نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
دانشگاه ها و مراکز عالی جزء سازمان های مهمی هستند که نقش راهبردی در تحقق اهداف کشور دارند. از آنجا که دانشگاه ها به تولید دانش و تربیت نیروی انسانی متخصص و متعهد مورد نیاز جامعه می پردازند، می توان آنها را مبدا تحولات هر کشوری به حساب آورد (مرادی، رحیمی دوست و شاهی، 1395). تربیت و توانمند سازی منابع انسانی مورد نیاز آموزش و پرورش بر عهده دانشگاه فرهنگیان است و این دانشگاه نقش کلیدی در این حوزه دارد. بر اساس سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، ساختار سازمانی «مراکز تربیت معلم » تغییر کرد و «دانشگاه فرهنگیان» تأسیس شد. دانشگاه فرهنگیان با اهدافی مشخص راه اندازی شد و طبق اساسنامه این دانشگاه، و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، ضوابط و مقررات وزارتین آموزش و پرورش و علوم، تحقیقات و فناوری و قوانین و مقررات مربوط اداره می شود (ترک زاده، صادقیان سورکی، مرزوقی و جهانی، 1398).
دانشگاه فرهنگیان به عنوان مکانیسمی برای آموزش قبل از خدمت در حوزه معلمی در نظر گرفته شده است که فضایی ساختارمند برای توسعه شخصی و روانشناختی معلمان فراهم می آورد و به طور مستقیم موجب توسعه شخصی و رشد روانی معلمان می شود. در واقع، دانشگاه فرهنگیان و مراکز تربیت معلم برای تجهیز معلمان آینده به دانش، نگرش، رفتارها و مهارت های مورد نیاز در کلاس درس، مدرسه و جامعه در نظر گرفته شده اند و هدف از استقرار این دانشگاه و مراکز، تربیت نیروی انسانی برخوردار از دانش، مهارت و توان لازم برای انجام وظایف معلمی، یعنی آموزش و پرورش دانش آموزان است. به همین منظور، امروزه تربیت معلم با کیفیت از اهمیت بالایی برخوردار است و کیفیت آموزش، نگرانی عمده سیاستگذاران و دست اندرکاران تعلیم و تربیت و خانواده ها است (معروفی، یوسف زاده و میرزایی فر، 1397).
با توجه به اینکه امروزه مدارس و معلمان نقش مهمی در آموزش و تربیت دانش آموزان دارند، توانمند سازی معلمان از نظر علمی و تخصصی تربیتی بسیار مهم است لذا باید به این امر مخصوصا در دانشگاه های فرهنگیان که مرکز تربیت معلمان فکور مطابق با اصول سند تحول بنیادین آموزش و پرورش هستند، توجه بسیاری نمود (صفری، سیاوشی و مفیدی 1398).
بیان مسئله
امروزه اهمیت آموزش و پرورش بر هیچ کس پوشیده نیست. آموزش سرمایه امروز و آینده ماست. سرمایه ای که نمی توان قیمتی بر آن نهاد و همان چیزی است که بشر را از عصر تاریکی و جهل به عصر روشنایی و نور سوق بخشیده است. منابع انسانی نیز به عنوان مهم ترین سرمایه و عامل موفقیت سازمان، باید به طور خاص مورد توجه قرار گیرد.
نظام آموزش و پرورش از بزرگ ترین و گسترده ترین سیستم های درون هر جامعه ای است که سرنوشت آن جامعه را در بلند مدت تعیین می کند. در حقیقت خوشبختی یا بدبختی هر جامعه به آموزش و پرورش آن بستگی دارد. چنانچه آموزش و پرورش از نظر اهداف، ساختار و منابع درست طراحی شود، در دراز مدت توسعه جامعه را تضمین خواهد کرد و به اثربخشی نزدیک می شود (صفری، سلطانی، تجویدی و زارعی، 1398).
معلمان عنصر اصلی هرگونه تحول در نظام آموزش و پرورش محسوب می شوند. سرمایه گذاری برای آموزش معلمان از سودمندترین سرمایه گذاری ها به شمار می آید. به طور کلی، موفقیت هر نظام آموزشی و دستیابی به نتایج حاصل از تغییر نظام، بدون آموزش نیروی انسانی ممکن نیست (فارسی علی آباد، ناطقی و سیفی، 1396). از آنجایی که نیروی انسان کارآزموده و حرفه ای مهم ترین جزء مدارس است، باید به نقش و وظایف آن توجه شود. معلم باید برای پذیرش نقش جدید خود آموزش ببیند و قابلیت های لازم را در زمینه تدریس کسب کند. نقش معلم باید نسبت به گذشته تغییر کند و از مدرس به تسهیل کننده در یادگیری تبدیل شود. به عبارت دیگر، نقش معلم باید از «دانشوری در صحنه » به « مددرسانی در حاشیه » تغییر نماید. تغییر نقش معلم از ارائه صرف مطالب به پرورش تفکر و تعقل از طریق بحث و گفت وگو در گروه های کوچک دانش آموزی و تغییر شیوه های یادگیری حفظ کردن مطالب به درک معنا از طریق مطالعه انفرادی و مستقل با استفاده از فناوری های نوین، ضرورتی است که پایه و اساس تحول بنیادین در آموزش به آن وابسته است. لازم است که معلمان دیدگاه های قدیمی خود درباره فرایند یادگیری را تغییر دهند تا مفهوم سنتی کلاس درس که در آن معلم نقش انتقال اطلاعات یا دانش را برعهده دارد، به تسهیل گر دانش تبدیل شود (دولتی، جمشیدی و امین بیدختی، 1395).
معلمان در نظام برنامه ریزی درسی ایران، حلقه واسط برنامه درسی مصوب با اجرای عملی آن هستند، یعنی آنها در فرایند برنامه ریزی درسی نقش اساسی ندارند و اغلب مجری برنامه های طراحی شده توسط سازمان مرکزی متصدی تهیه برنامه های درسی در سطح وزارت آموزش و پرورش هستند. در چنین نظامی، برنامه های درسی ابلاغی به مدارس باید دقیقاً مطابق دستورالعمل های ابلاغ شده به اجرا درآیند و ماهیت نظام برنامه ریزی درسی از نوع «برنامه های درسی مقاوم در برابر معلم» است. در این نظام مهم ترین وظیفه معلمان، انتخاب بهترین روش یاددهی- یادگیری متناسب با اهداف، محتوا، یادگیرنده و نوع ارزشیابی مورد نیاز است. در چنین شرایطی به منظور بهبود برنامه درسی با توجه به ساختار نظام برنامه ریزی درسی متمرکز، به معلمان توصیه می شود که از روش های تدریس فعال استفاده کنند (سبحانی نژاد و ملازهی، 1391).
کم توجهی به تمرین های عملی، فقدان مدارس وابسته به آموزش عالی برای کارورزی و ارزشیابی نامناسب عملکرد دانشجویان در طول دوره کارورزی ازمهم ترین نقاط ضعف آموزش عالی به شمار می آیند. همچنین توانمندی علمی پایین تر از اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، انعطاف پذیری اندک و آزادی بسیار محدود اندیشه برای تحول و تغییر مهارت های ضعیف در پژوهش و تمرکز گرایی شدید آموزش و پرورش از ضعف های مهم آموزش و پرورش و به ویژه دانشگاه فرهنگیان می باشد (صفری، سیاوشی و مفیدی، 1398).
با توجه به آنچه بیان شد، پژوهشگران به دنبال پاسخگویی به این سوال هستند که مولفه های توانمند سازی حرفهای دانشجو معلمان کدامند؟
سوال پژوهش
مولفه های توانمند سازی حرفهای دانشجو معلمان کدامند؟
ادبیات و مبانی نظری
نهاد آموزش و پرورش از مهم ترین ارکان هر نظام اجتماعی است که نیروی انسانی در آن از اهمیت بالایی برخوردار است و معلم به عنوان یک نیروی انسانی از مهم ترین عوامل موثر در رشد و توسعه کیفی محتوایی تعلیم و تربیت است، معلم می تواند تعلیم و تربیت را تبدیل به فرایندی توام با لذت و یا فرایندی بی ثمر کند (فرجی عید، 1389). بی تردید موفقیت هر نظام آموزشی نیز بیش از هر عاملی، به دانش و مهارت های حرفه ای معلمان آن نظام بستگی دارد، معلمان اساسی ترین نقش را در جریان یادگیری و نهایتا پرورش دانش آموزان بر عهده دارند و از آنجایی که جهان به سرعت درحال دگرگون شدن است معلمان نیز باید مانند سایر گروه ها با این واقعیت رو به رو شوند که آموزش های اولیه آنان در جهان امروز چندان کافی نخواهد بود و آنان باید در تمام عمردانش خود را روزآمد کنند(دانش پژوه، 1382).
با توجه به اهمیت روز افزون منابع انسانی در سازمان ها به عنوان یک سرمایه ارزشمند و لزوم کسب توانمندی های لازم برای بهتر انجام دادن وظایف لازم است، سازمان ها در جهت بروز استعدادهای پنهان کارکنان خود شرایطی را فراهم سازند تا این سرمایه ارزشمند از روش های کارا تر و با بهره وری بیشتر به ایفای نقش بپردازند. (بای، 1396).
افزایش کارایی سازمان ها در گرو افزایش کارایی منابع انسانی است و افزایش کارایی منابع انسانی در گرو آموزش، توسعه دانش، مهارت و ایجاد رفتارهای مطلوب برای انجام موفقیت آمیز مشاغل می باشد. به همین افزایش کارایی سازمان ها در گرو افزایش کارایی منابع انسانی است و افزایش کارایی منابع انسانی در گرو آموزش، توسعه دانش، مهارت و ایجاد رفتارهای مطلوب برای انجام موفقیت آمیز مشاغل می باشد. به همین جهت است که آموزش منابع انسانی به عنوان یکی از راه های توانمند سازی و به روز رسانی کارکنان مورد توجه جدی سازمانها قرار گرفته است (مرادی، رحیمی دوست و شاهی، 1395).
توانمند سازی به این معنی است که برای افراد آزادی لازم را فراهم آورید تا آنچه را که خود می خواهند، به گونه ای موقعیت آمیز انجام دهند. در واقع به آنان اجازه دهیم در مورد مسائل بلند مدت فکر کنند و در پیشرفت و توانمند شدن به آنان کمک کنیم (خاطری،1384).
توانمند سازی یکی از ابزار سودمند ارتقای کیفی کارکنان و افزایش اثربخشی سازمان تلقی می شود. کارکنان توانمند با استفاده از ابعاد توانمندسازی روانشناختی قادر به خواهند بود سازمان را از بحران نجات دهند و با ایجاد فرصت های طلایی در کسب و کار، تعهد و وفاداری خود را به سازمان نشان دهند (صفری، امیدی، سجادی و خیبری، 1395).
ایرنه ها و سوچو توانمند سازی را به عنوان استفاده هر فرد از سلیقه و قضاوت خویش در انجام کارها و وظایف معنی نموده اند. سازمان ها اگر خواستار ارتقای عملکرد خود هستند، باید گروههای توانمند شده ای را در اختیار داشته باشد (شاهرودی و مهرام 1389).
با بررسی نظریات و مدلهای توانمند سازی از بابت منشا ایجاد توانمند سازی می توان آنها را در دو بعد فردی و سازمانی دستهبندی کرد. در توانمندسازی فردی بیشتر به نقش فرد و خصوصیات روانشناختی آن برای توانمند سازی اشاره شده است. ولی در توانمند سازی سازمانی ضمن پذیرفتن نقش و جایگاه اساسی فرد در توانمند سازی به وجود و مهیا بودن مولفه های سازمانی به عنوان بستر ساز ها یا عوامل ایجاد کننده توانمند سازی تاکید میشود (جزنی و رستمی، 1390). توانمند سازی مربوط به هدف دموکراتیک آموزش و پرورش است (آرتور و دیویس، 2008).[1]
دونالد[2] شیوه سنتی حاکم بر آموزش حرفه ای و نظام تربیت معلم را نوعی عقلانیت فنی نامیده و از آن به عنوان یک رویکرد اثبات گرایانه انتقاد می کند. وی معتقد است این نوع آموزش دارای دو پیش فرض اساسی است، یکی آن که؛ تحقیقات آکادمیک ، دانش حرفه ای به بار می آورد و صلاحیت های حرفه ای آن دسته از دانش ها، مهارت ها و نگرش هاست که معلم با کسب آن ها می تواند در فرایند آموزش و یادگیری تغییرات مطلوب را در رفتار و اعمال شاگردان تسهیل نماید. این صلاحیت ها بیشتر به مهارت های حرفه ای معلم در فرایند یاددهی یادگیری مربوط می شود به نحوی که همه معلمان صرف نظر از این که چه درس می دهند، به چه کسی و در کجا درس می دهند برای این که در نقش حرفه ای خود یه عنوان معلم ظاهر شوند به یادگیری و کسب مهارت در آن ها نیازمندند، این صلاحیت ها آموختنی و اکتسابی است و باید از طریق دوره های دانشگاه فرهنگیان به متقاضیان حرفه معلمی آموزش داده شود. صلاحیت های حرفه ای معلمان در هزاره سوم شامل چهارمحور: دانش عمومی پداگوژیکی، دانش محتوایی، دانش خاص تعلیم و تربیتی در یاددهی یادگیری و دانش فناوری است (احمدی، 1389).
در دانش مورد نیاز معلم، ابتدا دانش محتوایی موضوع است، که همان دانش معلم برای یاد دادن و آموختن است، این نوع از دانش برای معلمان اهمیت حیاتی دارد و شامل مفاهیم موضوع، اصل ها، قواعد و رویه ها است؛ دوم دانش پداگوژی است که اشاره به درک معلمان از دانش آموزان و فرایندهای مشمول در تدریس را دارد و شامل کلیاتی در مورد آموزش و پرورش، تربیت، روش ها و فنون تدریس است؛ و سوم دانش پداگوژی محتوا است. که این نوع دانش، ترکیبی از دانش محتوایی و دانش پداگوژی است، دانش پداگوژیِ محتوا شامل دانش درباره ی یادگیرندگان و ویژگی هایشان و دانش زمینه های آموزشی است؛ چهارم دانش پداگوژی محتوایی فناوری است این نوع دانش برای آماده سازی معلمان، درک عمیق از دانش مواد موضوعی با توجه به فناوری و آنچه تدریس با فناوری معنی می دهد؛ پنجم دانش برنامه درسی است که نقشه ها و نظام نامه ای برای یادگیری دانش آموزان است؛ ششم دانش کسب شده از کارآموزی است، دوره های کارآموزی در بسیاری از کشورها فرصتی برای تلفیق مسائل نظری و عملی است؛ هفتم دانش نتایج، اهداف و ارزش ها و پایه های فلسفی و تاریخی است (کوهلر و میشر[3] (2010) ؛ رونا، راکس ونیس[4] (2012)؛ ریحانی و امام جمعه و صالح صدیق پور و مرادی ویس(1389)؛ آقا زاده و همکاران(1388)؛ شلمن[5](1987)؛ به نقل از شکوهی و همکاران،1396).
از عوامل اساسی تحقق اهداف نظام آموزشی و کیفیت نظام آموزشی در هر کشوری معلم است معلم به عنوان مهم ترین رکن تعلیم و تربیت، در ابعاد آموزشی، اعتقادی، عاطفی، اخلاقی، سیاسی واجتماعی دانش آموزان دخالت داشته و نقش بسزایی در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه دارد (دهقان، مهرام و کرمی ، 1395).
افزایش مهارت های حرفه ای معلمان به عنوان یکی از مولفه های تأثیرگذار در نظام آموزش و پرورش محسوب می گردد. موفقیت هر نظام آموزشی در حد تعیین کننده ای به صلاحیت های حرفه ای معلم بستگی دارد. معلم مهم ترین عنصر نظام آموزشی در فرایند یاددهی- یادگیری و معمار اصلی نظام آموزش است. جهان به سرعت دگرگون می شود و معلمان نیز مانند دیگر گروه های حرفه ای، با این واقعیت رو به رو می شوند که آموزش های اولیه آنان در جهان امروز، چندان مفید نخواهد بود. آنان باید در سراسر عمر، دانش خود را روز آمد کنند (دلور، ترجمه دفتر همکاری های علمی و بین المللی، 1380(. از سال 1970 که جنبش اصلاحات در آموزش و پرورش آغاز شد، سیاست گذاران و کارگزاران سعی کرده اند به این وفاق اجتماعی برسند که بهبود آموزش و پرورش نیازمند حرفه ای شدن معلمان است، معلمانی که علاوه بر اکتساب دانش تخصصی به پذیرش مسئولیت کاملاً آشنا باشند و بتوانند تصمیم گیری به موقع انجام داده و آن را اجرا کنند. اکنون با توجه به اهمیت این موضوع و تأثیر آن بر تعلیم و تربیت، مساله توانمند کردن معلم را مطرح می کنند. زیرا از این رهگذر شاگردانی تربیت می شوند که از آموزش و پرورشِ لازم و مناسب برخوردار خواهند بود. معلمی که می خواهد حرفه ای بشود به دنبال دانش و نگرشی است که براساس پذیرش مسئولیت، خودگردانی کلاس و پاسخگویی به نیازهای دانش آموزان استوار است. گرچه هنوز با این همه تلاش از لحاظ آموزش رسمی، غیررسمی و ضمنی در ابتدای راه هستیم. ادامه فرآیند حرفه ای شدن معلمان، دانش آموزان را در مسئولیت پذیری و ابقای نقش خود در جامعه یاری خواهد داد (مددی، 1389).
صاحب نظران تعلیم و تربیت درباره مفهوم صلاحیت و مهارت های حرفه ای معلمان که از اواسط قرن بیستم در نظام های آموزشی پدیدار شده است نظریات مختلفی بیان کرده اند. فرهنگ آکسفورد صلاحیت را به عنوان قدرت، توانایی و ظرفیت انجام دادن وظیفه تعریف می کند (شاه محمدی، 1393).
مهرمحمدی به توانایی های مربوط به روش های تدریس و ارزشیابی و استفاده کردن معلم از تکنولوژی آموزشی اعتقاد دارد و ملکی (1384) به نقل از شاه محمدی، به مهارت ها و توانایی های عملی معلم در فرایند یادگیری مانند مهارت در تهیه طرح، اجرای روش های نوین تدریس، طراحی آموزشی و ارزشیابی اشاره دارند (شاه محمدی، 1393).
پیشینه تحقیق
سالاری چینه و رستگاری (1399)، در پژوهشی تحت عنوان "بررسی میزان اثر بخشی عملکرد دانشجو معلمان رشته آموزش ابتدایی در دانشگاه فرهنگیان کرمان در سال تحصیلی 1398-1399" به این نتایج دست یافتند که میزان اثر بخشی عملکرد دانشجو معلمان از طریق محاسبه میانگین نمره های همه سؤال های پرسشنامه به دست آمده است. و اثر بخشی میزان عملکرد آن ها در دانشگاه فرهنگیان کرمان مثبت است و این فرضیه که میزان عملکرد دانشجو معلمان رشته آموزش ابتدایی در دانشگاه فرهنگیان کرمان از اثر بخشی مطلوبی برخوردار می باشد تایید شد. و مقایسه میانگین رتبه ها در فرضیه بین شاخص های میزان اثر بخشی عملکرد دانشجو معلمان رشته آموزش ابتدایی در دانشگاه فرهنگیان کرمان تفاوت وجود دارد، نشان می دهد که شاخص (هنگامی که یک دانش آموز وظایفش را بهتر از قبل انجام می دهد، دلیلش این است که من توجه ویژه ای نسبت به او داشته ام.) در مقایسه با سایر شاخص ها در بالاترین اولویت و شاخص (هنگامی که من واقعاً تلاش می کنم، می توانم دشوارترین دانش آموزان را مدیریت کنم.) در مقایسه با سایر شاخص ها در پایین ترین اولویت قرار دارد. بنابراین میزان عملکرد دانشجو معلمان رشته آموزش ابتدایی در دانشگاه فرهنگیان کرمان از اثر بخشی مطلوبی برخوردار می باشد و بین شاخص های میزان اثر بخشی عملکرد دانشجو معلمان رشته آموزش ابتدایی در دانشگاه فرهنگیان کرمان تفاوت وجود دارد.
علی محمدی، جباری و نیاز آذری (1399)، در پژوهشی تحت عنوان "توانمند سازی حرفه ای دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان در افق مهارت های نو ظهور" به این نتایج دست یافتند که ابعاد و شاخصه های توانمند سازی عبارتند از؛ 1- اخلاق حرفهای و معرفت دینی 2- سواد دیجیتالی (مهارت های چندگانه) 3- کارآفرینی و ابتکار 4- استاندارد سازی فرآیندها 5- بهسازی کارورز 6- دانش حرفه ای (شناختی) 7- آشنایی با اسناد فرادستی 8- دانش فراشناختی 9- خلاقیت و پژوهش محوری 10- مدیریت دانش. همچنین یافته های پژوهش در بررسی وضعیت موجود توانمندسازی حرفهای دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان نشان داد وضعیت کنونی میانگین ابعاد اخلاق حرفهای و معرفت دینی، بهسازی کارورزی در وضعیت مطلوبی قرار دارد. و وضع موجود ابعاد سواد دیجیتالی، کارآفرینی و ابتکار، استاندارد سازی فرآیندها، دانش شناختی، آشنایی با اسناد بالادستی، دانش فراشناختی، خلاقیت و پژوهش محوری و مدیریت دانش پایینتر از حد متوسط قرار دارند مواردی مانند فراهم نبودن زیرساختها در حوزه فناوری، نبود محیط آموزشی هوشمند، کمبود فضا و امکانات آموزشی دانشگاه و ... از سوی پاسخگویان مطرح شده بود.
قناعتی و صفری (1398)، در پژوهشی تحت عنوان " پرورش دانشجو معلمان توانمند مقدمه ای بر پرورش دانش آموزان توانمند" به این نتایج دست یافتند که برای کسب صلاحیت های حرفه ای، برنامه تربیت معلم باید منتخب، منسجم و قابل ارزیابی باشد تا دانشجو معلمان را برای تدریس در کلاس درس آماده کند. این برنامه باید شامل آموزش علوم مختلف با توجه به کاربرد های عملی در محیط و به شکل تلفیقی صورت گیرد. در نتیجه، دانشجو معلم بهتر است علوم را به صورت کاربردی فرا بگیرد تا دانش آموزان او در کلاس فقط به حفظ کردن مطالب بدون تفکر درباره ی آن ها نپردازند.
صفری، سلطانی، تجویدی و زارعی (1398)، در پژوهشی تحت عنوان " مطالعه تطبیقی برنامه های توانمند سازی دانشجو- معلمان ایران و ژاپن" به این نتایج دست یافتند که بر اساس نتایج و کد های بدست آمده در بخش بررسی و تحلیل اسناد مولفه های برنامه های نوین توانمند سازی معلمان و دانشجو معلمان در چهار بعد جذب، آمادهسازی، حفظ و ارتقا و ارزشیابی خلاصه می گردد با توجه به یافته های این پژوهش یکی از مولفه های برنامه نوین توانمند سازی حفظ و ارتقاء ویژگیهای و توانمند سازی های معلمی در قالب مهارت افزایی و مهارت اندوزی حرفهای تجربیات عملی است دوره های نظری در فرایند آماده سازی دانشجو معلمان باید به نحوی برنامه ریزی شود که مبتنی بر تجربیات عملی باشد یکی از مشخصات بارز دانشگاه ها و دانشکده های تربیت معلم و همچنین دوره های آموزشی ضمن خدمت معلمان ژاپنی استفاده گسترده از تکنولوژی آموزشی است. طبیعی است که معلمان هر چه بیشتر در برنامههای آموزشی سمعی و بصری شرکت کنند میزان بهره وری از رسانه ها در مدارس افزایش خواهد یافت اما شواهد موجود نشان میدهد که میزان استفاده از تکنولوژی های آموزشی در ایران در سطح پایین قرار دارد و قابل مقایسه با کشور ژاپن نیست.
صفری، سیاوشی و مفیدی (1398)، در پژوهشی تحت عنوان "ارائه الگوی توانمند سازی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان" به بررسی کاستیها و نقایص توانمند سازی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان می پردازند و هم چنین الگوی جدیدی برای بهبود آن ارائه می کنند روش این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس نوع داده، کیفی می باشد. مشارکت کنندگان در مصاحبه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از بین اساتید و دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان پردیس نسیبه انتخاب شدهاند. که نتایج پژوهش، برای خود شکوفایی دانشجو معلمان ۴ بعد که عبارتند از؛ تعاملات سازنده، اصلاحات آموزشی- رفاهی، بازنگری در نظام اداری و تربیت معلم شایسته. که تربیت معلم شایسته با محوریت تربیت معلم پرسشگر، احترام به دانشجو معلمان و انتخاب معلمی با عشق و تعاملات سازنده با محوریت تعامل معلمان با سابقه با دانشجو معلمان و تعامل دانشجو معلمان و اساتید با مدارس و اصلاحات آموزشی- رفاهی با محوریت برگزاری کارگاه ها و همایش ها، ارتقای سطح علمی اساتید و اصلاح روش های تدریس و بازنگری در نظام اداری با محوریت مدیریت با قدرت و سیستم نظام مند اداری ذکر شده است.
عبدلملکی، حیدری و کرماج (1398)، در پژوهشی تحت عنوان "ارزیابی عملکرد دانشگاه فرهنگیان در ارتقاء صلاحیت های فناوری اطلاعات دانشجو معلمان (مطالعه موردی: دانشگاه فرهنگیان کردستان)" به این نتایج دست یافتند که عملکرد دانشگاه فرهنگیان در ارتقا صلاحیت های در مولفه های دانش در سطح مطلوب ارزیابی شد. در بررسی عملکرد دانشگاه فرهنگیان در ارتقا نگرش دانشجو معلمان به فناوری اطلاعات، نتایج نشان داد که دانشگاه فرهنگیان بر نگرش فناوری دانشجو معلمان تاثیر مثبت و قوی داشته است. و در مقایسه ارزیابی عملکرد دانشگاه فرهنگیان در ارتقا صلاحیت های فناوری اطلاعات دانشجو معلمان دختر و پسر، نتایج نشان داد که دانشجو معلمان دختر و پسر در دانش و نگرش فناوری تفاوت چندانی ندارند اما در مهارت فناوری دانشجو معلمان پسر عملکرد بهتری نسبت به دانشجو معلمان دختر نشان دادند.
ایمانی، مرادی و سالاری (1396)، در پژوهشی تحت عنوان "ارزیابی کیفیت دوره های آموزشی صلاحیت حرفه ای دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان براساس مدل سرکوال (مطالعه موردی: پردیس شهید بهشتی بندرعباس)" به این نتایج دست یافتند که وضعیت کیفیت خدمات آموزشی صلاحیت های حرفه ای دانشجو معلمان در دانشگاه فرهنگیان استان هرمزگان در وضعیت مطلوبی قرار دارد ولی در بررسی وضعیت خرده مقیاس های کیفیت خدمات آموزشی نتایج نشان داد که همه خرده مقیاس ها (عوامل ملموس، قابلیت اطمینان، پاسخگویی و تضمین) در وضعیت مطلوب قرار دارند ولی خرده مقیاس همدلی در وضعیت نامطلوبی قرار دارد.
طولابی (1396)، در پژوهشی تحت عنوان "رابطۀ سواد اخلاقی، تعامل استاد/ دانشجو و توانمند سازی روانشناختی دانشجویان" به نتایجی دست یافت که نشان داد که از بین مؤلفه های سواد اخلاقی دو مؤلفه حساسیت اخلاقی و تخیل اخلاقی رابطه قوی با توانمند سازی دانشجویان دارند و مؤلفه استدلال ورزی اخلاقی رابطه معنی داری با تعامل استاد/دانشجو دارد. تعامل بین استاد –دانشجو از یک سو و توانمند سازی روان شناختی دانشجویان از سوی دیگر می تواند تحت تأثیر عامل سواد اخلاقی باشد. از سوی دیگر داشتن سواد اخلاقی نوعی اعتماد به نفس ناشی از توانمند سازی روان شناختی در آنان ایجاد می کند که توأم با احساس معنی داری، استقلال و شایستگی است.
حسین پور (1396)، در پژوهشی تحت عنوان " سنجش صلاحیت حرفه ای معلمان و دانشجو-معلمان" به نتایجی دست یافت که تحلیل و بررسی ماهیت ویژگی های ضروری یک معلم خوب با مباحث اصول و فلسفه ی تعلیم و تربیت، آشکار ساخت که در بسیاری از سطوح تغییر درونی وجود دانشجو- معلمان این مباحث واجد روشنگری های ارزنده برای معلمان است که می تواند سبب بهبود عملکرد آموزشی و تربیتی آن ها شود.
امین فر و رمضانی (1395)، در پژوهشی تحت عنوان "نقش مدیریت دانش در توانمند سازی دانشجو معلمان تربیت معلم" به این نتایج دست یافتند که توانمند سازی جزء ضروریات هر سازمان محسوب می شود توانمند سازی فرآیند تقویت احساس خود اثر بخشی است. که در مراکز آموزشی تربیت معلم برای تربیت نیروی انسانی و شکوفایی استعدادهای افراد جامعه و برنامههای آموزشی خود را بر اساس علاقه ها و نیازهای افراد تهیه و توسط معلمان توانا به آن ها منتقل کند مدیریت دانش باید همساز با فرهنگ آموزش و پرورش و به عنوان بخش کلیدی از آن فرهنگ در نظر گرفته شود. از این رو مناسب ترین روش برای جلوگیری از زوال و حفظ حیات سازمانی و نیز غلبه بر رقبا در یک محیط پیچیده افزایش رهبران و اشاعه دانش و اطلاعات در بین کارکنان در سطوح گوناگون سازمان و آشنا سازی آن ها با مسائل و موضوعات متفاوت است در مدارس یکی از عوامل اساسی موفقیت توجه به موضوع دانش است بنابراین تاکید و توجه به این نکته مهم از جهت توانا شدن معلمان به منظور شرکت در تصمیم گیری ها تاثیر در یادگیری دانش آموزان توان برقراری ارتباط موثر و ... بسیار اهمیت دارد.
روش تحقیق
این پژوهش از نظر نوع تحقیق، کاربردی و براساس نوع داده ها، کیفی می باشد. شرکت کنندگان در مرحله ی مصاحبه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، با تکنیک گلوله برفی تا رسیدن به سطح اشباع نظری ( 15 نفر) و از بین خبرگان (استادان دانشگاه فرهنگیان) و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان شهر تهران انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه ی نیمه ساختاریافته است.
تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) انجام می گیرد. فرایند تحلیل داده های مصاحبه استقرایی می باشد. به عبارت دیگر هیچ چارچوب مفهومی قبلی برای کدگذاری و مقوله بندی وجود ندارد. اساس تحلیل داده ها در این پژوهش کدگذاری است. منظور از کدگذاری نیز اختصاص نزدیک ترین مفهوم به هر یک از کوچک ترین جز های با معنی داده های گردآوری شده است.
تجزیه و تحلیل یافته
جدول (1): استخراج کدهای باز از مصاحبه ها
|
متن مصاحبه |
کد های باز استخراج شده |
|
دانشگاه فرهنگیان از سطح آموزشی نسبتا مناسبی برخوردار است. سرفصل های دروس نظری و عملی غنی است. ارزیابی کار اساتید از نظر دانشگاه از سطح خوبی برخوردار است. مهارت های ده گانه به صورت تخصصی با دانشجو معلمان به عنوان ضرورت کار نمی شود. درس کارورزی که اساس کار تربیت معلم را تشکیل می دهد از سر فصل مناسبی برخورد است. دانشجو معلمان بعد از گذراندن کارورزی در دانشگاه صلاحیت معلمی را کسب می کنند. به شرط این که مهارت های اساسی را در ضمن و یا پیش از شروع کارورزی کسب کرده باشند. هر دانشجو معلمی خودش نقش تعیین کننده ای در یادگیری مهارت ها و دانش خودش دارد. دانشجو معلم ها باید در جهت یادگیری خود راهبر خویش عمل کنند. دانشجو معلم ها باید یادگیری مادام العمر را در دانش آموزان محقق کنند. دانشجو معلم ها دائما باید خود را از نظر دانش و مهارت ارزیابی کند. دانشجو معلم ها باید از مهارت خودآگاهی برخودار باشد. دانشجو معلم ها باید از منابع گوناگون اطلاعاتی در دسترس،استفاده کنند. دانشجو معلم ها باید بدون تاثیر گذاری شرایط بیرونی به رشد و توسعه فردی، اجتماعی و حرفه ای خود بپردازند. دانشجو معلم ها باید مهارت های فردی و بین فردی خود را ارتقا دهد. دانشجو معلم ها از طریق یادگیری مشاهده ای می توانند از اساتید الگو بگیرند. اساتید می توانند نقش تسهیل گر را برای دانشجو معلم ایفا کنند. طبق رویکرد سازنده گرایی خود دانشجو معلم باید دانش رو برای خودش بسازد. ارائه برخی از دروس عملی و نظری توسط اساتید با تجربه کاری در مدارس می تواند به توانمند سازی دانشجو معلمان کمک کند. تشویق مناسب اساتید از دانشجو معلمان باعث تقویت و ایجاد انگیزه آنان می شود. قدرت بیان اساتید در یادگیری دانشجو معلمان بسیار موثر است. دانشگاه فرهنگیان با برگزاری کارگاه ها و سمینار ها می تواند به توانمند سازی دانشجو معلمان کمک کند. دانشجو معلمان با استفاده از مهارت گوش کردن، می توانند به توانمند سازی خود کمک کنند. رفع دغدغه های آموزشی و رفاهی دانشجو معلمان می تواند بر آرامش فکری دانشجو معلمان تاثیر مثبت بگذارد. دانشگاه فرهنگیان در راستای توانمندسازی دانشجو معلمان در سطح خیلی بالایی قرار دارد. دروس عملی و نظری که در دانشگاه فرهنگیان ارائه می شود بر توانمندسازی دانشجویان بسیار موثر است. اساتید می توانند با بیان تجربه های خودشان و ارائه روش تدریس های مختلف و این که هر کدام از آن ها در چه موقعیتی خوب هستند، دانشجو معلمان توانمندی را به جامعه تحویل دهند. عملکرد دانشگاه فرهنگیان در راستای توانمندسازی دانشجو معلمان بسیارموثر است. دروس عملی مخصوصا درس هایی که مربوط به آموزش هستند مانند آموزش علوم، آموزش ریاضی و .... بسیار بر توانمندسازی دانشجو معلمان تاثیر گذارند. درس هایی مانند کارورزی و اقدام پژوهی بسیار مفیدند. دانشجو معلم باید به دنبال دانش جدید و علوم بروز باشد. دانشجو معلم می تواند از درس فناوری برای بهتر شدن تدریس خود استفاده کند. دانشجو معلم باید بتواند در مدارس رفت و آمد داشته باشد بدون این که مورد بازخواست قرار بگیرد. |
برخورداری از سطح مناسب آموزشی غنی بودن سرفصل های آموزشی تعامل اساتید با دانشگاه دانشجو معلم مهارت محور نقطه قوت واحد های دانشگاهی تربیت معلم توانمند کسب مهارت های زندگی تربیت معلم خلاق تعامل معلم با دانش آموز تربیت معلم نقاد خود ارزیابی تربیت معلم پژوهشگر تربیت معلم واقع بین تربیت معلم تاثیر گذار تعامل دانشجو معلم با معلم تربیت معلم تسهیل گر تربیت معلم خلاق تعامل اساتید با دانشجویان تعامل دانشجویان با یکدیگر تقویت انگیزه قدرت بیان برگزاری کارگاه ها و سمینار ها کاربردی تر شدن دروس عملی (مانند کارورزی، فناوری اطلاعات، اقدام پژوهی کاربردی تر شدن یادگیری تربیت معلم مهارت محور کمبود امکانات آموزشی و رفاهی مناسب بودن واحد های دانشگاهی روش های تدریس خلاق سطح آموزشی مناسب غنی بودن دروس عملی دروس عملی موثر اساتید برتر و با تجربه نقطه ضعف واحدهای دانشگاهی |
جدول(2):کدهای بار، محوری و انتخابی
به طور کلی و با توجه به مصاحبه های انجام شده تعداد 26 کد باز و 5 کد محوری (عوامل فردی، عوامل محیطی، مهارت های حرفه ای معلم، تعاملات سازنده و محتوای برنامه درسی و آموزشی) شناسایی شد و کد انتخابی، بالندگی حرفه ای دانشجو معلمان انتخاب شد.
شکل(1)؛ مولفه های توانمند سازی
بحث و نتیجه گیری
پژوهش حاضر باهدف تعیین مولفه های توانمند سازی حرفهای دانشجو معلمان، انجام شد. براساس نتایج و کد های به دست آمده از مصاحبه های صورت گرفته را به طور کلی می توان در 5 بعد عوامل فردی، عوامل محیطی، مهارت های حرفه ای معلم، تعاملات سازنده و محتوای برنامه درسی و آموزشی قرار داد.
با توجه به یافته های این پژوهش یکی از ابعاد توانمند سازی دانشجو معلمان، عوامل فردی در قالب تقویت انگیزه، قدرت بیان، کسب مهارت های زندگی و خود ارزیابی است. نتایج پژوهش خمری، فریبرزی و ناصری (1401) نشان داد یکی از عوامل توانمند سازی با رویکرد توسعه حرفه ای معلمان، انگیزه های فردی است که مولفه های آن براساس آزمون فریدمن اولویت بندی شد. نتایج پژوهش قناعتی و صفری (1398) نشان داد که یکی از ابعاد توانمند سازی دانشجو معلمان و دانش آموزان، عوامل فردی است و عوامل فردی برای داشتن انگیزه شغلی و شور و نشاط معلمان و دانشجو معلمان در تربیت دانش آموزان فعال و توانمند نقش مهمی دارند. نتایج پژوهش صفری، عبداللهی، نوه ابراهیم و زین آبادی (1396) نشان داد که بعد فردی یکی از موانع رشد حرفه ای مبتنی بر همکاری معلمان است. که در این بعد، «مقاومت معلمان در یادگیری از همتایان» بالاترین رتبه را داشت. نتایج پژوهش عبدالهی و صفری (1395) نشان داد که بعد فردی، دومین بعد از موانع رشد حرفه ای معلمان است. با توجه به یافته های این پژوهش، ضعف بنیه علمی معلمان در بهره گیری از مطالب علمی روز دنیا، مهم ترین مانع بعد فردی دانسته شده است. تمایل نداشتن به کار گروهی، نوع نگاه معلم به فرایند یاددهی- یادگیری، نداشتن انگیزه، ادراک و باور معلمان در مورد رشد و بالندگی حرفه ای و کم تجربه بودن از دیگر موانع شناخته شده ی بعد فردی رشد حرفه ای معلمان است.
یکی دیگر از ابعاد توانمند سازی دانشجو معلمان، عوامل محیطی در قالب ارتقا امکانات آموزشی و رفاهی، برگزاری کارگاه ها و سمینار ها، روش های تدریس خلاق و اساتید برتر و باتجربه است. نتایج پژوهش سامی، پیری و طالبی (1399) نشان داد یکی از عوامل توانمند سازی معلمان دوره ابتدایی براساس رویکرد درس پژوهی، نقش داشتن بسیاری از عوامل آموزشی هم چون معلمان، مدیران، سرگروه های آموزشی، معاونت های آموزش ابتدایی مناطق / نواحی، ادارات کل و وزارت می باشد. نتایج پژوهش صمدی، رشیدی و شهرکی (1399) نشان داد یکی از عوامل توانمند سازی معلمان فراهم کردن زمینه یادگیری است که شامل مولفه های اشاعه فرهنگ یادگیری، تامین تجهیزات آموزشی و تامین امکانات مالی می باشد .نتایج پژوهش صفری، سیاوشی و مفیدی (1398) نشان داد که یکی از عوامل خودشکوفایی دانشجومعلمان اصلاحات آموزشی – رفاهی است که با برگزاری کارگاه ها و همایش ها، ارتقای سطح علمی اساتید و اصلاح روش های تدریس امکان پذیر است. از آنجایی که دانشگاه فرهنگیان، معلمان آینده جامعه را تربیت می کند و آینده جامعه به معلمانی که امروز تربیت می کنیم بستگی دارد، باید حداکثر امکانات آموزشی رفاهی را برای دانشجو معلمان در نظر گرفت چرا که در ایجاد نقص در این بخش اثرات آن بر آینده کشور دیده می.شود باید امکاناتی جهت سرعت بخشیدن به به روز رسانی اطلاعات دانشجو معلمان از قبیل کتابخانه غنی، اینترنت پر سرعت و... به راحتی در اختیار دانشجویان قرار گیرد. دانشجو معلمان باید بتوانند به راحتی در کارگاه های علمی شرکت کنند، واحد های درسی آنها باید با دقت بررسی شود، از اساتید خبره و معلمان با تجربه برای تدریس در دانشگاه استفاده شود و از آنجایی که معلمی عرصه عمل است، باید تلاش شود تا بر میزان دروس عملی افزوده شود و بتوان در واحد های کارورزی فعال تر عمل کرد.
یکی دیگر از ابعاد توانمند سازی دانشجو معلمان، مهارت های حرفه ای معلم در قالب دانشجو معلم مهارت محور، تربیت معلم توانمند، تربیت معلم خلاق، تربیت معلم نقاد، تربیت معلم خود آگاه، تربیت معلم پژوهشگر، تربیت معلم واقع بین، تربیت معلم تاثیر گذار، تربیت معلم تسهیل گر، تربیت معلم خلاق و تربیت معلم مهارت محور است. نتایج پژوهش صمدی، رشیدی و شهرکی (1399) نشان داد یکی از عوامل توانمند سازی معلمان بهسازی است که شامل مولفه های مهارت افزایی، توسعه مدیریت مشارکتی، نظارت و ارزیابی می باشد. نتایج پژوهش علی محمدی، جباری و نیاز آذری (1398) تحت عنوان "توانمندسازی حرفه ای معلمان در چشم انداز آینده و ارائه" مدل نشان داد که توسعه دانش و مهارت های حرفه ای معلمان یکی از عوامل توانمند سازی معلمان است که شامل این موارد می شود: دانش (شناختی، فراشناختی)؛ مهارت های تدریس و پژوهش حرفه ای؛تفکر.
یکی دیگر از ابعاد توانمند سازی دانشجو معلمان، تعاملات سازنده در قالب تعامل اساتید با دانشگاه، تعامل اساتید با دانشجویان، تعامل دانشجویان با یکدیگر و تعامل دانشجو معلم با معلم است. نتایج پژوهش صفری، سیاوشی و مفیدی نشان داد که یکی از موانع و کاستی های مربوط تعاملات سازنده است که جای خالی آن در دانشگاه فرهنگیان دیده می شود دانشگاه باید در تلاش باشد که اساتید و دانشجو معلمان را با مدارس و معلمان با تجربه جهت تبادل اطلاعات و تجربه ها متصل کند.
یکی دیگر از ابعاد توانمند سازی دانشجو معلمان، محتوای برنامه درسی و آموزشی در قالب غنی بودن سرفصل های آموزشی، کاربردی تر شدن دروس عملی (مانند کارورزی، فناوری اطلاعات، اقدام پژوهی و ...) و کاربردی تر شدن یادگیری است. نتایج پژوهش علی محمدی، جباری و نیاز آذری (1398) نشان داد که تمرکز بر محتوای برنامه درسی و آموزشی اولین بعد در توانمند سازی حرفه ای معلمان در چشم انداز آینده در دانشگاه فرهنگیاناست. مواردی مانند نقش راهبردی سند تحول به عنوان نقشه راه و توجه به اصول و فلسفه یادگیری، بازاندیشی و بازآفرینی برنامه درسی و کاربردی کردن منابع و محتوای آموزشی مورد تاکید مصاحبه شوندگان بوده است. از نگاه خبرگان، کاربردی و عملیاتی شدن سند تحول به عنوان نقشه راه تعلیم وتربیت، مستلزم اقدامات آموزشی، گفتمان سازی و نظارتی در دانشگاه فرهنگیان است.
با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان پیشنهادات زیر را جهت توانمند سازی دانشجو معلمان ارائه داد؛ بهتر است که خود دانشجو معلمان مهارت های ده گانه (مهارت خودآگاهی، مهارت همدلی، مهارت روابط بین فردی، مهارت ارتباط موثر، مهارت مقابله با استرس، مهارت مدیریت هیجان، مهارت حل مسئله، مهارت تصمیم گیری، مهارت تفکر خلاق و مهارت تفکر نقادانه) را برای موفقیت در زندگی فردی و اجتماعی کسب کنند. هم چنین مسئولان دانشگاه فرهنگیان در پردیس های مختلف با برگزاری گارگاه ها و سمینار های علمی برای افزایش دانش و آگاهی دانشجو معلمان تلاش کنند. و همچنین استفاده از اساتید باتجربه که روش به کارگیری تدریس های خلاقانه را به دانشجویان بیاموزند. و با توجه به غنی بودن سرفصل های آموزشی در دروس عملی بهتر است اساتید از روش یادگیری در عمل استفاده کنند به جای این که به دانش تئوری اکتفا کنند. بهتر است اساتید در امر یادگیری و یاددهی از نقش تسهیل گر بودن استفاده کنند.