فصلنامه پیشرفتهای نوین در مدیریت آموزشی

فصلنامه پیشرفتهای نوین در مدیریت آموزشی

رابطه راهبردهای مقابله­ای و نگرش­های ناکارآمد با تحمل پریشانی در دانشجویان با نقش واسطه‌ای همدلی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 استادیار گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم آباد
2 دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
3 استادیار روانشناسی دانشگاه لرستان
چکیده
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف رابطه راهبردهای مقابله‌ای و نگرش‌های ناکارآمد با تحمل پریشانی در دانشجویان با نقش واسطه‌ای همدلی انجام شد.
روش‌شناسی پژوهش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان پسر مرکز آموزش عالی پلدختر بود، که در سال ۱۴۰۰ مشغول به تحصیل بودند که از این میان آن‌ها نمونه ای به تعداد 210 نفر با روش نمونه‌گیری طیقه‌ای نسبی انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005)، پرسشنامه همدلی دیویس (1983)، پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (1985) و مقیاس نگرش های ناکارآمد وایزمن و بک (1978) بود. نهایتآ داده های به دست آمده از طریق آزمون همبستگی و تحلیل مسیر به وسیله SPSS-22و AMOS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که شاخص های برازش مدل تحلیل مسیر حاکی از آن است که مقدار شاخص‌های برازش تطبیقی مطلوب است. یعنی مدل پژوهش، قادر به تبیین و توضیح رابطه ی بین متغیرها است. همچنین نتایج حاکی از تایید نقش میانجی همدلی در پیش‌بینی تحمل پریشانی براساس راهبردهای مقابله‌ای و نگرش‌های ناکارآمد بود.
بحث و نتیجه‌گیری: بنابراین، می توان گفت که متغیر همدلی دارای نقش واسطه‌ای در ارتباط بین راهبردهای مقابله‌ای و نگرش های ناکارآمد با تحمل پریشانی است؛ از این رو پیشنهاد می شود که متخصصان سلامت روان بر اهمیت نقش همدلی در کاهش مشکلات هیجانی توجه ویژه ای داشته باشند.
کلیدواژه‌ها

1.                  دانشجویان استرس و فشارهای روانی بالایی را تجربه می‌کنند که بی‌توجهی به آن آسیب‌های روانی زیادی را برای دانشجویان به همراه می‌آورد. شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که بهبود سطح تحمل پریشانی می‌تواند دانشجویان را در راستای مقابله با فشارهای روانی یاری کند (Gilbert & Kirby, 2019). تحمل پریشانی، توانایی فرد برای تجربه و تحمل وضعیت عاطفی منفی است که بر ارزیابی و قضاوت فرد تأثیر می‌گذارد و به‌عنوان یک عامل مهم در شروع و تداوم آسیب‌های روانی و همچنین پیشگیری و درمان بیماران مشخص شده است و درنتیجه با رعایت رفتارهای معطوف به سلامتی مرتبط است (Dakani et al, 2021). افراد در زندگی مجبورند با آشفتگی روانشناختی و هیجانی کنار بیایند. برخی افرادی که با این آشفتگی‌ها مواجه‌اند، واکنش‌های ناسالمی از خود نشان می‌دهند، چون نمی‌توانند کار دیگری انجام دهند؛ به این دلیل که هنگام سردرگمی هیجانی، تفکر عاقلانه از بین می‌رود و پریشان می‌شوند. این راهبردهای بی‌ثمر، آشفتگی هیجانی را عمیق‌تر می‌کنند (Hosein Esfand Zad et al, 2017). افراد دارای تحمل پریشانی پایین به این حقیقت واقف هستند که نمی‌توانند احساس ناراحتی را تحمل کرده و فکر می‌کنند که دیگران امکانات بهتری برای مقابله با هیجان‌های منفی دارند، درنتیجه بیشتر اوقات احساس سرافکندگی می‌کنند (Roohi et al, 2019). این افراد همچنین برای اجتناب از تجربه‌های هیجانی منفی به‌سختی تلاش می‌کنند. درصورتی‌که اجتناب از تجربیات هیجانی منفی برای آن­ها به آسانی مقدور نباشد، آن‌ها برای برطرف کردن حالت هیجانی آزارنده به روش‌های غیرمعمول روی می‌آورند (Dakani et al, 2021). از سوی دیگر،  دانشجویان با تحمل پریشانی بالا، توانایی بیشتری در سازگاری با ابهامات تحصیلی دارند. این ویژگی از طریق تقویت راهبردهای مبتنی بر پذیرش و ذهن‌آگاهی، پریشانی ناشی از عدم قطعیت را کاهش می‌دهد (Paralkar Ma  & Knutson, 2023).

2.                  یکی از متغیرهای روانشناختی مرتبط با تحمل پریشانی، راهبردهای مقابله‌ای است. منظور از راهبردهای مقابله‌ای[1] در واقع عبارت است از تغییرات مداوم فرد درزمینه تلاش‌های رفتاری و شناختی در جهت نظم بخشیدن به خواسته‌های درونی و بیرونی که بیش از سطح تحمل منابع فرد ارزیابی شده‌اند (Olonilua et al, 2025). از دیدگاه لازاروس و فولکمن[2] تفسیر و برآورد ما از رویدادها اهمیت بیشتری از خود رویدادها دارد. آنها معتقدند نه رویداد محیطی و نه پاسخ فرد، بلکه ادراک فرد از رویدادهاست که تنیدگی و شدت آن را تعیین می‌کند. این ادراک شامل آسیب‌ها، تدابیر، تهدیدها، چالش‌های بالقوه و توانایی ادراک شده فرد برای مقابله با آن‌هاست (Tang, 2020).  بر این اساس راهبردهای مقابله‌ای فرایندی پویا و مداوم هستند و به‌طور‌کلی به ۲ دسته تقسیم می‌شوند: ۱. راهبرد مسئله‌مدار، ۲. راهبرد هیجان‌مدار. راهبردهای مسئله‌مدار، روش‌های فعالی هستند که برای مدیریت یا تغییر یک موقعیت استرس‌زا استفاده می‌شوند. هدف این راهبردها پرداختن به علت اصلی استرس و در نتیجه کاهش تأثیر آن است. راهبردهای هیجان‌مدار، با هدف مدیریت احساسات مرتبط با استرس مورد استفاده قرار می­گیرند. بنابراین، فرد به‌جای پرداختن به علت اصلی مشکل، تلاش می­کند پریشانی عاطفی ناشی از عامل استرس‌زا را کاهش دهد (Shafiq, 2024؛Rodrigues et al, 2023). هر چند افراد از هر دو نوع سبک مقابله‌ای در مواجهه با موقعیت‌های زندگی فردی و شغلی استفاده می‌کنند (Collins et al, 2018) اما سبک مقابله‌ای مسئله مدار، سازگارترین راهبرد مقابله‌ای است (Craig et al, 2020). کسانی که از این سبک استفاده می کنند از نحوه کنترل رویدادهای استرس زا در زندگی رضایت بیشتری دارند و کمتر دچار اضطراب، افسردگی و مشکلات روانی دیگر می شوند. بر این اساس، راهبردهای مقابله‌ای مؤثر، از جمله رویکردهای متمرکز بر مسئله که شامل اقدام مستقیم برای حل مشکلات و کاهش استرس هستند، نقش مهمی در افزایش سلامت روان و تاب‌آوری در میان بازماندگان بلایا دارند (Olonilua et al, 2025). این ارتباط ناشی از توانایی آن‌ها در مدیریت هیجان‌های منفی بدون توسل به اجتناب یا سرکوب است (Smith et al, 2024). در مقابل، سبک مقابله‌ای هیجان مدار و اجتنابی به سازگاری نه چندان رضایت بخش با رویدادهای استرس زا منجر می‌شود (Collins et al, 2018). طبق نظریه Simons et al, 2005 افرادی که فکر می­کنند نمی­توانند احساس ناراحتی را تحمل کنند و دیگران شرایط بهتری برای مقابله با هیجان‌های منفی دارند احساس سرافکندگی می­کنند و تلاش می­کنند از هیجانهای منفی اجتناب کنند. در صورتی که اجتناب از هیجان‌های منفی امکان­پذیر نباشد از روش‌های ناسالمی در جهت کاهش حالت‌های هیجانی منفی استفاده خواهند کرد که این روش‌ها اثر منفی بر کارکردهای جسمانی، روانی و اجتماعی آنها خواهد داشت. در همین راستا شواهد پژوهشی (Zhao et al, 2024؛Smith et al, 2024) نشان می­دهند سبک راهبردهای مقابله بر تحمل پریشانی در مواجهه با موقعیت­های استرس زا اثر می­گذارد؛ افرادی که از برنامه‌ریزی، جستجوی حمایت اجتماعی پذیرش و بازنگری مثبت استفاده می­کنند سازگاری بیشتری را گزارش می­دهند.  Delgarm et al, 2019 در مطالعه خود چنین بیان داشتند که راهبردهای‌ مقابله­ای چهارچوبی مرتبط با تلاش‌های فکری، هیجانی و رفتاری فرد هستند که هنگام رویارویی با استرس به‌منظور غلبه کردن و تحمل پریشانی یا به حداقل رساندن عوارض پریشانی هیجانی توسط افراد به کار گرفته می شوند. مطالعات Conley et al, 2023   و Alkhawaldeh et al, 2023  نشان داده‌اند که استفاده از راهبردهای مقابله‌ای مثبت و انعطاف‌پذیر مانند مقابله‌ی مسئله‌محور و حمایت اجتماعی می‌تواند تحمل پریشانی را در دانشجویان افزایش دهد؛ اما راهبردهای مقابله‌ای منفی یا ناکارآمد مانند اجتناب یا مقابله‌ی هیجانی با کاهش تحمل پریشانی و افزایش آسیب‌پذیری روانی مرتبط هستند. همچنین، در پژوهشی دیگر، دانشجویانی که از راهبردهای اجتنابی مانند مصرف مواد، رفتارهای پرخطر در مواجهه با رویدادهای استرس زا استفاده می­کردند  از پریشانی روان‌شناختی بیشتری برخوردار بودند (Labrague, 2023).

3.                  هر چند راهبردهای مقابله­ای می­تواند در تحمل پریشانی نقش داشته باشند؛ اما برخی از جنبه­های موثر در پریشانی به افکار و نگرش‌های افراد باز می­گردد که برخی از آنها کارآمد و برخی دیگر ناکارآمد هستند (Longe et al, 2021). نگرش‌های ناکارآمد به عنوان یک سازه روانشناختی شامل عقاید و باورهایی هستند که فرد را مستعد آشفتگی روانی می‌کنند. این باورها که در اثر تجربه نسبت به خود و جهان کسب می‌شوند، فرد را آماده می‌سازند تا موقعیت‌های خاص را بیش از حد منفی و ناکارآمد تعبیر کنند (Momenpour et al, 2022). بر این اساس، نگرش‌های ناکارآمد می‌توانند منجر به تفسیرهای منفی‌تر از موقعیت‌های استرس‌زا شوند. افرادی که این نگرش‌ها را دارند ممکن است موقعیت‌ها را تهدیدآمیزتر یا طاقت‌فرساتر از آنچه واقعاً هستند درک کنند، در نتیجه میزان استرس ادراک‌شده آنها افزایش می­یابد (Sandín et al, 2021). مدل‌های شناختی رفتاری بر نقش باورهای ناکارآمد و انتظارات منفی در تداوم پریشانی روانی تأکید دارند؛ این نگرش‌ها باعث شکل‌گیری مدل‌های ذهنی نادرست شده و توانایی فرد را در مواجهه موفق با استرس و پریشانی محدود می‌سازند. بنابراین، اصلاح نگرش‌های ناکارآمد می‌تواند از طریق افزایش انعطاف‌پذیری روانشناختی، به سازگاری بهتر فرد در رویارویی با عوامل استرس­زا یاری رساند (Galloghly et al, 2024). مطابق مدل شناختی بک، نگرش‌های ناکارآمد معیارهای انعطاف‌ناپذیر و کمال‌گرایانه‌ای هستند که فرد از آن برای قضاوت درباره خود و دیگران استفاده می‌کند. این نگرش‌ها در برابر تغییر انعطاف‌ناپذیر و افراطی و مقاوم هستند، بنابراین ناکارآمدند. این مدل بر نقش افکار منفی و الگو‌های فکری ناکارآمد در ایجاد و حفظ مشکلات روانی تأکید دارد (Golzar et al, 2017). شواهد پژوهشی حاکی از آن است که افرادی که نگرش­های ناکارآمدی دارند معمولا دارای تحمل هیجانی پایینی هستند و در مواجهه با موقعیت­های هیجانی دچار آشفتگی هیجانی می­شوند (Matos,  & Steindl, 2020). به‌ این ترتیب، چون نارسایی عملکرد تفکر از مهم‌ترین علل آشفتگی‌ روانی است، هرچه نگرش‌های ناکارآمد و باورهای غیر منطقی افراد بیشتر شود مشکلات هیجانی نیز بیشتر خواهد شد (Whissell, 2023). بنابراین می­توان نتیجه گرفت که نگرش­های ناکارآمد تحمل پریشانی افراد را کاهش خواهد داد.

4.                  از جمله مولفه­ های روانشناختی که به عنوان یک عامل حمایتی در شرایط دشوار هیجانی می تواند کمک کننده باشد همدلی است. همدلی، توانایی تصویرسازی خود به جای دیگری و فهم احساسات، تمایلات و ایده‌های فرد دیگر است (Zohoorparvandeh & Yaghobi, 2021). وقتی همدلی وجود داشته باشد، ما می‌توانیم وضعیت ذهنی فرد مقابل خود را خیلی سریع تجربه کنیم. یعنی وقتی از دیدگاه او به جهان بنگریم، می‌توانیم بر اساس درک خودمان از دنیای اطراف، به وضعیت ذهنی فرد مقابل در این لحظه، پی ببریم. همدلی مانع رفتارهای منفی مانند پرخاشگرانه شده، گوش دادن همدلانه را افزایش و به افراد در رسیدن به نتایج مطلوب یاری می­رساند (Van Lissa et al, 2017). شواهد پژوهشی نیز نشان می­دهند که همدلی نقش مهمی در سلامت روانی و سازگاری دارد. افرادی که در روابط اجتماعی همدلی بیشتری دارند قادرند هیجان‌ها و احساسات خود را بهتر مدیریت کنند و در جهت انتظارات جامعه رفتار کنند. آنها سازگاری اجتماعی، مسئولیت­پذیری، درک اجتماعی و هیجانی بیشتری از خود نشان می­دهند (Zarei et al, 2022)؛ در حالی‌که افرادی که همدلی کمتری دارند پریشانی روانشناختی بیشتری دارند (Noda et al, 2018). نتایج پژوهش Wu et al, 2022 نشان داد همدلی در دانشجویان موجب افزایش تاب‌آوری روانی در مواجهه با استرس‌ها و فشارهای روانی می­شود؛ زیرا دانشجویان با همدلی بالاتر قادرند بهتر احساسات خود و دیگران را مدیریت و تنظیم کنند. از سوی دیگر، بر اساس نتایج پژوهشها (Moreno-Manso et al, 2018؛ Galam et al, 2017؛ Cheng et al, 2020؛Sun et al, 2019) استفاده از راهبردهای مقابله ای مساله مدار مانند بازسازی شناختی یا جستجوی حمایت، همدلی را تقویت می­کند در حالی که راهبردهای هیجان­مدار مانند سرکوب هیجانات یا رفتارهای اجتنابی با کاهش همدلی ارتباط دارند. بنابراین، همدلی به عنوان یک متغیر واسطه‌ای، می‌تواند نقش مهمی در تقویت راهبردهای مقابله‌ای بر تحمل پریشانی داشته باشد؛ زیرا همدلی باعث افزایش حمایت عاطفی و درک بهتر احساسات خود و دیگران می‌شود که این امر می‌تواند به بهبود تحمل پریشانی کمک نماید.

5.                  ضرورت توجه به عوامل تاثیرگذار بر تحمل پریشانی در موقعیت­های هیجانی از مهمترین عوامل تضمین کننده سلامت روان در دانشجویان محسوب می­شود. آمارها حاکی از آن است که طی چند سال اخیر جامعه دانشجویان به دلیل مشغله‌های تحصیلی، به نسبت سایر جوامع از آشفتگی‌های هیجانی بیشتری رنج می‌برند (Gilbert & Kirby, 2019). این در حالی است که تداوم مشکلات مرتبط با آشفتگی هیجانی در این افراد که قشر تحصیل کرده جامعه محسوب می شوند، ممکن است خطرات جسمانی، پیامدهای روان­شناختی و حتی تداخل در کارکردهای اجتماعی این افراد را به­دنبال داشته باشد؛ بنابراین ارائه راهبردهای حمایتی (همچون همدلی) می­تواند به افزایش سلامت هیجانی آنها کمک قابل توجهی نماید. از این رو، شناخت ویژگی­های حمایت کننده روان­شناختی می­تواند در مقابله با تهدیدات سلامت روان و مشکلات هیجانی دانشجویان کمک کند. لذا هدف پژوهش حاضربررسی رابطه راهبردهای مقابله ای و نگرش های ناکارآمد با تحمل پریشانی با نقش واسطه‌ای همدلی در دانشجویان بود.

 

6.                 روش‌شناسی پژوهش

پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و با استفاده از تکنیک معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان پسر مرکز آموزش عالی پلدختر بود، که در سال ۱۴۰۰ مشغول به تحصیل بودند که از این میان آن‌ها بر طبق‌ جدول Krejcie et al, 1970 نمونه‌ای به تعداد 210 نفر با روش نمونه‌گیری طبقه­ای نسبی انتخاب شد. قابل ذکر است برای جلوگیری از ریزش حجم نمونه تعداد 225 پرسشنامه توزیع شد که پس از پالایش اولیه داده‌ها و حذف نمونه‌های مخدوش و ناقص شامل داده‌های گم شده، در نهایت 210 نفر تجزیه و تحلیل شد. ملاک‌های ورود به مطالعه شامل تحصیل در مرکز آموزش عالی پلدختر و تمایل داشتن جهت مشارکت در پژوهش و ملاک‌های خروج از مطالعه شامل تمایل نداشتن به همکاری و تکمیل پرسشنامه‌ها به صورت ناقص یا نامعتبر بود. برای تجزیهوتحلیل داده‌های پژوهش از شاخص‌های توصیفی و روش همبستگی پیرسون با نرم‌افزار 22-SPSS و برای بررسی برازندگی مدل از روش تحلیل مسیر با نرم‌ افزار 24-AMOS استفاده شده است. همچنین برای بررسی روابط غیرمستقیم مسیرها از روش بوت Bootstrap استفاده شد.

- مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005): این مقیاس، یک شاخص خود سنجی تحمل پریشانی هیجانی است که توسط Simons et al, 2005 ساخته‌شده است. این مقیاس دارای 15 گزینه است که 4 خرده مقیاس آن به عناوین تحمل، جذب، ارزیابی و تنظیم است که تحمل پریشانی را بر اساس توانمندی فرد برای تحمل پریشانی هیجانی، ارزیابی ذهنی پریشانی، میزان توجه به هیجانات منفی در صورت وقوع و اقدام‌های تنظیم‌کننده برای تسکین حالت پریشانی موردسنجش قرار می‌دهند. تحمل (تحمل پریشانی هیجانی): با سؤالات ۱، ۳ و ۵ اندازه‌گیری می‌شود. جذب (جذب شدن به‌وسیله هیجانات منفی): با سؤالات ۲، ۴ و ۱۵ اندازه‌گیری می‌شود. ارزیابی (برآورد ذهنی پریشانی): با  سؤالات  ۶، ۷، ۹، ۱۰، ۱۱ و ۱۲ اندازه‌گیری می‌شود. تنظیم (تنظیم تلاش‌ها برای تسکین پریشانی): با سؤالات ۸، ۱۳ و ۱۴  اندازه‌گیری می‌شود. گزینه‌های این مقیاس بر اساس مقیاس لیکرت نمره گزاری می‌شوند، نمره یک بله معنای توافق کامل با گزینه موردنظر و نمره 5 بله معنای عدم توافق کامل با گزینه موردنظر است. ضرایب آلفا برای این خرده مقیاس‌ها به ترتیب 72/0، 82/0، 78/0، 70/0 و برای کل مقیاس 82/0 به‌دست‌آمده است. همبستگی درون طبقه‌ای پس از گذشت شش ماه، 61/0 بود. عزیزی، میرزایی و شمس  نیز، میزان آلفای کرونباخ این پرسش‌نامه را 67/0 و اعتبار باز آزمایی این پرسشنامه را نیز 79/0 گزارش کردند (Azizi et al, 2010). در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 79/0 و برای خرده مؤلفه‌های تحمل، جذب، ارزیابی و تنظیم به ترتیب 73/0، 72/0، 70/0 و 75/0 بهدست آمد که نتایج حاکی از پایایی مناسب ابزار پژوهش می‌باشد.

- پرسشنامه همدلی دیویس (1983): پرسشنامه همدلی توسط مارک دیویس[3] در سال 1983 ساخته شده است. این پرسشنامه از 21 سؤال تشکیل شده است و میزان همدلی را در افراد مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهد. پرسشنامه همدلی دیویس داری سه مؤلفه دغدغه همدلانه، دیدگاه گرایی، آشفتگی شخصی است. نمرهگ ذاری این پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت 5 درجه ای بوده و از کاملا موافق تا کاملا مخالف امتیازبندی شده است. برای به دست آوردن امتیاز کلی پرسشنامه، مجموع امتیازات تک تک سؤالات باهم محاسبه می‌شوند. امتیازات بالاتر، نشان دهنده همدلی بیشتر در فرد پاسخ دهنده خواهد بود و برعکس . چنانچه آزمودنی نمره بین 42-21 کسب نماید نشان دهنده میزان همدلی ضعیف خواهد بود، نمره بین 63-42 نشان دهنده همدلی متوسط و نمره بالاتر از 63 ،میزان همدلی بالا را نشان خواهد داد. اعتبار پرسشنامه همدلی در پژوهش دیویس با الفای کرونباخ بالای 70/0 بدست آمده است. همچنین روایی پرسشنامه از طریق تحلیل عوامل مطلوب بوده است (Ghorbani et al, 2010). اعتبار بازآزمایی این ابزار در جمعیت ایرانی 71/0 و برای مؤلفه های همدلی شامل آشفتگی شخصی، دیدگاه گرایی و نگرانی همدلانه به ترتیب 71/0، 72/0، 69/0 گزارش شده است و روایی آن نیز مطلوب برآورد شده است. در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 85/0 و برای خرده مؤلفه‌های آشفتگی شخصی، دیدگاه‌گرایی و  دغدغه همدلانه به ترتیب 84/0،  79/0 و 78/0 بهدست آمد که نتایج حاکی از پایایی مناسب ابزار پژوهش می‌باشد.

-پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (1985): پرسشنامه راهبردهای مقابله ای توسط لازاروس و فولکمن (1985) تهیه شده است و دارای 66 سوال است. نمره گذاری بر اساس یک مقیاس لیکرت 4 گزینه ای (از 1 تا 4) نمره گذاری می شود. این آزمون هشت شیوه مقابله ای را به دو دسته مسأله مدار و هیجان مدار تقسیم می کند. شیوه های مسأله مدار عبارتند از: جستجوی حمایت اجتماعی، مسئولیت پذیری، مسأله گشایی برنامه ریزی شده و ارزیابی مجدد مثبت. شیوه های مقابله هیجان مدار عبارتند از: رویارویی، دوری گزینی، فرار اجتناب و خویشتن داری. لازاروس ثبات درونی 66/0 تا 79/0 را برای هر یک از سبک های مقابله ای گزارش کرده است. ندایی و همکاران در پژوهش خود آلفای کرونباخ مقابلۀ متمرکز بر هیجان را 72/0 و مقابلۀ متمرکز بر مسأله را 79/0 محاسبه کردند (Nedaei et al, 2016). در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ برای شیوه های مسأله مدار و ابعاد جستجوی حمایت اجتماعی، مسئولیت پذیری، مسأله گشایی برنامه ریزی شده و ارزیابی مجدد مثبت به ترتیب 78/0، 75/0، 71/0، 74/0، 70/0 و برای شیوه های مقابله هیجان مدار و ابعاد رویارویی، دوری گزینی، فرار اجتناب و خویشتن داری به ترتیب 82/0،  76/0 و 72/0، 68/0 و71/0 بهدست آمد که نتایج حاکی از پایایی مناسب ابزار پژوهش می‌باشد.

-مقیاس نگرش های ناکارآمد وایزمن و بک (DAS-26): این مقیاس توسط وایزمن و بک (1978) بر مبنای نظریه بک در مورد محتوای ساختار شناختی در افسردگی تهیه شده است. این مقیاس از 4 خرده مقیاس موفقیت کامل طلبی، نیاز به تأیید دیگران، نیاز به راضی کردن دیگران و آسیب پذیری ارزشیابی عملکرد می باشد. در این مقیاس پاسخ دهنده میزان موافقت یا مخالفت خود را با هر عبارت روی یک مقیاس 7 نقطه ای لیکرت مشخص می کند. در پژوهش ابراهیمی و موسوی همسانی درونی سوال های نسخه 26 سوالی DAS از طریق آلفای کرونباخ برابر با 92/0 بدست آمد (Ebrahimi et al, 2012). در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 85/0 و برای خرده مؤلفه‌های موفقیت کامل طلبی، نیاز به تأیید دیگران، نیاز به راضی کردن دیگران و آسیب پذیری ارزشیابی عملکرد به ترتیب 76/0،  78/0، 72/0 و 74/0 بهدست آمد که نتایج حاکی از پایایی مناسب ابزار پژوهش می‌باشد.

7.                 یافته­ ها

میانگین سن شرکت‌کنندگان 45/23 (انحراف استاندارد، 18/2) بود. 58 نفر (6/27 درصد) دانشجوی رشته روانشناسی، 38 نفر (1/18 درصد) دانشجوی رشته حسابداری، 39 نفر (6/18 درصد) دانشجوی رشته آموزش زبان انگلیسی، 33 نفر (7/15 درصد) دانشجوی رشته علوم ورزشی، 31 نفر (8/14 درصد) دانشجوی رشته کامپیوتر و 11 نفر (2/5 درصد) دانشجوی رشته مهندسی کشاورزی بودند. آماره‌های توصیفی، ماتریس همبستگی صفر مرتبه و ضرایب آلفای کرونباخ در جدول 1، ارائه شده است.

جدول 1: میانگین، انحراف استاندارد، ضرایب اعتبار و همبستگی صفر مرتبه بین متغیرهای پژوهش

متغیرها

1

2

3

4

5

1. راهبرد مقابله‌ای مسأله‌مدار

78/0

 

 

 

 

2. راهبرد مقابله‌ای هیجان‌مدار

**56/0

82/0

 

 

 

3. نگرش‌های ناکارآمد

**19/0

**46/0

85/0

 

 

3. همدلی

**22/0

05/0-

002/0-

85/0

 

4. تحمل پریشانی

04/0

**22/0-

**49/0-

**25/0

79/0

میانگین

59/2

42/2

49/3

27/3

19/3

انحراف استاندارد

354/0

303/0

793/0

377/0

515/0

کجی

322/0

582/0

44/0

10/0-

386/0

کشیدگی

944/0

941/0

189/0

288/0-

09/0-



   مقادیر روی قطر ضریب آلفای کرونباخ هستند                                                    01/0 **p<  05/0* p<  

 

یافته‌ها نشان می‌دهد، بین راهبردهای مقابله‌ای هیجان‌مدار با تحمل پریشانی رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد (01/0>p)؛ بین راهبردهای مقابله‌ای مسأله‌مدار و هیجان مدار با نگرش‌های ناکارآمد رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد (01/0>p). همچنین بین راهبردهای مقابله‌ای مسأله‌مدار با همدلی رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد (05/0>p)؛ بین نگرش های ناکارآمد با تحمل پریشانی رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد (01/0>p)؛ اما بین نگرش های ناکارآمد با همدلی رابطه معنی‌داری مشاهده نشد (05/0<p). بین همدلی با تحمل پریشانی رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد (05/0>p).

 

برای آزمون مدل فرضی، پیش‌فرض‌های آماری بررسی شد. نتایج نشان داد متغیرهای پژوهش همگی دارای قدر مطلق ضریب کجی کوچکتر از 3 و قدر مطلق ضریب کشیدگی کوچکتر از 10 بودند و لذا بر اساس نظر کلاین (۲۰۱۵) تخطی از نرمال بودن داده‌ها قابل مشاهده نبود. دو شاخص آماره Tolerance و Variance inflation factor برای تعیین میزان همپوشی متغیرهای برونزا محاسبه شد کلیه این ضرایب در سطح قابل قبولی بودند. بطوری­که شاخص تحمل برای تمام متغیرهای پیش‌بین کوچکتر از 904/0، و شاخص تورم واریانس کوچکتر از 90/1 بدست آمد.

پیش از بررسی ضرایب ساختاری، برازندگی مدل مفروض پیشنهادی مورد بررسی قرار گرفت. به هنگام آزمون مدل، درجه آزادی صفر مشاهده شد (به دلیل اشباع شدن مدل) به عبارت دیگر در این مدل تعداد پارامترهای آزاد با تعداد عناصر مجزا در ماتریس واریانس- کوواریانس مشاهده شده برابر بود؛ لذا شاخص‌های برازندگی محاسبه نشد، اما ضرایب مسیر توسط AMOS برآورد شده و معنی‌داری آماری آن‌ها نیز مشخص می‌شود و در نهایت، مسیرهای غیرمعنادار، از نمودار حذف شده و برازش مدل انجام می‌گیرد. بر اساس برآوردهای انجام شده، ضریب مربوط به مسیرهای غیرمعنادار از مدل حذف شدند. همانگونه که در جدول 2 آمده است نتایج نشان می‌دهد الگوی پیشنهادی اصلاح شده با توجه به شاخص‌های برازندگی دارای برازشی خیلی خوب است.

جدول 2. شاخص‌های برازندگی مدل اصلاح شده

شاخص

χ 2

Df

P

χ2/df

RMSEA

GFI

AGFI

CFI

NFI

IFI

TLI

اصلاح شده

98/2

3

394/0

995/0

0001/0

99/0

97/0

00/1

99/0

00/1

00/1



 

مدل ساختاری مورد آزمون و مدل‌های اندازه‌گیری پژوهش در شکل 1 آمده است.



شکل 1-  ضرایب استاندارد مدل مفهومی پژوهش

در جدول 3- ضرایب اثر مستقیم و سطح معنی‌داری بین متغیرهای پژوهش آورده شده است.

جدول 3. برآوردهای مربوط به تأثیرات مستقیم متغیرهای مستقل بر وابسته

متغیر مستقل

مسیر

متغیر وابسته

ضریب تعیین

برآورد غیراستاندارد

برآورد استاندارد

نسبت بحرانی

سطح معنی‌داری

فرضیه

نگرش‌های ناکارآمد

 

تحمل پریشانی

31/0

32/0-

49/0-

45/8-

001/0

تأیید

همدلی

 

34/0

25/0

32/4

001/0

تأیید

راهبردهای مقابله‌ای مسأله‌مدار

 

همدلی

09/0

39/0

36/0

56/4

001/0

تأیید

راهبردهای مقابله‌ای هیجان‌مدار

 

32/0-

26/0-

22/3-

001/0

تأیید



 

همان‌گونه که نتایج شکل 1 و جدول 3 نشان می‌دهند، نگرش‌های ناکارآمد دارای اثر منفی (001/0=P، 49/0-= β) و همدلی دارای اثر مثبتی(001/0=P، 25/0= β) بر تحمل پریشانی است؛ اما راهبرد مقابله‌ای مسأله‌مدارو هیجان‌مدار بر تحمل پریشانی اثر مستقیم ندارند. راهبرد مقابله‌ای مسأله‌مدار دارای اثر مثبتی بر همدلی است (001/0=P، 36/0= β)؛ اما راهبرد مقابله‌ای هیجان‌مدار دارای اثر منفی بر همدلی است (001/0=P، 26/0- = β). جدول 4 نتایج حاصل از روش بوت استراپ را برای روابط واسطه‌ای نشان می‌دهد.

 

جدول 4. برآورد مسیرهای غیرمستقیم موجود در مدل با استفاده از بوت استروپ

مسیر

مقدار برآورد

حد بالا

حد پایین

سطح معنی‌داری

فاصله اطمینان

متغیر پیش‌بین

متغیر واسطه

متغیر ملاک

راهبرد مقابله‌ای مسأله‌مدار

همدلی

تحمل پریشانی

09/0

174/0

028/0

004/0

95/0

راهبرد مقابله‌ای هیجان‌مدار

همدلی

تحمل پریشانی

064/0-

023/0-

122/0-

004/0

95/0



همان‌طور که در جدول 4 مشاهده می‌شود برای اثر متغیر راهبردهای مقابله‌ای مسأله‌مدار بر تحمل پریشانی، از طریق میانجی‌گری همدلی، ضریب اثر غیرمستقیم  064/0- برآورد شده است که این ضریب مسیر در سطح اطمینان 95/0 معنا‌دار می‌باشد؛ زیرا نتایج آزمون بوت استروپ برای اثر غیرمستقیم نشان داد که حد پایین و حد بالای این ضریب مسیر، صفر را دربر نمی‌گیرد 064/0-(023/0- ~ 122/0- :95 درصد CI). برای اثر متغیر راهبردهای مقابله‌ای هیجان‌مدار بر تحمل پریشانی، از طریق میانجی‌گری همدلی، ضریب اثر غیرمستقیم  09/0 برآورد شده است که این ضریب مسیر در سطح اطمینان 95/0 معنا‌دار می‌باشد؛ زیرا نتایج آزمون بوت استروپ برای اثر غیرمستقیم نشان داد که حد پایین و حد بالای این ضریب مسیر، صفر را دربر نمی‌گیرد 09/0 (174/0 ~ 028/0 :95 درصد CI).

8.                    

9.         بحث و نتیجه گیری

10.    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه راهبردهای مقابله­ای و نگرش­های ناکارآمد با تحمل پریشانی با نقش واسطه‌ای همدلی در دانشجویان انجام شد. نتایج نشان داد که بین راهبردهای مقابله‌ای هیجان‌مدار با تحمل پریشانی رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد. چنین نتیجه‌ای تا حدودی همسو با نتایج پژوهش Ching (2023) بود. جهت تبیین نتیجه حاضر می‌توان گفت از آنجایی که راهبردهای مقابله‌ای هیجان‌مدار می‌توانند به شکل مثبت یا منفی باشند، بنابراین در زمانی که شیوه راهبردهای از نوع منفی باشد، موجب افزایش پریشانی روانشناختی افراد می شود. Ben-Zur (2020) بر این باور است که  مقابله متمرکز بر هیجان شامل مدیریت واکنش عاطفی افراد به یک موقعیت به جای تلاش برای حل خود مشکل است. از سوی دیگر، افردای که از سبک مقابله‌ای مسئله مدار استفاده می‌کنند از نحوه کنترل رویدادهای استرس­زا در زندگی رضایت بیشتری دارند و کمتر دچار اضطراب، افسردگی و مشکلات روانی دیگر می شوند. در مقابل، سبک مقابله‌ای هیجان‌مدار و اجتنابی به سازگاری نه چندان رضایت بخش با رویدادهای استرس زا منجر می شود. سبک مقابله ای مسئله محور، در مورد حوادثی که فراتر از توانایی و کنترل ما نیستند، بهتر عمل می‌کند (Collins et al, 2018).

11.    همچنین نتایج حاصل از یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که بین نگرش‌های ناکارآمد با تحمل پریشانی رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد. این نتیجه نیز با پژوهش‌ Zhong et al, 2023، همسو است. Baravati et al, 2020 در مطالعه­ای بدین نتیجه دست یافتند که نگرش­های ناکارآمد زمینه ساز بسیاری از پریشانی های روانی است و مانع جدی جهت شادکامی و نشاط افراد در سنین مختلف است. Imani et al, 2019 نیز در پژوهشی که با هدف رابطه­ی نگرش­های ناکارآمد با اضطراب اجتماعی در نوجوانان دانش آموز با نقش میانجی گر تنظیم هیجان انجام دادند، بدین نتیجه دست یافتند که نگرش­های ناکارآمد نقش تعیین‌کننده ای در پیش‌بینی علایم اختلال اضطراب اجتماعی داشتند. جهت تببین این یافته می‌توان گفت از آنجایی که نگرش‌های ناکارآمد، نگرش‌ها و باورهایی هستند که فرد را مستعد آشفتگی روانی می‌کند، بنابراین این باورها که در اثر تجربه نسبت به خود و جهان کسب می‌شوند، فرد را آماده می‌سازند تا موقعیت‌های خاص را بیش از حد منفی و ناکارآمد تعبیر کنند (Matos,  & Steindl, 2020). بر این اساس، نگرش‌های ناکارآمد می‌توانند منجر به تفسیرهای منفی‌تر از موقعیت‌های استرس‌زا شوند. افرادی که این نگرش‌ها را دارند ممکن است موقعیت‌ها را تهدیدآمیزتر یا طاقت‌فرساتر از آنچه واقعاً هستند درک کنند.

12.    بر اساس نتایج پژوهش، راهبرد مقابله‌ای مسأله‌مدار اثر مثبت بر همدلی دارد اما راهبرد مقابله‌ای هیجان‌مدار اثر منفی بر همدلی دارد. این یافته با شواهد پزوهشی (Moreno-Manso et al, 2018؛ Cheng et al, 2020؛ Sun et al, 2019) همسو است. راهبردهای مقابله‌ای مسأله‌مدار، مانند جستجوی حمایت اجتماعی یا برنامه‌ریزی، با سطوح بالاتری از همدلی شناختی و عاطفی مرتبط هستند. Sun et al, 2019 در پژوهشی نشان دادند افرادی که بیشتر از راهبردهای سازگارانه استفاده می‌کنند از همدلی عاطفی بالاتری برخوردارند و موقعیت‌ها را از دیدگاه دیگران تحلیل می­کنند که منجر به انتخاب راهبردهای مبتنی بر همکاری می‌شود. در پژوهشی دیگر، پرستارانی که از راهبردهای مسئله‌مدار استفاده می‌کردند، نمرات بالاتری در مقیاس‌های همدلی حرفه‌ای کسب کردند (Cheng et al, 2020). از سوی دیگر، راهبردهای اجتنابی مانند انکار یا سرکوب هیجانات، با سطوح پایین‌تر همدلی ارتباط دارد. پژوهش Moreno-Manso et al, 2018 بیانگر آن بود که استفاده از راهبردهای اجتنابی سطوح پایین­تر همدلی شناختی را پیش‌بینی می‌کند؛ چرا که اجتناب از موقعیت‌های استرس‌زا، فرصت‌های تمرین همدلی را محدود می‌کند. در پژوهش Galam et al, 2017 نیز استفاده از راهبردهای هیجان‌مدار با افزایش فرسودگی شغلی و کاهش همدلی در پزشکان ارتباط داشت.

13.    از طرفی نتایج حاضر حاکی از نقش واسطه‌ای ای همدلی در ارتباط راهبردهای مقابله ای و نگرش های ناکارآمد با تحمل پریشانی است. بدین معنا که بین راهبردهای مقابله‌ای مسأله‌مدار با همدلی رابطه مثبت و معنی‌داری وجود داشت، از طرفی، بین همدلی با تحمل پریشانی رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد، اما بین همدلی با نگرش های ناکارآمد رابطه معنی‌داری مشاهده نشد. در تبیین این یافته می­توان گفت راهبردهای مقابله‌ای سازگارانه (مانند بازسازی شناختی) ظرفیت همدلی عاطفی را با بهبود خودتنظیمی افزایش می‌دهند (Eisenberg & Spinrad, 2014)، درک فرد از تجارب دیگران و پاسخ‌دهی حمایتی به آن‌ها را بهبود می‌بخشند (Reeck et al, 2016) که این امر منبعی قدرتمند برای افزایش تحمل پریشانی در فرد محسوب می­شود. براین اساس، همدلی به عنوان یک متغیر واسطه‌ای، می‌تواند نقش مهمی در تقویت اثرات راهبردهای مقابله‌ای بر تحمل پریشانی داشته باشد؛ زیرا همدلی باعث افزایش حمایت عاطفی و درک بهتر احساسات خود و دیگران می‌شود که این امر می‌تواند به بهبود تحمل پریشانی کمک نماید.

14.    پژوهش حاضر نیز همچون هر پژوهش دیگر دارای یکسری از محدودیت ها بود از جمله اینکه چون نمونه مورد نظر محدود به یک دانشگاه بود، بنابراین نمی توان در تعمیم نتایج آن با اطمینان اعلام نظر کرد. از طرفی استفاده از روش نمونه گیری در دسترس در انتخاب نمونه به دلیل شرایط کرونا، یکی دیگر از محدودیت های روش شناسی پژوهش بود. بنابراین پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی جهت رفع محدودیت های موجود، متغیرهای موجود در جامعه هدف گسترده­تر و همزمان در مراکز دانشگاهی و مدارس اجرا گردد. همچنین پیشنهاد می شود در مطالعات آتی از روش های نمونه گیری احتمالی همچون نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شود.

15.    پیشنهادهای کاربردی پژوهش

بر اساس نتایج حاصل از یافته­ های پژوهش حاضر می­توان گفت که همدلی می­تواند به عنوان یک عامل حمایتی و کمک کننده نقش واسطه‌ای در ارتباط بین راهبردهای مقابله ای و نگرش های ناکارآمد با تحمل پریشانی ایفا کند. این یافته‌ها اهمیت آموزش و تقویت برخی از متغیرهای مهم را در جهت بهبود سلامت روان و ارتقاء عملکرد تحصیلی دانشجویان برجسته می‌سازند و می‌توانند راهنمایی برای مدیران آموزشی در طراحی برنامه‌های پیشگیرانه و حمایتی باشد که پیشنهاد می شود به نتایج آن توجه شود. دانشجویان معمولاً با حجم بالایی از استرس‌های تحصیلی و فشارهای روانی مواجه‌اند که می‌توانند مانع پیشرفت تحصیلی و کاهش کارایی آموزشی آنها شود. بنابراین، آموزش مهارت‌های مقابله‌ای موثر، اصلاح نگرش‌های ناکارآمد و تقویت همدلی در دانشجویان می‌تواند منجر به کاهش اختلالات روانی، افزایش رضایت تحصیلی و بهبود عملکرد آموزشی آنها شود که به شدت توصیه و پیشنهاد می­شود از نتایج پژوهش حاضر بهره گرفته شود.

ملاحظات اخلاقی

تمامی اصول اخلاقی در این مقاله در نظر گرفته شده است. شرکت‌کنندگان در جریان هدف پژوهش و مراحل اجرای آن قرار گرفتند. آنها همچنین از محرمانه بودن اطلاعات خود اطمینان داشتند.

حامی مالی

این مقاله هیچگونه حامی مالی نداشته است.

تعارض منافع

بنابر اظهار نویسندگان مقاله حاضر فاقد هرگونه تعارض منافع بوده است.



[1].  coping strategies



[2] . lazarus & folkman

[3] . Davis
Alkhawaldeh, A., Al Omari, O., Al Aldawi, S., Al Hashmi, I., Ann Ballad, C., Ibrahim, A., Al Sabei, S., Alsaraireh, A., Al Qadire, M., & ALBashtawy, M. (2023). Stress Factors, Stress Levels, and Coping Mechanisms among University Students. The Scientific World Journal, 2023, 2026971. https://doi.org/10.1155/2023/2026971
Azizi, A., Mirzaei, A., & Shams, J. (2010). Investigating the relationship between distress tolerance and emotional regulation and the level of students' dependence on cigarettes. Hakim Research Journal, (1)11, 13-18. [in Persian]
Baravati, N., Darreh Kurdi, A., Amiri, N., Mehrvarz, M., & Solaimanizadeh, L. (2020). The effect of coping skills training on Dysfunctional Attitudes and happiness in divorced women. Journal of Advanced Pharmacy Education & Research, 10(S2),124-130.
Ben-Zur, H. (2020). Emotion-focused coping. Encyclopedia of personality and individual differences, 1343-1345.
Ching, K. X. (2023). Emotion regulation among undergraduates in Malaysia: Distress tolerance, mindfulness, and positive reappraisal. Diss. UTAR.
Cheng, L., Yang, J., Li, M., & Wang, W. (2020). Mediating effect of coping style between empathy and burnout among Chinese nurses working in medical and surgical wards. Nursing open, 7(6), 1936–1944. https://doi.org/10.1002/nop2.584
Collins, R. N., Gilligan, L. J., & Poz, R. (2018). The evaluation of a compassion-focused therapy group for couples experiencing a dementia diagnosis. Clinical gerontologist, 41(5), 474-486.
Conley, C. S., Huguenel, B. M., Shapiro, J. B., & Kirsch, A. C. (2023). Developmental Trajectories and Predictors of Psychological Well-Being and Distress Across the College Years. The Journal of Higher Education, 94(6), 792–821. https://doi.org/10.1080/00221546.2023.2171213
Craig, C., Hiskey, S., & Spector, A. (2020). Compassion focused therapy: a systematic review of its effectiveness and acceptability in clinical populations. Expert review of neurotherapeutics, 20(4), 385-400.
Dakani, M., Fakhri, M., & Hasanzadeh, R. (2021). The effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy on anxiety tolerance and cognitive flexibility in patients with type 2 diabetes. Iranian Journal of Diabetes and Metabolism, 21(3):186-97. [in Persian]
Delgarm, H., Bagheri, N., Sabet, M. (2019). The relationship between emotional self-regulation and resilience with coping style for stress in university students. Journal of Thought & Behavior in Clinical Psychology, 13(52):67-76. [in Persian]
Ebrahimi, A., & Mousavi, S. G. (2012). Psychometric properties of the Dysfunctional Attitudes Scale (DAS-26) in patients with mood disorders. Scientific Journal of Ilam University of Medical Sciences, 21(5): 20-28. [in Persian]
Eisenberg, N., & Spinrad, T. L. (2014). Multidimensionality of prosocial behavior: Rethinking the conceptualization and development of prosocial behavior. In L. M. Padilla-Walker & G. Carlo (Eds.), Prosocial development: A multidimensional approach (pp. 17–39). Oxford University Press. https://doi.org/10.1093/acprof:oso/9780199964772.003.0002
Galam, E., Vauloup Soupault, C., Bunge, L., Buffel du Vaure, C., Boujut, E., & Jaury, P. (2017). 'Intern life': a longitudinal study of burnout, empathy, and coping strategies used by French GPs in training. BJGP open, 1(2), bjgpopen17X100773. https://doi.org/10.3399/bjgpopen17X100773
Galloghly, R. J., Apputhurai, P. & Knowles, S. R. (2024). Exploring the role of dysfunctional attitudes and unhelpful thoughts in the relationship between personality traits and psychological distress in Australian University students. Current Psychology, 43, 25704–25711 https://doi.org/10.1007/s12144-024-06239-3
Gilbert, P., & Kirby, J. N. (2019). Building an integrative science for psychotherapy for the 21st century: Preface and introduction. Psychology and Psychotherapy: Theory, Research and Practice, 92(2), 151-163.
Ghorbani, N., P. J. Watson., Hamzavy, F. & Bart L. Weathington G. (2010). Self-knowledge and narcissism in Iranians: Relationships with empathy and self-esteem. Current Psychology, 29, 2, 135-143.
Golzar, H. R., Aflakseir, A., & Molazadeh, J. (2017). Structural Equation Modeling of Dysfunctional Attitudes and Depression Symptoms: Investigation of the Mediation Role of Ruminative Response Style. Iranian Journal of Psychaitry & Clinical Psychology, 22 (4), 318-329. [In Persian]
Hosein Esfand Zad, A., Shams, G., Pasha Meysami, A., & Erfan, A. (2017). The role of mindfulness, emotion regulation, distress tolerance and interpersonal effectiveness in predicting obsessive-compulsive symptoms. Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology, 22(4):270-83. [In Persian]
Imani, S., Al-Khalil, Y., & Shokri, A. (2019). The relationship between dysfunctional attitudes and social anxiety in adolescent students: The mediating role of emotion regulation. Educational Psychology Studies, 16(33): 1-28. doi: 10.22111/jeps.2019.4467. [In Persian]
Kline, R. B. (2015). Principles and practice of structural equation modeling: Guilford publications.
Krejcie, R. V., & Morgan, D. W. (1970). Determining sample size for research activities. Educational and psychological measurement, 30(3), 607-610.
Labrague, L. J. (2023). Problematic internet use and psychological distress among student nurses: The mediating role of coping skills. Archives of psychiatric nursing, 46, 76–82. https://doi.org/10.1016/j.apnu.2023.08.009
Longe, O., Maratos, F. A., Gilbert, P., Evans, G., Volker, F., Rockliff, H., & Rippon, G. (2021). Having a word with yourself: Neural correlates of self-criticism and self-reassurance. NeuroImage, 49(2), 1849-1856.
Matos, M., & Steindl, S. R. (2020). You are already all you need to be: A case illustration of compassion‐focused therapy for shame and perfectionism. Journal of Clinical Psychology, 76(11), 2079-2096.
Momenpour, S., Saffarinia, M., Bazzazian, S., Vatankhah, H. (2022). The Role of Negative Spontaneous Thoughts and Dysfunctional Attitudes in Psychological Well-being Mediated by Perceived Stress in Women with Breast Cancer. Iranian journal of nursing research, 17(1), 19-30.
Moreno-Manso, J. M., García-Baamonde, M. E., Blázquez-Alonso, M., Guerrero-Barona, E., & Godoy-Merino, M. J. (2018). Empathy and coping strategies in youths subject to protection measures. Children and Youth Services Review, 93, 100–107. https://doi.org/10.1016/j.childyouth.2018.07.011
Nedaei, A., Paghosh, A., & Sadeghi-Hasnijeh, A. (2016). The relationship between coping strategies and quality of life: The mediating role of cognitive emotion regulation skills. Journal of Clinical Psychology, 8 (4): 35-48. [In Persian]
Noda, T., Takahashi, Y., & Murai, T. (2018). Coping mediates the association between empathy and psychological distress among Japanese workers. Personality and Individual Differences, 124:178–83. https://doi.org/10.1016/j.paid.2017.12.009
Olonilua, O. O., & Ogbeleakhu Aliu, J. O. (2025). Reviewing the critical role ofcoping strategies in enhancing mental health and resilience indisaster survivors. Environmental research, health, 3(2),  025006 .doi:10.1088/2752-5309/adb6cc
Paralkar Ma, U., & Knutson, D. (2023). Coping with academic stress: Ambiguity and uncertainty tolerance in college students. Journal of American college health, 71(7), 2208–2216. https://doi.org/10.1080/07448481.2021.1965148
Reeck, C., Ames, D. R., & Ochsner, K. N. (2016). The Social Regulation of Emotion: An Integrative, Cross-Disciplinary Model. Trends in cognitive sciences, 20(1), 47–63. https://doi.org/10.1016/j.tics.2015.09.003
Rodrigues, F., Morouço, P., & Santos, T. (2023). Testing the Associations between Coping, Mental Health, and Satisfaction with Life in Portuguese Workers. European journal of investigation in health, psychology and education, 13(7), 1245–1256. https://doi.org/10.3390/ejihpe13070092
Roohi, R., Soltani, A. A., Zinedine Meimand, Z., & Razavi Nematollahi, V. (2019). The effect of acceptance and commitment therapy (ACT) on increasing the selfcompassion, distress tolerance, and emotion regulation in students with social anxiety disorder. Quarterly Journal of Child Mental Health, 6(3),173-87. [In Persian]
Sandín, B., Espinosa, V., Valiente, R. M., García-Escalera, J., Schmitt, J. C., Arnáez, S., & Chorot, P. (2021). Effects of Coronavirus Fears on Anxiety and Depressive Disorder Symptoms in Clinical and Subclinical Adolescents: The Role of Negative Affect, Intolerance of Uncertainty, and Emotion Regulation Strategies. Frontiers in psychology, 12, 716528. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2021.716528
Shafiq, S. (2024). An exploration of psychological and socio-cultural facets in perinatal distress of Pakistani couples: a triangulated qualitative study. BMC pregnancy and childbirth, 24(1), 596. https://doi.org/10.1186/s12884-024-06780-w
Simons, J. S., & Gaher, R. M. (2005). The Distress Tolerance Scale: Development and validation of a self-report measure. Motivation and Emotion, 29(2), 83-102.
Smart, I., McCabe, M., Bird, L. J., Byrne, M. L., & Cornish, K. (2024). Australian university student coping profiles and psychosocial distress: a latent profile analysis. Studies in Higher Education, 50(1), 93–106. https://doi.org/10.1080/03075079.2024.2329748
Smith, S., Beima-Sofie, K., Naveed, A., Bhatia, N., Micheni, M., Nguyen, A. T., Slaughter, F., Wang, L., Prabhu, S., Wallace, S., Simoni, J., & Graham, S. M. (2024). Impact of the COVID-19 Pandemic on Persons Living with HIV in Western Washington: Examining Lived Experiences of Social Distancing Stress, Personal Buffers, and Mental Health. AIDS and behavior, 28(6), 1822–1833. https://doi.org/10.1007/s10461-024-04273-7
Sun, R., Vuillier, L., Hui, B. P. H., & Kogan, A. (2019). Caring helps: Trait empathy is related to better coping strategies and differs in the poor versus the rich. PloS one, 14(3), e0213142. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0213142
Tang, W., Hu, T., Hu, B., Jin, C., Wang, G., Xie, C., & Xu, J. (2020). Prevalence and correlates of PTSD and depressive symptoms one month after the outbreak of the COVID-19 epidemic in a sample of home quarantined Chinese university students. Journal of affective disorders, 274, 1-7.
Whissell, C. (2023). Emotion and Psychotherapy. In Engaging with Emotion (pp. 173 -187). Cham: Springer International Publishing.
Wu, W., Ma, X., Liu, Y., Qi, Q., Guo, Z., Li, S., Yu, L., Long, Q., Chen, Y., Teng, Z., Li, X., & Zeng, Y. (2022). Empathy alleviates the learning burnout of medical college students through enhancing resilience. BMC medical education, 22(1), 481. https://doi.org/10.1186/s12909-022-03554-w
Van Lissa, C. J., Hawk, S. T., & Meeus, W. H. J. (2017). The effects of affective and cognitive empathy on adolescents’ behavior and outcomes in conflicts with mothers. Journal of Experimental Child Psychology, 158, 32.45. DOI: 10.1016/j.jecp.2017.01.002
Zarei, A., Makvandi, B., Ehteshamzadeh, P., & Bavi, S. (2022). Studying the Effectiveness of Empathy Skills Training on Social Adjustment and Psychological Security of Senior High School Boys Students. Middle Eastern Journal of Disability Studies, 12, 88-88 [In Persian]
Zhao, X., Bie, F., Luo, C., & Zhang, J. E. (2024). Distress, illness perception and coping style among thyroid cancer patients after thyroidectomy: A cross-sectional study. European journal of oncology nursing :the official journal of European Oncology Nursing Society, 69, 102517. https://doi.org/10.1016/j.ejon.2024.102517
Zhong, J., Huang, X. J., Wang, X. M., & Xu, M. Z. (2023). The mediating effect of distress tolerance on the relationship between stressful life events and suicide risk in patients with major depressive disorder. BMC psychiatry23(1), 118. https://doi.org/10.1186/s12888-023-04600-7
Zohoorparvandeh, V., & Yaghobi H. (2021). The Relationship between Emotional Empathy and Family Communication Orientations with Students' Life Satisfaction in Corona Crisis: The Mediating Role of Compassion. Research in psychological health, 15(3), 3. [In Persian]

  • تاریخ دریافت 18 تیر 1404
  • تاریخ بازنگری 01 شهریور 1404
  • تاریخ پذیرش 10 شهریور 1404
  • تاریخ انتشار 01 مهر 1404