نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
یکی از عمدهترین مولفههای اثرگذار در تحولات اجتماعی و فرهنگی دوران معاصر وجود «شکاف نسلی» است (رضایی و کوپایی، 1399). با پیدایش و گسترش شهرنشینی و ظهور تکنولوژی های جدید نسل جدید با دنیای جدیدی روبرو است که ارزش ها، هنجارها و فرهنگ او را دچار دگرگونی کرده است و سپس باعث ایجاد فاصله نسلی در میان فرزندان و والدین گردیده است (نرماشیری و همکاران، 1400). اختلاف نظر بر سر وجود «شکاف نسلی» میان کارشناسان وجود دارد. با این حال، در جوامعی مانند ایران که تحولات اجتماعی بزرگی را تجربه میکنند، عدم مدیریت صحیح تعارضات ناشی از این تغییرات در بخشهای مختلف جامعه، زمینهساز بروز «شکاف نسلی» و «تفکیک بین نسلها» است (دانش و همکاران[1]، 2014). شکاف نسلها بحران در امر توالی فرهنگی نسلهاست، که باعث اختلال در عملکرد نهادهایی می شود که وظیفه انتقال ارزشها، هنجارها و الگوهای تفکر و عمل را در حوزه فرهنگ به نسلهای بعدی بر عهده دارند. و این جاست که اهمیت روزافزون خانواده و نظام آموزش و پرورش در جامعه پذیر کردن افراد بیشتر آشکار می شود (عزیزیان، 1394).
تفاوت بین نسل ها و تأثیر آنها بر جنبه های مختلف زندگی ما همچنان توجه عموم را به خود جلب میکند. رسانهها اغلب توصیههایی درباره نحوه برخورد با شکافهای نسلی ارائه میکنند (رافسون[2]، 2014). به همین ترتیب، تحقیقات آموزشی نه تنها به ما در مورد نگرانیهای مربوط به تأثیر تفاوتهای نسلی در یادگیری هشدار میدهد، بلکه توصیههایی به مربیان در مورد استفاده از روشهای آموزشی جدید ارائه میدهند (دیپیرتو[3]،2012). نسل جدید باید درکلاس درس درگیر شود در حالی که آموزش خوب و طراحی آموزشی مستحکم، یادگیری را برای دانشآموزان و برای همه تسهیل میکند. درک تفاوتهای بین نسلهایی که در یک محیط آموزشی شرکت میکنند میتواند نه تنها یادگیری را تسهیل کند، بلکه باعث افزایش درک متقابل، بهبود ارتباطات و تقویت روابط بین دانشآموزان، دانشجویان و مربیان شود (بهار و هوروات[4]،2016). میتوان گفت، شکاف نسلی در کلاس های درس، بین معلمان و دانش آموزان، اغلب نشان دهنده نبود سازگاری بین ارزشها و باورها، سبک تدریس و یادگیری است تا تفاوت سنی. یادگیرندگان جوان اغلب با ذهنهای پرسشگر خود به دنبال کسب حقیقت هستند و به پذیرش چارچوب های تعیین شده اهتمامی ندارند. آنان سریع با فناوری های جدید سازگار می شوند. از سوی دیگر، نسلهای قدیمیتر این ویژگی را ندارند (علی اکبری، 1401). نتایج بدست آمده از تحقیقات نشان میدهد آموزش والدین (آموزش خانواده ها از سوی مدرسه) تاثیر بسزایی در کم کردن شکاف نسلی و ایجاد فهم مشترک میان آنان دارد. آموزش مهارت زندگی و اجتماعی به دانش آموزان میتواند شکاف بین نسلی را کاهش دهد و ارتباط موثری را میان والدین و دانشآموزان ایجاد کند (جابری، شیرین کام و رادمنش، 1398).
در ارتباط با اهمیت موضوع میتوان گفت شکاف نسلها را نمیتوان فقط یک مسئله اجتماعی به حساب آورد، بلکه این مسئله دارای ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نیز میباشد و در صورت بر طرف کردن و ایجاد هماهنگی بین نسلها در واقع میتوان از بروز خیلی از مشکلات جلوگیری کرد. موضوع شکاف نسلی میتواند از جهت بستر فرهنگی جامعهای که در آن دین اسلام پرچم دار معیارهای فرهنگی آن جامعه است، به عنوان یک مساله در مهم در نظر گرفته شود. از طرف دیگر تحقیقات پیشین نشان میدهد که مسئله شکاف بین نسلها مسئله حیاتی میباشد چرا که افزایش این شکاف به معنای گسترش بی نظمی و سست شدن جامعه و هدر رفتن تلاش چندین ساله بشریت میباشد (رشیدی توت، 1396). از منظری آسیب شناسانه عوامل بسیاری در بروز و ظهور شکاف نسلها نقش دارند. شکاف نسلی موجود در جامعه امروز بر لایه های زیرین و حساس دو نهاد مهم اجتماعی یعنی خانواده و مدرسه و کارکردهای مناسب آن اثر گذاشته و اهداف و نیازهای آن دو را خدشه دار ساخته است. بنابراین با توجه به مطالب مطرح شده این مقاله سعی دارد به شناسایی مولفههای اثرگذار بر شکاف نسلی بالاخص در آموزش و پرورش پپردازد.
مبانی نظری
مفهوم شکاف نسلی
مفهوم شکاف نسلی از دیرباز وجود داشته است اما در سالهای اخیر در جامعه ما برجسته تر شده و اکنون به عنوان یکی از معضلات اصلی جامعه دیده و پرداخته شده است. شکاف نسلی به عنوان تفاوت بین انتخابهای شخصی، نظرات و ادراک نسلهای مختلف تلقی میشود که منجر به درگیری و شکاف بین اعضای خانواده میشود. به دلیل پیشرفت فناوریهای جدید و عدم ارتباط بین نسل جوان و قدیمیتر، نه تنها بر روابط، بلکه بر فعالیتهای روزمره نیز تأثیر میگذارد. شکاف نسلی شکافی در روابط خانوادگی ایجاد کرده است (باکینگهام و ویلت[5]، 2013)
شکاف نسلی در زندگی خانوادگی
خانواده اولین کسی است که نگرشهای در حال تغییر کودک را مشاهده میکند و تحت تاثیر قرار میدهد. خانواده به عنوان عامل مهم اجتماعی شدن پذیرفته شده است. خانواده یک کمربند انتقال اصلی برای انتشار استانداردهای فرهنگی به نسل آینده است. شکاف نسلی در خانواده به تفاوت، شکاف یا تعارض بین فرزندان نوجوان و والدینشان در مورد ارزشها، نگرشها و الگوهای رفتاری اشاره دارد. مشکل شکاف نسلی جهانی است. تقریباً در همه جوامع در همه زمان ها کم و بیش وجود داشته است. به این دلیل است که والدین سنتی و محافظه کار هستند، در حالی که جوانان مدرن و سرکش هستند. در نتیجه این تفاوت ماهیتی بین فرزندان و والدین، درگیری بین دو نسل و از منظر جامعهشناختی رخ میدهد. این دو نسل در محیطهای فرهنگی-اجتماعی متفاوتی زندگی میکنند و استانداردهای فرهنگی متفاوتی را تجربه میکنند. این دو نسل تحت تأثیر سبکهای مختلف زندگی، غذاها، رسانهها، فناوری، باورها، نگرشها و ارزشها زندگی میکنند. بنابراین شکاف نسلی طبیعتاً یک شکاف فرهنگی است (پاتیل[6]،2014). شکاف نسلی درخانواده محصول بسیاری از عوامل اجتماعی، روانی و اقتصادی از جمله صرف زمان کمتر با هم، شکاف ارتباطی، جدایی/طلاق یا ازدواج مجدد، تحمیل ایدئولوژی، نصیحت، انتخابهای تحصیلی و ناآگاهی والدین از فناوریهای نوین و ارزشهای مدرن و انسجام با ارزشهای سنتی است. والدینی که به ارزشهای سنتی پایبند هستند، میخواهند فرزندانشان همانطور که توسط والدینشان بزرگ شدهاند، بزرگ شوند. بنابراین سعی میکنند فرزندان خود را وادار کنند هر آنچه در کودکی تجربه کردند را قبول کنند. در میان بسیاری از انتخابها، انتخاب تحصیلی و سپس انتخاب شغلی از همه مهمتر است (ساتر و همکاران[7]، 2010).
روابط بین نسلی بین خواهر و برادرهای بزرگسال
در کنار یک سنت طولانی تحقیقاتی که همبستگی بین نسلی را بین والدین و کودکان بزرگسال بررسی میکند (سلتزر و بیانچی[8]، 2013)، تعداد فزایندهای از مطالعات نیز به روابط بین نسلی بین خواهر و برادرهای بزرگسال میپردازند ( اشتاینباخ، کاپ و لیزرویک[9]، 2019؛ واکر و همکاران[10]، 2005). این مهم به نظر میرسد، زیرا اگرچه پیوندهای چند نسلی (یعنی «عمودی») نسبت به پیوندهای خانوادگی هستهای اهمیت پیدا کرده اند، خواهر و برادر (یعنی «پیوندهای افقی) یک منبع اجتماعی مهم در طول زندگی باقی می مانند. نظریه سیستمهای خانواده ( کاکس و پیلی[11]، 1997) یک چارچوب مفهومی مفید برای ارزیابی این موضوع ارائه میدهد، زیرا توجه را به وابستگی متقابل بین زیر سیستمهایی که خانواده ها را تشکیل می دهند معطوف میکند. روابط والد و فرزند از یک سو و روابط خواهر و برادری از سوی دیگر به عنوان دو زیرسیستم است که روابط همبستگی آنها ممکن است با دو مکانیسم نظری مبهم مرتبط باشد (هانک و اشتان باخ[12]، 2018).
همبستگی بین نسلی
مفهوم همبستگی بین نسلی اساساً به انسجام اجتماعی در بین نسلها اشاره دارد. ادبیات مربوط به همبستگی بین نسلی تا حد زیادی حول شش بعد توسعه یافته است که بنگتسون و رابرتز (مرجع بنگتسون و رابرتس[13] ،1991) در ابتدا برای محیط درون خانواده پیشنهاد کردند: آمیزشی (نوع و فراوانی تماس)، عاطفی (نوع و درجه احساسات مثبت در بین اعضای خانواده و میزان متقابل بودن این احساسات)، توافقی (میزان توافق از نظر ارزشها، نظرات و جهتگیری ها در بین اعضای خانواده)، کارکردی (حمایت و کمک اجتماعی متقابل، به عنوان تبادل منابع) هنجاری (قدرت تعهد به تعهدات خانوادگی را رعایت کرده و با هنجارهای مربوط به اهمیت ارزشهای مرتبط با خانواده) و ساختاری (فاصله جغرافیایی یا فرصت ساختاری برای تعامل بین نسلی در خانواده) مطابقت داشته باشد. این شش بعد در بسیاری از مواقع در ادبیات به عنوان ابزاری برای بررسی نحوه عملکرد همبستگی بین نسلی در خانواده استفاده شده است (هانگ[14]، 2012؛ کونگ و همکاران[15]، 2019).
برخی از محققان تا آنجا پیش رفته اند که به طور خاص پیشنهاد میکنند که برخی از الگوهای همبستگی بین نسلی که در خانوادهها مشاهده میشود با رفتار مشاهده شده در موقعیت های غیر خانوادگی مقایسه شود (هانک و پونزتی[16]، 2004). برای مثال، گونزالس و همکاران[17] (2020) معتقدند که انتقال بین نسلی در خارج از محیط خانواده نیز اتفاق می افتد. این نویسندگان همچنین از پتانسیل همبستگی بین نسلی برای بهبود درک ما از روابط بین نسلی غیرخانوادگی صحبت میکنند. تحلیلهای انجامشده نشان دادهاند که دلیلی برای توجه ترکیبی به شکلهای تماس فراخانوادگی و درونخانوادگی و همبستگی بین نسلی وجود دارد، کاری که تا به امروز بسیار کم انجام شده است. در نتیجه، زمینههای مطالعات خانواده و مطالعات بین نسلی - که عمدتاً به تحلیل برنامهها و سیاستهای بیننسلی فراخانواده اختصاص دارد - باید برنامههای تحقیقاتی خود را به یکدیگر نزدیکتر کنند و ابزارهای احتمالی همکاری را در نظر بگیرند، چیزی که توسط برخی از نویسندگان پیشنهاد شده است (هانک و پونزتی، 2004).
شکاف نسلی در آموزش و پرورش
یادگیرندگان و مربیان امروز: پر کردن شکاف های نسلی
قانون "هیچ کودکی پشت سر نمیماند" از سال 2002 تغییرات زیادی را در سیستم آموزشی ابتدایی با هدف تضمین موفقیت برای همه دانشآموزان ایجاد کرد. منابع و زمان صرف شده برای ارتقای عملکرد در آزمون استاندارد، که باعث آموزش به جای آزمون و حفظ به جای درک محتوا بود، کاربرد پیدا کرد. مدیران و معلمان مسئول عملکرد به جای مسئول دانشآموز بودند. معلمان دریافتند که این باعث ایجاد انگیزه برای یادگیری و تمرین مهارتهای حل مسئله میشود (ترولیان و فونت[18]، 2011). در محیط آموزشی، چشم اندازهای زیادی برای ارتباط با نسل جدید وجود دارد آن ها از طریق فناوریهای جدید ارتباط برقرار میکنند. ارتباط آنلاین راه دیگری برای سیال نگه داشتن محیط آموزشی است. موفقیتهایی در توسعه فضاهای یادگیری مشارکتی که تعامل، اجتماعی شدن و خلاقیت را برای رسیدگی به چالشهای آموزش یادگیری نسلی پرورش میدهند، به دست آمده است. دانشآموزان برای بهرهبرداری از پتانسیل خود برای ایجاد مهارتها، روابط و جوامع به حمایت خلاقانه نیاز دارند. بازخورد به دانشآموز به ارزیابی نقاط قوت، محدودیتها، علایق و انگیزه یادگیری او کمک میکند. وقتی دانشآموزان انگیزه یادگیری هدفمند داشته باشند، میتواند کنجکاوی و آزمایش آنها را ارضا کند.کار در گروه به دانشآموزان کمک میکند تا راه حلها را جستجو کنند و اطلاعات را به کار گیرند (کاراکاس و همکاران[19]، 2015). امروزه دانشآموزان کاملاً متفاوت از اکثر معلمان خود یاد می گیرند، که میتواند چالشهایی را در پر کردن شکافهای نسلی با راهبردهای آموزشی-یادگیری مؤثر ایجاد کند. مربیان در 20 سال گذشته تلاش کردهاند تا ازروش سخنرانی به سمت تسهیلگری حرکت کنند. دانش آموزان امروزی با تکنولوژی بسیار راحت هستند. ضروری است که مربیان با استفاده از تکنیکهای یادگیری تعاملی، دانشآموزان را در فرآیند یادگیری مشارکت دهند (موریسون[20]، 2014). تحقیقات استفنز و گانتر[21] (2016) از مطالعات تحقیقاتی قبلی حمایت میکند که مزایای رسانههای اجتماعی در آموزش را نشان می دهد. وقتی دانشآموزان سرگرم یادگیری هستند و از تخیل خود استفاده میکنند، تمایل به یادگیری بیشتر دارند. ارتباط مطالب آموزشی با زندگی واقعی و ترکیب کار گروهی به دانش آموزان کمک میکند تا ببینند چگونه و چرا مفاهیم در موقعیتهای مختلف کاربرد دارند (ابلینگر و همکاران[22]،2005). استفاده از تمام حواس، به ویژه شنوایی، بصری و حرکتی، به جلوگیری از کسالت کمک میکند و تعامل با مطالب آموزشی را تشویق میکند. از آنجایی که دانشآموزان از حواس متعدد در یادگیری استفاده میکنند، این امر باعث میشود که اطلاعات را به حافظه بلندمدت برای یادآوری در تاریخ بعدی بسپارند. ایجاد فضاهای یادگیری با استفاده از روشهای تعاملی مستلزم انعطافپذیری و راحتی یادگیرنده و معلم، تحریک حسی، پشتیبانی فناوری و یادگیری مشترک در مدارس و دانشگاه ها است (هارت[23]، 2017).
ویژگی دانش آموزان نسل جدید
دانشآموزان امروز در کودک محورترین دوران تاریخ ما بزرگ شده اند، و برخی از آنها والدینی دارند که "مانند هلیکوپتر در نزدیکی فرزندان خود شناور می شوند و آماده اند تا در لحظه به آنجا بروند تا به حل مشکلات بزرگ و کوچک کمک کنند (السوب[24]، 2008). آنها ممکن است اعتماد به نفس زیادی از خود نشان دهند و گاهی اوقات میتوانند بیش از حد اعتماد به نفس داشته باشند (هو و استراس[25]، 2000). تونگ[26] (2009) در مطالعه فرا تحلیلی خود دریافت که دانشآموزان امروزی امتیاز بالاتری در قاطعیت، خودپسندی؛ ویژگی های خودشیفتگی؛ انتظارات بالا؛ و استرس، اضطراب و سلامت روان ضعیف کسب کردند.
1) سبک یادگیری
استراتژیهای موفق برای آموزش نسل جدید شامل آموزش در بخشهای کوتاهتر، تعاملیتر و قابل هضمتر است (هارت و توکیهارون[27]، 2011) مربیان میتوانند از این راهکارها در آموزش استفاده کنند. علاوه بر این، فعالیتهای یادگیری خودراهبری میتواند در توانمندسازی افراد برای به عهده گرفتن مسئولیت یادگیری خود و پرورش شیوههای یادگیری مادامالعمر که فراتر از آموزش رسمی آنها باشد، ارزشمند باشد. تعصبات نسلی مربیان پتانسیل مهار تعاملات و تأثیر منفی بر یادگیری را دارد و مربیان باید از ویژگیهای نسل خود و نحوه تأثیرگذاری بر تدریس آگاه باشند (رابرت و همکاران[28]، 2012).
سبک تفکر ؛ آیا نسل جدید واقعاً متفاوت از دیگران فکر می کنند و یاد می گیرند ؟
ما به عنوان مربیان باید به یاد داشته باشیم که تأثیر تفاوتهای نسلی تنها یکی از مؤلفههای پویایی پیچیده کلاس درس است، آن هم زمانی که وسوسه میشویم در مورد دانشآموزان خود بهعنوان نمایشی همگن از گروه نسلی خود فکر کنیم. این باور عمومی وجود دارد که هزارهها «اطلاعات را اساساً متفاوت از پیشینیان خود میاندیشند و پردازش میکنند»، که برخی آن را به تفاوتهای ساختاری مغز نسبت میدهند. به همین دلیل، ما اغلب با توصیههایی برای تغییر سبک تدریس و اجرای راهبردهای آموزشی جدید برای سازگاری با یادگیرندگان هزاره مواجه می شویم (بهار و هوروات،2016).
سبک ارتباطی
تحقیقات از ادعاهای نظریه پردازان جمعیت حمایت میکند که نسل جدید نیازهای بیشتری به تعلق داشتن به گروههای اجتماعی و به اشتراک گذاشتن با دیگران، غرایز تیمی قویتر و پیوندهای همسالان محکمتر، و نیازهای بیشتری برای دستیابی و موفقیت دارند(شوارتز و همکاران[29]، 2018). دیدگاههای کلیشهای، نسل جدید را از نظر فناوری پیچیده اما فاقد مهارتهای ارتباطی توصیف میکنند (هارتمان و کامبریج[30]، 2011)
نقش بازخورد و تقویت
نسل جدید به دنبال تقویت مثبت مکرر و مداوم از معلمان خود هستند، که میتواند به ایجاد اعتماد به نفس و افزایش احساس امنیت کمک کند. کسانی که در نسل هزاره هستند اغلب برای مشارکت به جای عملکرد پاداش دریافت کردهاند. با این حال، بسیاری از انواع تمجیدهای بیدلیل میتواند منجر به رضایت و همچنین تقویت خودشیفتگی شود (السوب، 2008). اگرچه نسل جدید انتظار بازخورد فوری و مداوم دارند، اما ممکن است به دریافت بازخورد منفی عادت نداشته باشند و دریافت بازخورد انتقادی ممکن است بسیار چالش برانگیز باشد. مربیان باید مهارتهایی را برای ارائه بازخورد مؤثر، از جمله زمینههایی برای بهبود را توسعه دهند. خود ارزیابی میتواند ابزار ارزشمندی برای این نسل باشد. پرسیدن سوالاتی مانند "فکر کردید چه کاری را خوب انجام دادید؟" یا «فکر میکنید در چه چیزی میتوانید پیشرفت کنید؟» به مربی کمک میکند تا بینش خود را در مورد ادراکات یادگیرنده و اینکه آیا او از هرگونه نقص آگاه است یا خیر ارتقا دهد. همچنین به مشارکت دانشآموزان در یادگیری فعال کمک میکند، جایی که به آنها فرصت داده می شود تا به طور مشترک کار کنند(شوارتز و همکاران، 2018).
نقش نظام آموزشی درکاهش شکاف نسلی
آموزش تفاوتهای فردی به دانش آموزان
آموزش مهارتهای اجتماعی: از طریق کتابهای درسی و برنامه های رسمی و غیر رسمی؛
آموزش رعایت احترام به همدیگر علیرغم تفاوتهای فردی، بالا بردن قدرت تحلیل نسل جوان، ایجاد نقش الگویی؛
حذف نظام و یا باورهای صفر و یکی یا تفکر سیاه و سفید (مرادی، 1393).
پیشنه پژوهش
جدول 1 – پیشینه مرتبط با عوامل موثر بر ایجاد شکاف نسلی
|
نام پژوهشگر |
عوامل شناسایی شده در ارتباط با موضوع |
|
پان (2023) |
نظام آموزشی |
|
اگوال و همکاران (2017) |
عدم ارتباط، علل فرهنگی |
|
ساتر و همکاران (2010) |
جدایی، طلاق یا ازدواج مجدد، نگرش و اختیار، ارزشها و جامعه پذیری، وضعیت اقتصادی، ایدهها، تفکر محافظه کارانه، ارزشهای سنتی، رسانه و ارتباطات |
|
شاپیرو (2004) |
برداشتهای متفاوت از روابط |
|
فیسر (2003) |
فناوری |
|
لیوو و لیوستون (2002) |
فناوری |
|
شهریاری و باقری (1401) |
اوقات فراغت جوانان و والدین آنها، استفاده از وسایل ارتباط جمعی، پایگاه اجتماعی اقتصادی والدین و فرزندان، فاصله سنی بین فرزندان و والدین |
|
احمدوند (1401) |
شبکههای مجازی |
|
محمدکریمی، مقصودی و مقصودی (1401) |
شبکههای اجتماعی |
|
همتیان و اسماعیلی (1400) |
شبکههای اجتماعی (تلگرام) |
|
تاج بخش و ویس کرمی (1400) |
شبکههای اجتماعی |
|
مجلسی و همکاران (1399) |
الگوی تربیتی والدین (مبتنی بر مهارت گفتگو در افزایش همدلی و ادراک رابطه والد (مادر)– فرزند) |
|
توکلی و اسماعیل زاده (1397) |
فضای مجازی |
|
مقتدایی و همکاران (1397) |
سیاستگذاری فرهنگی |
|
ایل شاهی (1397) |
سواد رسانهای والدین |
|
رحمانی (1397) |
برنامه درسی پنهان |
|
رضایی (1397) |
سواد رسانه ای، فضای مجازی |
|
ترکی و احمدی (1397) |
دینداری، میزان کاربرد وسایل ارتباط جمعی و شبکههای اجتماعی، پشتوانه فرهنگی و اقتصادی، میزان تحصیلات والدین |
|
عمادی و اسلامی (1397) |
سواد رسانهای |
|
محمودزاده و علی زادگان (1397) |
وضعیت اجتماعی اقتصادی، روشهای گذران اوقات فراغت، استفاده از وسایل ارتباط جمعی |
|
شیخانی (1396) |
رسانههای دیداری و شنیداری |
|
محمدپناه و هکاران (1396) |
رسانههای جمعی غربی |
|
خویینی و فراشبندی (1396) |
شبکههای اجتماعی |
|
حسن عالی (1396) |
سواد رسانه ای |
|
رئیسی و فراشبندی (1396) |
خانواده و رسانه |
|
مددلو و همکاران (1396) |
اصول حاکم بر مدیریت خانواده |
|
شمس آبادی (1396) |
عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی وخانوادگی |
|
فراشبندی و همکاران (1396) |
جهانی شدن |
|
خدایاری (1396) |
استفاده از فضای مجازی |
|
یوسفی، فراشبندی و شریفی، 1396). |
سبک زندگی، وسایل ارتباط جمعی، گرایش به اعتقادات دینی، معاشرت با گروه همسالان و نظام آموزشی |
|
بابایی فرد و روحی (1395) |
سبک زندگی |
|
سهراب زاده و جوادی (1395) |
رسانههای جمعی |
|
ابراهیمی لویه و شعبانی چوبه ( 1395 ) |
رسانههای جمعی مدرن |
|
مدنی و همکاران (1394) |
تحصیلات، اعتماد اجتماعی، اعتقادات دینی و استفاده از رسانههای جمعی |
|
حیدرآبادی و همکاران ( 1394 ) |
اعتماد اجتماعی، ساختار خانواده، وسایل ارتباط جمعی و نحوه گذران اوقات فراغت، پایگاه اقتصادی- اجتماعی |
|
حضرتی و رحیمی (1394) |
رسانههای جدید |
|
کفاشی(1394) |
عوامل اجتماعی (پایگاه اجتماعی والدین، سبک زندگی، موقعیت محل سکونی، معاشرت با همسالان عوامل فرهنگی (نظام آموزشی ووسایل ارتباط جمعی) |
|
ولایتی (1394) |
میزان استفاده دانشآموزان از اشکال مختلف تکنولوژی ارتباطی |
|
شمیرانی (1394) |
شبکههای اجتماعی |
|
احمدی و باقرآبادی، 1393). |
اشاعه رسانههای جمعی، جهانی شدن ارتباطات و رسانهها |
|
صبوری خسرو شاهی ( 1393 ) |
خانواده |
|
قائمیزاده و کولیوند ( 1393 ) |
خانواده (میزان تحصیلات والدین، ارتباط صمیمی با خانواده، ارتباط دوستان، تفاوت سنی مادران) |
|
مرادی(1393) |
فرهنگی (تغییرات فرهنگی جامعه و تغییرات ارزشی، عدم وجود همدلی در بین افراد نسلهای مختلف) اجتماعی(وجود محیطهای مختلف،گروههای دوستی، هم سن و سالها، صنعتی شدن و تغییرات سبک زندگی، نوع تربیت نسلها، نوع تفکر نسلها) مدرنیسم (پیشرفت و توسعه، فناوری و رسانه، بمباران اطلاعات) خانوادگی (نگرش خانوادهها، دانش، عدم شناخت، عدم آشنایی بسیاری از والدین با فناوریهای ارتباطی) نظام آموزشی اقتصادی (جامعه و خانواده ها، عدم توزیع عادلانه امکانات): مذهبی (غفلت از دین و تربیت دینی، توجه بیشتر به آموزش به جای پرورش، میزان دینداری خانوادهها) نارسایی در فرآیند انتقال ارزشها و هنجارها(عدم وجود نظام ارزش معین در جامعه) سیاسی (عدم وفاق ملی در سطح یک جامعه) |
|
رحیمی و همکاران (1393) |
میزان استفاده از تلفن همراه توسط دانشآموزان |
|
ارجمندی وهمکاران ( 1392 ) |
میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی، وضعیت اقتصادی و اجتماعی و ساختار خانواده |
|
احمدی واحیایی ( 1392 ) |
دینداری، سرمایه فرهنگی، میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی، سرمایه اقتصادی، میزان تحصیلات پدران، و سن |
|
ربانی و محمد زاده (1392) |
عوامل اجتماعی (فردگرایی، دگری عام، خانواده) با تاکید بر ارزشهای دینی |
|
صبوری و توکلی نیا (1391) |
رسانه ملی |
|
حقیقتیان و غفاری(1389) |
عدم درک متقابل، نظارت ارزشی، وسایل ارتباط جمعی، شرایط خاص جامعه، نوگرایی، جهانی شدن و مدرنیته، سنت شکنی |
|
ساروخانی و صداقتی فرد (1388) |
ارزشهای دینی، سیاسی و اجتماعی |
|
پناهی (1386) |
تحصیلات و در نتیجه نظام آموزش پایین و متوسطه یا عالی کشور |
|
یوسفی (1382) |
سبک تربیتی |
|
یوسفی (1382) |
خانواده(تضاد هنجاری بین نسلها، تازگی ارزشهای پدران، فردگرایی فرزندان، بحران هویت فرهنگی، میزان گفتگوی والدین با فرزندان، فاصله سطح نسلها و تعداد ساعات خارج از منزل بودن پدران) |
خانواده
شواهدی وجود دارد که نشان میدهد والدین بزرگتر و فرزندان بزرگسال آنها ممکن است روابط خود را با یکدیگر به روشهای مختلف ارزیابی کنند. تا به امروز، ما اطلاعات کمی در مورد آنچه ممکن است باعث این اختلافات شود، میدانیم (شاپیرو[31]،2004). از طرفی به دلیل انتقال طولانی به بزرگسالی و کاهش نرخ ازدواج، پیوندهای بین بزرگسالان و والدین به طور فزایندهای در زندگی افراد برجسته شده است. بررسی ادبیات الگوهای تغییرات اجتماعی و تفاوت بین نسلی را نشان میدهد. فشارهای مالی ماهیت بسیاری از پیوندهای والد/ فرزند را از جمله افزایش نرخ همبستگی بین نسلی تغییر داده است. سیاستهای دولت نیز منعکس کننده ارزشهای اجتماعی است و به نوبه خود بر توزیع منابع والدین و فرزندان بزرگ تأثیر میگذارد. تغییرات جمعیت شناختی (به عنوان مثال، تعداد اعضای خانواده، ازدواج تاخیری) نیز در روابط بین فرزندان و والدین آشکار شده است (فینگرام، هو وبریدیت[32]، 2020).
الف) برداشتهای متفاوت از روابط
بدیهی است که والدین و فرزندان نوجوانشان ممکن است رابطه خود را با یکدیگر به روشهای مختلفی ارزیابی کنند. مطالعات نشان میدهند که درجه بالایی از اختلاف نظر در مورد نحوه نگاه والدین و فرزندانشان به رابطه آنها وجود دارد. والدین معمولا کیفیت روابط بهتری را گزارش میکنند در حالی که کودکان تماس و تبادل کمک بهتری را گزارش کردند، اما نه به عنوان کیفیت روابط مثبت که توسط والدین آنها بیان شده است (شاپیرو[33]، 2004). یک مطالعه نشان داد که اگرچه بین نسلهای مختلف بر روی جنبههای خاصی توافق وجود دارد، اما والدین احتمالاً روابط خود را با فرزندانشان مثبت درک میکنند (اگوال و همکاران[34]، 2017).
ب) فقدان ارتباط
عدم ارتباط یکی از دلایل اصلی شکاف نسلی است. والدین در ایجاد تعادل بین کار و خانواده بسیار مطمئن هستند، اما اگرچه آنها این کار را برای کسب درآمد بهتر برای فرزندان خود انجام میدهند، اما فراموش میکنند که با فرزندانشان وقت صرف کنند. بیشتر وقت آنها صرف بار کاری سنگین و استرس در محل کار میشود. از طرفی کودکان زندگی مدرسه و اتفاقات روزمره خود را با والدین خود به اشتراک نمیگذارند بنابراین کودکان مورد بیتوجهی قرار میگیرند و این امر باعث ایجاد موانع ارتباطی در جامعه میشود و شکاف نسلی در خانواده را افزایش می دهد (اگوال و همکاران، 2017).
نظام آموزشی
با توجه به فناوریهای مدرن در بین تمام زمینههای فعالیت بشری، شیوه کار دستخوش تغییرات شگرفی شده است، بخش آموزش نیز استثنایی نیست. در سطح جهانی، به دلیل واقعیت افزوده، واقعیت مجازی و یادگیری ترکیبی، تغییرات تکاملی در روشهای یاددهی- یادگیری ایجاد شده است. معلمان مدرن مجبورند روشهای تدریس جدید را برای سازگاری با نسل کنونی فراگیران تطبیق دهند. هزاره جدید انتظارات یادگیری جدید، سبکی که خود را معرفی میکند و نیازهای متفاوتی نسبت به نسلهای گذشته یادگیرندگان دارد (پان[35]،2023)
فناوری
فناوری رو به رشد میتواند بر روابط خانوادگی تأثیر بگذارد و میتواند دلایل اصلی درگیری باشد (فیسر[36]، 2003). اگرچه بسیاری از این فناوریهای جدید که هم فرصتها و هم خطرات را به همراه دارند، برای جامعه جدید نیستند، اما تأثیر آن بهویژه برای نوجوانان و نسلهای جوان، گستردهتر و فوریتر است (لیوو و لیوستون[37]، 2002). بنابراین میتوان گفت که بسیاری از اعضای نسلهای قدیمی قادر به پذیرش فناوری های جدید نیستند در حالی که اکثریت نسل جوان آن را ابزاری رهایی بخش میدانند که در خدمت فرصتهای مختلف از تحصیل تا شغل و بسیاری از جنبه های دیگر است. نتایج پژوهش محمدکریمی، مقصودی و مقصودی (1401) بیانگراین است که شبکه اجتماعی نیز میتواند بر روی روابط بین نسلی و شکاف بین نسلی تاثیر مستقیم داشته باشد و هنجارها و ارزشهای جدیدی خلق کند.
علل اجتماعی
شهریاری و باقری (1401) در پژوهش خود نشان دادند که بین اوقات فراغت جوانان و والدین آنها، و استفاده از وسایل ارتباط جمعی، بین پایگاه اجتماعی اقتصادی والدین و فرزندان فاصله معناداری وجود دارد. فاصله سنی بین فرزندان و والدین بر شکاف نسلی تاثیر دارد. همچنین بین شکاف بین نسلی و هویت سیاسی - اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد (پورشریف و اکبرپور، 1401). مدنی و همکاران (1394) نیز نشان دادند که متغیرهای تحصیلات، اعتماد اجتماعی، اعتقادات دینی و استفاده از رسانههای جمعی بعنوان عوامل تاثیرگذار در بروز شکاف نسلی شناخته می شوند. از طرفی، رسانههای جمعی باعث تغییر ارزشها شده ، به نحوی که در شرایط کنونی، همگانی شدن ارتباطات و رسانهها برشکاف ارزشهای نسلی موثر بوده است (احمدی و باقرآبادی، 1393). تحقیقات نشان میدهد که سبک زندگی، وسایل ارتباط جمعی، گرایش به اعتقادات دینی، گروه همسالان و نظام آموزشی بهترین پیش بینی کننده شکاف بین نسلی دانشآموزان هستند (یوسفی، فراشبندی و شریفی، 1396).
علل فرهنگی
مشاهده شده است که ارزشهای فرهنگی بر شکاف نسلی تأثیر میگذارد. بهطور سنتی، آسیاییها تمایل دارند در خانوادههای مشترکی زندگی کنند که خانواده سلسله مراتبی دارد. نسلهای زیادی با هم زندگی میکنند. سن، جنسیت و وضعیت نسلی اعضای خانواده از عوامل اصلی تعیین کننده رفتار و نقش های ارتباطی است. به طور کلی، همنوایی اهمیت بالایی دارد. وابستگی متقابل ترویج میشود و هویت شخصی مهار میشود. محافظه کار بودن تشویق میشود و به رفاه و یکپارچگی خانواده بیش از فردیت اهمیت داده می شود (اگوال و همکاران، 2017).
روش
روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی، متنی و شامل بررسی مقالات و متون در حوزه شکاف نسلی بالاخص در حوزه آموزش و پرورش است و در آن منابع معتبر و به روز استفاده شده است.
یافته ها
شکل 1- شاخصهای اثرگذار بر ایجاد شکاف نسلی
مولفههای اثرگذار بر شکاف نسلی با توجه به پیشینه موضوع، در پنج بعد فردی و خانوادگی، آموزشی- محیطی، اجتماعی- فرهنگی، سیاسی و دینی - مذهبی دستهبندی میشوند. شاخصهای استخراج شده در حوزه فردی و خانوادگی عبارتند از: عدم ارتباط، میزان آشنایی خانواده با فناوری، سبک تربیتی خانواده، ساختار خانواده، پایگاه اجتماعی و اقتصادی، اصول حاکم بر مدیریت خانواده، سبک زندگی، برداشت متفاوت از روابط، سواد رسانهای و تحصیلات والدین؛ حوزه فرهنگی- اجتماعی عبارتند از: رسانههای دیداری و شنیداری، رسانههای جمعی غربی، نوع استفاده از اشکال تکنولوژی، شبکههای اجتماعی مجازی، نحوه گذران اوقات فراغت، مدرنیسم و جهانی شدن؛ حوزه دینی- مذهبی عبارتند از: غفلت از دین و تربیت دینی، عدم توجه به ارزشها، میزان دینداری خانواده و توجه به نظارت ارزشی؛ حوزه آموزشی- محیطی عبارتند از: نظام آموزشی(برنامه ریزان و معلمان)، برنامه درسی پنهان، معاشرت با همسالان و توجه بیشتر به آموزش به جای پرورش؛ حوزه سیاسی عبارتند از: سیاست گذاری فرهنگی، توزیع ناعادلانه امکانات و عدم وفاق ملی در جامعه.
شکل 2-مدل مفهومی شاخصهای اثرگذار بر شکاف نسلی در حوزه فردی- خانوادگی
شکل 3-1- مدل مفهومی شاخصهای اثرگذار بر شکاف نسلی در حوزه حوزه فرهنگی- اجتماعی

شکل 4-مدل مفهومی شاخصهای اثرگذار بر شکاف نسلی در حوزه حوزه مذهبی- دینی

شکل 5- مدل مفهومی شاخصهای اثرگذار بر شکاف نسلی در حوزه حوزه آموزشی- محیطی

شکل 6-مدل مفهومی شاخصهای اثرگذار بر شکاف نسلی در حوزه حوزه سیاسی
بحث و نتیجه گیری
با توجه به نتایج میتوان گفت سیاستهای نسلی، در هر دو نسخه توصیفی و برنامهای باید هم حوزه خصوصی (خانواده) و هم حوزه عمومی (سازمانها، جامعه، عناصر کلان اجتماعی) را در نظر بگیرند. هدف نهادینه کردن مجاری برای برقراری روابط فردی و جمعی بین نسلها است (روگر و سانچز[38]، 2023). نسل جدید پرانرژی، کنجکاو و با انگیزه برای یادگیری هستند. هم معلمان و هم مربیان باید از فرصتهای یادگیری غنی استفاده کنند. ارائه چالشها بدون پاسخهای مستقیم، به جای اینکه از آنها بخواهیم به سادگی حقایق را بازگو کنند، میتواند دانشآموزان را به تفکر خلاق ترغیب کند. معلمان همچنین باید برای ایجاد فرهنگی تلاش کنند که در آن فراگیران تشویق شوند تا اعمال و دانش خود را زیر سوال ببرند. در حالی که نسلهای قبلی ممکن است احساس وظیفه داشته باشند و اغلب آنچه را که به آنها گفته میشد بدون درخواست انجام می دادند، نسل جدید ممکن است نیاز داشته باشند که هدف و معنای فعالیت ها به صراحت بیان شود. باید فناوری در آموزش ما گنجانده شود و از آن استفاده شود. منابع آموزشی از جمله فیلم ها، جزوه ها و سایر مطالب باید به صورت دیجیتالی در دسترس باشند. نسل جدید یادگیرندگان مشارکتی هستند و درگروهها بهترین کار را انجام میدهند. به عنوان معلم، باید دیدگاههای نسل جدید را درک کنیم و بدانیم که آنها بازتاب فرهنگ معاصر هستند. این نسل همان کاری را انجام میدهند که والدین، معلمان و رسانه ها به آنها آموزش داده اند. ما باید با ترویج یادگیری فعال و عملی و الگوبرداری از اهمیت یادگیری مادامالعمر برای آموزش این نسل تلاش کنیم. آنها نقاط قوت زیادی دارند، مانند انگیزه برای موفقیت، توانایی انجام چند کار و دانش در مورد چگونگی تطبیق فناوری. استفاده از نقاط قوت این نسل می تواند منجر به پیشرفت و نوآوری درحوزه آموزش شود.
با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهاد میشود:
- هر دو نسل به رسمیت شناخته شوند.
- والدین و خانواده ها توسط دستگاههای مربوطه آموزش داده شوند.
- امروز ما باید نیاز افراد را با سوال از زبان خود آنان متوجه شویم زیرا شکاف نسل توان ما را در شناخت نیازهای آنان به حداقل رسانیده است. بعد با جمع بندی نظرات به خواستههای عقلانی آنان پاسخ مثبت داده و سریع به برنامهریزی بپردازیم.
جوانان گرایش زیادی به اطلاعات و ارتباطات اینترنتی و استفاده از آنها دارند. با وجود فضای اینترنت، ماهواره، و سایر وسایل ارتباط جمعی لازم است زمینه افزایش سواد رسانهای والدین فراهم شود تا زمینه شکاف نسلی کمتر شود.
تعداد فرزندان بیشتر، شکاف نسلی بالاتری را در خانواده نشان میدهد، بنابراین توصیه میشود ازکانال رسانه یا آگاهی به خانوادههای با جمعیت بیشتر از طریق آموزش پرورش، به آنها نشان داده شودکه چگونه والدین می توانند به طور همزمان ارتباط نزدیکتری با چند فرزند خود برقرار سازند.
والدین باید نظارت و کنترل بیشتری به معاشرت فرزندانشان داشته باشند. از آنجا که جوانان بیشترین زمان را با دوستان خود سپری میکنند، ممکن است با آسیبهای اجتماعی روبرو شوند. بهتر است با ایجاد تقویت فضای دوستی بین والدین و فرزندان، تجربیات والدین در زمینه دوستیابی به درستی انتقال پیدا کند.
برنامهریزی در نظام آموزش و پرورش از دوران پیش دبستانی
معلمان باید اشکال مختلف فناوری را در کلاس استفاده کنند تا یادگیری را برای دانش آموزان جذابتر کنند
مصونیت فرهنگی- ارزشی جامعه و برنامهریزی کارآمد فرهنگی
با توجه به تاثیر رو به رشد فضای مجازی بر روی دانشآموزان و بخصوص نسل جوان و ایجاد پدیده شکاف نسلی به عنوان نتیجه آن، باید آنها شناخت از این پدیده داشته باشند. آگاهی وتسلط برمولفههای مهم ارتباطی و فرهنگی و دارا بودن دانش کافی در مقابله با این محیط جدید میتواند اثرات مخرب فضای مجازی را به کمترین مقدار برساند. بنابراین پدیده سواد رسانه ای یکی از راهکارها می باشد.
[1] -Danesh, P., Zakeri Nasrabadi, Z., & Abdellahi, A. S
[2] -Raphelson, S
[3] -DiPietro, M
[4] -Behar-Horenstein, L. S., & Horvath, Z
[5] - Buckingham, D., & Willett, R
[6] -Patil, S
[7] -Sattar, T., Yasin, G., Fani, I., & Afzal, S
[8] -Seltzer, J. A., & Bianchi, S. M
[9] -Steinbach, A., Kopp, J., & Lazarevic, P
[10] -Walker, A. J., Allen, K. R., & Connidis, I. A
[11] -Cox and Paley
[12] -Hank, K., & Steinbach, A
[13] - Bengtson, V. L., & Roberts, R. E.
[14] - Hank, K. A. R. S. T. E. N.
[15] - König, R, Isengard, B and Szydlik, M
[16] - Hanks, R. S., & Ponzetti Jr, J. J
[17] - Gonzales, E., Whetung, C., Kruchten, R., & Butts, D
[18] - Trolian, T. L., & Fouts, K. S
[19] - Karakas, F., Manisaligil, A., & Sarigollu, E
[20] - Morrison, C. D.
[21] - Stephens and Gunther
[22] - Diana Oblinger, E. D. U. C. A. U. S. E., Oblinger, J., Roberts, G., McNeely, B., Windham, C., Hartman, J., ... & Kvavik, R.
[23] - Hart, S
[24] - Alsop, R.
[25] - Howe, N., & Strauss, W
[26] - Twenge, J. M
[27] - Eckleberry-Hunt, J., & Tucciarone, J.
[28] - Roberts, D. H., Newman, L. R., & Schwartzstein, R. M.
[29] -Schwartz, A. C., McDonald, W. M., Vahabzadeh, A. B., & Cotes, R. O
[30] -Hartman, J. L., & McCambridge, J.
[31] -Shapiro, A
[32] - Fingerman, K. L., Huo, M., & Birditt, K. S
[33] - Shapiro, A
[34] - Aggarwal, M., Rawat, M. S., Singh, S., Srivastava, S., & Gauba, P
[35] -Pan, S
[36] - Facer, K.
[37] - Lievrouw, L. A., & Livingstone, S. (Eds.)
[38] -Jiménez-Roger, B., & Sánchez, M