نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
مدیریت برنامه درسی با رویکرد فبک وابسته به توانمندسازی معلمان است. برنامه بک دارای سه بعد تفکر انتقادی، تفکر خالق و تفکر مراقبتی است(لیپمن،2003).این برنامه به کودکان فرصت می دهد که در گفت و گویی در متن اجتماع پژوهشی مشارکت جویند. آموزش فلسفه به کودکان این امکان را می دهد که در عقاید و کشفیات یکدیگر سهیم شوند و استدلال ها و نظرات یکدیگر را مورد ارزیابی قرار دهند(کاناتو[1]،2015)
مادامی معلمان می توانند برنامه های درسی را مبتنی بر فبک برای دانش آموزان طراحی و اجرا نمایند که نسبت به آموزش فلسفه برای کودکان و مزیت های آن آگاهی داشته باشند(نقدعلی،محسن؛و پناهی،1390).این درحالی است که علی رغم اینکه توجه به فبک از سوی علاقه مندان به این حوزه صرفاً از روی فعالیت های مطالعاتی و تحقیقاتی صورت گرفته است اما با این وجود آگاهی چندانی معلمان به اهمیت آموزش فلسفه برای کودکان ندارند و اینکه چگونه برنامه های درسی را با رویکرد فبک اجرا نمایند، مسئله ای است که نیاز به توانمندسازی معلمان در این رابطه دارد(نوروزی، و همکارن،1394).
بی شک، قابلیت و توانایی حرفه ای معلم برنامه های درسی را غنی و ضعف و ناتوانی اش از اعتبار و کیفیت برنامه به شدت می کاهد. وقتی هدف آموزش به جای یادگیری،خوب اندیشیدن و کشف معنا شود،رسالت معلم هم به جای سخنرانی و حافظه پروری، ترویج کندوکاو و پژوهش می شود(ملکی، 1385).تغییراتی را که در پی تسری رویکردهای تأملی، همچون برنامة آموزش فلسفه برای کودکان،در بدنة نظام آموزش و پرورش اعمال شده است نباید صرفاً به منزلة تغییری در سبک آموزش پنداشت.این امر شامل توسعة کل فرایند آموزشی است تا یادگیری مهارتهای تفکردر هر حوزة موضوعی جای گیرد. این بازنگری در فرایند آموزشی را، افزون بر توجه به نیازهای دانش آموزان برای جستجوی معنا، می توان پاسخی به نیازهای جدی و عمیق معلمان و مربیان در عصر بحرانهای آموزشی معاصر دانست. لزوم آموزش فلسفه برای کودکان، مفهوم معلم را با فردی خودآگاه، که تفکر تأملی و انتقادی را در کلاس ترویج می دهد،هم معنا کرده است.این تغییر رویکرد نیازمند آموزش افرادی است که بتوانند نگاه خود را به یادگیری، یاددهی،دانش آموز و دانش تغییر دهند. بنابه مطالعات تنها و احمدی(1396) معلمان باید بتوانند از انتقال دهنده دانش به تسهیل کننده و سازندگان یادگیری و تفکر تغییر موضع دهند. رویکرد آموزش فلسفه به کودکان، در پی پرورش تفکر دانش آموزانی است به گونه ای که بتوانند نحوه آموختن را بیاموزند(مرعشی،1385). فلسفه برای کودکان به طریقی بنا نهاده شده است که در کودکان یک تا سیزده ساله سبب رشد عقلانی و دقت زیاد می شود و به آنها کمک می کند تا آن دسته از توانایی هایی که برای یک قضاوت صحیح در زندگی روزمره نیاز دارند(قاسمی، زارع و حقیقت،1390). مهارت حل مسئله به دانش آموزان کمک می کند تا مقابله مؤثری با مشکلات و چالش های زندگی داشته باشند.تلری[2](2006) معتقد است که مهارت حل مسئله تلاش برای پیدا کردن راه حل برای شرایط دشوار است(نانگ،نایر و پراچاک[3]،2014).آموزش با رویکرد فبک موجب می شود تا همواره دانش آموزان برای رفع مشکل، گام های منطقی بردارند(دمایرل،درمان و کاراجیدیک[4]و همکاران،2015). مسئله اصلی تحقیق حاضر عبارت است از اینکه مدل پارادیمی توانمند سازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک چگونه است؟
آموزش فلسفه برای کودکان(فبک) برنامه آموزشی جدیدی است که هدفش پرورش قدرت تفکر و استدلال (به ویژه تفکر منطقی) در کودکان است (طبق تعریف یونیسف، کودکان از بدو تولد تا سن 18 سال مورد نظر هستند) و برای رسیدن به این هدف از مفاهیم فلسفی به منزله موضوعات سودمند استفاده می کنند و پروراندن قدرت استدلال، خلاقیت، قضاوت و ساختن مفاهیم و تفکر دقیق و منطقی را مد نظر دارند و بر آن اند تا مهارت پرسیدن و به عبارتی فلسفه ورزی را آموزش دهند (حسینی، 1388، ص94). بدیهی است که بدین طریق کودکان مسئولیت پذیر، جامعه پذیر، تیزبین، همراه با خودباوری در سطح بالا و صاحب روحی آرام و با روحیه همکاری و دارای رفتارهای اخلاقی خوب در سطح مدرسه و جامعه خواهند شد. اگر آموزش کودکان را مربی ناآزموده و غیرحرفه ای بر عهده گیرد که با مهارت های فلسفی تفکر و استدلال و به چالش کشیدن آنها در این زمینه آشنا نیست و ناشیانه عمل می کند و یا خود عامل به علم خویش نیست، ضایعه ای بر جای خواهد گذاشت که جبران آن به سادگی امکان ندارد و اثرات آن سال ها در زمینه تربیتی و آموزشی، به طور کاملاً محسوس بر جای خواهد ماند. بنابراین در ابتدا، تربیت مربی ورزیده و کارآمد در جهت پیشبرد اهداف آموزش فلسفه و کودک در اولویت است؛ زیرا مربی به منزله نخستین پایه بحث در کلاس، مجری و هدایتگر این طرح، نقش کلیدی را ایفا می کند.
با برنامه فبک، کودکان و نوجوانان در دوران مدرسه مهارت های عمومی پژوهش و کندوکاو را می آموزند، تا در زمان ورود به دانشگاه توانایی انجام پژوهش را داشته باشند. همان گونه که پیش تر بیان شد، فلسفه در اینجا به معنای فلسفه رسمی، مانند فلسفه کانت، ارسطو یا هر نظام فلسفی دیگر نیست؛ بلکه به معنای خاص دیگری مطرح می شود. در اینجا فلسفه را می توان به معنای روش دیالکتیک سقراطی یا به معنای کندوکاو فکری یا تحقیق و جست وجوی حقیقت، یا به منزله همه مهارت های لازم برای اخذ یک تصمیم درست یا معقول در نظر گرفت. به عبارت دیگر، بیشتر عمل فلسفه ورزی اهمیت می یابد، نه حفظ طوطی وار نظام های فکری سابق (گندم کار، و همکاران،1394).توانمندسازی معلمان مدارس به منظور توسعه آموزش فلسفه برای کودکان تا حدی اهمیت دارد که کارگاههای تربیت مربی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،در رابطه با مبانی فلسفه برای کودکان در ابعاد روانشناسی کودک، فلسفه و تعلیم و تربیت برگزار شده است گرچه کارگاههای تربیت مربی فبک برای تأمین منابع محتوایی با کمبودهایی مواجه هستند(هدایتی،1394). معلمان توانمند با اجرای برنامه فبک کمک نمایند.از جمله فواید این برنامه می توان به بالا رفتن سطح فکری کودکان، و بهبود کیفیت درسی دانش آموزان در مدارس در همه دروس اشاره کرد (هینز، 1384، ص168). فلسفه، کنجکاوی بچه ها را برای استدلال، حل مشکل، تصور و خلاقیت بر می انگیزد؛ مهارت های ارتباطی آنها را رشد می دهد و بدین ترتیب می توانند حرف بزنند، گوش دهند و نوبت بگیرند. فلسفه به آنها زبان گفت و گو و چگونگی برقراری ارتباط را می آموزد، و یاد می گیرند شهروندی با اخلاق باشند و مسئولیت اعمال و عقاید خود را بپذیرند (ناجی، عسگری،و پوست فروش فرد،1402).
پیشینه تحقیق
مطالعه جواهری(1399)با عنوان« واکاوی مهارتهای عمومی و اختصاصی در مربیگری فلسفه برای کودکان» نشان داد،اصلیترین مهارتهای عمومی برای مربیگری فلسفه برای کودکان، عبارتند از تسهیلگر با باورهای نو، تسهیلگر با نگرشهای مثبت و تسهیلگر منصف و نوعدوست،و همچنین برای مربیگری فلسفه برای کودکان (فبک)،پنج مهارت موردنیاز میباشند که عبارتاند از پای بندی به تفکر تأملی،پای بند به اصل حرکت و پیش روی در یاددهی و یادگیری، پای بندی به ایجاد رفاقت بهجای رقابت، پای بندی به مسئله گشایی و یادگیری اکتشافی و مهارت پایانی، پای بندی به اصل دانشآموز محوری و یادگیری مشارکتی. همچنین کسانی که اقدام به پرورش مربی آموزش فلسفه برای کودکان می کنند، این مهارتها را اساس کارآموزشی خود قرار داده و در انتخاب افراد اصلح و توانمند برای مربی گری فلسفه برای کودکان این مهارتها را ابتدا در این افراد موردسنجش قرار دهند.
مطالعه دهسلمی، خزاعی و شیبک(1399) با عنوان «فبک و ایجاد تعلیم و تربیت نوین» نشان داد، فلسفه برای کودکان، برنامه ای آموزشی است که هدفش پرورش قدرت تفکر و استدلال در کودکان است و روش خود را بر اساس پژوهش گروهی(حلقه های کندوکاو) پایه گذاری کرده، و در صدد تربیت انسانهایی متفکر،آگاه، هدفمند، با شعور و خداجوست.اصطلاح فلسفه در این برنامه، نه به معنای عقاید و آرای فلسفی، بلکه اشاره کننده به جنبه دیگر فلسفه، یعنی مهارت فلسفه ورزی است .از آنجا که در قرآن کریم امر به تفکر شده است و در اسلام، تفکر عبادت به شمار می رود، نهایتاً نتیجه گرفتیم که این برنامه با اهداف حاکم بر آموزش و پرورش اسلامی هماهنگی دارد و می تواند یکی از برنامه های مهم در جهت تحول آموزشی و پیشرفت کشورمان باشد.
بنابه مطالعه صابری، عباسی، قائدی و علی عسگری(1399) با عنوان« طراحی و اعتباربخشی الگوی برنامه درسی فلسفه برای کودکان در دوره اول متوسطه ایران»، مولفه برنامه درسی فبک مشتمل بر 10 بُعد، منطق یا چرائی (26 شاخص)، اهداف (39 شاخص)، ویژگی های محتوا(8 شاخص)،فرم های محتوا (7 شاخص)،روش های یاددهی-یادگیری (13 شاخص)، ویژگی های تسهیلگر (12 شاخص)، ویژگی های محیط آموزش (4 شاخص)،ارزشیابی (19 شاخص)، گروهبندی(3 شاخص) و زمان (4 شاخص)، اولویت بندی شدند.
مطالعه کلهر و مهران(1396)با عنوان«تأثیر استراتژی نقشه مفهومی بر مهارتهای تفکر انتقادی دانش آموزان» نشان داد،تفاوت معناداری بین نمرات تفکر انتقادی دانش آموزان گروه آزمایش و کنترل را نشان داد که بیانگرتأثیر مثبت استراتژی آموزشی نقشه مفهومی بر توسعه مهارتهای تفکر انتقادی دانش آموزان است.
مطالعه تنها واحمدی(1396)باعنوان«واکاوی برنامه فلسفه برای کودک:تأکید بر عناصر برنامه درسی اهداف،اصول، محتوا،روش تدریس، معلم،دانش آموز»بیانگر آن است که فلسفه برای کودکان اقدامی آموزشی است که به بهبود تفکر در کودکان می پردازد و از فلسفه، به منزله شیوه ای برای پرورش تفکر اخلاقی، تفکر خلاق و تفکر انتقادی بهره می برد.همچنین یافته ها نشان داد فلسفه برای کودکان یک برنامه آموزش تفکر است و می توان برای آن اهداف ارتقای مهارت استدلال؛ مهارتتفکر خلاق؛پرورش تفکر انتقادی؛مهارت پردازش اطلاعات؛ تقویت ارزش های اخلاقی؛ پرورش ارزشهای هنری؛ تقویت خودآگاهی؛آموزش شهروندی ؛مهارت های ارزشیابی ؛رشد فردی و میان فردی؛ پرورش توانایی مفهوم یابی در تجربه؛ حل مسئله را بیان کرد.پرکاربردترین و اثربخش ترین محتوای های مورد استفاده در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان داستان کوتاه فلسفی ؛ کتاب های عکس دار؛ اشعار؛ نقاشی ها و عکس ها؛ نمایش، تیاترو تجارب دست اول؛ موزیک؛ تلویزیون و ویدیو بود. در برنامه آموزشی فلسفه برای کودک روش کلاسداری به شیوه اجتماع پژوهشی بود و نقش معلم در برنامه فبک از انتقال دهنده دانش به تسهیل کننده و نقش شاگردان نیز از گیرندگان اطلاعات به سازندگان یادگیری و تفکر تغییر موضع داده است.
مطالعه نقدعلی و پناهی(1390) با عنوان«ارتباط اجتماع پژوهشی در برنامۀ فلسفه برای کودکان با روشهای تدریس فعال ومشارکتی»، حاکی از ارتباط بین این دو رویکرد در اهداف و روش رسیدن به اهداف اسـت. این دو روش آموزش از نظر محتوا و شیوة ارزشیابی متفاوت اند، اما هدف هر دو فعال کردن فراگیران در روند یادگیری و رشد مهارتهای فکری و ذهنی و ایجاد توانمندی های اجتماعی آنان است. ازآنجایی که یکی از اهداف مشترک روش اجتماع پژوهشـی و روشهـای تدریس فعال دستیافتن به خلاقیت است، پیشنهاد میشود نظام آموزشی، با بهرهگیـری مناسب ازاین دو رویکرد،در جهت رشد قوای خلاقۀکودکان گاممؤثری بردارد.
یافته های پژوهشی هدایتی (1388) بیانگر این است که آموزش فلسفه برای کودکان رویکرد کودک محور دارد و کودک را از محدودیت های مدرسه رها می سازد و بر یادگیری و ساختن دانش تأکید دارد.
بررسی مطالعات حسینی(1388)نشان می دهد که کودکان قابلیت وتوانایی های استدلالی و فکری در یک اجتماع پژوهشی را دارند. چون انسانها برای زندگی در دنیای پرچالش و متررول امروز نیازمگد مهارتهای فکری سطح باال از جمله: تفکرنقاد، خلاق و استدلالی هستند و چنین مهارتهایی ازطریق آموزش و تمرین در برنامه فلسفه برای کودکا قابل دستیابی هستند.
مطالعه کانتو(2018) با عنوان«توسعه ابزارهای سنجش مهارتهای تفکر و حل مسئله در میان دانش آموزان ابتدایی مالزی» نشان داد،معلمان باید برای بررسی و توسعه تفکر دانش آموزان برای حل مسئله از ابزارهای سنجش و شیوه های اجرای آنها آگاهی یابند.
بنابه مطالعه کارادوگ ودیمیرتاس[5](2018) با عنوان« اثربخشی برنامه درسی فلسفه با کودکان بر مهارت های تفکر انتقادی کودکان پیش دبستانی» ساختاری که با اصطلاح «فلسفه» وارد زندگی ما شد. برای کودکان (P4C) در دهه 1970 روشی برای رشد انتقادی است. تفکر در کودکان از طریق گفتگوی فلسفی ایجاد شده توسط متیو لیپمن فیلسوف آمریکایی. این رویکرد است.در همکاری با غنی سازی نقطه یک گروه بهبود یافته است. چشم انداز. رویکرد فلسفه برای کودکان نیز به عنوان«فلسفه با کودکان" (PwC) توسط افراد مختلف ترویج شده است. فیلسوفانی که علاوه بر لیپمن در این زمینه نیز کار کرده اند. مطالعات. هدف این پژوهش درک اثربخشی برنامه درسی فلسفه با کودکان بر انتقادی است.فکر کردن. به همین منظور سوالات زیر مطرح شد:برنامه درسی «فلسفه با کودکان» چه تأثیراتی دارد؟ بر رشد مهارت های تفکر انتقادی کودکان؟»، «آیا اثربخشی برنامه درسی «فلسفه با کودکان» متفاوت است.بر اساس نوع مدرسه آنها؟»، «نظرات چیست؟ از کودکانی که در «فلسفه با کودکان» شرکت کردند.برنامه درسی در مورد این برنامه؟» این مطالعه از طرح نیمه تجربی بدون گروه کنترل استفاده شد. پیش آزمون و داده های پس آزمون گروه ها با استفاده از «مقیاس تفکر انتقادی از طریق تحقیق فلسفی» برای کودکان پیش دبستانی علاوه بر این، به منظور دستیابی به اجتماعی روایی پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. با گروه مطالعه و 3 معلمی که به عنوان عمل کردند انجام شد.ناظران در طول مطالعه بر اساس یافته ها مشاهده شد که برنامه درسی «فلسفه با کودکان» بر آن مؤثر بود. مهارت های تفکر انتقادی. با توجه به داده های پیش آزمون، وجود نداشت تفاوت معنادار بین نمرات تفکر انتقادی کودکان در مدرسه دولتی و کودکان در مدارس خصوصی قبل از شروع برنامه پس از برنامه اجرا شده در نور از نتایج پس آزمون، نمرات تفکر انتقادی هر دو گروه افزایش یافت. در هر دو گروه آزمایشی، نمرات کلی و نمرات خرده مقیاس تفکر انتقادی به دست آمد در پیش آزمون "متوسط" و در پس آزمون "بالا". تجزیه و تحلیل در مورد نظرات دانش آموزان و معلمان در مورد برنامه نشان داد که آنها عموماً برداشت های مثبتی داشتند.
بنابه مطالعه راهدار،پورقاز ومرزیار[6](2018) با عنوان«تأثیر آموزش فلسفه به کودکان بر گشودگی انتقادی و شک گرایی تأملی در رشد تفکر انتقادی و خودکارآمدی» در مؤلفههای تفکر انتقادی، تفکر انتقادی و خودکارآمدی بین این دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر، آموزش فلسفه برای کودکان تأثیر مثبتی بر افزایش خودکارآمدی، تفکر انتقادی و مؤلفههای آن (باز بودن انتقادی و شک تأملی) داشت.
بنابه مطالعه گوراد،سیدوکی وسی[7](2018) با عنوان«فلسفه برای کودکان: گزارش ارزشیابی و خلاصه اجرایی»، آموزش فلسفه برای کودکان موجب بلوغ فکری آنها می شود و از اینرو توانایی تحلیل مسائل را در آنها بهبود می بخشد.
بنابه مطالعه بارو[8](2015) با عنوان« فکر میکنم او یاد گرفته است که چگونه به کلاس اجازه دهد صحبت کند: دیدگاههای کودکان درباره فلسفه برای کودکان به عنوان آموزش مشارکتی » نظرات کودکان حاکی از آن است که آنها از حمایت همسالان و معلمان بهره مند شده اند، زیرا آنها در مورد نحوه پاسخگویی به یکدیگر در گفتگو کار می کنند. آنها همچنین نیاز به توسعه برخی مهارتهای خاص را برای فعال کردن مشارکت آنها در گفتگوی کل کلاس نشان دادند و قوانین اساسی و استراتژیهای تسهیل را مفید دانستند. در نهایت، علیرغم تسلط گروهی کوچک و منفیبافی نسبت به همسالان که نیاز به حمایت آشکار معلم دارند، یافتهها نشان میدهد که کودکان در طول جلسات هفتگی P4C متوجه تغییراتی در الگو و کنترل صحبت شدند. تغییرات ذکر شده توسط کودکان در اینجا به عنوان منعکس کننده برخی مذاکرات مربوط به مرجعیت معرفتی در جلسات P4C تفسیر می شود. برخی از مسائل حساس اجتماعی و سیاسی که توسط یافتهها مطرح شدهاند، نیاز به توجه به کیفیت روابط بین کودکان و اهمیت بازتابپذیری پزشک را برجسته میکنند.
فراهانی[9] (2014)در پژوهشی با عنوان «بررسی چالش های آموزش فلسفه به کودکان، به سی چالش عمدة آموزش فلسفه به کودکان» اشاره کرد که از مهمترین آنها به این شرح است: مفهوم فلسفه به عنوان یک رشته، فقدان مربیان آموزشدیده و ماهر برای آموزش فلسفه به کودکان، نقش مبهم معلم در این نوع از آموزش، استفادة شتاب زده از آموزش فلسفه برای کودکان، ناآگاهی خانواده ها از آموزش فلسفه برای کودکان،و عدم رشد شناختی کودک برای درک مفاهیم انتزاعی برنامه های آموزش فلسفه برای کودکان.
مطالعه کم[10](2014)نشان داد،فبک، تفکر مراقبتی را در خود دارد؛زیرا روابط اعضای اجتماع پژوهشی،باعث ایجاد اعتماد و توجه دانش آموزان نسبت به یکدیگر و مراقبت از فرایند پژوهش می شود و از این طریق به پرورش عواطف کمک می کند.
بنابه مطالعه تورگون[11](2012) با عنوان« جایگاه "فلسفه"در آماده سازی معلمان برای تدریس فلسفه پیش دانشگاهی - یادداشت هایی برای گفتگو » بسیاری از معلمانی که با ایده فلسفه برای کودکان و با کودکان مواجه می شوند، با مفاهیم اجتماع، گفتگو، پرسش و یادگیری زندگی می کنند. در بسیاری از موارد، ایده "انجام فلسفه برای کودکان" را از یک کتاب، وب سایت، مقالات روزنامه یا شرکت در یک کارگاه کشف می کنند. این مربیان در آموزش و کار با کودکان مهارت بالایی دارند. آنها دیدگاه ها و نیازهای فرزندان و جوانان خود را درک می کنند. آنها در یادگیری مشارکتی و آموزش تلفیقی که بر اهمیت مشارکت دانش آموزان در تحقیق تأملی تأکید می کند، متبحر هستند. معلمان خود را شنوندگان و تسهیلکنندههای خوبی برای یادگیری کودکان میدانند و به نظر میرسد که فلسفه بسط طبیعی این الگوی ارتباطی آموزش است.
سؤالات تحقیق
1.ابعاد و مؤلفه های توانمند سازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک کدامند؟
2. مدل پارادایمی توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک چگونه است؟
روش تحقیق
در این تحقیق از روش نظریه داده بنیاد استفاده شد که از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش، کیفی بوده است. این روش تحقیق یکی از روش های کیفی از نوع استقرایی است. بدین شیوه، محقق در میدان تحقیق به حمع آوری اطلاعات و داده ها می پردازد و بدین طریق نظریه شکل می گیرد(دانیکن،2006). محیط تحقیق شامل کلیه معلمان آموزش و پرورش شهر خرم آباد(1400-1401) است که در کارگاههای آموزشی آموزش فلسفه برای کودکان( فبک) شرکت داشتند و تدریس خود را بر اساس فبک طراحی کردند. شیوه نمونه گیری به روش نظری تا حد اشباع داده ها بوده است در این تحقیق نمونه گیری به صورت هدفمند تا حد اشباع داده ها ادامه یافت. 85/51% از مصاحبه شوندگان زن و 15/48% از مصاحبه شوندگان مرد بوده اند.33/33% از مصاحبه شوندگان دارای سابقه خدمت10-1 سال، 45/44% از مصاحبه شوندگان دارای سابقه خدمت 20-11 سال و 22/22% از مصاحبه شوندگان دارای سابقه خدمت بالاتر از 20 سال بوده اند. 03/37% از مصاحبه شوندگان در گروه سنی 35-25، 45/44% از مصاحبه شوندگان در گروه سنی 46-36، و52/18% از مصاحبه شوندگان در گروه سنی بالاتر از 46 سال بوده اند. 25/59% از مصاحبه شوندگان در رشته علوم انسانی و 75/40% از مصاحبه شوندگان در سایر رشته ها بوده اند. ابزار تحقیق شامل مصاحبه عمیق و غیرساختار یافته بوده است که بتدریج و بر اساس پاسخ های مصاحبه شوندگان شکل گرفت و داده های مورد نظر جمع آوری شد.
اعتباریابی مصاحبه ها از طریق سه سویه سازی صورت پذیرفت بدین ترتیب که اطلاعات بدست داده شده بر اساس زمان، مکان و مصاحبه شونده های مختلف انطباق سازی می شود تا همسویی اطلاعات برگرفته از مصاحبه ها اعتباریابی شوند. تحلیل داده های کیفی،بر اساس نظام کُدگذاری باز،کُدگذاری محوری و کُد گذاری انتخابی صورت پذیرفت. بدین روش،مفاهیم بر اساس مشابهتهایشان مورد طبقهبندی قرار گرفتند و مبتنی بر نظام دسته بندی، کَدهای باز، محوری و انتخابی فراهم شدند.
برای قابلیت اطمینان از چهار معیار کوباولینکن(1998) قابلیت اعتبار، قابلیت انتقال، قابلیت اتکا، قابلیت تأییداستفاده شد. قابلیت اعتبار به این معنی که اطمینان حاصل شود که مطالعه دقیقا بیانگر تجربه های مشارکت کنندگان در تحقیق می باشد برای این کار گزارشات قبل از ارایه نهایی به مشارکت کنندگان داده شد درستی آن ها تایید و حتی در بعضی از بخش ها ی مصاحبه ،شرکت کنندگان مطالبی را تصحیح، یا حذف و اضافه نمودند. برای قابلیت انتقال پژوهشگر تلاش نمود تا توصیف خود را با استفاده از عبارت های مرتبط با بافت انجام دهد به گونه ای که اگر شخصی گزارش تحقیق را می شنود یا می خواند محیط تحقیق را به درستی درک نماید. برای این کار در پیاده کردن مصاحبه ها تمام جزئیات بافت با دقت ذکر شده تا امکان مقایسه و انتقال به بافت های دیگر مهیا شود. قابلیت اتکا،یعنی تحقیق باید به گونه ای انجام شود که امکان بررسی آن توسط یک حسابرس خارجی وجود داشته باشددر این صورت افراد دیگر می توانند فرایند جمع آوری،تجزیه و تحلیل داده ها و تفسیر آن ها را بررسی کنند برای این کار،دست نوشته ها و توصیفات محقق برای بررسی در اختیار یکی از اساتید با سابقه قرار گرفت.برای قابلیت تأیید از راهکار بازتاب پذیری استفاده گردید.
یافته ها
سؤال اول تحقیق
ابعاد و مؤلفه های توانمند سازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک کدامند؟
جدول 1. شرایط علّی توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک
|
شرایط علّی |
کُدهای گزینشی |
کُدهای محوری |
کُدهای باز |
|
آموزش سازوکارهای یادگیری |
آموزش انتخاب ابزارها بر حسب سطح یادگیری |
آموزش انتخاب ابزارهای مناسب بر اساس اهداف یادگیری، آموزش انتخاب ابزارهای مناسب بر اساس شیوه های یادگیری، آموزش انتخاب ابزارهای مناسب بر اساس نوع ارزشیابی، آموزش انتخاب ابزارهای مناسب بر اساس سطوح یادگیری، |
|
|
آموزش انتخاب ابزارها بر حسب فعالیتها |
آموزش انتخاب ابزارهای مناسب بر اساس فرایندهای یادگیری، آموزش انتخاب ابزارهای مناسب بر اساس فعالیت های یادگیری،
|
||
|
آموزش بازنگری عناصربرنامه درسی |
آموزش بازنگری زمینه برنامه درسی |
آموزش بازنگری در بیان اهداف یادگیری، آموزش بازنگری در بیان ابزارهای یادگیری، آموزش بازنگری در بیان شیوه های یادگیری، آموزش بازنگری در بیان فعالیت های یادگیری، آموزش بازنگری در بیان محتوای یادگیری، آموزش بازنگری در نحوه ارزشیابی از محتوای یادگیری، آموزش بازنگری در انتخاب فرصت های یادگیری محتوای درسی |
|
|
آموزش بازنگری مسیر یادگیری |
آموزش بازنگری در طراحی مسیر یادگیری محتوای درسی، آموزش بازنگری در طراحی نقشه یادگیری محتوای درسی، آموزش بازنگری در نحوه درگیری کردن در فرایندهای یادگیری، آموزش بازنگری در تشویق به خلاقیت در یادگیری محتوای درسی، آموزش بازنگری در نحوه بازسازی محتوا برای یادگیری عمیق تر، آموزش بازنگری در کشف حلقه های مفقوده یادگیری محتوای درسی |
||
|
درگیری ذهنی |
آموزش نحوه درگیری ساختاری |
آموزش نحوه مقوله بندی محتوای درسی به دانش آموزان، آموزش نحوه دسته بندی محتوای درسی به دانش آموزان، آموزش نحوه نظم دهی محتوای درسی به دانش آموزان، آموزش نحوه تشخیص عناصرمحتوای درسی به دانش آموزان، آموزش نحوه برقراری عناصر عناصرمحتوای درسی به دانش آموزان، |
|
|
درگیری شناختی |
آموزش نحوه فعالیت های شناختی به منظور یادگیری محتوای درسی به دانش آموزان، آموزش نحوه اولویت بندی یادگیری محتوای درسی به دانش آموزان، آموزش نحوه تمییز دادن محتوای محتوای درسی به دانش آموزان، آموزش نحوه مقایسه کردن عناصرمحتوای درسی به دانش آموزان، |
||
|
درگیری روانی-حرکتی |
آموزش نحوه فعالیت های روانی-حرکتی به منظور یادگیری محتوای درسی به دانش آموزان |
||
|
درگیری عاطفی |
آموزش نحوه فعالیت های انگیزشی به منظور یادگیری محتوای درسی به دانش آموزان، |
||
|
آموزش فراشناختی |
آموزش نحوه خود راهبری |
آموزش نحوه توسعه خود تنظیمی در یادگیری محتوا، آموزش نحوه توسعه محتوا، آموزش نحوه توسعه خود سازماندهی محتوا در دانش آموزان، آموزش نحوه توسعه خود دقت ورزی در دانش آموزان، آموزش نحوه توسعه خود ربط دهی محتوا به یکدگیردر دانش آموزان، آموزش نحوه توسعه خود برنامه ریزی یادگیری در دانش آموزان |
|
|
آموزش خودنظارتی |
آموزش نحوه توسعه خود نظارتی محتوا در دانش آموزان، آموزش نحوه آموزش نحوه توسعه خود کنترلی در یادگیری محتوا، |
||
|
آموزش تفکر خودانتقادی در یادگیری |
توسعه خود ارزیابی در یادگیری محتوا، آموزش نحوه توسعه خود انتقادی در یادگیری محتوا، آموزش نحوه توسعه خود تحلیلی در یادگیری محتوا، |
||
|
تفکر ورزی
|
پرورش تفکر تحلیلی
|
پرورش تفکر نقادانه دردانش آموزان، پرورش تفکر بازیافتی دردانش آموزان، پرورش تفکر منطقی دردانش آموزان، پرورش تفکر نوآورانه دردانش آموزان، پرورش تفکر تحلیل گرانه دردانش آموزان، پرورش تفکر حل مسئله دردانش آموزانۀ، پرورش تفکر استقرائی دردانش آموزان، پرورش تفکر قیاسی دردانش آموزان، پرورش تفکر قیاسی-استقرائی دردانش آموزان، |
|
|
تفکر چند بُعدی |
پرورش تفکر ریزبینی دردانش آموزان، پرورش تفکراستدلالی دردانش آموزان، پرورش تفکرچند زاویه ای دردانش آموزان،پرورش تفکرجامع نگر دردانش آموزان، پروش تفکرچند بُعدی در یادگیری محتوا، پرورش تفکر واگرا در یادگیری محتوا، پرورش تفکر همگرا در یادگیری محتوا، پرورش تفکر فرآوری دردانش آموزان، پرورش تفکر سراسری در یادگیری محتوا، پرورش تفکر کلی در یادگیری محتوا، پرورش تفکر جزئی در یادگیری محتوا، پرورش تفکر راهبردی در یادگیری محتوا، پرورش تفکر سازنده گرایی در یادگیری محتوا، پرورش تفکر معکوس در یادگیری محتوا، پرورش تفکر عین سازی در یادگیری محتوا، پرورش تفکر مفهوم سازی در یادگیری محتوا، پرورش تفکر طبیعت گرایی در دانش آموزان |
||
|
آموزش روح فلسفی |
آموزش نحوه پرورش روحیه مطالعه و تحقیق |
پرورش سعه صدر، پرورش پرورش روحیه تواضع در بحث، پرورش روحیه مناظره و بحث، پرورش روحیه تحلیل نظرات، پرورش روحیه فهم بیشتر نظرات، پرورش روحیه فهم فلسفه دیدگاهها، پرورش روحیه تحقیق بیشتر، پرورش روحیه بهبود آستانه تحمل، پرورش روحیه دوری از تعصب های بی جهت و فردی، پرورش روحیه دوری از یکجانبه نگری، پرورش روحیه گشاده رویی در یادگیری، پرورش روحیه تأمل در یادگیری، پرورش روحیه مطالعه دقیق پدیده ها و موضوعات یادگیری |
|
|
آموزش صبر و تحمل |
روحیه صبر داشتن، پرورش روحیه تأمل بر نظرات مخالف، پرورش روحیه عدم تعجیل در یادگیری، پرورش روحیه عدم تعجیل در مخالفت، |
||
|
آموزش ارزش های برنامه درسی |
آموزش نحوه بیان ارزش اهداف یادگیری، آموزش نحوه بیان ارزش شیوه های یادگیری، آموزش نحوه بیان ارزش ابزارهای یادگیری، آموزش نحوه بیان ارزش فعالیت های یادگیری، آموزش نحوه بیان ارزش فرصت های یادگیری، آموزش نحوه بیان ارزش ابعاد یادگیری، آموزش نحوه بیان ارزش مؤلفه های یادگیری، آموزش نحوه بیان ارزش ارزشیابی یادگیری، آموزش نحوه بیان ارزش فرایندهای یادگیری، آموزش نحوه بیان ارزش سازوکارهای یادگیری، آموزش نحوه بیان ارزش محتوای یادگیری، آموزش نحوه بیان ارزش پژوهش در یادگیری، آموزش نحوه بیان ارزش تعامل با دیگران در یادگیری، آموزش نحوه برداشت نقاط ضعف محتوای یادگیری، آموزش نحوه برداشت نقاط مثبت محتوای یادگیری |
||
|
|
آموزش اخلاق یادگیری |
آموزش اخلاق گفتمان برای یادگیری بیشتر، آموزش اخلاق مشاهده مصادیق یادگیری، آموزش اخلاق تحلیل محتوای یادگیری، آموزش اخلاق قضاوت در رابطه با محتوای یادگیری، آموزش اخلاق استفاده از محتوای یادگیری، آموزش اخلاق متن کاوی، آموزش اخلاق امانت داری یادگیری، آموزش اخلاق عقل گرایی در یادگیری، آموزش اخلاق بازخورد دهی شناختی در یادگیری، آموزش اخلاق بازخورد دهی عاطفی در یادگیری، آموزش اخلاق بازخورد دهی روانی-حرکتی در یادگیری، آموزش اخلاق شنیداری مطالب یادگیری،آموزش اخلاق مستندکاوی مطالب درسی،آموزش اخلاق برداشت منطقی،آموزش اخلاق مراعات در پژوهش، آموزش اخلاق جستجوگری منابع درسی، آموزش اخلاق ارزشگذاری محتوای درسی، آموزش اخلاق ثبت وضبط کردن محتوای یادگیری، آموزش اخلاق بهره گیری از اتفاق آرای برای فهم بیشتر، آموزش اخلاق نقل قول کردن از محتوای درسی، آموزش اخلاق یادگیری از دیگران، آموزش اخلاق یادگیری یکپارچه و منسجم، آموزش اخلاق داشتن نظم در یادگیری،آموزش اخلاق فهم عمیق محتوای درسی، آموزش اخلاق ارتباط دادن محتوا و مطالب یادگیری به یکدیگر، آموزش اخلاق داشتن وحدت در تفکر، آموزش اخلاق رسیدن به پختگی در یادگیری، آموزش اخلاق نداشتن خودشیفتگی در یادگیری |
براساس جدول فوق، شرایط علّیتوانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک مبتنی بر 6 کُد گزینشی( آموزش سازوکارهای یادگیری، آموزش بازنگری عناصربرنامه درسی، درگیری ذهنی، آموزش فراشناختی، تفکر ورزی،آموزش روح فلسفی) و 17 کُد محوری (آموزش خودنظارتی،آموزش خودراهبری، آموزش صبر و تحمل، آموزش ارزش های برنامه درسی، آموزش نحوه پرورش روحیه مطالعه و تحقیق، پرورش تفکر تحلیلی، پرورش تفکر چند بُعدی، آموزش نحوه درگیری ساختاری، آموزش بازنگری مسیر یادگیری، آموزش بازنگری زمینه برنامه درسی، آموزش انتخاب ابزارها بر حسب سطح یادگیری،آموزش انتخاب ابزارها بر حسب فعالیتها، تفکر خودانتقادی در یادگیری،درگیری شناختی، درگیری روانی-حرکتی، درگیری عاطفی آموزش اخلاق یادگیری)بوده است.
جدول 2. شرایط زمینه ای توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک
شرایط زمینه ای |
کُدهای گزینشی |
کُدهای محوری |
کُدهای باز |
|
زمینه انگیزشی |
رتبه بندی |
رتبه بندی معلمان بر اساس کنشگری علمی، رتبه بندی معلمان بر اساس کنشگری درس پژوهی، رتبه بندی معلمان بر اساس کنشگری درس روایتی، رتبه بندی معلمان بر اساس کنشگری اقدام پژوهی |
|
|
زمینه یادگیری سازمانی |
مدیریت دانش |
به اشتراک گذاری تجربیات یاددهی-یادگیری، تسهیم تجربیات یاددهی-یادگیری، ذخیره سازی تجربیات یاددهی-یادگیری، نگهداری تجربیات یاددهی-یادگیری |
براساس جدول فوق، شرایط زمینه ای توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک مبتنی بر 2 کُد گزینشی زمینه انگیرشی و زمینه یادگیری سازمانی و دو کُد محوری رتبه بندی و مدیریت دانش بوده است.
شرایط راهبردی توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک کدامند؟
جدول 3. شرایط راهبردی توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک
|
شرایط راهبردی |
کُدهای گزینشی |
کُدهای محوری |
کُدهای باز |
|
راهبرد آگاه سازی رویه های |
دردسترس قرار دادن رویه ای تشریحی، دردسترس قراردادن رویه های نمایشی، دردسترس قرار دادن رویه های فعالیتی، دردسترس قراردادن رویه های تجربی |
||
|
راهبرد توانمندسازی |
برگزاری دوره های آموزشی |
توانمندسازی آموزشی به شیوه کارگاههای حضوری، توانمندسازی آموزشی به شیوه کارگاههای غیرحضوری(آنلاین)، توانمندسازی آموزشی به شیوه برگزاری سمینارها، توانمندسازی آموزشی به شیوه برگزاری نشست ها، توانمندسازی آموزشی به شیوه راه اندازی انجمن های علمی، توانمندسازی آموزشی به شیوه راه اندازی شوراهای تخصصی |
براساس جدول فوق، شرایط راهبردی توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک مبتنی بر 2 کُد گزینشی راهبردی آگاه سازی رویه های و راهبرد توانمندسازی و دو کُد محوری دردسترس قراردادن رویه ها و برگزاری دوره های آموزشی بوده است.
شرایط مداخله ای توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک کدامند؟
جدول 4. شرایط مداخله ای توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک
|
شرایط مداخله ای |
کُدهای گزینشی |
کُدهای محوری |
کُدهای باز |
|
ناتوانی روانشناختی |
بی انگیزگی |
بی حوصلگی معلمان، بی توجهی به منزلت شغلی معلمان، مشغله های زندگی، بی عدالتی نسبت به زحمات معلمان، گلایه داشتن معلمان در نحوه ارزیابی از زحمات آنها |
|
|
ناتوانی شناختی |
ضعف آگاهی معلمان
|
ضعف دانش معلمان برای طراحی آموزشی مبتنی بر فبک، ضعف دانش معلمان برای اجرای طرح آموزشی فبک، ضعف دانش معلمان برای ارزشیابی آموزشی مبتنی بر فبک، ضعیف بودن دانش معلمان نسبت به فلسفه آموزش مبتنی بر فبک |
براساس جدول فوق، شرایط مداخله ای توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک مبتنی بر 2 کُد گزینشی ناتوانی شناختی و ناتوانی روانشناختی و 24 کُد محوری بی انگیزگی و ضعف آگاهی معلمان بوده است.
پیامدهای توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک کدامند؟
جدول 5. پیامدهای توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک
|
پیامدها |
کُدهای گزینشی |
کُدهای محوری |
کُدهای باز |
|
|
کیفیت آموزشی |
کارآمدی درونی آموزشی، کارآمدی بیرونی آموزشی ،درک عمیق تر یادگیری در دانش آموزان، |
|
|
کاهش افت تحصیلی |
کاهش افت تحصیلی دانش آموزان ، افزایش نرخ قبولی دانش آموزان، افزایش نرخ گذر از یک دوره به دوره بالاتر |
||
|
رضایت از یادگیری |
رضاینمندی از یادگیری |
بهبود رضایتمندی از نتایج یادگیری، |
|
|
خشنودی از نتایج یادگیری |
بهبود خشنودی از نتایج یادگیری |
براساس جدول فوق، پیامدهای توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک مبتنی بر 2 کُد گزینشی کارآمدی آموزشی و رضایت از یادگیری و 4 کُد محوری کیفیت آموزشی، کاهش افت تحصیلی، رضایتمندی از یادگیری و خشنودی از نتایج یادگیری بوده است.
مدل پارادایمی توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک چگونه است؟

شکل 1. مدل پارادایمی توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک بر اساس کُدهای گزینشی و محوری (منبع:یافته های تحقیق)
بحث و نتیجه گیری
فقدان مربیان آموزش دیده و ماهر برای آموزش فلسفه به کودکان، از مشکلات اجرایی فبک است(فراهانی،2014). بر اساس یافته ها یکی از شرایط علّی توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک، آموزش سازوکارهای یادگیری بوده است. نتایج تحقیق با مطالعات(صابری، و همکاران،1399؛ بارو،2015) همسویی داشته است. بنابه مطالعات آنها توانمندسازی معلمان برای اجرای برنامه های درسی مبتنی بر فبک وابسته به آموزش روش های یاددهی-یادگیری است.آموزش به معلمان برای اجرای فبک به آنها کمک می کند که نحوه صحبت کردن و گفتگو با کودکان را در فرایندهای یاددهی-یادگیری بیاموزند و از هر نوع برخورد شتاب زده با آنها دوری کنند.
یکی از شرایط علّی توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک، آموزش بازنگری عناصربرنامه درسی بوده است.نتایج تحقیق با مطالعات(گوراد،سیدوکی وسی،2018) همسویی داشته است. بنابه مطالعات آنها بازنگری عناصر برنامه درسی با بلوغ فکری در رابطه است و از اینرو مادامی که معلمان نحوه بازنگری عناصر برنامه های درسی را آموزش ببینند، تا حدی از بلوغ فکری برای تدریس به کودکان و فراگیران برخوردار می شود.
یکی از شرایط علّیتوانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک، درگیری ذهنی در برنامه های درسی بوده است. نتایج تحقیق با مطالعات(دهسلمی، خزاعی و شیبک،1399؛کم،2014) همسویی داشته است. بنابه مطالعات آنها توانمند سازی معلمان برای اجرای فبک مستلزم درگیری ذهنی در برنامه های درسی است.درگیری ذهنی به معنای فلسفه ورزی معلمان در فرایندهای یاددهی-یادگیری است که هدفش پرورش قدرت تفکر و استدلال در کودکان است.در چنین حالتی تحول در آموزش و پیشرفت در این رابطه پدیدار می شود.درگیری ذهنی موجب می شود که بستری برای نقد و بررسی محتوای درس مبتنی بر منابع فلسفی، تربیتی و روان شناختی، با درنظر گرفتن آموزه های حکمت اسلامی برای معلمان فراهم شود.
یکی از شرایط علّی توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک، آموزش فراشناختی بوده است.نتایج تحقیق با مطالعات(شفیعی بهنمیری، ماهروزاده، و ستاری،1398؛ جواهری،1399؛ فیشر2013)همسویی داشته است.بنابه مطالعات آنها توانمندسازی معلمان برای اجرای فبک مستلزم پای بند به اصل حرکت و پیش روی در یاددهی و یادگیری، پای بندی به ایجاد رفاقت بهجای رقابت، پای بندی به مسئله گشایی و یادگیری اکتشافی و مهارت پایانی، پای بندی به اصل دانشآموز محوری و یادگیری مشارکتی است. آموزش مهارتهای شناختی و فراشناختی در سند تحول بینادین آموزش و پرورش مورد تأکید قرار گرفته است.چنانکه توانایی های ذهنی دانش آموزان را توسعه می دهد تا حدی که می توانند به درک و فهم مفاهیم و معانی پدیده های مورد مطالعه بپردازند و از اینرو ذهنیت روشنی برای زندگی آینده در آنها پدید می آید.
یکی از شرایط علّی توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک، تفکر ورزی بوده است. نتایج تحقیق با مطالعات( عظیمی، سیفی، صامصونچی و حفظ اللسان ،1394؛ عابدی، نوروزی، حیدری و مهرابی ،1396؛ کلهر و مهران، 1396؛ کارادوگ ودیمیرتاس،2018؛ راهدار،پورقاز ومرزیار،2018)شناختی (شامل تفکر عاطفی و تفکر هنجاری)، عاطفی(شامل تفکر همدلانه، تفکر مبتنی بر قدرشناسی و تفکر عاطفی) و عملی(شامل تفکر فعال)شناختی (شامل تفکر عاطفی و تفکر هنجاری)، عاطفی(شامل تفکر همدلانه، تفکر مبتنی بر قدرشناسی و تفکر عاطفی) و عملی(شامل تفکر فعال)همسویی داشته است. بنابه مطالعات آنها آموزش کودکان نیازمند معلمانی است که تفکر کودکان را در ابعاد شناختی (شامل تفکر عاطفی و تفکر هنجاری)، عاطفی(شامل تفکر همدلانه، تفکر مبتنی بر قدرشناسی و تفکر عاطفی) و عملی(شامل تفکر فعال) پرورش دهند.رشد و توسعه مهارتهای تفکر انتقادی دانش آموزان منجر به تقویت قدرت تحلیل محتوای درسی مورد مطالعه در آنها می گردد.
یکی از شرایط علّی توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک، آموزش روح فلسفی بوده است. نتایج تحقیق با مطالعات(صابری، و همکاران،1399؛ تورگون،2012؛ هینز و موریس،2011؛ گئور،2011؛ گولدینگ،2011) همسویی داشته است. بنابه مطالعات آنها آموزش با رویکرد فبک موجب می شود که اخلاق گفتگو و بحث در دانش آموزان بهبود توسعه و بهبود یابد تا حدی که از هر قضاوت و پیش داوری عجولانه دوری ورزند. این در حالی است که از سوی مربیان تلاش شود که تفکر تحلیلی و انتقادی در کودکان رشد یابد و این هم مستلزم توانمندسازی معلمان برای بهبود روح فلسفی و مهارتهای نقد و تحلیل است(شارپ،2010)
پیشنهاد میگردد؛ به منظور توانمندسازی معلمان مدارس دوره ابتدایی برای مدیریت برنامه های درسی با رویکرد فبک، سازوکارهای یادگیری از جمله نحوه بازنگری عناصربرنامه درسی، نحوه درگیری ذهنی در برنامه های درسی، مهارتهای فراشناختی، نحوه تفکر ورزی، درونی سازی روح فلسفی به آنها آموزش داده شود.