نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
شناخت درمانی بر این عقیده استوار است که اختلالات هیجانی را می توان به وسیله شناسایی افکار غلط، غیر منطقی و منفی که مسبب و تداوم بخش هیجانهای منفی هستند و همچنین به وسیله تغییر دادن آنها درمان کرد (رید[1] و همکاران،2021) بک به ما آموخت که تفکر می تواند از سه جنبه مختلف نادرست باشد: ساختار تفکر، محتوای تفکر و فرآیند تفکر، در بخش ساختاری نظریه بک، دو نوع تفکر قرار می گیرند: افکار خود آیند و باورهای اصلی (طرمواره ها). محتوای افکار خودآیند و طرمداره های می تواند در سه حوزۀ، ناسازگاری ایجاد کنند که به عنوان مثلث شناختی (تفکر منفی نسبت خود، دنیا و آینده) شناخته می شوند. فرآیند تفکر می تواند به چند شیوه مختلف باشد دو نمونه عبارتند از : دو وجهی سازی و شخصی سازی. اسلاموسکی ودان (1996) سازگاری و مهارت اجتماعی را فرایندی می دانند که افراد را قادر می سازند تا رفتار دیگران را درک و پیش بینی کنند، رفتار خود را کنترل کنند و تعاملات اجتماعی خود را تنظیم نمایند(مهری[2]،2022).ایواتا و همکاران (2000) در مروری جامع عوامل موثر بر سازگاری اجتماعی را به شش دسته عمده تقسیم می کنند که هر یک از آنها به عوامل جزئی تری تقسیم شده اند.سازگاری و در رأس آن سازگاری اجتماعی یک مفهوم نسبی است و تحت تأثیر فرهنگ ها و اعتقادات از جامعه ای به جامعه دیگر فرق می کند. در شکل گیری سازگاری اجتماعی عواملی چون شیوه های تربیتی، عوامل آموزشگاهی، ارزش ها و اعتقادات حاکم، گروه همسالان، خانواده و آموزش و پرورش موثر است. در این پژوهش از مطالب مبتنی بر نظریات مکتب کنش متقابل نمادی و به ویژه از مدل سازگاری اجتماعی بل استفاده شده است (رضائی و همکاران،2022).
خودکارآمدی یعنی اینکه فرد چگونه شیوه های مورد نیاز برای رسیدن به موقعیت های مورد انتظار را سازمان می دهد و آنها را اجرا می کند .اینکه ما معیارهای رفتارمان را تا چه اندازه درست برآورد کرده باشیم احساس کارآیی شخصی ما را تعیین می کند (یانگ[3] و همکاران،2022). بندورا در کتاب پایه های اندیشه و رفتار اجتماعی بیان می کنند که انسانها دارای یک سیستم «خود»اند که در کنترل اندیشه ها، احساس ها و کنش هایشان موثر است این سیستم شامل مجموعه ای از ساختارهای شناختی است که تا حدودی باعث ثبات در رفتارهایشان می شود. اجزاء سیستم خود عبارتند از خود منسجمی، خودگرانی، خودکارآمدی؛ بندورا رفتار و انگیزش انسان را پیامد باورهایی می داند که انسانها از خود دارند که سازه های کلیدی در کارکرد و کنترل شخصی است. بر پایه نظریه اجتماعی- شناختی بندورا 1986 «خود» بخش میانجی دانش و کنش است. خوداندیشی فرد را قادر می سازد به چگونگی تأثیر محیط و اعمال دیگران بر روی خود بپردازد. از نظر بندورا مهمترین مکانیزم خود اندیشی، خودکارآمدی است. یعنی میزان توانایی فرد برای اعمال کنترل بر عملکرد خود و تاثیرات محیط است. به بیان دیگر بندورا بر ادراک فرد از خودکارآمدی به عنوان میانجی شناختی تاکید می کند. افرادی که باور دارند می توانند بوسیله اعمالشان به نتایج دلخواه برسند در مواجهه با مشکلات احساس صلاحیت بیشتری می کنند همچنین افرادی که دارای شایستگی و صلاحیت بالا در انجام یک تکلیف هستند اما باور پائین نسبت به قابلیت هایشان دارند به انسجام تکلیف کمتر تلاش می کنند (فرتز[4]،2023).
اصطلاح فراشناخت به دانش ما دربارۀ فرآیندهای شناختی خود و چگونگی استفاده بهینه از آنها برای رسیدن به اهداف یادگیری گفته می شود (نورمن[5] و همکاران،2019). دانش فراشناختی ما را یاری می دهد تا به هنگام یادگیری و دانستن، پیشرفت خود را بر مطالبی که خوانده ایم بسنجیم. تا کنون سه طبقه یا مقوله در دانش فراشناختی مشخص شده اند:
الف- اطلاع فرد از نظام شناختی خود
ب- اطلاع فرد از تکلیف
ج- اطلاع خود از راهبرد.
از آنجایی که بازبینی فرآیند درونداد برای خود تنظیمی فرد و سیستم کنترلی اوست هر گونه نادرستی یا تحریف در بازبینی می تواند در ایجاد اختلال عملکرد روانشناختی سهیم باشد (ژانگ[6]،2019).
فلاول(1998) فراشناخت را به عنوان آگاهی از اینکه فرد چگونه یاد می گیرد، آگاهی از چگونگی استفاده از اطلاعات موجود برای رسیدن به یک هدف، توانایی قضاوت دربارۀ فرآیندهای شناختی در یک تکلیف خاص، آگاهی از اینکه به راهبردهایی برای چه هدفهایی مورد استفاده قرار دهد، ارزیابی پیشرفت خود در حین عملکرد و بعد از اتمام عملکرد تعریف کرده است (فیدر [7]و همکاران،2019).
با توجه به مباحث فوق این سوال مطرح است که آیا گروه درمانی شناختی بر سازگاری اجتماعی و خود کارآمدی و فراشناختی دانشجویان دانشگاه تهران شمال تاثیر دارد ؟
فرضیه کلی: گروه درمانی به شیوه شناختی بر سازگاری اجتماعی، خودکارآمدی و فراشناخت دانشجویان دانشگاه تهران شمال اثر میگذارد.
سازگاری اجتماعی:درسازگاری اجتماعی باید به تفاوتهای فردی توجه کرده با وجود همه ی تفاوتها نقطهنظرهای خود را بیان کرده و به صحبتهای طرف مقابل گوش دهیم. مسائل خود را حل کنیم تا با دیگران به تفاهم برسیم و با رعایت صداقت، ادب و تواضع در ارتباط خود با دیگران سازگاری برقرار کنیم.( رامرا[8] و همکاران،2022).
خودکارآمدی:از نظر بندورا[9] (1995) خودکارآمدی، احساس شایستگی، کفایت، لیاقت، قابلیت در کنار آمدن با چالشهای زندگی است. در این پژوهش منظور از خودکارآمدی نمرهای است که فرد در مقیاس خودکارآمدی (شرر و آدامز[10] 1983) میگیرد. مقیاس این پرسشنامه فاصلهای است.
فراشناخت :اصطلاح فراشناخت به دانش ما درباره ی فرایندهای شناختی خودمان و چگونگی استفاده بهینه از آنها برای رسیدن به هدف های یادگیری گفته می شود (امسی اوو[11]،2019).
در این پژوهش منظور از فراشناخت نمرهای است که فرد در مقیاس کارت رایت میگیرد. مقیاس این پرسشنامه فاصلهای است. اصطلاح فراشناخت به دانش ما درباره فرایندهای شناختی خود[12] و چگونگی استفاده بهینه از آنها برای رسیدن به اهداف یادگیری گفته می شود . به عبارت دیگر، فراشناخت به دانش یا آگاهی فرد از نظام شناختی خود او. یا به دانستن درباره دانستن[13] گفته می شود دانش فراشناختی ما را یاری می دهد تا به هنگام یادگیری و دانستن، پیشرفت خود را زیرنظر بگیریم این دانش به ما کمک می کند تا نتایج تلاش هایمان را برآورد کنیم و میزان تسلط خود را بر مطالبی که خوانده ایم، بسنجیم.کوتاه سخن اینکه، دانش فراشناختی به ما می گوید که راه های مختلفی برای سازمان دهی مطالب به منظور سهولت بخشیدن به یادگیری و یادآوری وجود دارد (براون[14] و همکاران،2022). می توان به گونه ای دیگر به فراشناخت نگریست، بدین صورت که آن را شناخت در مورد شناخت دانست، از آنجائیکه شناخت را دانستن و یادگیری معنی می کنم، می توانیم فراشناخت را به دانستن درباره یادگیری و تفکر خود معنی کنیم. به همین سبب یکی از تعابیر بسیار نزدیک به فراشناخت یادگرفتن است .فراشناخت هرگونه دانش یا فعالیت شناختی است که موضوع آن شناخت باشد یا اینکه فعالیت یا فرایندهای ذهنی وشناختی انسان را تنظیم می کند (ولز[15] و همکاران،2021).
فراشناخت عبارت است از هر نوع دانش یا فرآیند شناختی که در آن ارزیابی، نظارت یا کنترل شناختی وجود داشته باشد . از یک نظر، آن را می توان به عنوان یک جنبه عمومی از شناخت در نظر گرفت که در تمام فعالیت های شناختی نقش دارد. برخی از جنبه های خاص فراشناخت با اختلالات روان شناختی رابطه دارد . نظریه و تحقیق در مورد فراشناخت عمدتاً از طریق کار در روان شناسی رشد شناختی، نوروسایکولوژی، عملکرد حافظه و سالمندی توسعه یافته است(ژائو و یه[16]،2020).
فراشناخت یک مفهوم چند وجهی است. این مفهوم در برگیرنده دانش (باورها)، فرآیند ها و راهبردهایی است که شناخت را ارزیابی، نظارت یا کنترل می کنند.بیشتر فعالیت های شناختی به عوامل فراشناختی بستگی دارد که بر آنها نظارت و کنترلشان می کنند. علاوه بر این، اطلاعاتی که از نظارت فراشناخت منشعب می شوند اغلب به صورت احساسات ذهنی تجربه می شوند که می توانند بر رفتار اثر بگذارند. برای مثال، تجربه «احساس دانستن»، یک تجربه ذهنی است که در آن فرد اطلاعات رمز گردانی شده در حافظه را می تواند بازیابی کند. یک مثال معمول از تجربۀ فراشناخت، پدیدۀ «سر زبان بودن»[17] است که در آن فرد احساس می کند که مطلبی را در خاطر دارد اما در حال حاضر نمی تواند آن را به یاد آورد. در این پدیده، فرد عمدتاً حالت ناخوشایندی را تجربه می کند که سبب می شود برای بازیابی اطلاعات تلاش کند.
اغلب نظریه پردازان بین دو جنبه از فراشناخت، یعنی دانش فراشناختی و نظارت فراشناختی تمایز اساسی قایل شده اند. دانش فراشناختی، اطلاعاتی است که افراد در مورد شناخت خودشان و راهبردهای یادگیری دارند که این راهبردها بر آن ها اثر می گذارند. نظارت فراشناختی به دامنه ای از کارکردهای اجرایی، نظیر توجه کردن، کنترل کردن، چک کردن، برنامه ریزی و تشخیص خطاها در عملکرد اشاره دارد (پنکیون[18] و همکاران،2020).
نلسون و نارنز (1990) خاطر نشان کرده اند که فرآیندهای شناختی در دو یا چند سطح مرتبط با هم عمل می کند. در «اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری در کاهش خشم و پرخاشگری رانندگی» کاظمینی، قنبر ی ، مدرس و اسماعیلی زاده(1390) نشان دادند که گروه درمانی شناختی- رفتاری در مقایسه با گروه کنترل باعث کاهش معنادار خشم رانندگی، ابراز پرخاشگرانهخشم رانندگی و افزایش معنادار ابراز انطباقی- سازنده خشم رانندگی می گردد. با توجه به یافته های پژوهش، گروه درمانی شناختی- رفتاری در کاهش خشم و پرخاشگری رانندگی در رانندگان تاکسی مؤثراست.
در مقاله ی «بررسی تأثیر آموزش مؤلفه های فراشناختی در کاهش رفتارهای ضد اجتماعی جوانان زندان مرکزی ارومیه » که توسط خادمی و سیف(1390) انجام یافت نتایج این پژوهش نشان داد که مؤلفه های فراشناختی، مختل یکی از عوامل رفتارهای ضد اجتماعی جوانان بوده، مداخلات فراشناختی در کاهش رفتارهای ضد اجتماعی آن ها مؤثر می باشد.
سلگی، هاشمیان و سعیدی پور(1390) در تحقیقات خود تحت عنوان «بررسی تأثیر شناخت درمانی گروهی در کاهش افسردگی بیماران مرد HIVمثبت» به این نتایج رسیدند که از جمله مشکلات روانی که شیوع نسبتاً بالایی، بخصوص در بین بیماران HIV مثبت دارد ، افسردگی است یکی از روش های غیردارویی که در درمان این بیماری مؤثر بوده، شناخت درمانی گروهی می باشد . پژوهش ها نشان داده است که در بیماران افسردة بستری و سرپایی از کارآیی نسبتاً بالایی برخوردار است . در این پژوهش سعی شد که تأثیر شناخت درمانی گروهی در کاهش میزان افسردگی بیماران مرد HIV مثبت افسرده بررسی شود . بیماران به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند . قبل از مداخلة درمانی، هر دو گروه با آزمون افسردگی بک، مورد ارزیابی قرار گرفتند . گروه آزمایشی در ده جلسة شناخت درمانی گروهی شرکت نمودند، ولی در گروه کنترل هیچ گونه مداخلة روان شناختی انجام نگرفت . در پایان مداخله، هر دو گروه مجدداً با آزمون مذکور مورد ارزیابی قرار گرفتند . داده های به دست آمده با استفاده از آزمون آماری t وابسته و مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . نتایج پژوهش، نشان داد که شناخت درمانی گروهی به طور معنی داری( (p<0/ 001)در کاهش میزان افسردگی بیماران مرد HIV مثبت، مؤثر بود.
روش پژوهش
روش در این پژوهش از نوع آزمایشی میدانی و از نوع مداخله ای میباشد که اثر بخشی درمانی شناختی بر سازگاری اجتماعی و خود کارآمدی و فراشناخت در بین دانشجویان است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران شمال می باشد با توجه به گستردگی طرح و محدودیتهای موجود در انجام مداخلههای مورد نظر تعداد نمونه 30 نفر( 15 نفر به عنوان گروه آزمایش،15نفر به عنوان گروه کنترل) استفاده شده است.
برای اجرای این پژوهش پس از هماهنگی و اخذ مجوزهای لازم از مسئولان پژوهشی دانشگاه آزاد واحد تهران شمال ابتدا درباره هدف و اهمیت پژوهش برای دانشجویان پژوهش توضیحاتی داده شد و سپس درباره نکات اخلاقی اطمینان خاطر داده شد و شرکت کنندکان رضایت نامه شرکت آگاهانه و داوطلبانه در پژوهش را امضا کردند .
پرسشنامه خودکارآمدی عمومی: این پرسشنامه در سال 1979 توسط شوارتز و جرو سلم (1995) ساخته شد. این پرسشنامه دارای 20 گویه با دو خرده مقیاس جداگانه خودکار آمدی عمومی و خودکارامدی اجتماعی بود که در سال 1981 به یک مقیاس 10 گویه ای کاهش یافت (GSE- 10) و تاکنون به 28 زبان دیگر برگردانده شده است .ضرایب به دست آمده آلفای کرونباخ مقیاس (GSE-10) در کشورهای گوناگون چنین گزارش شده است. در کانادا 88/0، در کاستاریکا 81/0 ، در آلمان 81/0 ، در بریتانیای کبیر 88/0 و در فرانسه 82/0 ، در ایران 84/0، در اسپانیه 84/0 ، در ژاپن 91/0، در اندونزی 79/0 و در هند 75/0 ضرایب بدست آمده نشان دهنده پایایی درونی گزینه های این مقیاس در میان مردم گوناگون جهان است. شوارتز و همکاران (1997) ضرایب همسانی درونی ویرایش های مقیاس های خودکارآمدی عمومی را برای دانشجویان در آلمان 84/0، در کاستاریکا و اسپانیا 81/0 و در چین 91/0 به دست آوردند. رجبی (1385) ضرایب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 82/0 برای دانشجویان دانشگاه های شهید چمران اهواز و آزاد مرودشت به ترتیب 84/0 و 80/0 به دست آورد. همچنین ضریب روایی همزمانی برای مقیاس باورهای خودکارآمدی عمومی و مقیاس عزت نفس روزن برگ برروی 318 نفر از پاسخگویان 30/0 در دانشجویان دانشگاه های شهید چمران اهواز و آزاد مرودشت به ترتیب 20/0 و 23/0 برآورد شد. شوارتز و اشمیتز و تاگ (2000) ضریب روایی مقیاس باورهای خودکارآمدی عمومی را با سبک اسنادی خوش بینانه در گروهی از دانشجویان 49/0 و با ادراک چالش در موقعیت های فشارزا 45/0 و برای آموزگاران با خودتنظیمی 58/0 به دست آوردند که همگی ضرایب معنادار بود. شوارتز و همکاران (1997) همبستگی این مقیاس را با نمره های افسردگی، اضطراب و سبک اسنادی خوش بینانه به ترتیب 52/0- و 60/0 و 55/0 و در نمونه اسپانیایی 42/0 – و 43/0 – و 57/0 گزارش کردند و نشان دادند که با نگرش خودکارامدی بندورا (1997) هماهنگ است، این مقیاس دارای 10 گویه چهارگزینه ای با دامنه 1 تا 4 است که حداقل و حداکثر آن 10 و 40 خواهد بود. این مقیاس برای پیش بینی سازگاری پس از دگرگونی های زندگی یا همچون نمایه ای از چگونگی زندگی در هر مرحله رشدی برای کارهای بالینی و تغییر رفتار به کار می رود (باپیری و همکاران،1399)
این پرسشنامه در سال 1961 توسط بل[19] تدوین گردید. وی در زمینه سازگاری دو پرسشنامه ارایه کرده است که یکی مربوط به دانش آموزان و دانشجویان است و دیگری مربوط به بزرگسالان. هر فرم پنج بعد سازگاری را در بر می گیرد که عبارتند از:
الف) سازگاری در خانه[20]
ب) سازگاری بهداشتی[21]
ج) سازگاری اجتماعی[22]
د) سازگاری عاطفی[23]
هـ) سازگاری شغلی (تحصیلی)[24].
در این پژوهش برای بررسی سازگاری اجتماعی از خرده مقیاس سازگاری اجتماعی پرسشنامه استفاده خواهد شد.
اعتبار و روایی:اعتبار آزمون آزمون مجدد گزارش شده در راهنمای آزمون از 70/0 تا 93/0 و ضریب همسانی درونی از 74/0 تا 93/0 متغیر بوده است. بل (1962) ضرایب اعتبار را برای خرده مقیاس های سازگاری اجتماعی، برای کل آزمون به ترتیب 88/0و 94/0 گزارش کرده است. همچنین این آزمون روایی بالایی در تشخیص گروه های بهنجار از نوروتیک و همبستگی با آزمون شخصیت آیسنک نشان داده است
روایی پرسشنامه از دو طریق به دست آمده است: اول اینکه سؤال های هریک از بخش های پرسشنامه، در محدوده ای انتخاب شدند که اختلاف آنها، بین 50 درصد بالایی و پایینی در توزیع نمرات بزرگسالان مشهود باشد، لذا در این فرم پرسشنامه تنها مواردی ذکر شده اند که تمایز صریح بین دو گروه کاملاً متفاوت را نشان می دهد. دوم اینکه، پرسشنامه در نتیجه تلاش های متخصصین با بزرگسالان، مبنی بر انتخاب گروه هایی از افراد به دست آمده است که در محدوده «بسیار خوب و بسیار ضعیف» سازگاری داشته اند و همچنین تعیین حدودی که پرسشنامه می تواند در بین آنها تمایز ایجاد کند.
شیوه نمره گذاری و تفسیر نمرات: سؤال های مربوط به سازگاری اجتماعی در پرسشنامه منظور شده اند و هر سؤال با انتخاب یکی از سه گزینه ی بلی، خیر یا نمی دانم (؟) پاسخ داده می شود. نمره گذاری هر سؤال طبق جدول هنجار شده صورت می گیرد. در این آزمون، تنها پاسخ بلی یا خیر، امتیاز دریافت می کنند. براساس جدول هنجاری شده، به گزینه انتخاب عدد صفر یا یک تعلق می گیرد. نمره سازگاری اجتماعی فرد، برابر با مجموع امتیازهایی است که از تمام سؤال ها به دست آمده است(گلستانی و همکاران،1401).
شیوه اجرای گروه درمانی شناختی:
· این رویکرد، بیشتر مبتنی بر آموزش روانی است تا فرایندمدار؛
· شرکت کنندگان، تجربة آموزشی ساختار یافته ای خواهند داشت که طیّ آن، به طور منظم مهارت هایی را یاد می گیرند تا بتوانند آنها را برای حل مشکلات خود به کار ببرند؛
· تلفیقی از مطالب آموزشی و تمرین های روزانه به افراد ارائه می شود؛
· اعضا یاد می گیرند که روی مشکلات خودکار کنند؛
· مهارت های پیچیده ممکن است طی چند جلسه ارائه شوند؛
· یک بخش مهم، ارائه پیشنهادهایی درباره عملکرد شرکت کنندگان گروه در مورد تمرین های منزل و کلاس است.
محتوای جلسات شامل این سرفصل هاست:
مرور تکالیف جلسه قبل،سخنرانی آموزشی الف،تمرین،سخنرانی آموزشی،تمرین،تکلیف برای هفته آینده.
منطق برنامه برای ساختار جلسات این گونه است که اطلاعات لازم برای انجام تکالیف درمانی به صورت آموزش، به شکل نمونه ها و توصیفات ارائه می شوند. سپس شرکت کنندگان مهارت های لازم برای کسب تکالیف درمانی را تحت نظارت و راهنمایی درمانگر(ان)، تمرین می کنند. سپس تکالیف درمانی ادامه می یابند و شرکت کنندگان در منزل و بین جلسات (یا گاهی در درمانگاه) به انجام آنها می پردازند. از آنجا که بیشتر تکالیف، نوشتاری هستند، شرکت کنندگان آنها را در جلسة بعد با خود می آورند و آنها به وسیلة درمانگر، بررسی می شوند.
در قسمت مرور تکالیف، خلاصة تکالیف جلسه قبل از سوی درمانگر بررسی می شود. در این قسمت، همچنین راهکارهایی که باید در تکلیف خاص به دنبال آن بود، ارائه می شود. دو جلسة آموزشی، شامل سخنرانی های کوتاه و کاملاً توضیحی در زمینه محتوای جلسه است. آموزش ها به زبان غیررسمی ارائه می شوند، اگرچه از هر یک از درمانگران انتظار می رود تا اصطلاحات تخصصی را در قالب زبانی ویژة خود، برای شنوندگان خود قابل درک سازند. آموزش ها همچنین شامل اظهاراتی است دربارة آنچه که درمانگر در مراحل مختلف انجام می دهد؛ مانند نشان دادن ترانسپارنسی، درخواست یک مثال یا پیشنهاد از شرکت کنندگان، یا ارائه توضیح درباره تکالیف خاصی که به بحث گذاشته می شود.
در قسمت تمرین، آموزش هایی برای تمرین ها ارائه می شود. هدف اصلی درمان، در تمرین ها نهفته است. ارائه کننده مطلب، شرکت کنندگان گروه را با نحوه انجام تمرین آشنا می کند و بعد درمانگر، ضمن گردش در گروه، شرکت کنندگان گروه را هدایت و راهنمایی می کند.
برای تجزیه و تحلیل اطلاعات در وهله اول از روش های آماری توصیفی پایه (میانگین، انحراف معیار و ...) و در وهله دوم با توجه به اینکه در پژوهش حاضر از تحلیل واریانس چند راهه (MANOVA) استفاده شده است .
بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها: پیش از آنکه روابط بین متغیرها را آزمون کنیم، لازم است تا نرمال بودن متغیرها را بررسی کنیم. یکی از روشهای بررسی ادعای نرمال بودن توزیع متغیرها، استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف است. نتایج این آزمون در جدول 4-3 ارائه شده است.
جدول 1-نتایج آزمون توزیع کولموگروف- اسمیرنوف
|
متغیر |
سطح معنی داری |
آماره |
|
شیوه شناختی |
012/0 |
62/1 |
|
سازگاری اجتماعی |
07/0 |
40/1 |
|
خودکارآمدی |
37/0 |
41/1 |
|
فراشناخت |
11/0 |
61/1 |
نتایج این آزمون سطح معناداری متغیرهای این پژوهش را بیشتر از 05/0 نشان میدهد. پس با احتمال 95/0 میتوانیم بپذیریم که متغیرهای پژوهش دارای توزیع نرمال هستند.
فرضیه اصلی پژوهش : گروه درمانی به شیوه شناختی بر سازگاری اجتماعی، خودکارآمدی و فراشناخت دانشجویان دانشگاه تهران شمال اثر میگذارد. برای بررسی فرضیه فوق از آزمون رگرسیون خطی استفاده شده است که در جداول ذیل آمده است
|
مدل |
همبستگی |
ضریب تعیین |
ضریب تعیین تعدیل شده |
انحراف |
دوربین واتسون |
|
1 |
674/0* |
454/0 |
444/0 |
117/8 |
022/2 |
نتایج جدول فوق نشانگر گروه درمانی به شیوه شناختی بر سازگاری اجتماعی، خودکارآمدی و فراشناخت دانشجویان دانشگاه تهران شمال می باشد برای بررسی این فرضیه از آزمون رگرسیون خطی استفاده شده است با توجه به مقدار t بدست آمده و سطح معناداری کمتر از پنج صدم می توان گفت که این فرضیه مورد تایید واقع شده است.
جدول3- گروه درمانی به شیوه شناختی بر سازگاری اجتماعی، خودکارآمدی و فراشناخت دانشجویان
|
Model |
Unstandardized Coefficients |
Standardized Coefficients |
t |
Sig. |
Collinearity Statistics |
|||
|
B |
Std. Error |
Beta |
Tolerance |
VIF |
||||
|
1 |
(Constant) |
881/96 |
704/8 |
131/11 |
000/0 |
|||
|
شیوه شناختی |
431/0- |
83/0 |
333/0 |
966/4 |
000/0 |
768/0 |
302/1 |
|
|
سازگاری اجتماعی |
264/0 |
103/0 |
152/0- |
552/2 |
12/0 |
973/0 |
028/1 |
|
برای بررسی این فرضیه از آزمون رگرسیون خطی استفاده شده است با توجه به مقدار تی بدست آمده و سطح معناداری کمتر از پنج صدم می توان گفت که این فرضیه مورد تایید واقع شده است.
براساس یافتهها گروه درمانی به شیوه شناختی بر سازگاری اجتماعی، خودکارآمدی و فراشناخت دانشجویان دانشگاه تهران شمال اثر میگذارد. لذا براساس یافته های بدست آمده ازپژوهش حاضر، پاسخ فرضیه اصلی مثبت است. نتایج حاصل از پژوهش حاضر با یافته های سپهریانآذر، اسدی مجره، اسدنیا و فرنودی (1393)، امیری و جمالی (1398)، محمدخانی، حسنی، اکبری و یزدانپناه (1398)، نیلسن و دیگران[25] (2017) و کارمن و دیگران[26] (2012) همخوانی دارد. برای هدایت برنامه گروهی مطرح شده در این مقاله، شاید به وجود یک یا چند درمانگر نیاز باشد. برای مراجعان اندک، یک درمانگر کافی است. برای هدایت برنامه گروهی، دو نقش اساسی به عهده درمانگر است. در درجه نخست، او ارائه دهندة[27] مطالب است. ارائه دهندة مطالب کسی است که محتوای جلسات را برای شرکت کنندگان ارائه، و تمرین ها را هدایت می کند. لازم نیست که این فرد همیشه ثابت باشد؛ مثلاً اگر دو درمانگر با هم کار می کنند، یکی می تواند سخنرانی آموزشی الف و دیگری سخنرانی آموزشی ب را ارائه کند. تمرین ها را هم فرد متفاوتی می تواند ارائه کند.
روش ارائه مطالب هم از نظر میزان وضوح[28] و هم از نظر میزان جلب و تداوم توجه شرکت کنندگان، مهم است. اغلب کارشناسان بهداشت، در ارائه مطالب، مهارت های خوبی دارند. ارائه دهنده مطالب باید، برای هرچه جذاب تر کردن نحوه ارائه از رفتارهای غیرکلامی، تأکیدات صوتی[29] آوایی و وسائل صوتی- تصویری مناسب استفاده کند.
نقش دیگر درمانگر، هدایت و راهنمایی شرکت کنندگان در مرور تکالیف و انجام تمرینات است. برای منظور فوق، چند اصل باید رعایت شود. مرور تکالیف باید با دید مثبت صورت گیرد. درمانگر باید به دنبال قسمت هایی از تمرین بگردد که به شکل مناسب و صحیحی به وسیلة شرکت کنندگان انجام شده باشد. در ضمن، او باید نتیجه را مهم جلوه دهد و به دقت اشتباهات شخص را به او گوشزد کند. بسیاری از افراد افسرده بسیار کمال گرا[30] هستند و هر انتقادی را دلیلی بر بی ارزشی خود تلقی می کنند.
در هدایت شرکت کنندگان برای انجام تمرین ها، رعایت اصول روانشناختی مهم است. در ابتدا ارائه کنندة مطلب، تمرین را که می تواند یک مثال یا بیان یک مطلب باشد، ارائه می دهد. آنگاه از شرکت کنندگان می خواهد که در زمینة مطالب خودشان که اغلب در کلاس اتفاق می افتد، کار کنند. در عین حال، درمانگر در پیرامون شرکت کنندگان گروه می چرخد و به شرکت کنندگان کمک می کند تا تکالیف درمانی خود را انجام دهند. درمانگر برای کمک به شرکت کنندگان می تواند از اصول آموزش رفتاری استفاده کند. در ابتدا درمانگر خود می تواند یک هدف خاص مثلاً روش پیکان عمودی یا یک تحلیل منطقی را انجام دهد و بعد از مراجع بخواهد که خودش روی مثال بعدی کار کند. آنگاه او را به حال خودش بگذارد تا مرحلة بعد را به تنهایی انجام دهد. هر چند برای بررسی این مرحله، شاید لازم باشد در ادامه جلسه، یکبار دیگر به او سر بزند. مهم این است که کمک او در حدّ متوسط و در زمان مناسب صورت گیرد. بنابراین، این برنامه از آن دسته برنامه هایی است که هدف اساسی آنها شناسایی و تغییر شناخت های منفی است. این برنامه برای افرادی طراحی شده است که از اختلالات هیجانی رنج می برند و تفکرات منفی آنان، چه به صورت نظری و چه براساس تحلیل کنشی مشکلات حاضر، نقش اصلی را در تداوم مشکل آنها دارد.
پیشنهادات پژوهش
به دلیل پیچیدگی مفهوم گروه درمانی شناختی نظریه ها برای کسب اطلاعات درست، پیشنهاد می شود عواملی هم چون سن، جنس، رشته تحصیلی، نوع مدارس، میزان سطح برخورداری از امکانات و هوش و استعداد تحصیلی را به عنوان متغیرهای واسطه ای در نظر گرفته و با تنظیم سؤالات به صورت غیرمستقیم از آن آگاهی یافت.
به دلیل تأثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی در هر جامعه پیشنهاد می شود، پرسشنامه خودکارآمدی و سازگاری اجتماعی را به صورتی مناسب که نرم ایرانی در آن لحاظ شده باشد طراحی گردد. با توجه به این که پژوهش حاضر در یک پایه تحصیلی مورد کنکاش واقع شده، بهتر است برای کسب اطلاعات بیشتر و نتایج دقیق تر را نیز مورد بررسی قرار گیرد.
[1] Reid
[2] Mehri
[3] Yang
[4] Fretz
[5] Norman
[6] Zhang
[7] Fiedler
[8] Romera
[9]- Bandora
[10] - Sherer & Adams
[11] McEvoy
[12] Self- regulatory Execative function Model (S-REF)
[13] Learning
[14] Brown
[15] Wells
[16] Zhao, L., & Ye
[17] tip of the tongue
[18] Pennequin
[19] Bell, H.M
[20] Home Adjustment
[21] Health Adjustment
[22] Social Adjustment
[23] Emotional Adjustment
[24] Occupational Adjustment
[25]. Nielsen& al
[26]. Karreman, & al
[27] . presenter
[28] . clarity
[29] . voice intonation
[30] . perfectionist