Document Type : Original Article
مقدمه
امروزه هوش مصنوعی[1] در صنایع مختلف، موجی از تحوّل را ایجاد کرده است و آموزش به طور کلی و حوزه آموزش و پروش به طور خاص نیز از این قاعده مستثنی نیست. درحالحاضر استفاده از هوش مصنوعی در بخش آموزش[2] یکی از حوزههای نوظهور در فنّاوریهای آموزشی است و کاربرد آن موضوع پژوهشها در30 سال گذشته بوده است. بسیاری از صاحبنظران معتقدند هوش مصنوعی میتوانند به بهبود و ارتقای کیفیّت آموزش و یادگیری منجر شوند. استفاده از هوش مصنوعی در آموزش، مزایایی از قبیل یادگیری انفرادی(شخصی)، افزایش سرعت تدریس، ارائه بازخورد، کاهش هزینههای نظام آموزشی را به همراه دارد. همچنین، هوش مصنوعی میتواند در تحلیل دادههای آموزشی و پیشبینی عملکرد فراگیران و دانشآموزان مؤثر باشد. علیرغم مزایای زیادی که هوش مصنوعی دارد، خطرات و چالشهای متعدد و اجتنابناپذیری را به همراه دارد که میتواند نه تنها بر سیاستهای آموزشی تاثیر گذارد، چه بسا از آن پیشی گیرد(Jafari et al, 2023).
همانطور که هوش مصنوعی به پیشرفت و تغییر روش یادگیری دانشآموزان و تدریس معلمان ادامه میدهد، ایجاد چهارچوبهایی ضروری است تا اطمینان حاصل شود که این فنّاوری از نظر اخلاقی، مسئولانه و موثر است. در این راستا بدون حکمرانیِ کارآمد، خطر عواقب ناخواسته، مانند تعصب، نگرانیهای مربوط به حریم خصوصی و آسیبهای احتمالی برای دانشآموزان مطرح میباشد. حکمرانی میتواند با ایجاد خطمشیها، استانداردها و دستورالعملهای هدفمند برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش(و پروش)، تضمین شفافیّت و پاسخگویی و شیوههای اخلاقی و مسئولانه به این آسیبها کمک کند. با اجرای حکمرانی مؤثر، میتوان از پتانسیل کامل هوش مصنوعی در آموزش(وپرورش) بهره برده و اطمینان حاصل کرد که به نفع دانشآموزان و معلمان و نظام آموزشی است(Rahsepar et al, 2019 ).
باید در نظر داشت اگر بناست ابزارهای هوش مصنوعی به صورت گستردهتری در کلاسهای درس استفاده شوند، لازم است معلمان، فراگیران(دانشآموزان)، والدین و دیگر ذینفعان اعتماد داشته باشند که این ابزارها مفیدند، یادگیری را ارتقاء میدهند و آسیبی را متوجه دانشآموزان نخواهد کرد. درواقع گفتوگوها پیرامون اعتماد ذینفعان به ابزارهای هوش مصنوعیِ مخصوص کلاس درس بهتازگی آغاز شده است، البته بسیاریاوقات بار مسئولیت به دوش ذینفعان کلاس میافتد که به ابزارهای هوش مصنوعی، به عنوان پشتیبان دانشآموزان اعتماد کنند، نه به تأمینکنندگانی که ابزارهای هوش مصنوعی را ارائه کنند. به عنوان مثال در مقالهای هشت عامل که بر اعتماد معلمان جهت استفاده از ابزارهای آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی تأثیر میگذارند مورد بررسی قرار گرفت. تمام این عوامل متمرکز بر معلمان است و هیچ کدامشان طراحان هوش مصنوعی را ملزم به قابل اعتمادساختن ابزارهایشان نمیکند (Nazaretsky et al., 2021).
آموزشوپرورش به عنوان یکی از حقوق اساسی بشر و پایدارترین سرمایهگذاری است که در راستای رهایی مردم، کاهش نابرابریها و تضمین توسعه پایدار فعالیت میکند(Unesco, 2023). امروزه دولتها براساس پارادایمهای جدید با هدف کلی حفظ رقابت ملی یا منطقهای درصدد تغییر شکل اداره آموزشی هستند. در عصرپسامدرن، شاهد گسترش یک الگوی اداره کردن به نام حکمرانی هستیم. این تحول در الگوی اداره کردن، یک تغییر اساسی در نحوه تفکر و فرآیندهای سیاسی و تصمیمگیری در جامعه است. دولت به جای اینکه مستقیماً فرایندهای سیاسی را هدایت کند، بیشتر نقش هماهنگی و تسهیلگری را ایفاء میکند. منظور از حکمرانی، نحوه اعمال قدرت از طریق جامعه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و مدنی برای استفاده از منابع کشور برای توسعه اجتماعی-اقتصادی است. از اینجهت باید در زمینه هوش مصنوعی در آموزش و پرورش به چارچوب و فرایندی دست یافت که در آن همه عناصر و ذینفعان آموزشوپرورش را در حوزه استفاده و به کارگیری هوش مصنوعی مورد توجه قرار داده و به عبارتی الگویی برای حکمرانی هوش مصنوعی در آموزشوپروش ارائه دهد. برای حکمرانی در آموزشوآموزش پرورش الگوییهایی مطرح شده است که در کانون آنها مولفه های حکمرانی خوب قرار دارد(Pourkarimi et al, 2024).
نتایج مطالعات نشان میدهد که پیادهسازی مدلِ حکمرانی خوب در آموزشوپرورش میتواند این نظام را به سمت کارآیی و اثربخشی هرچه بیشتر سوق داده(Lewis & Pettersson, 2009) و سطح کیفیّت خدمات آموزشی که در آن مسئولیّتپذیری، اطمینان، همدلی و تسلط مدیران و معلمان و زیر ساختهای آموزشی از اهمیّت زیادی برخوردار است را ارتقاء دهد (احمدو بصری، 2015) و بر مدیریت عملکرد تأثیر به سزایی داشته باشد و از طریق شفافیتِ اهداف و تفسیرآنها در اقدمات تجربی، موجب افزایش نقش مؤثر مدیریت عملکرد برای ظرفیتهای عمومی شود مربوطه و به طور دقیق و مناسب نتایج مورد نظر را توصیف کند(Heinrich,2015). از طرف دیگر حکمرانی و به ویژه حکمرانی خوب در آموزشوپرورش میتواند کارآیی، اثربخشی و عملکرد کلی مدیریت را افزایش دهد، دستیابی ذینفعان به منابع و منافع به آنها را تضمین نماید و ارائه آموزش با کیفیتِ خوب و به شیوهای مؤثرتر و کارآمدتر را در پی داشته باشد(Khanna,2017). لذا میتوان اذعان داشت ورود هوش مصنوعی به آموزش به طور کلی و آموزشوپرورش به طور اخص میتواند مولفههای حکمرانی خوب را تحت تاثیر قرار دهد و باید به جنبههای مختلف آن توجه کافی را مبذول داشت لذا هم باید به حکمرانی آموزشوپرورش توجه وافی داشت و هم به تاثیر هوش مصنوعی در آن و به عبارتی حکمرانی هوش مصنوعی در آموزشوپرورش را مد نظر قرار داد.
نتایج پژوهش رهسپار و همکاران(Rahsepar et al, 2019) حاکی از آن است که حرکت آهسته ولی مداوم به سمت عدممتمرکز و مقاومت نکردن در برابر این تغییرات میتواند وضعیّت (حکمرانی) نظام آموزشی را بهبود بخشیده و نویدبخش آیندهای روشن و شفاف برای آموزش و پرورش ایران باشد همچنین یافتههای ناتری و همکاران (Nasirnatri et al, 2020) نشان میدهد که سازههای بنیادی کیفیتبخشی آموزشی، مشارکت، تمرکززدایی، مهارتهای زندگی اجتماعی، انتخاب منابع انسانی مناسب و کارآمد، اخلاقمداری، رضایتمندی، وفاق عمومی، انعطافپذیری و تعاملات اساسی، امکانات رفاهی و مناسب، عدالت آموزشی، بالا بردن سطح آگاهی، مسئولیّتپذیری، شفافیّت و قانونمداری مشترکاً بیش از70 درصد چهارچوب اصلی پدیده حکمرانی خوب برای نظام آموزش عمومی کشور را تبین میکنند. محمودی و قدوسی(Ghodousi &Mahmoodi, 2015) در پژوهش خود به بررسی ابعاد مختلف تاثیرات متقابل الکترونیکی شدن فعالیتها و فرایندها و حکمرانی خوب و پیشبینی رفتارهای آتی پرداختند؛ نتایج این پژوهش نشان داد رابطه زمانی بین دو حوزه حکمرانی خوب و نیز حکمرانی الکترونیک به صورت دوجانبه وجود دارد، همچنین تغییر در سرمایه گذاری در حکمرانی خوب به منظور بهبود وضعیّت حکمرانی الکترونیک، تاثیر بیشتری نسبت به تغییر در سرمایه گذاری در حکمرانی الکترونیک به منظور بهبود وضعیت حکمرانی خوب، خواهد داشت. در این راستا حکمرانی هوش مصنوعی به عنوان حکمرانی که در سطح بالاتری از حکمرانی الکترورنیک مطرح میشود و جنبههای متمایزی نسبت به این حکمرانی دارد، باید مورد توجه مسئولین آموزشوپرورش قرار گیرد، همچنین باید درنظر داشت، ذینفعانی که نظامهای مبتنی بر هوش مصنوعی را توسعه و استقرار میدهند(مانند توسعه هوش مصنوعی در آموزش وپرورش) باید دانش خود را در مورد ارزشهای محافظت شده توسط حقوق و قوانین و نحوه اعمال این حقوق در اقدامات خود افزایش دهند(Smuha,2021) و دستیابی به راهکارهایی برای رویارویی با مسائل اخلاقی در نحوه استفاده از هوش مصنوعی، علیرغم چالشهای بسیار زیاد آن، باید هدف دائمی پژوهشهای علمی باشد و قوانین و مقررات مرتبط با هوش مصنوعی در این مسیر به درستی مورد توجه قرار گیرد(Carter, 2020).
فجلد و همکاران ( Fjeld et al,2020) در مطالعه خود نشان دادند که گسترش سریع هوش مصنوعی باعث تاثیر بر اصول و چهارچوبهای اخلاقی و مبتنی بر حقوق بشر شده که برای هدایت توسعه و استفاده از این فناوریها باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین هوش مصنوعی با ارائه بینشها و توصیه های مبتنی بر دادهها، میتواند نقش مهمّی در سیاستگذاری آموزشی(وپرورشی) داشته باشد و میتواند مقادیر زیادی از دادههای آموزشی را برای شناسایی الگوها و روندها؛ مورد تجزیهوتحلیل قرار داده و موجبات اتخاذ تصمیمگیریها، خطمشیگذاریها و تخصیص منابعِ مناسب شود. به عنوان مثال، هوش مصنوعی میتواند برای شناسایی مناطقی که دانشآموزان در آن دچار مشکل(در یادگیری) هستند را شناسی قرار داده و با طراحی و اجرای مداخلاتی هدفمند و متناسبی را برای بهبود نتایج یادگیری را توصیه نماید(Mertanen et al., 2022).
رول و ویلی (Roll & Wylie, 2016) معتقدند در شرایط فعلی، آموزش و تدریس تغییرات اساسی را پیش رو خواهد داشت و معلمان نقش مربیان و در راستای آموزش مهارتهای مادامالعمر، تعامل، خارج شدن از منطقه عادی (معمولی) و تمرکز بر حل مسائل و مشکلات زندگی را به دانشآموزان خود باید بر عهده گیرند. همچنین دانشآموزان و معلمان به حمایت شخصی بیشتر و بهتری برای استفاده مناسبتر هوش مصنوعی نیاز دارند. بنابراین، هوش مصنوعی به نیازهای فراگیران پاسخ میدهد و به دانشآموزان کمک میکند تا با سرعت، خودشان یاد بگیرند.
با توجه به تحولات محیطی و تغییرات شگرف و سریع در تمام ساحتها و عرصههای زندگی فردی و اجتماعی، به ویژه در حوزه فنّاوریهای ارتباطی و اطلاعاتی[3]، نظامهای آموزشی، تغییر کارکرد دادهاند (Maniei et al, 2019) .از دیدگاه سابرامانیام و سوآتی (Subrahmanyam&Swathi, 2018) استفاده از هوشمصنوعی در محاسبات مرتبط با پیشبینی، میتواند عادات دانشآموزان را تحلیل کند و کارآمدترین برنامه مطالعه(ویادگیری) را برای آنها پیشنهاد کند. همچنین مزایای هوش مصنوعی در آموزش را به عنوان راهنمایی دانشآموزان در تسلّط مطالب و محتواها؛ در صورت نیاز تکرار دروس و طراحی سریع یک برنامه یادگیری شخصی برای هر دانشآموز در نظر میگیرند. چراکه باید در نظر داشت تواناییها و سطوح فکری دانشآموزان به اندازه کافی در یک کلاس درس متفاوت است و اغلب توجه فردی به هر دانشآموز برای معلم بسیار دشوار است، به ویژه در شرایطی که بودجه آموزشوپرورش محدود بوده و معلمان کافی برای این منظور وجود ندارد. این شکاف عمده توسط برنامه های مبتنی بر هوش مصنوعی با ارائه آموزشهای شخصی سازی شده پر میشود و هر یادگیرنده را قادر میسازد تا با توجه به سطح ذهنی و تواناییهای خود؛ به یادگیری مطالب مورد نظر خود اقدام کند(Mislevy, Gobert & Pedro,2020).
دولتها باید هنگاﻡ ﺍستفاﺩﻩ ﻭ نظاﺭﺕ بر هوﺵ مصنوعی، ﺭﻭیکرﺩی ﺍحتیاطی پیش بگیرند، تعاﺩلی ﺩﺭست میاﻥ ﺩﺭک فرصتهای ﺍﺭﺍئه شدﻩ توسط هوﺵ مصنوعی ﺍﺯ یک سو ﻭ ﺍطمیناﻥ ﺍﺯﺍینکه خطرﺍﺕ ﺁﻥ برﺍی ﺍنساﻥها ﻭ منافع ﺍنسانی تا حدﺍقل ممکن میﺭسد ﺍﺯ سوی ﺩیگر(Leslie et al., 2021). در حال حاضر هوش مصنوعی به عنوان یک فنآوری حیاتی در حکمرانی در دولت الکترونیک شناخته شده است (Alinejad & Khanbazi, 2023). در حکمرانی آموزشی به منظور افزایش احتمال اجرای موّفقیّتآمیز اصلاحات آموزشوپروش، باید تمامی جنبههای جمعیّتی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی که مشخصه نظام آموزشی است، مورد توجه و هماهنگی قرار گیرد و ظرفیتهای اساسی و اصلی آن مشخص شود. این شامل ثبات نهادی، ظرفیت سازمانی و مشروعیت دولت است (Berkovich & Bogler, 2019).
در دسامبر ۲۰۲۰ ، سکرتِاریای کمیتۀ ویژۀ هوش مصنوعی شورای اروپا گزارشی منتشر کرد با عنوان «به سوی نظارت بر سیستمهای هوش مصنوعی» که به تأثیر هوش مصنوعی بر حقوق بشر، دموکراسی و حاکمیت قانون پرداخته است و دستورالعملهایی در زمینۀ اخلاقیات هوش مصنوعی فراهم کرده است و هم ابزارهای قانونیِ الزامآور را در سطح بینالمللی بررسی کرده است و هم چشم انداز ملی در زمینۀ نظارت بر سیستم های هوش مصنوعی را ارائه کرده است. مؤلفان این گزارش، هنگام تعریف هوش مصنوعی برای اهداف نظارتی، به این نکته توجه کردند که «یکی از عواملی که کار را در این زمینه پیچیده میکند این است که تعاریف حقوقیِ هوش مصنوعی با تعاریف صرفا علمی تفاوت دارند، حال آنکه باید معیارهایی داشته باشند، معیارهایی همچون فراگیری، دقت، جامعیت، عملی بودن، ماندگاری و... برخی از این موارد به لحاظ قانونی الزامآورند و برخی شیوههای نظارتی خوبی به حساب میآیند (Ben-Israel et al., 2020). در پیشنویس این قانون آمده است که «استفاده ازهوش مصنوعی با ویژگیهای منحصر به فرد آن، همچون مبهم بودن، پیچیدگی، وابستگی به داده و همچنین رفتارخودمختار، بر بعضی قوانین بنیادین که در منشور حقوق بنیادین اتحادیۀ اروپا ذکر شده است اثر سوء خواهد گذاشت». آموزشوپرورش، عرصهای حیاتی در جامعه به شمار میآید، در زمینۀ کمینهسازی خطرات تصمیمات مخاطرهآمیز مبتنی بر هوش مصنوعی به ویژه در رابطه با ارزشیابی افراد در مؤسسات آموزشی یا موسسات مرتبط با شغل که موارد حساس محسوب میشوند باید مورد توجه ویژه قرار گیرد چراکه هرجا هوش مصنوعی مورد استفاده قرار میگیرد باید غیرتبعیضآمیز بودن، منصفانه بودن و فراگیر بودن آن مورد تاکید باشد. در بحث آموزش، این موضوع به این معنی است که شرایطی برای تمام دانشآموزان فراهم شود که همه آنها بتوانند از به کارگیری فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی منتفع شوند و اگر این گونه تحقق نیابد، به معنی فراهم آوردن شرایطی اثر متیو« «ثروتمندها ثروتمندتر و فقرا فقیرتر میشوند». به ویژه، با توجه به اینکه فناوریهای آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی معمولاً فقط به صورت آنلاین در دسترس میباشند، باید زیرساختهای قوی اینترنت را به صورت گسترده در مناطق مختلف به خصوص در مناطق روستایی در دسترس قرار داد(Leslie et al., 2021) و این به معنی حکمرانی خوب در آموزشوپرورش میباشد. موضوع حکمرانی خوب در آموزش وپرورش باهدف دستیابی به توسعه انسانی پایدار مطرح شده که در آن بر حکمرانی مبتنی بر قانون، برقراری عدالت در آموزش، تخصیص منابع، پاسخگویی صریح، مدیریت مشارکتی، برنامهریزی غیرمتمرکز، ایجاد اعتماد و وفاق اجتماعی، توجه به زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی و سرمایهگذاری آموزشی تأکید میشود، که همه اینها با حکمرانی خوب امکان تحقق مییابد (Maniei et al, 2019). اگر نظام آموزشوپرورش را سازمانی متشکل از بخشها و زیرنظامهای مختلف و متعدد در نظر گرفته شود، در این صورت حکمرانی در اینگونه سازمانها عبارت است از مجموعهای از ساختارها و سازوکارهایی که طی فرایندی نظاممند و با توجه به زمینه و بافت سازمان و رویکرد سازمانی منتج از آنها، انتخاب شده و به منظور تأثیرگذاری مطلوب بر فرایندهای سازمانی و به ویژه فرایندهای دانشی در مسیر تحقق اهداف سازمان، به کار بسته میشوند(Boghrati et al, 2019).
با بررسی انجام گرفته در این پژوهش، مشخص شد که تاکنون پژوهشهای متعددی در زمینه هوش مصنوعی و کارکردهای آن در حوزه آموزشوپرورش انجام شده است و هر یک به جنبههایی از هوش مصنوعی و مدیریت آن پرداختهاند، ولیکن پژوهشی جامع که به موضوع حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش وپرورش پرداخته شوه و جنبهها و سطوح مختلف آن را مورد بحث و بررسی قرار دهد یافت نشد و لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش وپرورش انجام گرفت و سوال اصلی آن این است که: برای حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش وپرورش چه عواملی را باید در نظر گرفت؟
روش شناسی پژوهش
پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری دادهها از نوع کیفی است که با شیوه مرور سیستماتیک[4] و با استفاده از روش فراترکیب[5] انجام شده است. به این معنی که ابتدا برای گردآوری اطلاعات از روش اسنادی و تحلیل محتوا استفاده شده است. از اینرو مبتنی بر پرسشها برای فراترکیب از نمونه مطالعـات کیفی منتخب در زمینه حکمرانی هوش مصنوعی در آموزشوپرورش استفاده شده است. نتیجه نهایی جستجوی نظامند در این خصوص تعداد 209 منبع علمی داخلی و خارجی بود که در خصوص حکمرانی هوش مصنوعی در آموزشوپرورش بود که با انجام مراحل مختلف غربالگری منابع بدست آمده تعداد 58 منبـع علمی(ایرانی و غیرایرانی) بـرای تجزیهوتحلیـل و فراترکیب نهایی مورد استفاده قرار گرفت. عـلاوه براین برای استخراج مفاهیم و حکمرانی هوش مصنوعی در آموزشوپرورش در این پژوهش از روش هفت مرحلـهای سندلوسکی و باروسو(Sandelowski, M., Barroso, 2007a, 2007b) که شامل مراحل: تنظیم پرسـش پـژوهش؛ بررسـی نظـاممنـد متون؛ جستجو و انتخاب منابع مناسب؛ استخراج اطلاعـات منـابع مورد مطالعه؛ تجزیـهوتحلیـل و ترکیـب یافتهها؛ کنترل کیفیت؛ و در نهایت ارائه یافتههاست، استفاده شد(شکل شماره 1).

شکل 1. مراحل فراترکیب
مرحله اول: تنظیم پرسش اساسی پژوهش: اولین گام در روش پژوهش فراترکیب، موضعگیری فلسفی و تصور درباره موضوع اصلی روش فراترکیب است. در این مرحله، پژوهشگران پرسش پژوهشی خود را که میتوانند در برگیرنده ابعاد مختلفی مثل چه چیزی، چگونه، چه روشی و... باشد، طراحی کنند. در این مرحله از فراترکیب، پرسشهای مبنایی براساس اهداف پژوهش و پاسخگویی بهآنها و محدوده کار مشخص شده، تا اینکه محدودیتهای احتمالی که زمینهساز ابهام های احتمالی در مراحل بعدی پژوهش است برطرف شود. هدف کلی پژوهش حاضر "شناخت چهارچوب مفهومی(عوامل) حکمرانیِ هوش مصنوعی در آموزشوپرورش" میباشد و به این پرسش پاسخ خواهد داد که: "مهمترین عوامل حکمرانی هوش مصنوعی در حوزه آموزشوپرورش کدامند؟".
مرحله دوم: بررسـی نظـاممنـد متون: در این پژوهش، از پایگاههای معتبر علمی و با استفاده از کلیدواژه های مناسب فارسی و انگلیسی(به صورت انفرادی و ترکیبی)؛ حکمرانی، آموزشوپرورش، هوش مصنوعی استفاده و منابع معتبر منتشر شده از سال 2000 تا 2023 میلادی و 1383 تا 1403 شمسی موجود در پایگاه های داخلی و خارجی جستجو شدند. واژههای کلیدی مورد جستوجو، در جدول شماره 1 ارائه شده است:
جدول شماره 1. واژه های کلیدی مورد جست وجو
|
فارسی |
انگلیسی |
|
حکمرانی |
Governance |
|
حکمرانی در آموزش و پرورش |
Governance in education |
|
هوش مصنوعی |
Artificial intelligence |
|
هوش مصنوعی در آموزش و پرورش |
Artificial intelligence in education |
|
حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش و پرورش |
Artificial intelligence Governance in education |
در این پژوهش معیارهای پذیرش و یا عدم پذیرش منابع مطابق با جدول شماره 2 تعیین شده است. همچنین در همان بـدو جسـتجو، بـه منظـور جلـوگیری از دریافــت منابع نــامرتبط، از لحــاظ عنــوان، محقــق عنــاوین منابع فارســی و انگلیســی را در پایگاههای اطلاعاتی بهدقت مطالعه کـرده تـا از ورود مقـالات نـامرتبط فـراوان بـرای گـام بعـدی جلوگیری نماید.
جدول شماره ٢. معیارهای پذیرش و عدم پذیرش مقالات
|
معیارها |
معیار پذیرش |
معیار عدم پذیرش |
|
زبان تحقیقات |
مطالعات انگلیسی و فارسی |
مطالعات غیرانگلیسی و غیرفارسی |
|
زمان مطالعات انگلیسی |
تحقیقات منتشرشده از سال ٢٠٠٠ تا2024 میلادی |
تحقیقات پیش از ٢٠٠٠ میلادی |
|
زمان مطالعات فارسی |
تحقیقات منتشرشده ١٣٨3 تا 1403 |
تحقیقات پیش از ١٣٨3 |
|
اعتبار مطالعات |
منابع منتشر شده در پایگاههای اطلاعاتی معتبر |
نظرات شخصی، پایگاههای غیرمعتبر |
|
موضوع مطالعه |
ابعاد، تعاریف، مدل ها |
غیر از موارد اشاره شده |
در نتیجه جستجو و بررسیهای به عمل آمـده از منـابع اشـاره شـده و بـا اسـتفاده از واژههـای کلیدی موردنظر و با در نظر گرفتن معیارهای پذیرش، در مجموع تعـداد 209 منبـع علمی قابل تحلیل یافت شد و مورد بررسی قرار گرفت.
مرحله سوم: جستجو و انتخاب منابع مناسب: در فرایند جستجو و انتخاب منابع مناسب، پارامترهای مختلفی مانند عنوان، چکیده، محتوا و جزئیات منابع در نظر گرفته شد و منابعی که با پرسش و هدف پژوهش تناسبی نداشتند، از مطالعه حذف شدند. در هر بازبینی تعدادی از منابع رد شدند و در نتیجه در فرآیند فراترکیب مورد بررسی قرار نگرفتند.
در نهایت تعداد مقالات باقی مانده وارد گام بعدی فراترکیب شدند. جهت ارزیابی کیفیت، دو خبره با استفاده از چکلیست برنامه مهارتهای ارزیابی انتقادی[6]، مطالعات برگزیدهای را از منظر روششناسی و اعتبار یافتهها مورد واکاوی قرار دادند و کسب حداقل امتیاز 40 از 50 به عنوان معیار گزینش مقالات جهت تجزیهوتحلیل یافتههای آنها، قرار گرفت. در مرحله سوم برای بررسی، تحلیل و دستیابی به منابع نهایی از الگوریتم معرفی شده زیر استفاده شده است و در نهایت 58 منبع برای فراترکیب نهایی انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفت(بر اساس شکل 2):

شکل 2. فرایند انتخاب منابع مورد نظر برای فراترکیب
همانطور که در شکل بالا مشاهده میشود در بررسی اولیه تعداد 209 منبع مرتبط با حمکرانی هوش مصنوعی در آموزشوپرورش بدست آمد که در چند مرحله مورد غربالگری قرار گرفت و در نهایت 58 منبع مرتبط، برای یافتن مولفه های حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش و پرورش، مورد تحلیل قرار گرفت.
مرحله چهارم: استخراج اطلاعات منابع: در مرحله چهارم، به گردآوری اطلاعات منابع انتخاب شده بر اساس مشخصات نام و نام خانوادگی نویسنده، سال انتشار، نوع منبع، مؤلفههای مرتبط با حکمرانیِ هوش مصنوعی در آموزشوپرورش و مشخصات روش شناختی (روش پژوهش، ابزار پژوهش و جامعه پژوهش) پرداخته شد.
مرحله پنجم: تجزیه وتحلیل و ترکیب یافتهها: تجزیهوتحلیل یافتهها در پژوهش حاضر بر اساس تحلیل مضمون و توسط دو نفر از خبرگان صورت گرفت. تحلیل مضمون، یک روش تجزیهوتحلیل منعطف و قوی است که میتواند به توسعه بینش در خصوص پدیدههای پیچیده کمک کند(Kiger & Varpio, 2020). در این نوع تحلیل، مضامین مشترک از طریق بررسی و واکاوی دادهها توسط محقق احصاء شده و موضوعات، ایدهها و الگوهای معنایی که به طور مکرر مطرح میشوند، شناسایی میشوند(Rosairo, 2023).
مرحله ششم: کنترل کیفیت کدهای استخراج شده: با کمک ابزار برنامه مهارتهای ارزیابی حیاتی، کیفیت منابع مورد مطالعه جهت فراترکیب توسط خبرگان ارزیابی شد. با توجه به امتیاز کسبشده 40 از 50 برای منابع مورد مطالعه مشخص شد که منابع از کیفیت قابل قبولی برخودار میباشند[7]. به منظور سنجش پایایی با روش توافق درون موضوعی، ابتدا منابع انتخاب شده برای فراترکیب را به همراه کدهای اولیه استخراج شده در اختیار 2 نفر از متخصصان قرار گرفت تا آنها نیز به استخراج مقولههای اصلی و فرعی از آنها اعلام نظر نمایند. در این مرحله هر دو متخصص، روی مفاهیم و مضامین اولیه و ثانوبه اتفاق نظر داشتند. بنابراین میتوان کدهای استخراج شده از پایایی مطلوبی برخوردار بوده است.
مرحله هفتم: ارائه یافتهها: در این مرحله با استفاده از کدهای استخراج شده از مراحل قبلی به ارائه یافتهها در قالب مفاهیم پرداخته شد، در ادامه کدهای تکراری حذف و بقیه کدها در زیر یک مفهوم مشابه دستهبندی شدند، سپس مفاهیم نیز در مقولههای کلیتر قرار گرفتند. به طورکلی 55 مضمون اولیه از منابع مورد مطالعه استخراج شد که این کدها در 18 مضمون ثانویه و 4 مضمون اصلی قرار گرفتند که اطلاعات آنها در جدول شماره3 آمده است.
یافته های پژوهش
جدول شماره3.مفاهیم و مضامین اولیه و ثانویه و کدهای مربوطه
|
مضمون فراگیر |
مضامین سازمان دهنده |
مضامین اولیه |
مفاهیم |
|
حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش |
بعد خرد (فردی) |
اخلاق |
اخلاقمداری([8]م16؛ م17؛ م28، م29؛ م30)؛ کیفیت رویارویی با مسائل اخلاقی(م5؛ م10؛ م21؛ م28؛ م29؛ م30)؛ مسئولیت اخلاقی در فرصتهای مرتبط با هوش مصنوعی(م28؛ م29؛ م30) |
|
آموزش و یادگیری |
ارتقای کیفیت آموزش (م17؛ م18؛ م33؛ م34؛ م35؛ م36؛ م37؛ م50؛ م52)؛ بهرهمندی از یادگیری تطبیقی(م38؛ م39؛ م40؛ م41؛ م42؛ م43؛ م44؛ م45)؛ یادگیری مادامالعمر(م17؛ م18؛ م50)؛ ارتقای سطح آگاهی همگانی(م16؛م17؛ م18؛ م28؛ م29؛ م30؛ م50)؛ شخصیسازی و سبکهای یادگیری(م33؛ م34؛ م35؛ م36؛ م37؛ م38؛ م39؛ م40؛ م41؛ م42؛ م43؛ م45)؛ فرصتهای یادگیری مناسب و مرتبط(م1؛ م2؛ م3؛ م4؛ م31؛ م32) |
||
|
مسئولیت پذیری و پاسخگویی |
مسئولیت پذیری(م51؛ م5؛ م10؛ م16؛ م17؛ م22؛ م28؛ م29؛ م30)؛ پاسخگویی(م50؛ م56؛ م57؛ م22) |
||
|
مشارکت و ارتباطات |
مشارکت(م16؛ م17؛ م18؛ م28؛ م29؛ م30؛ م50)؛ تعاملات اساسی(م50؛ م16؛ م17)؛ ایجاد دانش تعاملی(م2؛ م5؛ م26؛ م27) |
||
|
بعد میانی (سازمانی) |
مدیریت دانش |
مکانیزمهای حکمرانی دانش مناسب سازمانی و میان سازمانی(م23؛ م24)؛ مکانیزمهای هماهنگساز مناسب دانش(م23؛ م24)؛ آشنا با سیستمها، ابزارها و فناوریهای مدیریت دانش(م2؛ م5؛ م26؛ م27)؛ ایجاد فرهنگ مشوق مدیریت دانش در سازمان(م2؛ م5؛ م26؛ م27)؛ برنامهریزی و اجرای استراتژیهای مدیریت دانش(م2؛ م5؛ م26؛ م27)؛ توانایی در اداره پروژههای مدیریت دانش(م2؛ م5؛ م26؛ م27)؛ ساختارهای حکمرانی دانش(م52؛ م23؛ م24)؛ فرآیند ایجاد دانش تعاملی(م2؛ م5؛ م26؛ م27)؛ فعالیتهای مدیریت دانش(م2؛ م5؛ م10؛ م21؛ م26؛ م27؛ م29؛ م30) |
|
|
مدیریت سرمایه انسانی |
بهرهمندی از معلمان با تجربه در تصمیمگیری(م1؛ م2؛ م3؛ م4)؛ انتخاب نیروی انسانی مناسب و کارآمد(م16؛ م17؛ م28؛ م29؛ م30)؛ ارتقای تسلط مدیران و معلمان(م5؛ م10)؛ توانمندسازی معلمان(م50؛ م54؛ م16؛ م17)؛ کشف استعدادها دانشآموزان(م46؛ م47؛ م48؛ م49) |
||
|
مدیریت و تعالی منابع |
زیرساختهای فناوری آموزشی(م5؛ م10؛ م21؛ م29؛ م30)؛ تعالی کسب و کار و سازمان(م22)؛ توانایی در مدیریت تغییر(م2؛ م5؛ م26؛ م27)؛ مدیریت پروژه سازمانی(م58؛ م22)؛ مدیریت مبتنی بر سیستمهای اطلاعات(م19؛ م20) |
||
|
بعد کلان (نظام) |
انسجام و یکپارچگی |
ایجاد دانش یکپارچه(م23؛ م24)؛ یکپارچگی اداره سیستمهای آموزشی(م55؛م14)؛ یکپارچهسازی ابعاد نرم و سخت(م5؛ م10؛ م21؛ م29؛ م30) |
|
|
تمرکززدایی |
تمرکززدایی(م17؛ م18؛ م28؛ م29؛ م30؛ م50)؛ حرکت تدریجی به سمت عدم تمرکز(م52؛ م57؛ م11) |
||
|
انعطافپذیری |
انعطافپذیری(م16؛ م17؛ م28؛ م29؛ م30)؛ مقاومت نکردن در برابر تغییرات(م57؛ م11) |
||
|
کارایی و اثربخشی |
کارایی و اثربخشی(م5؛ م6؛ م7؛ م8)؛ مدیریت عملکرد(م7؛ م58؛ م22)؛ عملکرد سازمان(م2؛ م5؛ م26؛ م27) |
||
|
عدالت آموزشی |
عدالت آموزشی(م17؛ م18؛ م28؛ م29؛ م30؛ م50)؛ مدیریت آموزش و ارائه عادلانهتر آموزش(م16؛ م17؛ م19؛ م20) |
||
|
شفافیت |
شفافیت(م51؛ م12؛ م13؛ م16؛ م17؛ م22؛ م28؛ م29؛ م30) |
||
|
بعد فراکلان (اجتماع) |
قوانین و مقررات |
مقررات هوش مصنوعی(م5؛ م10؛ م21؛ م28؛ م29؛ م30)؛ قانونمداری(م50؛م51؛م16؛ م17؛ م28؛ م29؛ م30) |
|
|
وفاق و همدلی |
اطمینان(م5)؛ وفاق عمومی(م16؛ م17؛ م28؛ م29؛ م30)؛ همدلی(م5؛ م10) |
||
|
مهارتهای کلان |
مهارتهای اجتماعی(م17؛ م18؛ م28؛ م29؛ م30؛ م50) |
||
|
توجه به دسترسیها |
امکانات و دسترسی مناسب(م5؛ م10؛ م21؛ م28؛ م29؛ م30) |
||
|
ثبات |
ثبات سیاسی(م53؛ م54؛ م15)؛ جابجایی سیاسی برای اداره موثر(م55؛ م15) |
بر این اساس میتوان عنوان کرد که برای تبیین عوامل مورد تاکید در حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش وپرورش باید به 4 مضمون سازماندهنده (اصلی)؛ 18 مضمون اولیه و 55 مفهوم توجه کرد. در این طبقهبندی مضامین سازماندهنده شامل: بعد خرد، بعد میانی، بعد کلان و در نهایت بعد فراکلان باید در نظر گرفته شده است. منظور از عوامل یا جنبههای خرد، جنبههای فردی که باید در حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش وپرورش از اهمیت برخوردار است و به آنها توجه کرد میباشد. در این بعد از ابعاد 4 گانه حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش و پرورش؛ تاکید بر ویژگیهایی فردی است که هم باید تقویت شود و هم باید برای ارتقای آن برنامه ریزی کرد میباشد. همچنین منظور از عوامل یا جنبه های میانی به مواردی میپردازد که جنبه سازمانی داشته و بر عناصر مرتبط با سازمان آموزش و پرورش تاکید دارد. در این بعد از حکمرانی هوش مصنوعی بر جنبه های تعالی سازمانی و تعالی منابع سازمانی تاکید میشود. منظور از عوامل کلان، عواملی هستند که حکمرانی را در سطح نظام (نظام آموزش وپرورش) مورد توجه قرار میدهد و ویژگیهای حوزه نظام آموزش و پرورش را مطرح مینماید. در نهایت منظور از عوامل فراکلان، عواملی است که در سطح اجتماع برای حکمرانی هوش مصنوعی در آموزشوپرورش از اهمیت و ضرورت برخوردار است. این عوامل در راستای تاثیر و تاثر هوش مصنوعی در سطح اجتماع مطرح میشود
در جدول زیر(جدول شماره 4) فراوانی هریک از مضامین اولیه؛ سازماندهنده و فراگیر ارائه شده است:
جدول شماره4. فراوانی مفاهیم و مضامین
|
مضمون فراگیر (اصلی) |
مضامین سازمان دهنده(ثانویه) |
مضامین اولیه |
فراوانی مفهوم |
فراونی کدهای مفاهیم |
|
حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش |
عوامل خرد (سطح فردی) |
اخلاق |
3 |
14 |
|
آموزش و یادگیری |
6 |
45 |
||
|
مسئولیت پذیری و پاسخگویی |
2 |
13 |
||
|
مشارکت و ارتباطات |
3 |
14 |
||
|
عوامل میانی (سطح سازمانی) |
مدیریت دانش |
9 |
35 |
|
|
مدیریت منابع انسانی |
5 |
19 |
||
|
مدیریت و تعالی منابع |
5 |
14 |
||
|
عوامل کلان (سطح نظام) |
انسجام و یکپارچگی |
3 |
9 |
|
|
تمرکز زدایی |
2 |
9 |
||
|
انعطاف پذیری |
2 |
7 |
||
|
کارایی و اثربخشی |
3 |
10 |
||
|
عدالت آموزشی |
2 |
10 |
||
|
شفافیت |
1 |
9 |
||
|
عوامل فراکلان (سطح اجتماع) |
قوانین و مقررات |
2 |
13 |
|
|
وفاق و همدلی |
3 |
9 |
||
|
مهارتهای زندگی |
1 |
6 |
||
|
توجه به دسترسی ها |
1 |
6 |
||
|
ثبات |
2 |
5 |
||
|
فراوانی |
4 |
18 |
55 |
247 |
بر اساس یافته های بدست آمده در فراترکیب؛ میتوان اذعان داشت که در عوامل خرد (سطح فردی) باید به مضامینی چون: اخلاق؛ آموزش و یادگیری؛ مسئولیت پذیری و پاسخگویی؛ مشارکت و ارتباطات توجه کرد. در سطح عوامل میانی (سطح سازمانی) نیز باید مضامینی چون: مدیریت دانش؛ مدیریت منابع انسانی؛ مدیریت و تعالی منابع مورد توجه قرار گیرد. در مورد عوامل کلان (سطح نظام) هم باید مضامینی مانند: انسجام و یکپارچگی؛ تمرکززدایی؛ انعطافپذیری؛ کارایی و اثربخشی؛ عدالت آموزشی؛ شفافیت نظر گرفته شود. در مورد عوامل فراکلان (سطح اجتماع) نیز باید مضامینی چون: قوانین و مقررات؛ وفاق و همدلی؛ مهارتهای زندگی؛ توجه به رفاهیات و ثبات را مد نظر قرار داد.

شکل3. مولفه های حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش و پرورش
بحث و نتیجه گیری
درحالیکه هوش مصنوعی این ظرفیت را دارد که راه و روش طی مسیر را متحول کند، خطرات و چالشهای مهمّی نیز وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. لذا ضروری است که سیاستها و چهارچوبهای شفافی برای مواجهه با این پدیده نوظهور ایجاد شود تا استفاده از هوش مصنوعی در آموزش (و پرورش) را بر اساس یک سیاستگذاری واحد و منسحم برنامه؛ طراحی؛ اجرا و ارزیابی کند. مطالعه ادبیات نظری و تجربی جایگاه حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش از طریق مطالعه 58 سند و منبع علمی معتبر منتشر شده در پایگاههای اطلاعاتی ملی و بینالمللی تلاشهای قابل توجهی را برای شناسایی و مقیاسبندی مولفههای الگویی برای تنظیمگری (در جهت حکمرانی) هوش مصنوعی بر اساس مولفههای مختلف را نشان داد. علیرغم تمام تلاشهایی که برای تنظیمگری و حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش انجام میشود، هنوز یک شکاف آشکار بین اصول مبنایی و یک الگوی عملکردی در این زمینه به چشم میخورد که بتواند همه حوزههای دانشی را که برای مقابله با پیچیدگیهای مورد نیاز هوش مصنوعی ضروری است را دربرگیرد.
بررسی ادبیات پژوهش نشان میدهد که با توجه به پژوهشهایی که در زمینۀ موضوع هوش مصنوعی و حکمرانی در آموزش انجام گرفته، بیشتر پژوهشها در این حوزه بدون در نظر گرفتن ابعاد حکمرانی هوش مصنوعی، بر حکمرانی خوب در آموزش و حفظ و سازماندهی آن تاکید داشتهاند. بر این اساس یافتههای منتج از فراترکیب یافتههای بدست آمده، نشان داد، مناسبترین مولفهها برای استقرار حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش در 4 حوزه یا ساحت: خرد، میانی؛ کلان و فراکلان قابل تبیین است.
یقیناً حکمرانی مناسب در آموزش و پرورش، نقش مهمی در به حداکثر رساندن مزایا و به حداقل رساندن خطرات مرتبط با فنّاوریهای نوظهور مانند هوش مصنوعی در بخش آموزش دارد. بر اساس یافتههای حاصله از مطالعه فراترکیب برای حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش باید به جنبهای خرد؛ میانی؛ کلان و فراکلان توجه کرد و هر یک از این ساختها توسط محققانی مورد تاکید قرار گرفته است.
در عامل خرد (ساحت فردی) به مولفههایی چون: اخلاق که مورد تاکید محققانی چون: ( Holmes, 2019؛Baker, 2021 و...)؛ آموزش و یادگیری که در پژوهش های افرادی چون: (Frąckiewiczin ,2023؛Grosz Stone,2018)؛ مسئولیتپذیری و پاسخگویی که در یافتههای پژوهشگرانی چون: (Holmes et al, 2019؛ Fjeld et al,2020؛ Carter,2020 و...)؛ مشارکت و ارتباطات که مورد توجه متخصصانی چون: (Taddeo & Floridi,2018؛ Carter,2020؛ Boghrati, 2019 و...) میباشد باید توجه شود چرا که با این مطالعات در یک راستا میباشد. در حوزه میانی (ساحت سازمانی) به مولفههایی چون: مدیریت دانش(Pemsel et al,2016؛ Fjeld et al,2020و...)؛ مدیریت منابع انسانی(Subrahmanyam,& Swathi,2018؛Herold,2018؛Mislevy et al,2020 و...)؛ مدیریت و تعالی منابع(Unesco,2019؛Carter,2020؛ Lewis & Gelander,2009و...) پرداخته میشود و با مطالعات فوقالذکر مطابقت و همسویی دارد. در حوزه کلان (ساحت نظام) به مولفههایی چون: انسجام و یکپارچگی (Pemsel et al.,2016؛ Srivastava,2009 و...)؛ تمرکززدایی(Holmes et al., 2019؛ Carter,2020؛ Baker, 2021 و...)؛ انعطافپذیری (Holmes et al, 2019؛Carter, 2020؛ Fjeld et al, 2020و...)؛ کارایی و اثربخشی(khanna,2017؛ Heinrich,2015؛Lewis & Gelander, 2009 و...)؛ عدالت آموزشی (Unesco,2019؛ Fjeld et al,2020؛ Holmes et al, 2019؛ Baker, 2021 و...)؛ شفافیّت (Hallak, 2006؛ Holmes et al., 2019؛ Mossalam & Arafa,2017 و...) اشاره میشود که با پژوهشهای فوق الذکر مطابقت دارد. در حوزه فراکلان (ساحت اجتماع) به مولفههایی چون: قوانین و مقررات(Taddeo & Floridi, 2018 ؛ Carter,2020 ؛Pemsel et al, 2016)؛ وفاق و همدلی (Holmes et al, 2019؛Carter, 2020؛ Fjeld et al, 2020و...)؛ مهارتهای زندگی(Holmes et al, 2019؛ Baker, 2021 و...)؛ توجه به رفاهیات(Lewis & Gelander, 2009؛ Pemsel et al., 2016 و...) توجه شده و با پژوهشهای مشخص شده مطابقت دارد.
همان طور که مشاهده می شود برای حکمرانی (مناسب) هوش مصنوعی در آموزش و پرورش به یک دیدگاه همه جانبه (به تعبیری 360 درجه) که از جزییترین (ساحت فرد) موارد تا کلان ترین موارد (ساحت اجتماع) مد نظر قرار گیرد تا بتوان به نتایج مناسبی دست یافت و حکمرانی مناسبی در حوزه آموزش از جهت هوش مصنوعی (و یا سایر فنّاوریهای نوظهور) را طراحی و پیاده سازی نمود.
پیشنهادات
در راستای یافته های بدست آمده از پژوهش به برنامهریزان؛ سیاستگذاران و مدیران ارشد(عالی) حوزه آموزش (به ویژه آموزش و پرورش) کشور پیشنهادات میشود در زمینه هوش مصنوعی به مناسبات خرد(ساحت فردی) و تعیین نقش حکمرانی در تنظیمگری این زمینه عنایت لازم صورت پذیرد و به ویژه به موضوع اساسی اخلاق در هوش مصنوعی و همچنین مسئولیتپذیری و پاسخگویی از طریق تدوین و تصویب قوانین و آییننامههای مربوطه توجه شود؛ در مناسبات میانی(ساحت سازمانی) نیز با پرداختن به حوزه بسیار اساسی سرمایه انسانی و تلاش در جهت توانمندسازی آنان در بکارگیری از هوش مصنوعی در راستای تحقق اهداف سازمانی تلاش شود؛ در مناسبات کلان(ساحت نظام) نیز از طریق تقویت انسجام و یکپارچگی و با تاکید بر تمرکززدایی، کارایی و اثربخشی به عدالت آموزشی دست یابد و در نهایت در مناسبات فراکلان(ساحت اجتماع) به جنبههای حقوقی و قانونی برای ایجاد وفاق و همدلی و در راستای ارتقای رفاه و مهارتهای زندگی توجه لازم را مبذول داشت و به سیاستگذاری در این موارد اقدام نمایند.
[1] .Artificial Intelligence (AI)
[2] .AIED
[3] ICT
[4] .Systematic review
[5] .Metasynthesis
[6] .CASP
[7] ابزار کسپ یک چک لیست تعیین کیفیت منابع جستجو شده در پژوهشهای مروری (مرور سیستماتیک) میباشد که دارای 10 آیتم برای تعیین کیفیت منابع میباشد که هر کدام از 1 تا 5 نمره گذاری شده است و حداکثر نمره 50 و حداقل آن 10 میباشد. در این پژوهش مبنی انتخاب منابع جهت فراترکیب 80 درصد نمره کلی(50) می باشد که میزان 40 میباشد
[8] منظور از "م" منبع یافت شده و شماره منبعی است که در فراترکیب مورد تحلیل نهایی(58 منبع) قرار گرفته است