نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
یادگیری در دوران کودکی از حساسیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا این امر بر ساخت شخصیت فرد هم از نظر علمی و هم از نظر کیفی تأثیر دارد و این دوره و یادگیریهای آن، مقدمهای برای دستیابی به معرفتهای بعدی خواهد بود؛ بنابراین هر گونه تعلل در تدوین و تالیف منابع یادگیری این دوره و آموزشهای خاص آن، پیامدهای سوء و شاید دائمی به همراه خواهد داشت (رضایی، ۱۳۸۰). در این میان برای تغییر و تعدیل رفتار فراگیران، نقش اساسی بر عهدۀ آموزش و پرورش است و از آنجا که نظام آموزش و پرورش ایران متمرکز و برنامه، کتاب و معلّم محورهای اساسی آموزش و یادگیری هستند و با توجّه به آنکه در بسیاری از موارد، کتاب درسی تنها رسانه آموزشی است که در اختیار معلّم قرار دارد و فرآیند تدریس و یادگیری تنها با اتکا به محتوای برنامۀ درسی، انواع ارزشیابیهای تحصیلی، آزمونها و گزینشهای متعدد بر مبنای محتوای کتابهای درسی صورت میپذیرد، کتاب به منزلۀ برنامۀ آموزشی جای توجّه فراوان دارد؛ بنابراین محتوای مطلوب کتابهای درسی میتواند دانشآموزان را به چالشهای فکری وادارد و از جمود فکری و ذهنی رها سازد و پاسخگوی نیازهای عصر جدید انسانها باشد (آقازاده، ۱۳۸۵).
ملکی (۱۳۸۱؛ به نقل از شعبانی و معماری، ۱۳۹۲) در پژوهشی که در باب تعیین خوانایی کتب دانشگاهی انجام داده است، ابراز میکند، برنامهریزان آموزشی بر این باورند که به همان اندازه که چگونگی یادگیری اهمیت دارد، چه دانستن آن نیز مهم است؛ زیرا هر محتوای آموزشی مجموعهای از مفاهیم و مهارتهاست که قبل از فعالیتهای یادگیری، ارزشیابی و میزان تناسب آن با رشد فراگیران باید سنجیده شود؛ بنابراین قابلیت یادگیری، در کنار اهمیت، اعتبار، علاقه، سودمندی و اعتبارپذیری یکی از معیارهای انتخاب محتوا است.
در بحث اهمیت محتوای درسی در نظام آموزش و پرورش، الحسینی و مومنی (۱۳۹۰) از کتابهای درسی به عنوان تامینکنندۀ اهداف آموزشی از قبل تعیینشده یاد کردهاند و عنوان میکنند، چنانچه در طی فرایند آموزشی نتیجه غیر از برنامۀ مورد نظر به دست آید و یا متناسب با درک فراگیر نباشد، لزوم توجّه و بازنگری مطالب مورد تدریس ضروری مینماید. همچنین میرلوحی (۱۳۷۱) متذکر میشود که محتوای درسی عنصر اصلی و هستۀ مرکزی برنامههای تعلیمی و تربیتی است و همواره مورد توجّه فلاسفه، علما، مربیان تعلیم و تربیت و نظریهپردازان آموزش بوده است. این توجّه ناشی از این حقیقت است که هر اندازه هم که اهداف تعلیم و تربیت عالی بوده و دقیق و مشخصشده باشند، بدون داشتن محتوای خوب و مناسب امکان تحقق این اهداف وجود نخواهد داشت.
از سوی دیگر آنکه به پژوهشگران در ارزیابی کیفی مورد درسی یاری میرساند، تحلیل درست و استاندارد کتب درسی است. شعبانی (۱۳91) تحلیل و بررسی را ضرورتی برای محتوای مطالب آموزشی میداند و این تحلیل را به عنوان عامل کمککننده به معلّمان در تهیه و تدوین کتابهای درسی میداند که از طریق آن بتوانند تصمیم عاقلانه گرفته و بهترین را انتخاب کنند. شعبانی میافزاید، به طور مسلم، اگر محتوا -حتی در صورت تنظیم دقیق هدفها- روش و وسیلۀ مناسب آموزشی نداشته باشد، فعالیتهای آموزشی هرگز نمیتواند فراگیر را به هدف برساند؛ بنابراین، از منظر وی، عدم کارایی برنامۀ درسی، در بیشتر مواقع به دلیل نامناسب بودن محتوا یا چگونگی تنظیم و سازمان دادن آن است که یادگیری را مشکل و کمتر از حد انتظار میکند و به همین علّت است که سازمان محتوای برنامۀ درسی و اهمیت بسیاری داشته و در همین راستا تحلیل آن به اساتید و فراگیران، امکان نقد کتابها، جزوهها و فایل آموزشی را میدهد.
یارمحمدیان (۱۳95)، ضمن بیان این مسئله که تحلیل محتوای کتب درسی به روشهای مختلف، از جمله استفاده از ابزارهای فهرستی یا چک لیستها و نیز فرمولهای خواناییسنجی صورت میگیرد، استفاده از فرمولهای خواناییسنجی متن را به عنوان یکی از روشهای معروف معرفی کرده است که از آن برای تعیین میزان پیچیدگی زبانی متن استفاده میکنند. وی در شرح فرمولهای خواناییسنجی میافزاید، این فرمولها با پردازش معیارهای کمی واژهها، جملهها و بندها که در انتقال مفاهیم نقش اصلی را بر عهده دارند، به تجزیه و تحلیل محتوایی یک نوشته یا متن، با هدف اندازهگیری درجۀ خوانایی آن و سنجش میزان حرکت از سادگی به پیچیدگی میپردازند. شاخصهای سنجش خوانایی اوّلیه بر مبنای سنجههای واژگانی و بعضاً نحوی به دست میآیند. ویژگیهای واژگانی در عمل بر میزان سختی واژه تمرکز دارند و بر سه عامل تعداد واجها، تعداد حروف و فراوانی واژه در متن استوارند. از یکی از مشهورترین و کاربردیترین فرمولهای خواناییسنجی میتوان به روش تعیین سطح خوانایی ادوارد فرای اشاره کرد.
پیشینۀ پژوهش
نظریانی فرد و رجبی (۱۳۹۷) که بر اساس فرمولهای فرای، گانینگ، فلش، پاور، سامنر، کرل، فلش و کین کید، کتاب فارسی پایۀ ششم را مورد بررسی قرار دادند، به این نتیجه رسیدند که در تنظیم مطالب کتاب فارسی ششم ابتدایی از هجاها و کلمات دشوار استفاده شده و اصل تنظیم مطالب از ساده به دشوار رعایت نشده است؛ بنابراین کتاب فارسی خوانداری متناسب با سطح سنی و درک و فهم دانشآموزان این مقطع تحصیلی نیست و دارای میزانی از درجۀ دشواری در خوانایی است.
نظری گزنق (۱۳۹۶) در پژوهش خود تحت عنوان «تحلیل محتوای کتاب بخوانیم پایۀ سوم ابتدایی با روشهای خوانایی فرای مک لافلین، هارتلی و کلوز» به این نتیجه رسید که کتاب فارسی بخوانیم پایۀ سوم ابتدایی از نظر مستقل بودن سطح خوانایی و فشار روانی در سطح آموزشی است و فراگیران قادر به درک مطالب با کمک معلّم هستند. همچنین این کتاب فراتر از سطح سنی و کلاس دانشآموزان پایۀ سوم ابتدایی میباشد؛ بنابراین متناسب با سطح آنها نیست و در سطح دشوار قرار دارد، همچنین از لحاظ سادگی و پیچیدگی در سطح استاندارد قرار ندارد و پیچیده میباشد.
دشتی، زنگی و سروش (۱۳۹۴)، در مقالهای تحت عنوان «ارزیابی و سنجش خوانایی کتاب هدیههای آسمان پایۀ ششم ابتدایی بر اساس سه فرمول فلش، فرای و گانینگ» به دنبال ارزیابی و سنجش خوانایی این کتاب بر اساس سه شاخص بودهاند. تجزیه و تحلیل اطلاعات این پژوهش نشان میدهد اولاً اصل ساده به دشواری در تنظیم محتوای مطالب کتاب رعایت نشده است و بخش ابتدایی کتاب از بقیه بخشها دشوارتر است، ثانیاً قدرت خوانایی، سطح کلاسی و سطح سنی مطالب نسبت به کلاس ششم تناسب ندارد. همچنین از لحاظ توصیف سبک، سطح مطالب بررسی شده ساده و از نظر هجاها، طول کلمات بسیار زیاد بوده و نسبت به خوانایی فراگیران کلاس ششم بسیار دشوار است.
پیرایش (۱۳۹۳) در پایاننامۀ کارشناسی ارشد خود با عنوان «تحلیل محتوای متن کتابهای بخوانیم و بنویسیم پایۀ چهارم ابتدایی در سال ۹۲-۹۳ بر اساس فرمول خوانایی گانینگ و فرای» پس از بررسی ۲۲ درس از کتاب بخوانیم در ۱۹۲ صفحه و کتاب بنویسیم شامل ۲۲ درس در ۱۳۸ صفحۀ پایۀ چهارم ابتدایی، به این نتایج دست یافته است که متن کتاب بخوانیم بر اساس روش فرای در حدود توانایی دانشآموزان پایۀ چهارم ابتدایی بوده و متن کتاب بنویسیم بر اساس این روش پایینتر از توانایی دانشآموزان پایۀ مزبور است. همچنین به طور کلی متن کتاب بخوانیم و کتاب بنویسیم پایۀ چهارم ابتدایی دشوار است.
فضلالهی و ملکی توانا (۱۳۹۰) در مقالهای تحت عنوان «ارزیابی و سنجش خوانایی کتاب علوم پایۀ سوم ابتدایی بر اساس پنج فرمول فرای، گانینگ، فلش، لافلین و کلوز» به ارزیابی و سنجش خوانایی کتاب علوم پایۀ سوم ابتدایی بر اساس پنج شاخص پرداخته و میزان پایبندی محتوای آن به رعایت اصول برنامهریزی در تنظیم ساختار را سنجیدهاند. در تحقیق آنها ارزیابی سطح خوانایی نشان داد که اصل ساده به دشواری در تنظیم محتوای کتاب رعایت نشده است. همچنین قدرت خوانایی، سطح کلاسی و سطح سنی مطالب نسبت به کلاس سوم تناسب ندارد و از لحاظ سبک نیز سطح مطالب بسیار دشوار و تخمین آن بر حسب درجههای آموزشی رسمی در حد بسیار بالایی است و در آخر محتوای کتاب استرسزاست و توانایی آموزش مستقل را ندارد.
بیان مسئله
هر محتوای درسی مناسب باید با سطح فراگیران به لحاظ قابلیتهای زبانی مطابقت داشته باشد. استفاده از کلمات نامفهوم، دشوار و یا طولانی مانع از یادگیری مطلوب میشود؛ بنابراین یکی از اهداف اصلی در تهیۀ مواد آموزشی، افزایش امکان سهولت یادگیری فراگیران با بهرهگیری از لغات مناسب است؛ بنابراین بی دلیل نیست که میگویند در فرآیند یاددهی باید از جایی شروع کرد که مخاطب در آن قرار دارد، نه از آنجایی که انتظار داریم به آنجا برسد (رسولی و امیرآتشانی، ۱۳۹3).
یارمحمدیان (1395)، ضمن بیان این مسئله که تحلیل محتوای کتب درسی به روشهای مختلف، از جمله، استفاده از ابزارهای فهرستی یا چک لیستها و نیز فرمولهای خواناییسنجی صورت میگیرد، استفاده از فرمولهای خواناییسنجی متن را به عنوان یکی از روشهای معروف معرفی کرده است که از آن برای تعیین میزان پیچیدگی زبانی متن استفاده میکنند. وی در شرح فرمولهای خواناییسنجی میافزاید، این فرمولها با پردازش معیارهای کمّی واژهها، جملهها و بندها که در انتقال مفاهیم نقش اصلی را برعهده دارند، به تجزیه و تحلیل محتوای یک نوشته یا متن، با هدف اندازهگیری درجه خوانایی آن و سنجش میزان حرکت از سادگی به پیچیدگی میپردازند. شاخصهای سنجش خوانایی اوّلیه بر مبنای سنجههای واژگانی و بعضاً نحوی به دست میآیند. ویژگیهای واژگانی در عمل بر میزان سختی واژه تمرکز دارند و بر سه عامل تعداد واجها، تعداد حروف واژه در متن استوارند. یکی از مشهورترین و کاربردیترین فرمولهای خواناییسنجی، فرمول تعیین سطح خوانایی ادوارد فرای است.
از برآیند مباحث مطرح شده میتوان نتیجه گرفت که تهیه و تدوین یک کتاب درسی که بتواند در سطح ملّی مورد استفاده قرار بگیرد، کار چندان سادهای نیست و در تعریف آن باید عوامل مختلفی از قبیل عوامل روانشناختی و زبانشناختی مورد توجّه قرار گیرد. اگر بدون در نظر گرفتن چنین عواملی تنها به بعد آموزشی کتاب مورد نظر فکر کنیم، به نتیجهای جز دلزدگی و عدم یادگیری مفید دانشآموزان نخواهیم رسید.
یکی از عوامل زبانشناختی که میتواند به تعریف درست متون آموزشی کمک شایانی بکند، توجّه به پیچیدگیهای زبانی، و به بیان دیگر، سطح خوانایی متن است. با توجّه به اهمیت تحلیل محتوای کتب درسی که در سطور پیشین ذکر گردید، بدون تردید نتایج این پژوهش میتواند برای برنامهریزان آموزشی و مولفان کتب درسی مفید بوده و به رفع نواقص و نقاط ضعف منجر گردد و در راستای بهبود کیفی و اثربخشی هر چه بیشتر این منبع در فراگیری دانشآموزان گام بردارد.
اهداف و پرسشهای پژوهش
عمدهترین هدف این پژوهش تحلیل محتوا و تشخیص سطح خوانایی کتاب فارسی پایۀ پنجم بتدایی چاپ سال ۱۳۹۹ بر اساس روش تعیین سطح خوانایی ادوارد فرای است؛ در همین راستا پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به پرسشهای ذیل است:
۱. میزان سطح خوانایی کتاب فارسی پایۀ پنجم ابتدایی به چه اندازه است؟
۲. میزان دشواری یا سادگی هر نمونه نسبت به بقیه نمونهها به چه میزان است؟
۳. تا چه اندازه در ساختار کتاب فارسی پایۀ پنجم ابتدایی اصل ساده دشوار (ساختار تنظیم مطالب) رعایت شده است؟
۴. سطح خوانایی کتاب فارسی پایۀ پنجم ابتدایی تا چه اندازه با قدرت خوانایی فراگیران تناسب دارد؟
روششناسی پژوهش
این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و روش پژوهش، روش تحلیل محتوا است که از روش تعیین سطح خوانایی ادوارد فرای برای تعیین میزان خوانایی کتاب فارسی پایۀ پنجم ابتدایی استفاده شده است. جامعۀ آماری شامل کتاب فارسی پایۀ پنجم دبستان چاپ سال 1399 و نمونۀ آماری شامل سه نمونۀ صد کلمهای از ابتدا، وسط و انتهای متون نثر این کتاب بود. ابزار تحلیل محتوای مورد نظر، فرمول خواناییسنجی میباشد که در ذیل تشریح و تبیین میگردد:
شاخص خواناییسنجی ادوارد فرای:
این روش در سال ۱۹۵۱ توسط ادوارد بی فرای[1] با هدف تخمین سطح خوانایی کتابهای درسی بر اساس دو اقدام ساده ریاضی؛ یعنی شمارش هجاها یا سیلابها و جملات، تعیین فرآیند تنظیم محتوای کتابهای درسی در رعایت اصل تنظیم مطالب از ساده به دشوار و تعیین سطح کلاسی مطالب مطابق پایههای تحصیلی رسمی آموزش و پرورش (اوّل تا دوازده) طراحی و ارائه گردید. فرای معتقد بود هر چه طول جملات و کلمات کوتاهتر باشد، یادگیری و یادآوری آن برای فراگیر سادهتر و سریعتر اتفاق میافتد؛ به عبارت دیگر طول جملات و کلمات، قدرت خوانایی مطالب را تعیین میکند. از طرف دیگر مطالب باید طوری سازمان داده شود که مطالب قبلی زمینهساز تسهیل یادگیری مطالب جدید و آتی شود و ساختار آن از ساده شروع، رفته رفته به سمت دشواری یا پیچیده شدن حرکت کند. فرایند ارزیابی قدرت خوانایی کتابهای درسی بر اساس فرمول ادوارد فرای به ترتیب زیر است: (فضلالهی، ۱۳۷۴)
۱. انتخاب حداقل سه متن یکصدکلمهای از بخشهای ابتدایی، وسط و انتهای کتاب یا متن مورد ارزیابی به صورت تصادفی. در انتخاب و شمارش متون و کلمات مذکور باید به موارد زیر توجّه کرد:
۱-۱) متون یک صدکلمهای، باید سه نمونۀ متفاوت از بخشهای مختلف متن مورد ارزیابی را در اختیار قرار دهد. برای دسترسی به این مهم اولاً باید دقیقاً یکصد کلمه برای هر متن انتخاب کرد، ثانیاً متن مورد نظر را به سه قسمت مساوی تقسیم کرده و سپس از هر بخش از طریق روشهای تصادفی یک درس یا یک پاراگراف را گزینش کرد.
۲-۱) کلمات انتخابشده باید مربوط به متن درس بوده و از انتخاب مطالب مربوط به سوالات و ... نباشد.
۳-۱) کلمات انتخابشده باید متوالی باشند؛ بنابراین اگر در متن انتخاب شده یک صد کلمه وجود نداشته باشد، باید متن را عوض کرد یا شمارش کلمات را از ابتدای درس بعدی ادامه داد.
۴-۱) در شمارش کلمات از شمردن اسامی خاص باید خودداری شود.
۲. شمارش تعداد سیلابهای موجود در هر کدام از متون یکصدکلمهای. (سیلابهای اسامی خاص شمرده نمیشوند)
۳. تعیین تعداد جملات موجود در هر کدام از متون یکصد کلمهای بر اساس شاخص نقطه (.)، علامت سوال (؟) و علامت تعجب (!). باید توجّه کرد اگر یکصدمین کلمه در انتهای جمله قرار نگیرد، جمله آخر به صورت نسبی تعیین میشود. برای این کار تعداد کلمات انتخاب شده در داخل نمونۀ صد کلمهای به کل کلمات موجود در جملۀ آخر تقسیم و نتیجه در صد ضرب میشود.
۴. محاسبۀ میانگین تعداد سیلابهای موجود در سه متن یکصد کلمهای.
۵. محاسبه میانگین تعداد جملات در سه متن انتخاب شده.
۶. تعیین سطح خوانایی.
برای تعیین سطح خوانایی متن مورد ارزیابی، باید میانگین تعداد جملات را روی محور افقی و میانگین سیلابها را روی محور عمودی جدول فرای مشخص کرده و محل تلاقی خطوطی که از این نقاط به موازات محور کشیده میشود، به دست آورد. نقطه تلاقی گویای سطح خوانایی و کلاس مناسب است که با اعداد ۱ تا ۱۲ و مطابق پایههای تحصیلی رسمی شمارهگذاری شده است (همان). البته در نمودار ادوارد فرای، نقاط هاشورزدهشده نشانگر این است که نمودار برای تعیین سطح خوانایی متن یا کتاب بی اعتبار است. از انتقادات عمده به روش فرای، کوچک بودن نمونۀ مورد مطالعه (سه متن یکصدکلمهای) و تمرکز روی متن کتاب و بیتوجهی به سوالات و فرمولهاست. برای ایرادات یاد شده بهتر است نمونهها را به نسبت حجم انتخاب کرد و در صورت امکان کل متن را از ابتدا تا انتها به صورت یک صد کلمه تفکیک و مطالعه کرد.
۷. تعیین ساختار تنظیم مطالب رعایت اصل ساده به دشوار
از ویژگیهای ممتاز این روش، امکان مشخص کردن این نکته است که مطالب کتاب از ساده به مشکل تنظیم شده است یا برعکس از دشوار به ساده؟ برای پاسخ دادن به سوال فوق، قاعده بر این است که اگر تعداد جملات متن یک صد کلمهای اوّل، کمتر از قسمت دوم و آن هم کمتر از قسمت سوم باشد، در این صورت مطالب از دشوار به ساده تنظیم گردیده است؛ زیرا هر چه تعداد جملات کمتر باشد، طول جمله بیشتر و تعداد کلمات موجود در آن بیشتر خواهد بود که یادگیری و یادآوری آن معمولاً دشوار است، ولی اگر تعداد جملات موجود در متن یک صد کلمهای اوّل، بیشتر از قسمت دوم و قسمت دوم بیشتر از قسمت سوم باشد، بیانگر تنظیم مطالب از ساده به دشوار خواهد بود؛ امری که مطلوب کتابهای درسی است.
در مورد سیلابها نیز این موضوع صادق است؛ اگر مجموعه سیلابهای موجود در متن یک صد کلمهای اوّل، کمتر از متن دوم و متن دوم کمتر از متن سوم باشد، نشانگر این است که طول کلمات متن اوّل، کمتر از متن دوم و آن هم کمتر از متن سوم است؛ بنابراین هر چه میزان طول کلمات کمتر باشد، یادگیری و یادآوری آن و درک مفاهیم سادهتر است (فضلالهی، ۱۳۷۴)؛ لذا میتوان استنباط کرد که متن کتاب ساده به دشوار تنظیم گردیده است. همچنین در صورتی که مجموع سیلابهای متن اوّل بیشتر از دومی و سومی باشد، مطالب از دشوار به ساده تنظیم شده و دشواری در یادگیری به وجود میآید.
نکتۀ مهم، تناسب ساده به دشواری مطالب هم از نظر هجاها و جملات است که نشانگر قوت و عینیت بیشتر نتایج است؛ بنابراین در صورتی که ترتیب مشخصی برای کم و زیاد بودن هجاها و جملات موجود در متون انتخاب شده نباشد، میتوان نتیجه گرفت که اصل ساده به دشواری مطالب رعایت نشده است. در شکل شمارۀ 1، الگوی تعیین سطح خوانایی فرای را ملاحظه مینمایید:

شکل شمارۀ 1: الگوی تعیین دشواری/سادگی نوشتهها بر اساس روش تعیین سطح خوانایی ادوارد فرای
یافتهها
نمونة اول: «جهانی که در آن زندگی میکنیم، سرشار از شگفتیها است. پدیدههای لطیف، زیبا و عجیب، پیش روی ما هستند که به سادگی از کنارشان میگذریم؛ در حالی که اگر اندکی درنگ کنیم، میبینیم که هر کدام از این پدیدهها تماشاگهی برای دیدن زیباییهای آفرینش و ایستگاههایی برای اندیشیدن هستند.
اگر میخواهیم عالم را بهتر شناسیم، یک راه ساده آن است که پدیدهها را خوب تماشا کنیم، درباره آفرینش هریک بیندیشیم و آنها با را یکدیگر مقایسه کنیم. مثلا کوههای سر به فلک کشیده را با درههای عمیق، گل را با خار، زنبور عسل را با خرمگس، بهار را با زمستان و.... مطالعه/ در طبیعت و تامل دربارهچیزهایی که هر روز میبینیم و از کنارشان میگذریم، راه مناسبی برای شناخت آنهاست.»
تعداد هجاها: 199
تعداد جملات:
نمونة دوم: «بعد از ظهر یکی از روزهای پایانی فروردین بود. کمکم روزها بلندتر میشد و زمان بیشتری برای بازی و مطالعه یا گفتوگو با دوستان، پیدا میکردیم. آن روز، کمی با بچههای کوچه، بازی کردیم. بعد، من و بهمن گوشهای نشستیم و درباره موضوع درس با هم صحبت کردیم.
پس از چند دقیقه، بهمن گفت: «پوریا، بلند شو تا کتابفروشی سر خیابان برویم.»
راه افتادیم و به طرف کتابفروشی «خانه فرهنگ» رفتیم. کتاب فروش، مردی تقریباً پنجاه ساله و بسیار خوشاخلاق و مهربان بود. ما بچهها هم او را دوست داشتیم.
به کتابفروشی که رسیدیم، ایستادیم و از پشت شیشه، کتابها را که خیلی منظم و خوشنما، چیده شده بودند، تماشا کردیم.»
تعداد هجاها: 168
تعداد جملات:
نمونة سوم: «میشود کاری کنیم تا دیگر مادرم بیمار نشود و من از او دور نمانم؟ طبیب با کمی تأمّل، پاسخ داد: اگر طبیب ماهری شدی، خواهی دانست فرزندم. همچنان که عبدالله، این رویداد را نقل میکرد، ستاره با هیجان، چشم به دهان او دوخته بود و از شنیدن این ماجراها، دم به دم حالش بهبود میافت. عبدالله که متوجّه این دگرگونی شادیآفرین شده بود. دوباره، کنار بسترش نشست و ادامه داد: آری، بانوی من. از آن زمان، گویی حسین راه خود را یافته، شب و روز نمیشناسد و دست از خواندن، نوشتن و پرسوجو برنمیدارد. من از کوشش و پشتکار او به ستوه آمدهام.»
تعداد هجاها: 187
تعداد جملات:
۱. میزان سطح خوانایی کتاب فارسی پایۀ پنجم ابتدایی به چه اندازه است؟
میانگین تعداد هجاها: 66/184 =
میانگین تعداد جملات: 07/6 =
با توجّه به شکل شمارة 1، محل تلاقی میانگین تعداد هجاها و میانگین تعداد جملات، خارج از جدول قرار داشته و کتاب فارسی پنجم دبستان از نظر سطح خوانایی، برای سنین دانشگاه مناسب است.
۲. میزان دشواری یا سادگی هر نمونه نسبت به بقیه نمونهها به چه میزان است؟
در نمونۀ اوّل، با توجّه به شکل شمارة 1، محل تلاقی میانگین تعداد هجاها و میانگین تعداد جملات، خارج از جدول قرار داشته و نظر سطح خوانایی، برای سنین دانشگاه مناسب است.
در نمونة دوم، با توجّه به شکل شمارۀ 1 و نیز با توجّه به نقطۀ تلاقی که در شکل شمارة 2 این نمونه از نظر سطح خوانایی برای دانشگاهیان مناسب است.
در نمونۀ سوم، با توجّه به شکل شمارة 1، محل تلاقی میانگین تعداد هجاها و میانگین تعداد جملات، خارج از جدول قرار داشته و نظر سطح خوانایی، برای سنین دانشگاه مناسب است.
باتوجّه به محل تلاقی میانگین تعداد هجاها و میانگین تعداد جملات در سه نمونه، سطح دشواری نمونة اول و سوم بیشتر است و نمونة دوم سادهترین نمونة انتخابی در بین نمونههای دیگر است.

شکل شمارۀ 2: محل تلاقی میانگین تعداد هجاها و میانگین تعداد جملات در نمونة دوم
۳. تا چه اندازه در ساختار کتاب فارسی پایۀ پنجم ابتدایی اصل ساده دشوار (ساختار تنظیم مطالب) رعایت شده است؟
با توجّه به محل تلاقی میانگین تعداد هجاها و میانگین تعداد جملات در شکل شمارۀ 2، نمونة دوم سادهترین نمونه میان سه نمونه است؛ یعنی ابتدا متن، دشوار و بعد کمی سادهتر و بعد دشوار شده است. بنابراین اصل ساده به دشوار در کتاب فارسی پنجم دبستان رعایت نشده است و ساختار تنظیم مطالب اشکال دارد.
۴. سطح خوانایی کتاب فارسی پایۀ پنجم ابتدایی تا چه اندازه با قدرت خوانایی فراگیران تناسب دارد؟
با توجّه به تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده، تلاقی میانگین تعداد هجاها و میانگین تعداد جملات در نمودار زیر سنین دانشگاه، جایی ندارد و کتاب فارسی پنجم دبستان از نظر سطح خوانایی، برای سنین دانشگاه مناسب است؛ بنابراین برای پایة پنجم دبستان بسیار دشوار است و با قدرت خوانایی فراگیران تناسبی ندارد.
بحث و نتیجهگیری
این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و روش پژوهش، روش تحلیل محتوا است که از روش تعیین سطح خوانایی ادوارد فرای برای تعیین میزان خوانایی کتاب فارسی پایۀ پنجم ابتدایی استفاده شده است. عمدهترین هدف این پژوهش تحلیل محتوا و تشخیص سطح خوانایی کتاب فارسی پایۀ پنجم بتدایی چاپ سال ۱۳۹۹ بر اساس روش تعیین سطح خوانایی ادوارد فرای بود.
تجزیه و تحلیل اطلاعات استخراجشده از تحلیل محتوای کتاب فارسی پایۀ پنجم دبستان بر اساس روش تعیین سطح خوانایی ادوارد فرای، نشان میدهد:
- متن کتاب فارسی پایۀ پنجم ابتدایی از نظر سطح خوانایی، برای سنین دانشگاه مناسب است و برای دانشآموزان پایۀ پنجم ابتدایی بسیار دشوار است؛ به همین سبب با قدرت خوانایی فراگیران تناسبی ندارد.
- در بین سه نمونه، سطح دشواری نمونة اوّل و سوم بیشتر است و نمونة دوم سادهترین نمونة انتخابی میان نمونههای دیگر است؛ یعنی ابتدا متن، دشوار و بعد کمی سادهتر و بعد دشوار شده است؛ بنابراین اصل ساده به دشوار در کتاب فارسی پنجم دبستان رعایت نشده است و ساختار تنظیم مطالب اشکال دارد.
به نظر میرسد در تدوین و تنظیم کتاب فارسی پایۀ پنجم ابتدایی، اصول تنظیم محتوا از جمله اصل ارتباط عمودی و افقی بین مطالب، اصل فزایندگی، اصل مداومت، اصل ساده به دشواری و ... مورد نظر نبوده و سطح سنی و توانایی فراگیران از جمله سطح خوانایی آنها توجّه نشده است؛ لذا پیشنهاد میشود در وهلۀ اوّل نسبت به تطبیق دادن محتوای کتاب با قدرت خوانایی فراگیران و سپس تنظیم آن مطابق اصول برنامهریزی درسی اقدام شود.
همچنین پیشنهاد میشود:
- در تدوین متن کتابهای درسی از جملات کوتاهتر و کلمات سادهتر (کلمات دارای هجاهای کمتر) استفاده شود تا سطح خوانایی کتاب با قدرت خوانایی یادگیرندگان تناسب داشته باشد.
در تدوین کتابهای درسی به تناسب حجم مطالب از نظر کمیت و پیوستگی با توان فراگیران توجّه شود؛ چون تحلیل دادهها نشان میدهد علیرغم بالا بودن قدرت خوانایی کتاب نسبت به سطح سنی و خوانایی فراگیران، پیوستگی مطالب بسیار کم بوده و عملاً مطالب پراکنده حجم را افزایش داده و یادگیری را کاهش میدهد