتصادی و بهبود نسبی سطح رفاه، موجب افزایش بیش از پیش استفاده از منابع، تخریب محیط زیست، فقر، نابرابریهای اجتماعی، ظهور جنگها و نا آرامیها نیز گردیده است که به نوبه خود، موجبات ناپایداری توسعه جوامع را فراهم ساخته است. هم اکنون دانشگاههای بسیاری در سطح جهان به دنبال تجدیدنظر و اصلاح سیاستهای پیشین خود برای اعمال اصول پایداری در سیاستها و مدیریت خود میباشند تا قابلیتهای ناپایداری را که سالها توسط آموزش عالی ترویج شده بررسی نموده و در نوع رابطه خود با جامعه تجدید نظر نمایند(آراسته، امیری،1391). از سالهای آخر قرن بیستم، دانشگاههای کشورهای پیشرفته به ویژگیهایی دست یافتهاند که با آنچه به صورت سنتی از دانشگاه درک میشود، متمایز میباشد. این ویژگیها هم از نظر ساختاری و هم از نظرکارکردی، دانشگاهها را در موقعیتی دشوار و در عین حال، پویا قرار داده است(هاروارد[1]،مک لافلین[2]،نایت[3]، 2022).
ویژگیهای ساختاری و کارکردی از یک سو و تغییرات سریع و پیچیده محیطی و مشکلاتی از قبیل کاهش منابع مالی انفجار اطلاعات و سرعت شتابان فناوریهای جدید از سوی دیگر، تصمیمگیری را برای مدیران دانشگاهی بسیار دشوار کرده و آنان را ناگریز از بهرهگیری هرچه بیشتر از پژوهشهای علمی در تصمیمات دانشگاهی نموده است. بنابراین، در تصمیمسازهای پژوهش محور، به منظور جلوگیری از تصمیمات سلیقهای و احساسی، ضرورت توجه به فرایند تصمیمگیری و دانشگاهپژوهی بیش از پیش احساس شده است(ولکواین[4]،2018). توسعه، فرایندی در هم تنیده و دارای وظایفی گسترده و بخشهای محیطی مرتبط با زندگی اجتماعی انسانها است و به معنای فراهم شدن زمینههای لازم برای پیدایی ظرفیتها و قابلیتهای عناصر مختلف در اجتماع و میدان یافتن آنها برای دستیابی به پیشرفت و افزایش توانائیهای کمی و کیفی است. توسعه پایدار، نیازمند استفاده از همه ظرفیت و تواناییها است(گودرزوند چگینی،1392). برای اولین بار ایده توسعه پایدار در کنفرانس محیط زیست بشر در سازمان ملل در سال ۱۹۷۲ مطرح شد.
پس از آن در سال۱۹۸۰، واژه توسعه پایدار در استراتژی جهانی مطرح شد. در سال۱۹۸۷ در کمیته جهانی محیط زیست و توسعه، توسعه پایدار و دستیابی به نیازهای نسل فعلی بدون قربانی کردن نسل آینده، برای دستیابی به نیازهای خود تعریف شده است. سپس در اواخر۱۹۹۰، تلاش برای دستیابی به رفاه از طریق توسعه پایدار انجام شد و بنابراین در گزارش توسعه بشر، ایده توسعه پایدار با توسعه انسانی آمیخته شد. به مرور زمان تعریف توسعه پایدار تکامل پیدا کرد. گریگز و همکاران (۲۰2۳)، توسعه پایدار را اینگونه تعریف میکنند: توسعهای است که نیازهای حال را برآورده کند، در حالی که از سیستم زندگی کره زمین نیز محافظت میکند، زیرا رفاه نسل حاضر و نسل آینده وابسته به سیستم حیات زمین است. با توجه به این تعریف از توسعه پایدار، انسانها بخشی از طبیعت هستند که باید قوانین آن را رعایت کنند و در مقابل آن مسئول هستند( گریگز و همکاران[5]،2023). نظام آموزش عالی نقشی محوری در فرایند توسعۀ پایدار کشورها ایفا مینماید و در واقع؛ سرمایهگذاری اصولی در این بخش، ایجاد امکانات و تسهیلات برای نسلهای آینده و اقدام صحیح در جهت توسعۀ علمی کشور به شمار میرود. در مقابل این سرمایهگذاری، از آموزش عالی انتظار میرود تا نقشی اثربخش در توسعۀ پایدار داشته باشد. بر این اساس، آموزش عالی پایدار برای تشکیل دانشگاههای پایدار به عنوان رهبران جامعه در دستیابی به توسعۀ پایدار ایجاد شده است(پورآتشی،1393). دانشگاه پایدار، سازمانی است که در سطح منطقهای و جهانی، در اجرای وظایف اصلی آموزش، پژوهش و خدماترسانی، به دنبال ترویج و مشارکت در کاهش اثرات منفی محیطی، اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی ناشی از استفاده از منابع است و رهبری جامعه را برای انتقال به سبکهای پایدار زندگی بر عهده دارد(ولازکز[6]، 2021). مقوله دانشگاه پایدار برخاسته از پارادایم توسعه پایدار و ناظر بر توسعه متوازن اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی جوامع است. میتوان گفت که دانشگاه پایدار دانشگاهی است که فلسفه آن مبتنی بر عقلانیت جوهری و تفکر سیستمی است و با بهرهگیری از رویکرد میان رشتهای در آموزش و پژوهش، به صورت فراکنشی به شناسایی و حل مشکلات مبتلا به جوامع بشری اقدام میکند و مقصد نهایی آن تحقق توسعه پایدار برای نسلهای کنونی و آینده است(ملکینیا و همکاران،1393). آموزش، اثربخشترین ساز و کار جامعه برای مقابله با یکی از بزرگترین چالشهای این قرن؛ یعنی توسعه پایداراست. توسعه پایدار به انسانهای کلنگر، دارای تفکر سیستمی، بینش میان رشتهای و فرارشتهای، آگاه، خلاق و مشارکتجو نیاز دارد. تولید منابع انسانی واجد شرایط فوق، نیازمندکیفیت بالای عناصر وعوامل نظام آموزشی(ورودی، فرایند، خروجی و پیامد) در راستای توسعه پایدار میباشد. نظام آموزش عالی و نیروی انسانی متخصص، نقشی کلیدی در توسعه پایدار هر جامعهای ایفا میکند.
دانشگاهها باید به عنوان مکانهای تحقیق و مطالعه برای توسعه پایدار تلاش کنند. آموزش عالی باید بتواند بهترین راه بهرهبرداری از منابع و امکانات محدود را کسب کند(پروین و همکاران،1393). یکی از بزرگترین چالشهایی که پیش روی دانشگاهها است، همکاری آنها در پیشرد توسعه پایدار و کمک به حل پیچیدگیها و معرفی سیستمهای نوینی است که بر مسائل و مشکلات مربوط به ناهماهنگیها غلبه کند. محققان صرفا به دنبال همگامی دانشگاه با توسعه پایدار یا به فکر ایجاد پایداری در فعالیتهای دانشگاهی نیستند بلکه به فکر یکی کردن و ادغام دانشگاه و مسیر رسیدن به توسعه پایدار در سیستمهای اجتماعیاند و این مسئله چالش اصلی پیش روی آنها است(سهرابی و همکاران،1391).
در زمینۀ دانشگاههای پایدار، شاخصهای پایداری و ابزارهای ارزیابی به عنوان اولویت برای بخشهای مختلف دانشگاه مشخص شده است. دانشگاهها نیاز دارند بدانند که چگونه به طور مؤثر میتوانند پایداری را در فعالیتهای دانشگاه تلفیق کنند. در پاسخ به اعمال این اولویت در دانشگاهها، ابزارهای ارزیابی پایداری بیشماری ایجاد و در سطح جهان اجرا میشود که در محدوده و هدف متفاوت اند؛ برخی بر جنبههای محیط زیست و بهرهوری سازگار با محیط زیست و برخی بر جنبههای اجتماعی و توسعۀ جامعه متمرکزند؛ برخی دیگر جا دادن پایداری در برنامۀ درسی و تحقیق را مد نظر قرار دادهاند(لارن خورخه[7]و همکاران،2016). بین سالهای 1970 تا 1990چندین سند بینالمللی تنظیم شده است تا پایداری در آموزش عالی را تعریف نماید. تمام این اسناد در چند نکته با هم مشترکاند(شک[8]،2017): 1- مأموریتهای دانشگاهی باید توسعه پایدار را منعکس کنند، 2-پایداری باید در تمام رشتههای دانشگاهی و الزامات آموزشی تخصصی، همچنین در پژوهشهای هیأت علمی و دانشجویان ادغام گردد،3- تأثیر دانشگاه باید بر سیستمهای محیطی و اجتماعی اطراف، شناسایی و اندازهگیری شود، 4- دانشگاه باید در سیستم جذب، تصدی و ارتقاء خود، تعهد به پایداری را نشان دهد، دانشگاه نسبت به آثار محیطی خودآگاه است، به پایداری در تولید و مصرف خود تعهد دارد و شیوههای پایداری را در تمام فعالیتهای خود وارد میکند، 5- خدمات زندگی نهادی و دانشجویی باید بر پایداری تأکید نماید، 6-دانشگاه باید برای ارتقاء پایداری در خدمترسانی به جامعه محلی و جهانی مشارکت کند.
فرر بالاس[9]و همکاران، ویژگیهایی که یک دانشگاه پایدار را از سایر مؤسسات آموزش عالی تفکیک میسازد، شناسایی کردهاند که عبارت اند از: 1- تأکید و تمرکز بر آموزش تحولی به جای آموزش انتقالی صرف به منظور آمادهسازی دانشجویان برای شناسایی چالشهای توسعه پایدار به جای یک طرفه بودن فرایند یادگیری، آموزش تحولی باید تعاملیتر و یادگیرندهمحور همراه با تأکید شدید بر توانایی تفکر انتقادی باشد، 2- تأکید بسیار بر انجام دادن تحقیق وعلم میان رشتهای و فرارشتهای، 3- جهتگیری آموزش و پژوهش به حل مسائل اجتماعی و در نتیجه، توانمندسازی دانشجویان برای ایجاد تعامل با پیچیدگیهای مسائل واقعی و نا اطمینانیهای مرتبط با آینده، 4- ایجاد و استقرار شبکههایی از تخصصهای متنوع در سطح دانشگاه به منظور تسهیم کارآمد و معنادار منابع، 5- مدیریت و چشماندازی که تغییر مورد نیاز را از طریق تعیین مناسب مسئولیتها و پاداشها اعمال کند، مدیریت و چشماندازی که به تحول دانشگاه در بلند مدت متعهد باشد و به واکنش مناسب به نیازهای در حال تغییر جامعه مشتاق باشد(فرر بالاس و همکاران،2018). کالدر و اسمیت2009، اقدامات ذیل را در هر یک از حوزههای اصلی زندگی دانشگاهی و نیز در میان ذینفعان خارجی دانشگاه به منظور دستیابی به مدلی از مؤسسۀ پایدار در آموزش عالی توصیه میکنند: برنامۀ درسی( به منظور حصول اطمینان از دستیابی دانشجویان به سواد پایداری)، پژوهش( برای کمک به تحقق نیازهای پژوهشی گسترده در پیشبرد پایداری)، فعالیتها(گسترش تلاشهای مؤسسات برای دستیابی به پایداری در عرصۀ فعالیتها)، توسعه و خدمات( مشارکت مؤسسات با جوامع محلی و منطقهای در جهت گسترش توسعۀ پایدار)، زندگی دانشجویان( توسعۀ پایدار میتواند از طریق برنامههای جدید گوناگون، بخش جدایی ناپذیری از فرهنگ پردیس را شکل دهد)، رسالت، خط و مشی؛ برنامهریزی مؤسسه(طرحهای پایداری، برای شکوفایی، نیاز به حمایت سطوح بالا دارند)، ذینفعان بیرونی(1- سازمانهای غیرانتفاعی میبایستی از طریق فراهم نمودن منابع در مورد بهترین تجارب تسهیل و تسهیم دانش بین پردیسها و بهبود توانایی دانشکدهها در ارزیابی پیشرفت، خود، حمایتشان را از موضوع پایدار در آموزش عالی تداوم بخشند، 2- بازار کار نقش اساسی در حمایت از پایدار در آموزش عالی دارد، 3- دولت باید برا ی ایجاد شرایط نظارتی که سبب گسترش رشد پایدار در آموزش عالی میگردد، اقدام کند(کالدر و اسمیت ،2019).
لوزانو[10]و همکاران، با تجزیه و تحلیل نمونه از بیانیهها و منشورهای کنفرانسهای بین المللی از سال 1972تا 2009، در زمینۀ نحوة شرکت دادن توسعۀ پایدار در مؤسسات آموزش عالی، 10حوزة دانشگاه را برای تلفیق توسعۀ پایدار عبارتند از: برنامۀ درسی، پژوهش، فعالیتهای دانشگاه، توسعه و همکاری، همکاری دانشگاهها، ارزیابی و گزارشدهی، میان رشتهای، چارچوب نهادی، تجارب زندگی دانشگاهی و آموزش مربیان پیشنهاد کردهاند) لوزانوو همکاران،2020). نتایج پژوهش سهرابی و همکاران که با هدف بررسی همگامی دانشگاههای دولتی ایران با توسعة پایدار بوده و از الگوی سه بعدیFLA استفاده شده است نشان داد که بخشهای آموزش و مدیریت، همگام با توسعة پایدار حرکت کردهاند، ولی بخش پژوهش نتوانسته همگام با توسعة پایدار به فعالیت خود ادامه دهد و در نتیجه جهت رفع این مشکل بایستی کارگاهها و برنامههای آموزشی در نظر گرفته شده برای استادان، کارمندان و دانشجویان را برای آشنایی با آخرین دستاوردها و آموزشهای ضمن خدمت از لحاظ کمّیت وکیفیت ارتقا یابد و همکاری و ارتباط بیشتری را با دانشگاههای منطقه در زمینة تبادلات علمی و آموزشی، برگزاری مشترک همایشها و نشستهای مختلف برقرار شود(سهرابی و همکاران،1391). نتایج پژوهش ملکینیا و همکاران که با هدف شناسایی و اولویتبندی مؤلفههای دانشگاه پایدار انجام شد، نشان داد که مؤلفه نظام مدیریتی پایدار، دارای بیشترین اهمیت و بعد از آن به ترتیب مؤلفههای نظام آموزشی پایدار، نظام پژوهشی پایدار، نظام مدیریت زیستمحیطی، نظام تأمین مالی پایدار و ارائه خدمات تخصصی توسعه پایدار قرار دارند(ملکینیا و همکاران،1393).
نتایج پژوهش پروین و همکاران که با هدف طراحی مدلی برای کیفیت برونداد نظام آموزش عالی در رسیدن به توسعه پایدار بر اساس رویکرد سیستمی، حاکی از آن است که برای رسیدن به توسعه پایدار، نظام آموزشی یکی از عناصری است که میتوان راه رسیدن به توسعه را هموار سازد و مسیر آن را به سوی توسعه همواره هدایت کند اما مقولهی مهمی که در آموزش برجسته است کیفیت محصولات و بروندادهای نظام آموزشی است(پروین و همکاران،1393). سلطانیپور و دماری در پژوهش خود، تاکید برگنجاندن دورههای آموزشی اصول فنون مدیریت مبتنی بر توسعه پایداردر آموزشهای دانشگاهی و ضمن خدمت مدیران و ایجاد ساختاری فراوزارتی و حتی فرا قوهای برای انسجام و هماهنگی در زمینه توسعه پایدار ضروری دانستند(سلطانیپور و دماری،1395). نتایج پژوهش اصلانی و همکاران نشاندهنده این واقعیت است که، بین دانشگاه و توسعه پایدار رابطهی همسویی برقرار است، که در این راستا آموزش عالی باید ضمن شناسایی مؤلفههای دانشگاه پایدار درکشورهای توسعه یافته و در حال توسعه باید متناسب با بافت نظام کشور و توسعه کلیه عوامل مؤثر در بهبود شرایط زیست محیطی، یعنی عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه مورد تاکید قرار دهد تا بتوانند بهعنوان یک دانشگاه پایدار در عرصه جهانی حضوری سبز داشته باشند و پارادایم پایداری و توسعه پایداری نتایج ناشی از اجرای طرح در نسل کنونی و نسلهای بعدی است، یعنی پایداری، باید تصویری روشن از وضع آینده ارائه دهد زیرا یکی از اهداف آن سنجش پیشرفت در دستیابی به برابری بین نسلی و درون نسلی است(اصلانی و همکاران ،1395).
راد و همکاران، در پژوهشی 8 بعد را در زمینه آموزش عالی پایدار سازماندهی کردند. این ابعاد به لحاظ تعداد ارجاع و تعداد منابع به ترتیب نزولی عبارت است ازمدیریت زیست محیطی پردیس؛ آموزش پایدار؛ مشارکتکنندگان؛ مدیریتی پایدار؛ سرمایه اجتماعی؛ پژوهش پایدار؛ نظارت، ارزیابی و گزارشدهی؛ اداری و مالی(راد و همکاران،1396). صادقی و همکاران در پژوهشی با هدف ارائه الگوی دانشگاه پایدار در دانشگاه آزاد اسلامی، 14 مؤلفۀ اصلی را شناسایی کرده است که عبارتند از: 1- دیدگاه آرمانی، مأموریتها و سیاستهای پایداری در دانشگاه، 2- ساختار و تشکیلات و مشارکت گروههای ذینفع درخصوص پایداری در دانشگاه، آموزش برای تحقق پایداری، 3- پژوهش برای تحقق پایداری، 4- مدیریت منابع، 5- مواد غذایی و بازیافت، 6- عمران و ساخت و ساز سبز، 7- زندگی و مشارکت دانشجویی، 8- حمل و نقل، 9- استانداردها، 10- نظامهای اطلاعات مدیریت توسعه پایدار در دانشگاه، 11-آزادی علمی، انتخاب و ارتقای شایسته، 12- حقوق و مسئولیتهای روشن، 13- پاسخگویی(صادقی و همکاران،1393). نهاد دانشگاه پژوهی، یکی از نهادهای مهم دانشگاه برای دستیابی به اهداف نظامهای دانشگاهی است که در بسیاری از کشورها ضرورت ایجاد و استقرار آن درک شده و بهعنوان ابزاری مؤثر در تصمیمگیریهای مدیریتی، تصمیمسازی دانشگاهی، آیندهنگری و پاسخگویی عمومی تلقی میشود. دانشگاه بهعنوان محوریترین نهاد تولید دانش، در توسعه این امر حیاتی، نقشی برجسته و پایهای دارد و در این راستا واحد دانشگاهپژوهی میتواند در بهینه سازی کارکردهای و فرایندهای دانشگاهی نقش ایفا کند در ایران این ضرورت مغفول مانده و نیازمند بذل توجه و کارهای جدی است(نعمتی و همکاران،1393). امروزه با توجه به روند شتابان افزایش هزینههای آموزش عالی و کیفیت آن و کاهش حمایتهای دولتی از دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در سراسر جهان از یک سو و شتابگیری پیشرفت تکنولوژی و گسترش نیاز سیستم اقتصادی به دانش علمی از سوی دیگر، سیستم آکادمیک به صنعت دانش تبدیل شده است. افزایش بهرهوری در دانشگاهها تابع فرایند تحقیق و توسعه است که در مبانی نظری، دانشگاه پژوهی نامیده میشود. در دهههای اخیر، مهمترین مساله اقتصاد ایران پایین بودن سرمایهگذاری در توسعه دانش و بهرهوری آن است. دانشگاههای ایران مطلوب است خود یادگیرنده و دانش محور شوند. دانشگاهپژوهی مناسبترین مسیر دستیابی دانشگاههای کشور به این هدف است. واحد دانشگاه پژوهی در اغلب دانشگاههای معتبر جهان، بهمنظور تقویت همکاریهای دانشگاه و صنعت، پیدایش و نضج یافته است؛ در حالیکه در دانشگاههای کشور، امری مغفول مانده است (امین بیدختی و همکاران، 1389).
دانشگاه پژوهی شامل فرایند گردآوری و بهرهگیری از داده و اطلاعات و انجام پژوهشهای هدفمند بهمنظور شناسایی و رفع مسایل دانشگاهی و مشاوره به مدیران جهت اتخاذ سیاستها، برنامهها و تصمیمات اثربخش در راستای بهبود درونی دانشگاه و همچنین برقراری ارتباط پویا با محیط و ارائه خدمات مطالعاتی، تحقیقاتی و مشاورهای اثربخش به مشتریان چندگانه در راستای ارتقای پاسخگویی بیرونی دانشگاه است(نعمتی و همکاران،1393). دانشگاه پژوهی عبارت است از فرایند نظامیافته پژوهشها و ارزشیابیهای منظم تمامی فرایندها، برنامهها، عملکردها، منابع و اثربخشی واحدهای سازمانی که در یک دانشگاه یا مؤسسه آموزش عالی پژوهشی یا فناوری با مرکزیت یک واحد رسمی دانشگاه پژوهی از طریق جلب مشارکت سایر واحدها یا گروههای اعضای هیأت علمی،کارشناسان و دانشجویان به منظورگردآوری و سازماندهی دادهها، پردازش و تحلیل به هنگام دادهها، تولید و تفسیر دانش و اطلاعات و تقدیم گزارشها و توصیههای سنجیده به هیأت رئیسه، مدیران میانی و اجرایی و سایر مخاطبان درون و برون دانشگاهی برای سیاستگذاری، برنامهریزی و تصمیمگیریهای راهبردی و عملیاتی در راستای اعمال مدیریت دانایی محور در نظر میگیرد. واحد دانشگاهپژوهی، چهار نقش اساسی بر عهده دارد که عبارتند از جمعآوری، تجزیه و تحلیل و انتشار اطلاعات، مهندسی اطلاعات، طراحی و تسهیل فرایند برنامهریزی دانشگاهی، مشاوره در تصمیمگیریهای دانشگاهی(امین بیدختی و همکاران،1391).
دانشگاه پژوهی را نیز میتوان به عنوان موتور حفظ و ارتقای کیفیت در دانشگاه مد نظر قرار داد که بر این اساس، از جایگاه ویژه ای در مسیر توفیق و تعالی این نهاد تأثیرگذار در فرایند توسعه ملی، برخوردار خواهد بود. هدف دانشگاه پژوهی، هدایت پژوهشهای دانشگاهی، در راستای تحقق دوکار ویژه اصلی بهبود درونی فرایندها و کارکردهای درون دانشگاهی و پاسخگویی بیرونی به نیازها و تقاضاهای برون دانشگاهی، می باشد. میتوان واحد دانشگاه پژوهی و مطالعات راهبردی» را نهادی برای مشاوره به مدیران برای سیاستگذاری، برنامهریزی، تصمیم سازی و تصمیمگیریِ مؤثر برای رشد و توسعه هدفمند و هوشمندانه دانشگاه در راستای مأموریتگرایی و دستیابی به مزیت رقابتی و رفع مشکلات با استفاده از ایدهها و پژوهشهای نو و بدیع دانست؛ بهگونهای که میتوان آن را بهمنزله پلی میان دانش و اجرا نامگذاری کرد(نعمتی،1395).
ولکواین با تجمیع ابعاد مختلف، فعالیتهای دانشگاه پژوهی را در 18بعد مطابق مفاهیم ذیل تعریف نمود. بر این اساس ابعاد 18گانه فعالیتهای دانشگاه پژوهی چارچوب نظری بررسی تطبیقی - تحلیلی اسناد دفاتر دانشگاه پژوهی دانشگاههای منتخب قرار گرفت. ابعاد 18گانه فعالیتهای دانشگاهپژوهی الگوی ولکواین عبارتند از: مطالعات تطبیقی و الگوبرداری، برنامهریزی استراتژیک، ارزیابی عملکردهای دانشجویان، اعتبارسنجی، اثربخشی دانشگاهی ،ارزشیابی برنامههای آموزشی و مدیریتی، تحلیل آموزشی، بهسازی اعضای هیات علمی، بررسی جو پردیس، دانشگاه و زندگی دانشجویی، ارزیابی مدیریت جامع کیفیت و بهبود مستمرکیفی، بهسازی برنامه درسی،گزارش مدیریت ثبتنام و نگهداشت دانشجویان، تحلیل مدیریت دانش و فناوری، مدیریت منابع، تحلیل ثبت نام پذیرفته شدگان، گزارش تامین مالی، تحلیل روابط انجمن دانشآموختگان، تدوین سنجههای ارزیاب عملکرد و پاسخگویی(ولکواین،2008). طرقی و همکاران پژوهشی را با هدف بررسی مقایسه ای کارکرد دفاتر دانشگاه پژوهی دانشگاههای منتخب، با الگوی"ولکواین"(2008) و ارائه ماتریس ابعاد دانشگاه پژوهی انجام دادند. در ماتریس ارائه شده 24وجه از فعالیتهای دانشگاه پژوهی در پیوستار اهداف، از بهبود تا توسعه و در پیوستار سازمانی مشتمل بر پنج کارکرد اصلی (مرجعیت اطلاعات، تحلیلگری سیاستها، پژوهشگری و تصمیم سازی، ارزشیابی و پاسخگویی) توصیف شده است(طرقی و همکاران1396).
نتایج پژوهش آقامیرزایی و تقوایی نشان دادکه کارکردهای دانشگاه پژوهی چند بعدی است و ابعاد مختلفی از جمله ارتباطات، مرجعیت اطلاعات، تحلیلگری سیاستها، پژوهشگری و تصمیم سازی، ارزشیابی، پاسخگویی را شامل می شود(آقامیرزایی و تقوایی،1398). دانشگاه یکی از عناصری است که میتواند راه رسیدن به توسعه پایدار را هموار سازد. اما چنین فرایندی برای تاثیرگذاری نیازمند الزامات و شرایط تعاملی و تسهیلگر است. در این راستا، دانشگاه پژوهی به مثابه منشاء تحولات در دانشگاه، به تحلیل و ایجاد ارتباط میان دادهها و اطلاعات گردآوری شده با مسائل داخل و خارج دانشگاه، در راستای تبیین پیچیدگی محیط پیرامون و تعامل مستمر با آن و همچنین یافتن راه حلهای اثربخش و راهبردی در جهت ایفای نقش دانشگاه پایدار و زمینهساز برای توسعه پایدار است. بنابراین توسعه پایدار در جامعه در عصر کنونی مستلزم توجه به دانشگاهپژوهی است. این پژوهش ضمن بررسی مفهوم توسعه پایدار و ابعاد آن و همچنین مفهوم دانشگاهپژوهی و ابعاد آن، به بررسی نقش دانشگاهپژوهی در ایجاد دانشگاه پایدار و در نهایت توسعه پایدار میپردازد.
روش
این پژوهش با هدف شناسایی نقش دانشگاه پژوهی در توسعه پایدار انجام شده است. بهمنظور گردآوری دادهها از شیوه کتابخانه ای و بررسی اسنادی استفاده و سپس تحلیل محتوای کیفی اسناد انجام شده است. اولین گام پژوهش پس از بیان مسئله، جستجوی اسناد و مقالات در سایتهای ,ERIC GOOGLE, SGHOLAR با کلید واژه های پایداری اجتماعی، تحقیقات نهادی، دانشگاه پژوهی، آموزش عالی و توسعه پایدار، فرایند تحقیقات دانشگاهی، دانشگاه پایدار انجام شد. در این پژوهش تجزیه و تحلیل دادهها از طریق طبقهبندی تحلیلی محتوای اسناد و مدارک، انجام شده است. در این پژوهش، نقش آفرینی دانشگاه پژوهی در تسهیل و تقویت دانشگاه پایدار و در نهایت توسعه پایدار تشریح شد.
یافته های پژوهش
تجزیه و تحلیل محتویات متون و اسناد دانشگاه پژوهی
به نظر میرسد واحد دانشگاه پژوهی، میتواند موجبات توسعه و تعالی دانشگاهها را در فرایند توسعه پایدار را فراهم سازد. در واقع دانشگاهها از طریق هدایت واحدهای دانشگاه پژوهی و با تأکید بر کارکردهای دانشگاه پژوهی از جمله ارتباطات، مرجعیت اطلاعات، تحلیلگری سیاستها، پژوهشگری و تصمیم سازی، ارزشیابی، پاسخگویی می توانند به عنوان واحد تقویت کننده دانشگاه و توسعه پایدار نقشآفرینی نمایند.کارکردهای واحد دانشگاه پژوهی با تأکید بر توسعه پایدار را می توان به شرح زیر عنوان نمود:
کارکرد ارتباطات با تأکید بر توسعه پایدار: اطلاع رسانی اولویتهای دانشگاه، ارتباط با سازمانهای بیرونی، جلب مشارکت همکاران دانشگاهی، توجه و اهمیت به ایدهها و نقطه نظرات جدید، توجه به نظام انتقادات و پیشنهادات.
کارکرد مرجعیت اطلاعات با تأکید بر توسعه پایدار: تسهیل و به اشتراکگذاری و انتقال دانش ، تهیه و ارائه گزارشهای سالانه نظیر اطلاعات نامه، مدیریت طراحی، پشتیبانی و به روز رسانی سیستمهای اطلاعاتی .
کارکرد تحلیل سیاستها با تأکید بر توسعه پایدار: تحلیل کارکردهای آموزشی، پژوهشی،کارافرینی/ تحلیل مدیریت دانش و فناوری، تحلیل ذینفعان، توجه به رصد مداوم ماتریسSWOT از منظر آینده پژوهانه، مطالعه و تحلیل مخاطرات و ریسک اهداف و برنامههای دانشگاهی، تجزیه و تحلیل آثار و کارکردهای شبکةهای اجتماعی، بررسی و تحلیل دورهها، رشتهها و دروس جدید، تحلیل تامین تنوع منابع مالی.
کارکرد پژوهشگری و تصمیمسازی با تأکید بر توسعه پایدار: مطالعات تطبیقی و الگو برداری، برنامه ریزی استراتژیک، نگرش سنجی، سنجش وضعیت بازار آموزش عالی، هدایت پژوهشها در راستای رفع مشکلات درونی و پاسخ به نیازهای بیرونی، مطالعه و بازنگری برنامهها و محتوای دروس، توسعه سرمایههای انسانی، ارایه پیشنهادات علمی و سیاستی، آسیب شناسی.
کارکرد ارزشیابی با تأکید بر توسعه پایدار: اثر بخشی دانشگاهی، اعتبارسنجی، ارزشیابی آموزشی و مدیریتی، مدیریت کیفیت جامع و بهبود مستمر کیفیت، ارزیابی عملکرد دانشجویان، شناسایی راهکارهای اصلاحی برای اثربخشی.
کارکرد پاسخگویی با تأکید بر توسعه پایدار: بهسازی اعضای هیات علمی، مدیریت منابع، تامین اعتبار مالی، ایجاد شاخصهای کلیدی عملکرد در جهت پاسخگویی، ارائه خدمات دانشجویی و فرهنگی متنوع، توجه به ویژگیها و اولویتهای ملی و منطقهای، جهت دهی سیاست ها و تجارب اجتماعی قابل کاربرد، توجه به حل مسائل اقتصادی و صنعتی جامعه، شفافیت در برنامه های توسعه خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی، توجه به نتایج نظرسنجیها در روند اداره امور.
تجزیه و تحلیل محتویات متون و اسناد دانشگاه پایدار
از طریق بررسی و تجزیه و تحلیل مقالات در ارتباط با ویژگیهای دانشگاه پایدار، ابعاد و مولفه های دانشگاه پایدار به شرح زیر شناسایی گردید:
بعد آموزش و پژوهش پایدار: برنامه درسی فرا و میان رشتهای، پرورش مهارتهای تفکر انتقادی و تفکر سیستمی، سواد زیست محیطی پایداری، استفاده از رویکردهای یاددهی یادگیری، اکتشافی، مشارکتی، برگزاری کنفرانسها، سمینارها، کارگاه ها، پژوهش فرا و میان رشتهای، جهت گیری پژوهشها به سمت حل مسائل زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی و نیازهای جامعه، حمایت از پروژه های تحقیقاتی مرتبط با توسعه پایدار.
بعد پردیس دانشگاهی پایدار: استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، بهره وری آب، حمل و نقل، مدیریت سموم، میراث طبیعی، بهداشت حرفه ای و ایمنی، استفاده از مواد غذایی ارگانیک، خدمات غذاخوری، خرید زیست محیطی، طرحی و معماری سبز، استقرار اتوماسیون اداری، تفکیک و بازیافت زباله.
بعد مدیریت دانشگاهی پایدار: تلفیق توسعه پایدار در سند چشم انداز دانشگاه، مشارکت ذینفعان دانشگاه در تصمیمگیری، رعایت اصول برابری در استفاده از فرصتها، همکاری بین دانشگاهی، انتخاب مدیران دانشگاه به شیوه دموکراتیک، ارزیابی سالانه پایداری دانشگاه، مسئولیت اجتماعی و پاسخگویی به ذینفعان، متنوعسازی منابع تأمین مالی دانشگاه ، شفافیت صورتهای مالی دانشگاه.
بعد ارائه خدمات تخصصی به جامعه: سخنرانیهای عمومی وآگاهی بخشی، اجرای پروژه های تخصصی برای جامعه، ارائه آموزش های حرفه ای و شغلی به سازمان در خصوص تحقق توسعه پایدار، مشارکت فعال در توسعه محلی و ملی، برگزاری سمینارها و کنفرانسهای علمی وتخصصی با موضوع توسعه پایدار.
بحث و نتیجه گیری
مهمترین و بزرگترین چالش در کشورها در هزاره سوم دستیابی به توسعهی پایدار است که در استمرار زندگی و تداوم حیات بشری در آینده نقش بی بدیل ایفا مینماید. آن چه راجع به توسعه و ابعاد مختلف آن از قبیل توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و ارتباط آنها با آموزش عالی گفته شد؛ چنین نتیجهگیری میشود که خدمات دانشگاه برای توسعه به ویژه توسعهی پایدار چه در بعد کمی و چه در بعد کیفی آن اثرگذار بوده و نقش زیربنایی دارد. امروزه دانشگاهها به سرمایههای ارزشمندی تبدیل شدهاند که جوامع به کمک آنها میتوانند به پیشرفت و توسعه پایدار دست یابند. عبور از الگوی رشد به فضای پایداری مستلزم بازنگری کلی رویکرد سیستمهای آموزشی و به ویژه نظام آموزش عالی و دانشگاهی است. مقتضیات زندگی در پارادایم پایداری، قابلیتهای ویژه و نظام های آموزشی دارای رویکرد پایدار را طلب می کند که به میزان زیادی منطبق با فلسفه آموزشهای عمومی آموزش عالی است. بر این اساس، بازنگری چشم اندازها، سیاستها، ساختارها، فرایندهای آموزشی، شیوههای تدریس، محتویات آموزشی به منظور تغییر شیوه تفکر، سبک زندگی، نگاه جدید به پدیدهها و پرورش قابلیتهای مورد نیاز نسلهای آینده اجتناب ناپذیر خواهد بود. در این راستا، دانشگاهپژوهی، با کارکردهای ارتباطات، مرجعیت اطلاعات، تحلیل سیاستها، پژوهشگری و تصمیمسازی و ارزشیابی و پاسخگویی، بستر لازم را برای استقرار مولفهها و الزامات دانشگاه پایدار فراهم نموده و موجب تسهیل فرایند پایداری در دانشگاهها و نقشآفرینی آنها در توسعه جوامع میگردد. از این رو، برای نهادینه شدن روشهای اجرایی آن، راهاندازی دفاتر دانشگاه پژوهی بهعنوان دستیاران نظام دانشگاهی کشور میتواند به مدیران، آموزشها و روشهای اجرایی مناسبی جهت توسعه پایدار ارایه نماید.

شکل1 : مدل نقش آفرینی دانشگاه در توسعه پایدار