فصلنامه پیشرفتهای نوین در مدیریت آموزشی

فصلنامه پیشرفتهای نوین در مدیریت آموزشی

بررسی رابطه هوش معنوی و مهارتهای سازشی با اشتیاق تحصیلی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهرستان خرم آباد

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه لرستان
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه هوش معنوی و مهارت‌های سازشی با اشتیاق تحصیلی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهرستان خرم آباد بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع از نوع توصیفی و همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل در مقطع متوسطه دوم دبیرستان‌های شهرستان خرم آباد بودند. با توجه به ماهیت موضوع و اهداف پژوهش، در این تحقیق از روش توصیفی از نوع همبستگی استفاده شد و برای جمع آوری اطلاعات از روش میدانی و پرسشنامه استفاده گردید. داده‌های گردآوری شده در دو سطح مورد تجزیه وتحلیل (آمار توصیفی و آمار استنباطی) قرار گرفت. در سطح آمار از میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج حاصله گویای آن است که بین هوش معنوی با مهارت‌های سازشی و اشتیاق تحصیلی رابطه وجود دارد. همچنین بین تمامی ابعاد هوش معنوی شامل تفکر کلی و بعد اعتقادی، توانایی مقابله و تعامل با مشکلات، پرداختن به سجایای اخلاقی و خودآگاهی و عشق و علاقه با اشتیاق تحصیلی رابطه وجود دارد. به علاوه بین دو بعد از هوش معنوی شامل تفکر کلی و بعد اعتقادی و خودآگاهی و عشق و علاقه با مهارت‌های سازشی رابطه معنادار وجود دارد. در راستای این نتایج به مشاورین در مدارس پیشنهاد می‌گردد که به اجرای مداخلات روانشناسی مبتنی بر هوش معنوی در جهت بهبود مهارت‌های سازشی و اشتیاق تحصیلی اقدام نمایند؛ همچنین با برنامه ریزی برای آموزش از راه‌های مختلفی چون چاپ بروشورهای داخلی، تهیه و تدارک کنفرانس‌های علمی و تاکید بر تبلیغات فرهنگی و هنری در مدرسه با محوریت هوش معنوی با مهارت‌های سازشی و اشتیاق تحصیلی پیشنهاد می‌شود.
کلیدواژه‌ها

مقدمه

رشد و بالندگی هر جامعه‌ای مرهون نظام آموزشی آن جامعه است. بر این اساس همه ساله کشورها مبالغ قابل توجهی از درآمد ملی خود را صرف آموزش و پرورش می‌کنند. اما آمار بسیار بالای افت تحصیلی به صورت ترک تحصیل، اخراج و توقف در تحصیل، از نظر هزینه‌های آموزشی، هرساله خسارت‌های زیادی را به کشورهای جهان وارد می‌کند. با این تفاسیر در آینده نیز با افزایش افت عملکرد تحصیلی، بخشی از منابع انسانی و اقتصادی جامعه در سازمان‌های آموزشی با اخراج، ترک تحصیل، انصراف، مردودی و مشروطی افراد ضایع می‌شود و آثار و پیامدهای ناگوار فردی و اجتماعی فراوانی به وجود می‌آورد. افت عملکرد تحصیلی همچنین باعث اتلاف بودجه‌های مدارس، و سرخوردگی و درماندگی فرد و خانواده‌ها می‌شود.

یکی از موضوعات مرتبط با پیشرفت تحصیلی موضوع اشتیاق تحصیلی است. اشتیاق تحصیلی، به میزان انرژی که یک یادگیرنده برای انجام کارهای تحصیلی خود، صرف می‌کند و نیز به میزان اثربخشی و کارایی حاصل شده، اطلاق می‌شود. اشتیاق تحصیلی سازه‌ای چند بعدی است که دارای ابعاد شناختی، رفتاری و عاطفی (انگیزشی) است. اشتیاق شناختی[1] به انعطاف پذیری در حل مساله، ترجیح برای کار سخت، مقابله مثبت در برابر شکست و به رویکرد خود تنظیمی یادگیری و استفاده از راهبردهای فراشناخت دلالت دارد اشتیاق رفتاری[2] که به فعالیت‌های یادگیری، دقت و توجه، برخوردهای مثبت و حضور در محل تحصیل اشاره دارد. اشتیاق عاطفی[3]  مرتبط با نگرش‌های اثر بخش در جهت تشخیص احساس تعلق به محل تحصیل است. نعامی و پیریایی (1391) بر این عقیده‌اند که اشتیاق تحصیلی شامل سه بعد جذب، نیرومندی و وقف خود است. ویژگی برجسته جذب که به تمرکز و غرق شدن در فعالیت‌های تحصیلی اشاره دارد این است که وقت برای فراگیر سریع می‌گذرد به طوری که فرد گذر زمان را تشخیص نمی‌دهد و به سختی می‌تواند از کار خود جدا شود بعد نیرومندی به سطوح بالای انرژی و خاصیت ارتجاعی بودن ذهن فراگیر هنگام انجام امور درسی که دانش آموزان طی آن، تلاش قابل ملاحظه‌ای در انجام تکلیف خود نشان می‌دهد اشاره دارد. سومین مولفه اشتیاق تحصیلی، وقف خود در فعالیت تحصیلی است که با درگیری شدید روانی شخصی نسبت به وظایف تحصیلی مشخص می‌شود این بعد نوعی دلبستگی تحصیلی است و به عنوان درجه‌ای که فرد از لحاظ روانی خود را وابسته و متعهد به امور تحصیلی خود می‌داند تعریف شده است. دانش‌آموزانی که فاقد اشتیاق تحصیلی باشند، توجه و تمرکز کمتری بر مسائل و موضوعات مورد هدف یادگیری دارند؛ به قوانین و مقررات محل تحصیل تعهد کمتری نشان می‌دهند؛ از انجام رفتارهای سازگارانه و مطلوب اجتناب می‌کنند و در آزمون‌ها عملکرد ضعیف تری دارند.

دانش‌آموزانی که کمتر به دنبال فعالیت‌های کلاسی، پیگیری نقش‌ها و رفتارهای مرتبط با مطالعه هستند و به عبارتی اشتیاق رفتاری پایینی نسبت به مسائل درسی دارند، دارای سطوح پا یین خودتنظیم‌گری و اعتماد به نفس و سطوح بالای اضطراب و استرس هستند، این افراد کمتر به کارهای مرتبط با مدرسه خود، رویه‌های محیط محل تحصیل و روابط پیچیده دانش‌آموز و مدرسه که بیانگر اشتیاق عاطفی است، می‌پردازند و در نهایت اینکه عدم اشتیاق عاطفی در میان دانش‌آموزان باعث می‌شود که اشتیاق شناختی آنان در چارچوب فعالیت‌های مدرسه‌ای و علمی رشد نیابد و دانش‌آموزان را از حالات منفی نظیر خستگی و فرسودگی تحصیلی محافظت ننماید. بنابراین، فقدان اشتیاق به مدرسه می‌تواند پیامدهای جدی نظیر عدم پیشرفت در مدرسه، تمایل به رفتارهای، انحرافی و خطر ترک تحصیل به دنبال داشته باشد.

در راستای پیامدهای منفی عملکرد تحصیلی ضعیف و عدم اشتیاق تحصیلی در میان دانش‌آموزان و هزینه‌های مالی و معنوی هنگفتی که به جامعه، فرد و خانواده آنان تحمیل می‌کند؛ پژوهشگران تربیتی و حتی روانشناسان تربیتی بر آن بوده‌اند عوامل مرتبط با پیشرفت و اشتیاق تحصیلی را شناسایی و هر یک از عوامل را طوری تنظیم و هدایت کنند تا دانش‌آموزان هم به رشد و یادگیری بیشتری دست یابند و هم تعداد زیادی از فراگیران را در برگیرد و اکثریت افراد در کلاس درس مشارکت داشته باشند و به موفقیت بالاتر نائل شوند. اینکه چه عواملی بر عملکرد و اشتیاق تحصیلی در ارتباط است، یا سهم و مشارکت هر عامل چه اندازه است همواره در حیطه‌های مورد علاقه پژوهشگران تربیتی بوده است. عده‌ای از آنان بر این باورند در چنین شرایطی، منبعی که می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند معنویت است، زیرا می‌تواند آن را در تجربه‌های معنوی خود و به کارگیری آن در حل مسایل و درک ارزش و غنای زندگی یاری دهد. استفاده از هوش معنوی آنها را قادر می‌سازد تا برای حل مشکلات با شیوه نگرش معنوی اقدام کنند و به حقیقت رسیده و احساس شادکامی نمایند. وقتی افراد احساس شادی کنند، خلاقانه‌تر و کارآمدتر هستند و می‌توانند بهتر تصمیم‌گیری کنند.

هوش معنوی عبارت است از خودآگاهی عمیقی که در آن فرد هر چه بیشتر از جنبه‌های درونی خود آگاه می‌شود. همچنین، هوش معنوی توانایی به کارگیری و بروز ارزش‌های معنوی است؛ به گونه‌ای که موجب ارتقای کارکرد روزانه و سلامت جسمی و روحی فرد می‌شود. این مفهوم سازه‌های «هوش» و «معنویت» را در یک سازه ترکیب نموده است. درحالیکه معنویت جستجو برای یافتن عناصر مقدس، معنایابی، هوشیاری بالا و تعالی است، هوش معنوی توانایی برای استفاده از این موضوعات است که می‌تواند کارکرد و سازگاری فرد را پیش‌بینی نموده، نتایج و محصولات ارزشمندی به بار آورد. به طورکلی می‌توان پیدایش سازه هوش معنوی را به عنوان کاربرد ظرفیت‌ها و منابع معنوی در زمینه‌ها و موقعیت‌های عملی در نظر گرفت. افراد زمانی هوش معنوی را به کار می‌برند که بخواهند از ظرفیت‌ها و منابع معنوی برای تصمیم‌گیری‌های مهم و اندیشه در موضوعات وجودی یا تلاش در جهت حل مسائل روزانه استفاده کنند (ابراهیمی،1396،ص 13). در کنار هوش معنوی، مهارت‌های سازشی دانش اموزان یز به عنوان سازه مرتبط با پیشرفت تحصیلی در پژوهش‌های اخیر مورد بررسی قرار گرفته است. کریمی لیچاهی و اکبری (1398) با بررسی دانش آموزان با افت تحصیلی نشان دادند مهارت‌های سازشی دراین دانش آموزان در حداقل ممکن است و میزان خودآگاهی انان نیز در به کارگیری مهارت‌های آموزشی بسیار ضعیف است. همچنین در افراد با پیشرفت تحصیلی ضعیف، شاهد کاهش مهارت‌های ارتباطی و توانمندی حل مسائل یه شیوه منعطف هستیم که عمدتا ناشی از عدم درک خویشتن و خودشناسی ضعیف است. در برخی از مطالعات خودشناسی ضعیف به هوش معنوی پایین رابط داده شده است (اید، آرنوت و آلموید، 2020).

با در نظر گرفتن بار آموزشی سنگینی که افت تحصیلی برای نظام آموزشی کشور دارد و با عنایت به اهمیت کارکردی بررسی متغیرهای مرتبط با پیشرفت تحصیلی به نظر می‌رسد لازم است بررسی متغیرهای مرتبط و زمینه ساز پیشرفت تحصیلی بیش از پیش مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین رشد نظام آموزشی هر کشوری در گرو پیشینه پژوهشی برنامه‌های کاربردی جهت ارزیابی دقیق متغیرهای مرتبط با زمینه مورد نظر است. در نهایت با در نظر گرفتن آینده سازی دانش آموزان و توجه به رشد و سلامت آموزشی و هیجانی آن‌ها انجام مطالعاتی با محوریت هوش معنوی ومهارت های سازشی لازم و ضروری به نظر می‌رسد. با توجه به آنچه گفته شد مسئله پژوهش حاضر اینگونه بیان می‌شود که آیا بین هوش معنوی و مهارت‌های سازشی با اشتیاق تحصیلی در دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهرستان خرم‌آباد، رابطه وجود دارد؟

 

 

 

 

 

اهداف تحقیق

اصلی:

بررسی رابطه مولفه‌های هوش معنوی (تفکر کلی و بعد اعتقادی، خود آگاهی و عشق و علاقه، توانایی مقابله و -تعامل با مشکلات، پرداختن به سجایای اخلاقی) و مهارت‌های سازشی با اشتیاق تحصیلی در دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهرستان خرم‌آباد.

فرعی:

بررسی رابطه مولفه‌های هوش معنوی (تفکر کلی و بعد اعتقادی، خود آگاهی و عشق و علاقه، توانایی مقابله و -تعامل با مشکلات، پرداختن به سجایای اخلاقی) با مهارت‌های سازشی.

بررسی رابطه مولفه‌های هوش معنوی (تفکر کلی و بعد اعتقادی، خود آگاهی و عشق و علاقه، توانایی مقابله و -تعامل با مشکلات، پرداختن به سجایای اخلاقی) با اشتیاق تحصیلی در دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهرستان خرم‌آباد.

فرضیه‌های تحقیق

اصلی:

مولفه‌های هوش معنوی (تفکر کلی و بعد اعتقادی، خود آگاهی و عشق و علاقه، توانایی مقابله و -تعامل با مشکلات، پرداختن به سجایای اخلاقی) و مهارت‌های سازشی با اشتیاق تحصیلی در دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهرستان خرم‌آباد، رابطه معنادار دارد.

فرعی:

مولفه‌های هوش معنوی (تفکر کلی و بعد اعتقادی، خود آگاهی و عشق و علاقه، توانایی مقابله و -تعامل با مشکلات، پرداختن به سجایای اخلاقی) با مهارت‌های سازشی رابطه معنادار دارد.

مولفه‌های هوش معنوی (تفکر کلی و بعد اعتقادی، خود آگاهی و عشق و علاقه، توانایی مقابله و -تعامل با مشکلات، پرداختن به سجایای اخلاقی) با اشتیاق تحصیلی در دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهرستان خرم‌آباد، رابطه معنادار دارد.

مبانی نظری و پیشینه پژوهش

هوش معنوی

مدت‌ها بود محققان و اندیشمندان برای سنجش قابلیت‌های انسانی و استعداد ذاتی انسان و پیش بینی پیشرفت وی، از هوش استدلالی[4](IQ) و آزمون‌هایی که میزان این هوش را می‌سنجند، کمک می‌گرفتند. اندکی بعد، حضور هوشی فراگیرتر و نسبتاً مجزا از هوش استدلالی مورد توجه قرار گرفت که تمرکز بر درک و فهم احساسات و هیجانات داشت. این هوش، هوش هیجانی نامگذاری شد. اما با پیشرفت‌های روزافزون علم و فناوری و نیاز به نیرویی ماورائی و احساس خلاء در زندگی پیچیده امروزی، چیزی ورای این دو نوع هوش مدنظر قرار گرفت که تاکنون یا نیاز به آن انکار می‌شد و یا نادیده انگاشته می‌شد و آن هوش معنوی یا کاربرد دامنه اطلاعات معنوی در حل مسایل روزمره و مسایل معنایی و ارزشی است (معینی،1398).

مفهوم هوش معنوی در ادبیات آکادمیک روان شناسی برای اولین بار در سال(1996) توس استیونز[5] و بعد در سال 1999 توس امونز مطرح شد. به عقیده امونز(1999) هوش معنوی سازه‌های معنویت و هوش را درون یک سازه جدید ترکیب می‌کند. در حالی که معنویت با جستجو و تجربه عناصر مقدس[6] معنا، هوشیاری اوج یافته[7] و تعالی در ارتباط است، هوش معنوی مستلزم توانایی‌هایی است که از چنین موضوعات معنوی برای تطابق و کنش اثربخش و تولید محصولات و پیامدهای باارزش استفاده می‌کند.

امونز(2000) تلاش کرد معنویت را بر اساس تعریف گاردنر(1999) از هوش، در چارچوب هوش مطرح نماید. او معتقد بود معنویت می‌تواند شکلی از هوش تلقی شود زیرا قادر به پیش بینی عملکرد و سازگاری فرد می‌باشد و همچنین، می‌تواند قابلیت‌هایی را مطرح کند که افراد را قادر می‌سازند تا به حل مسائل بپردازند و به اهدافشان دسترسی پیدا کنند. در حالی که گاردنر(1999) امونز را مورد انتقاد قرار می‌دهد و معتقد است که باید جنبه‌هایی از معنویت را که مربوط به تجربه‌های پدیدارشناختی هستند از جنبه‌های عقلانی، حل مسئله و پردازش اطلاعات جدا کرد (امرام،2005).

به طور کلی، می‌توان پیدایش سازه هوش معنوی را به عنوان کاربرد ظرفیت‌ها و منابع معنوی در زمینه‌ها و موقعیت‌های عملی در نظر گرفت. افراد زمانی هوش معنوی را به کار می‌برند که بخواهند از ظرفیت‌ها و منابع معنوی برای تصمیم گیری های مهم و اندیشه در موضوعات وجودی[8] یا تلاش در جهت حل مسائل روزانه استفاده کنند (زوهر و مارشال[9]، 2019).

هوش معنوی موضوعات ذهنی معنویت را با تکالیف بیرونی جهان واقعی ادغام می‌کند (ولمن[10]،2017).

دلانی(2002)، بر این باور است که معنویت و هوش معنوی در چهارچوب نظریه‌های علمی مترادف با مذهب و دین نیست، بلکه یک سازه کلی و عمومی و یک ویژگی چندبعدی است که باعث آرمان‌گرایی، کیفیت گرایی و نگرش متمایز به پدیده‌ها می‌گردد. معنویت به عنوان یک هوش، درک روان شناسان را از مفهوم معنویت گسترش داده و آنها را در درک ارتباط معنویت با فرایندهای شناختی منطقی -مانند دستیابی به هدف و حل مساله توانا ساخته است (کوه بنان‌ی،1398).

اشتیاق تحصیلی

یکی از مفاهیم اساسی در آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان مفهوم اشتیاق تحصیلی است. اشتیاق تحصیلی از نظر لغوی به معنای میل و آرزوی چیزی را داشتن یا اینکه علاقه زیادی داشتن به امور و جنبه‌های یک کاری را گویند که معمولا در مقابل بی‌میلی و بی‌رغبتی تعریف می‌شود (کردافشاری،1398).

اشتیاق تحصیلی به عنوان یک احساس تعلق و گرایش فرد به مشارکت در فعالیتهای کلاسی، از نتایج مهم مدرسه در کنار موفقیت‌های آموزشگاهی است. اشتیاق تحصیلی می‌تواند شامل مشارکت در فعالیت‌های فوق برنامه مانند ورزش، موسیقی، تئاتر و کار جمعی که به وسیله مدرسه سازمان داده می‌شود باشد. اشتیاق تحصیلی همچنین مشارکت در امر یادگیری وظایف آموزشگاهی است.

عوامل موثر بر اشتیاق تحصیلی

عوامل موثر بر درگیری تحصیلی شامل عوامل خانوادگی (ساختار خانواده، درآمد خانواده، اشتغال والدین، سواد والدین و مهاجرت) و عوامل مدرسه‌ای (ادراک و نگرش دانش‌آموز به مدرس، فضا و فرهنگ مدرسه، ارتباط دانش‌آموز با معلم و همکلاسی‌ها می‌باشد.

در همین رابطه برونر معتقد است دانش آموزان باید از فعل و انفعالات فرایند یادگیری آگاه باشند و دانش آموزان و دانشجویان مسئول یادگیری و معلمان تسهیل کننده و فراهم آورنده یادگیری هستند و در جای دیگر برونر عامل مؤثر بر اشتیاق تحصیلی را به کار بردن شیوه‌های تدریس خلاق در دانشگاه‌ها می‌داند روش سنتی به جای اینکه به پرورش و ظهور خلاقیت منجر شود. سبب نابودی و حذف آن می‌گردد در روش‌های شاگرد محوری دانش آموزان در فرایند یادگیری درگیر می‌شوند و قسمت اعظم کار آموزش بر عهده دانش آموزان است و یک تعامل دوطرفه بین دانش آموزان و معلم با یکدیگر وجود دارد در واقع نتیجه درازمدت آموزش با الگوهای تدریس جدید، استعدادهای افزوده دانش آموزان برای یادگیری آسان‌تر و مؤثرتر به دلیل دانش‌هایی که کسب کرده‌اند، چیرگی آنان بر مهارت‌های یادگیری است.

1- عوامل خانوادگی

آموزش و پرورش هر کشوری مهمترین و مؤثرترین نظام پرورش و رشد شخصیت نوجوانان و جوانان است ضرورت توجه به رشد و شخصیت آدمی و اهمیت پرورش تن و روان دانش آموزان موجب شده است که این مسئله به عنوان یکی از کارکردهای اساسی نظام آموزش و پرورش به حساب آید در صورتی اهداف عالی آموزش و پورش تحقق می‌یابد که هماهنگی با دیگر نهادها از جمله خانواده به وجود آید (کردافشاری، ۱۳۹8)

خانواده به عنوان اولین جامعه‌ای که کودک در آن زندگی جمعی را تجربه می‌کند می‌تواند منشأ تحولات تربیتی و قانونمندی جوامع باشد به گونه‌ای که سازندگی‌های آن به جامعه گسترش یافته می‌تواند منشأ تحولات بزرگ اجتماعی باشد. انسان‌های بزرگ در خانواده‌های متعادل و سالم پرورش یافته‌اند شرایط انضباطی و اخلاقی، اقتصادی و عاطفی خانواده ممکن است به گونه‌ای باشد که فرزند را برای بهتر زیستن تفوق بر امور و شرایط حیات آمادگی بخشد و در امر تحصیل و پیشرفت او مفید باشد یا برعکس او را از تحصیل و رشد و پیشرفت بازدارد بسیاری از مربیان تعلیم و تربیت روانشناسان، جامعه شناسان، منشأ بسیاری از مشکلات رفتاری و اجتماعی دانش آموزان را ناشی از مسائل موجود در خانه می‌دانند و روابط نادرست عاطفی پدر و مادر در ناسازگاری میان اعضای خانواده، افراط و تفریط در حمایت و مراقبت و عدم توجه و نظارت بر دوستان و معاشرت فرزندان از مسائل مهمی است که نقش اساسی در شکست تحصیلی آنان دارد خانواده منبع اصلی انتقال مهارت‌های اساسی، رفتارها، عادات و میراث فرهنگی به فرزندان است در حقیقت آینده و تقدیر کودکان بستگی به شرایط و طرز عمل خانواده دارد (شعاری نژاد، 1394) علاوه بر موارد فوق؛ عواملی که در اشتیاق تحصیلی از نظر خانوادگی متأثر است توضیح داده می‌شود.

1-1- ساختار خانواده [11]

ساختار خانواده به عنوان یک عامل بر اشتیاق تحصیلی تأثیرگذار است به طوری که در خانواده‌های گسسته که پدر و مادر از هم جدا زندگی می‌کنند کودکان از راهنمایی و تشویق محروم می‌مانند و توانایی برقراری ارتباط عاطفی و اجتماعی صحیح از آنان گرفته می‌شود (کردافشاری، ۱۳۹8) محیط زندگی باید سرشار از آرامش باشد تا بچه‌ها احساس ناامنی و اضطراب نکنند درس خواندن در محیط نا آرام و ناامن خانه بسیار دشوار است که در همین زمینه می‌توان از علل ارتکاب جرم به گسیختگی خانوادگی اشاره کرد به عبارت دیگر سطح پیشرفت تحصیلی پایین کودکان با تعلیم و تربیت پایین خانواده و آزادی‌های بی حد خانوادگی ارتباط دارد. مهمترین نقش والدین در زمینه پیشرفت تحصیلی ایجاد محیط آرام و مساعد برای مطالعه و انجام تکالیف است (ابراهیم زاده، ۱۳۸۵)

1-2- درآمد خانواده

اینکه خانواده در کجای خط فقر قرار دارد مهم است. فقر به همراه خود مسائل و مشکلات انسانی گوناگونی از قبیل، سختی معیشت، گرسنگی، کم توانی و نظیر اینها را می‌آورد که در نتیجه باعث مشکلات و موانعی برای جلوگیری از ورود افراد به نظام آموزش و پرورش و یا باعث عدم موفقیت به حساب می‌آید چنین کودکانی لاجرم به کار کشیده می‌شوند که در نتیجه ترک تحصیل را به همراه دارد و همچنین باعث کاهش مطالعه و کاهش رغبت و علاقه می‌شود (شعاری نژاد، 1398).

1-3- اشتغال والدین

اشتغال والدین در خارج از خانه بر میزان رسیدگی به دانش آموزان تأثیرگذار است. اشتغال والدین همچنین بر پیشرفت دانش آموزان و میزان اشتیاق تحصیلی آنها مؤثر است. وجود والدین در منزل به خصوص مادر نقش مؤثری در تربیت عاطفی و روانی کودکان دارد و عدم حضور والدین در محیط خانه باعث ایجاد مشکلات تربیتی و اختلالات عاطفی در کودک می‌گردد (کردافشاری، ۱۳۹8)

1-4- فقدان والدین

نبودن پدر و مادر یا هر دو، اختلالات خانوادگی، جدایی از والدین باعث می‌شود شرایط امنیت روانی و عاطفی کاهش یابد و آثار منفی رفتاری و عاطفی در کودک باعث ایجاد بی علاقگی و آشفتگی هیجانی می‌شود که هر یک به نوبه خود می‌تواند عاملی برای افت تحصیلی باشد. در همین زمینه بی سوادی والدین موجب عدم درک وظایف مدرسه، برنامه‌ها و حضور دانش آموزان در مدرسه می‌گردد و مشکلاتی را به وجود می‌آورد (کردافشاری، ۱۳۹8).

1-5- مهاجرت

گسترش صنایع و شهرها موجب شده است که مهاجرت‌ها اتفاق افتد از این رو، انسان‌هایی با عقاید متفاوت در کنار هم قرار خواهند گرفت و مهاجران با توجه به محدودیت‌ها، مقررات اجتماعی و بی اعتقادی شهر نشین‌ها سرگردان می‌شوند و به انواع انحرافات کشیده می‌شوند که تحقیقات ثابت کرده است که انواع جرائم در مهاجران بیشتر است. دانش آموزان مهاجر معمولا به دلایلی از کلاس غیبت می‌کنند زیرا این دانش آموزان علاوه بر سازگاری با مکان جدید باید با فاکتورهای مرتبط با فرهنگ پذیری آن جامعه نیز سازگار شوند (پرهیز، 1397).

روش پژوهش

پژوهش حاضر از پژوهش‌های کاربردی و روش آن این پژوهش از نوع توصیفی و تحلیلی می‌باشد. با توجه به ماهیت موضوع و اهداف پژوهش، در این تحقیق از روش توصیفی از نوع همبستگی استفاده خواهد شد و برای جمع آوری اطلاعات از روش میدانی و پرسشنامه استفاده می‌شود. شرح ابزارهای مورد استفاده، در قسمت ابزارهای جمع آوری اطلاعات آمده است. در این تحقیق در بخش کتابخانه‌ای از منابع معتبر کتابخانه‌ای، اینترنت و... و در بخش میدانی از پرسشنامه استفاده خواهد شد.

 

 

جامعه آماری

جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان شهرستان خرم آباد می‌باشند. به منظور انتخاب نمونه از بین کلیه مدارس مناطق 1 و 2 و 3 شهرستان خرم اباد، از هر منطقه 3 مدرسه به صورت تصادفی انتخاب و از هر مدرسه 3 کلاس به صورت تصادفی اتتخاب خواهد شد نهایتاً نمونه نهایی 374 نفری به صورت تصادفی انتخاب خواهند شد. با در نظر گرفتن احتمال افت شرکت کنندگان، 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب خواهند شد. به منظور اجرای دقیق پژوهش و رعایت اصول اخلاقی، حضور پژوهشگر هنگام توزیع و تکمیل پرسشنامه‌ها، این امکان را فراهم می‌سازد تا در خصوص هدف تحقیق، اهمیت آن و شیوه پاسخ‌گویی به سوال‌ها توضیحات لازم داده شود. در ضمن سعی می‌شود جوانب امر در ارتباط با محرمانه بودن پاسخ‌ها رعایت گردد.

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

روش تجزیه و تحلیل داده‌ها به صورت توصیفی و استنباطی انجام می‌شود، که درروش توصیفی، اطلاعات و داده‌های خام، با استفاده از روش‌های معین طبقه بندی شده و به صورت جداول و نمودارهای آماری از تک تک آزمودنی‌ها بدست می‌آید. در قسمت استنباطی به تعیین ارتباط و شدت و جهت ارتباط بین نظرات آزمودنی‌ها در مورد هر یک از ابعاد پرداخته می‌شود. جهت انجام این کار، از آزمون همبستگی پیرسون و روش تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شده که هم وجود ارتباط، و هم شدت و جهت ارتباط را به خوبی نشان می‌دهد.

یافته‌ها

تجزیه‌وتحلیل توصیفی جنسیت پاسخ دهنده ها

جنسیت پاسخ دهنده ها

جنسیت

فراوانی

درصد فراوانی

دختر

171

57

پسر

129

43

جمع

300

100

 

تحلیل توصیفی مقطع پاسخ دهنده ها

مقطع پاسخ دهنده ها

مقطع

فراوانی

درصد فراوانی

دهم

204

68

یازدهم

57

19

دوازدهم

39

13

جمع

300

100

 

تجزیه‌وتحلیل توصیفی مولفه‌های پژوهش:

مولفه‌های پژوهش

متغیر

مولفه

میانگین

انحراف معیار

واریانس

هوش معنوی

بعد اعتقادی

2.90

1.73

2.99

توانایی مقابله و تعامل با مشکلات

2.61

1.91

3.65

پرداختن به سجایای اخلاقی

2.87

1.61

2.59

خودآگاهی و عشق و علاقه

3.12

1.85

3.42

مهارت سازشی

آسیب‌های حوزه فعالیت‌های زندگی

2.89

2.150

4.622

آسیب‌های اجتماعی

2.96

2.26

5.107

اشتیاق تحصیلی

نیرومندی

2.77

2.618

6.854

وقف خود

2.89

1.16

1.34

جذب

2.60

1.34

1.79

 

طبق جدول مشاهده می‌گردد که مولفه‌های بعد اعتقادی، توانایی مقابله و تعامل با مشکلات، پرداختن به سجایای اخلاقی، خودآگاهی و عشق و علاقه، آسیب‌های حوزه فعالیت‌های زندگی، آسیب‌های اجتماعی، نیرومندی، وقف خود، جذب همگی پایین‌تر از حد متوسط می‌باشد.

تحلیل استنباطی داده‌ها

 در آمار استنباطی پژوهشگر با استفاده مقادیر نمونه آماره‌ها را محاسبه کرده و سپس با کمک تخمین و یا آزمون فرض آماری، آماره‌ها را به پارامترهای جامعه تعمیم می‌دهد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌های پژوهش از روش‌های آمار استنباطی مبتنی بر نرم افزار SPSS یعنی آزمون کولموگروف اسمیرنوف و ماتریس همبستگی پیرسون استفاده می‌شود.

 

 

 

آزمون کولموگروف - اسمرینوف

آزمون K-S یکی از مهمترین آزمون‌های آماری در نرم افزار SPSS محسوب می‌شود. در انتخاب یک آزمون باید تصمیم بگیریم که آیا از آزمون‌های پارامتریک استفاده کنیم یا آزمون‌های ناپارامتریک. یکی از اصلی‌ترین ملاک‌ها برای این انتخاب انجام آزمون کولموگروف-اسمیرنوف است. آزمون کولموگروف-اسمیرنوف نرمال بودن توزیع داده‌ها را نشان می‌دهد.

آزمون نرمال بودن متغیرها

متغیر

Sig

مقدار خطا

هوش معنوی

064/0

05/0

مهارت سازشی

057/0

05 /0

اشتیاق تحصیلی

064/0

05 /0

 

همان‌طور که جدول بالا نشان می‌دهد متغیرهای هوش معنوی، مهارت سازشی و اشتیاق تحصیلی دارای توزیع نرمال می‌باشند. چون مقدار سطح معنی داری آنها از سطح 5% تجاوز کرده است. لذا باید از آزمون‌های پارامتریک استفاده نمود. فلذا از آزمون همبستگی پیرسون باید استفاده نمود.

بررسی فرضیه فرعی اول

فرضیه فرعی اول عبارت بود از اینکه بین مولفه‌های هوش معنوی با مهارت‌های سازشی رابطه وجود دارد.

جدول ضرایب همبستگی بین مولفه‌های هوش معنوی و مهارت‌های سازشی

متغیرها

ضرایب همبستگی

 

1

2

3

4

5

1- بعد اعتقادی

00/1

 

 

 

 

2- توانایی مقابله و تعامل با مشکلات

 

00/1

 

 

 

3- پرداختن به سجایای اخلاقی

 

 

00/1

 

 

4- خودآگاهی و عشق و علاقه

 

 

 

00/1

 

مهارت‌های سازشی

612/0**

571/0**

594/0**

588/0**

00/1

** معناداری در سطح 01/0

 این جدول مقادیر ضریب همبستگی پیرسون و ضریب پیش‌بینی را نشان می‌دهد. مقدار ضریب همبستگی پیرسون برای همبستگی مولفه‌های هوش معنوی با مهارت‌های سازشی برابر است با 612/0، 571/0، 594/0، 588/0 که اشاره دارد به همبستگی ساده بین دو متغیر و به عبارتی شدت همبستگی بین دو متغیر را نشان می‌دهد. که حاکی از رابطه مستقیم و معنی دار مولفه‌های هوش معنوی با مهارت‌های سازشی است.

 

فرضیه فرعی دوم

فرضیه فرعی دوم عبارت بود از اینکه بین مولفه‌های هوش معنوی با اشتیاق تحصیلی رابطه وجود دارد

جدول ضرایب همبستگی بین متغیرهای هوش معنوی و اشتیاق تحصیلی

متغیرها

ضرایب همبستگی

 

1

2

3

4

5

1- بعد اعتقادی

00/1

 

 

 

 

2- توانایی مقابله و تعامل با مشکلات

 

00/1

 

 

 

3- پرداختن به سجایای اخلاقی

 

 

00/1

 

 

4- خودآگاهی و عشق و علاقه

 

 

 

00/1

 

اشتیاق تحصیلی

598/0

554/0

609/0

623/0

00/1

** معناداری در سطح 01/0 * معناداری در سطح 05/0

 این جدول مقادیر ضریب همبستگی پیرسون و ضریب پیش‌بینی را نشان می‌دهد. مقدار ضریب همبستگی پیرسون برای همبستگی مولفه‌های هوش معنوی با اشتیاق تحصیلی به ترتیب برابر است با 598، 554/0، 609/0، 623/0 که اشاره دارد به همبستگی ساده بین دو متغیر و به عبارتی شدت همبستگی بین دو متغیر را نشان می‌دهد. که حاکی از رابطه مستقیم و معنی دار مولفه‌های هوش معنوی با اشتیاق تحصیلی است.

فرضیه اصلی

فرضیه اصلی پژوهش عبارت بود از اینکه مولفه‌های هوش معنوی (تفکر کلی و بعد اعتقادی، خود آگاهی و عشق و علاقه، توانایی مقابله و -تعامل با مشکلات، پرداختن به سجایای اخلاقی) و مهارت‌های سازشی با اشتیاق تحصیلی در دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهرستان خرم‌آباد، رابطه معنادار دارد مبتنی بر جدول ذیل داریم:

 

 

 

جدول ضرایب همبستگی بین متغیرهای هوش معنوی، مهارت‌های سازشی و اشتیاق تحصیلی

متغیرها

ضرایب همبستگی پیرسون

 

 

 

1

2

3

4

5

6

7

1- بعد اعتقادی

00/1

 

 

 

 

 

 

2- توانایی مقابله و تعامل با مشکلات

452/0

00/1

 

 

 

 

 

3- پرداختن به سجایای اخلاقی

381/0

352/0

00/1

 

 

 

 

4- خودآگاهی و عشق و علاقه

419/0

467/0

439/0

00/1

 

 

 

5-آسیب فعالیت‌های زندگی

452/0

438/0

467/0

459/0

00/1

 

 

6-آسیب‌های اجتماعی

 

 

 

 

 

00/1

 

7-اشتیاق تحصیلی

553/0**

**574/0

**569/0

**589/0

591/0

608/0

00/1

** معناداری در سطح 01/0 * معناداری در سطح 05/0

مقدار ضریب همبستگی پیرسون برای همبستگی مولفه‌های هوش معنوی و مهارت‌های سازشی با اشتیاق تحصیلی به ترتیب برابر است با 0.553، 574/0، 0.569 و 0.589 و 0.591 که اشاره دارد به همبستگی ساده بین دو متغیر و به عبارتی شدت همبستگی بین دو متغیر را نشان می‌دهد. همان طور که از مقدار همبستگی پیرسون بین دو متغیر نمایان است، بین متغیر هوش معنوی و مهارت‌های سازشی با اشتیاق تحصیلی همبستگی در حد بالا (مستقیم) وجود دارد.

 

 بحث و نتیجه‌گیری

فرضیه اول: مولفه‌های هوش معنوی (تفکر کلی و بعد اعتقادی، خود آگاهی و عشق و علاقه، توانایی مقابله و -تعامل با مشکلات، پرداختن به سجایای اخلاقی) و مهارت‌های سازشی با اشتیاق تحصیلی در دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهرستان خرم‌آباد، رابطه معنادار دارد.

نتایج حاصل از آزمون ضریب همبستگی پیرسون حاکی از آن است که بین متغیر هوش معنوی و مهارت‌های سازشی با اشتیاق تحصیلی همبستگی در حد بالا (مستقیم) وجود دارد.

با توجه به انتظارات نظری پژوهش در تبیین رابطه بین هوش معنوی با اشتیاق تحصیلی باید بیان داشت دانش آموزان با هوش معنوی بالا از طریق این احساس که خداوند آنها را دوست دارد، حامی آنهاست باعث می‌شود که آنها از خودکارامدی بالاتری نسبت به دیگر گروه‌ها برخوردار باشوند. هوش معنوی در دانش‌آموزان احتمالا، نوعی احساس کنترل و کارامدی به آنها می‌دهد که ریشه خدایی دارد و می‌تواند کاهش یافتگی کنترل شخصی را جبران نماید و در نتیجه پشتکار و اشتیاق تحصیلی در آنها تقویت می‌گردد. همچنین از آنجا که اعتقادات و نگرش‌های مذهبی با حل کردن تعارض‌های ارزشی اساسی انسان و تأثیر بر ابعاد مختلف زندگی او می‌تواند به عنوان نیرویی حامی، موجب کاهش فشارهای روانی و افزایش عزت نفس و اشتیاق تحصیلی شود.

تبیین احتمالی دیگر می‌تواند به این نحو باشد که دانش آموزان دارای هوش معنوی به دلیل این باور که خداوند حامی آنها در تمامی زمینه‌ها از جمله در امر تحصیل می‌باشد، علی رغم وجود شرایط ناگوار محیطی قادر به تطابق موفقیت آمیز هستند و به خود روحیه و امید می‌دهند و اشتیاق تحصیلی در آنها فزونی می‌یابد. اغلب دانش آموزان به دلیل باورهای مذهبی خاص و هوش معنوی فعالیت‌های خود را با امید و انتطاراتی خاص جهت نیل به بالاترین سطح آغاز می‌نمایند و بیشتر آنها به پیشرفت خود، رسیدن به برتری و به دست آوردن مسئولیت‌ها و موفقیت‌ها بها می‌دهند و برای رسیدن به آنها از انگیزش کافی نیز برخوردار خواهند شد.

دانش آموزانی که دارای هوش معنوی قوی‌تر هستند، بر بهبود مهارت‌های خود، متبحر شدن در یادگیری و کسب دانش جدید تأکید دارند با به عبارت دیگر اهداف تبحری دارند. هوش معنوی به دلیل تقویت خودباوری دانش‌آموزان موجب علاقه مندی درونی به مطالب و تکالیف درسی، ارزش دهی و اهمیت به آنها، وجود عاطفه مثبت و فقدان عاطفه منفی نظیر ناامیدی، اضطراب و خشم هنگام انجام تکالیف درسی و یادگیری می‌گردد.

هوش معنوی به واسطه سؤال سازی در رابطه با مسایل بنیادی در زندگی و کمک به پذیرش تحول و تغییر در زندگی دانش آموزان را قادر می‌سازد تا به فعالیت‌ها و نحوه عملکرد هایشان مفهومی وسیع‌تر، غنی‌تر، پربارتر و پرمعناتر ببخشند. همچنین با کمک آن بر معنای اعمالشان آگاه شده و دریابند کدامیک از اعمال و رفتارهایشان از ارزش بیشتری برخوردارند و کدام مسیر در زندگی شان والاتر و شایسته پیمودن است در این راستا آنها به ارزش علم پی خواهند برد و اشتیاق به امر تحصیل در آنها رشد می‌یابد.

رابطه بین هوش معنوی با مهارت سازشی نیز بدین نحو تبیین می‌گردد که هوش معنوی دانش‌آموز را در جهت هماهنگی با پدیده‌های اطراف و دستیابی به یکپارچگی درونی و بیرونی یاری می‌نماید و باعث بهبود مهارت سازشی می‌شود؛ به عبارتی هوش معنوی با معنا آفرینی افزایش عملکرد را به همراه خواهد داشت. از سویی دیگر، هوش معنوی بدین جهت که خودآگاهی و انعطاف پذیری به دانش آموزان می‌دهد و دیدی کلی در مورد زندگی و تجارب و رویدادها برای آنان به وجود می‌آورد می‌تواند سبب افزایش مهارت سازشی دانش‌آموزان شود؛ در واقع، هوش معنوی به عنوان عواملی که فرا درونی و فرامرزی است و با سؤالات هستی و تعالی در ارتباط است، می‌تواند به‌عنوان یک ظرفیت برای تصمیم‌گیری مهم و اندیشه در موضوعات وجودی استفاده شود و به دانش‌آموز انگیزه دهد و موجبات تلاش و کوشش و نهایتا بهبود مهارت سازشی را در آنان فراهم آورد.

در تبیین احتمالی دیگر می‌توان بیان داشت از آنجا که تمرین‌های معنوی، آگاهی و نگرش نسبت به سطوح چندگانه هوشیاری (تعمق) را افزایش می‌دهند بر مهارت سازشی دانش آموزان تاثیرگذار می‌باشد. از دیگر سو، هوش معنوی با فراهم نمودن یک چارچوب جهت تفسیر و تحلیل تجربه‌های زندگی و بالتبع با فراهم نمودن انسجام وجودی، در ارتقای مهارت دانش آموزان تلاش می‌نماید. به عبارتی دیگر، هوش معنوی با منسجم نمودن باورها و اعتقادات دانش آموزان موجب می‌گردد زندگی برای آنها دارای معنا و مفهوم باشد و به آینده امیدوار و خوش بین باشند و جهت رسیدن به موفقیت از جمله موفقیت تحصیلی و بهبود عملکرد تحصیلی تلاش نمایند



[1] Cognitive Achivement

[2] Behavioral Achivement

[3] Emotional Achivement

[4] The argument intelligence

[5] Stevens

[6] The sacred

[7] High consciousness

[8] The argument intelligence

[9] Zohar and Marshall

[10] Velman

[11] family structure

Amram, Josph (Yosi). (2005). Intelligence Beyond IQ: The contribution of emotional and spiritual intelligences to effective business leadership, institute of transpersonal psychology.
Ebrahimzadeh, Alireza. (1385). Effective factors in the academic progress of students. Tarbiat Monthly 8.
Eid, N., Arnout, B., Almoied, A. (2020). Leader’s spiritual intelligence and religiousness: Skills, factors affecting, and their effects on performance (a qualitative study by grounded theory). Journalof Public Affairs, Vol 21, Issue 1.
Koh Banani, Shahin. (2018). The relationship between emotional intelligence and spiritual intelligence with life satisfaction in highly intelligent female high school students of Birjand city, master's thesis of Islamic Azad University, Qaynat branch.
Kordafshari, Fatemeh. (2018). Examining the academic involvement of third year high school students based on the ranking of their teaching style. Master's thesis, Ferdowsi University.
Moini Karbkandi, Mansoura; Tabarsa, Gholam Ali. (2018). Investigating the dimensions of spiritual intelligence with job burnout, scientific research paper, volume 4, number 4.
Naami, A., Piriaei, B., (2012), the attitude of master's students in curriculum planning towards their field of study and its role in their academic involvement. Master's thesis. Ferdowsi University.
Parhiz, Seyyedah Mahdia. (2017). The relationship between academic engagement and locus of control with academic burnout in students. Master's thesis. Central Tehran Azad University.
ShoariNejad, Ali Akbar. (2014). Psychology of education and teaching. Tehran: Information Publications.
Vaughan, f. (2003). What is spiritual intelligence? journal of numanisti psychohogy, vol 42, 23-6
Zohor, D., & marsholl, 1.(2018). SQ: spiritual intelligence: the ultimate intelligence. New York: NY, USA: Bloomsbury.

  • تاریخ دریافت 19 دی 1403
  • تاریخ انتشار 01 فروردین 1402