فصلنامه پیشرفتهای نوین در مدیریت آموزشی

فصلنامه پیشرفتهای نوین در مدیریت آموزشی

پیش بینی تفکر خلاق براساس سبک های یادگیری و ذهنیت فلسفی در دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهر یزد

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 کارشناسی ارشد مشاوره و راهنمایی، دبیر آموزش و پرورش ، یزد، ایران
2 کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی، دبیر آموزش و پرورش، یزد، ایران
چکیده
پژوهش حاضر بدنبال پیش بینی تفکر خلاق براساس سبک های یادگیری و ذهنیت فلسفی در دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهر یزد در سال1401بوده است. تحقیق موجود یک تحقیق توصیفی از همبستگی است جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر یزد در سال 1401 که به تعداد 1852 نفر میباشند. روش نمونه گیری از نوع تصادفی خوشه ای و براساس جدول مورگان می باشد. به این صورت که از بین دبیرستان های دخترانه شهر یزد 10 دبیرستان دخترانه انتخاب و از هر دبیرستان دردوره دوم 3 کلاس و از هر کلاس 10 یا 15 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شد که جمعا 335 نفر میباشند.ابزار این پژوهش پرسشنامه تفکر خلاق ولچ و همکاران(2002) ، پرسشنامه ذهنیت فلسفی اسمیت (1965)، پرسشنامه سبک های یادگیری کلب (1985) بوده است. نتایج این پژوهش با استفاده از ضریب رگرسیون نشان داد تفکر خلاق براساس سبک های یادگیری واگرا، همگرا، انطباق دهنده؛ جذب کننده و پیش بینی کننده ذهنیت فلسفی میباشد
کلیدواژه‌ها

مقدمه

سبک یادگیری دانش آموز از عوامل موثر در یادگیری و حل مسئله  است که جزو ویژگی های فردی یادگیرندگان نیز محسوب می شود . سبک یادگیری عبارتست از رفتارهای معین شناختی، عاطفی و روانی اجتماعی که به عنوان شاخصهای نسبتاً پایدار در زمینه نحوه ادراک، تعامل و واکنش نسبت به محیط یادگیری به کار می روند(ذوقی و براون و همکاران[1]، 2017) و در واقع  ترکیب روش های شناختی، عاطفی و فیزیولوژیک است که بوسیله آنها افراد به بازیابی، سازماندهی، پردازش و یاد آوری اطلاعات می پردازند.(بوید و همکاران، 2017)

سبک های یادگیری بوسیله بسیاری از صاحبنظران به عنوان یکی از عوامل موفقیت در تحصیلات عالی معرفی شده اند. اگرچه عموماً چنان تلقی می شود که دانش آموزان می توانند با آگاهی از سبک های یادگیری شان موفقیت بیشتری در تحصیل بدست آورند لیکن همه دانش آموزان نیز از ویژگی های سبک یادگیری خود آگاهی ندارند. در دهه های اخیر سبک های یادگیری به عنوان عامل مهم فردی در تسهیل یادگیری در نظر گرفته می شود و پژوهشهای بسیاری در مورد آن انجام شده است . در این پژوهشها سبک های یادگیری کلب(1984) بسیار مورد توجه قرار گرفته است. کلب براساس نظریات دیویی، لوین وپیاژه یک چرخه چهار مرحله ای به نام چرخه یادگیری تجربه ای بنا نهاده است که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. متغیر دیگر دخیل در توانایی حل مساله، داشتن تفکر و ذهنیت فلسفی  است رونا و لیرهم (2014) معتقدند که فلسفه می تواند چارچوب و روشی را برای تفکر ارائه دهد و توانایی های تفکر  افراد را گسترش دهد و بین فکر و عمل یگانگی ایجاد کند. از آن جایی که تفکر یکی از مسائل اساسی تربیت است لذا برای پرورش آن ابزارهایی لازم است یکی از این ابزارها داشتن ذهنیت فلسفی است که افراد را در تفکر صحیح و منطقی کمک می کند.(اسمیت ، 1965؛ به نقل از مرعشی و همکاران، 1392)

بهشتی(1394) معتقد است  ذهنیت فلسفی یعنی توانایی ها و آمادگی های فرد برای ارزش گذاری و قضاوت صحیح و عادت به تفکر خلاق و نقاد. به اعتقاد اسمیت(1965) ذهنیت فسلفی می تواند به عنوان وسیله ای برای کمک به افراد در تفکر لحاظ شود(جعفری کلانه آببادی و ابوترابی، 1394) ذهن فلسفی فرد را آماده می کند تا با تفکر درست و منطقی پدیده ها را شناسایی کند. دانش آموزانی که خودپنداره تحصیلی بالایی دارند به نوعی دارای طرز فکر فسلفی نیز هستند و براساس ذهنیت خویش ادراکات خود را توسعه می دهند و توجه خود را محدود به امر معینی نمی کنند. این گونه است که ذهنیت فلسفی دانش آموزان را می توان از طرز تفکر، نحوه مواجهه با مسائل و گرایش و خصوصیات فکری آنان شناخت که در جنبه های رفتاریشان مشاهده می شود . در این میان قشر دانش آموزان به واسطه اینکه آینده سازان جامعه هستند از آن ها انتظار می رود تا در برخورد با مسائل مختلف اجتماعی و سیاسی و... صبر و حوصله بیشتری به خرج دهند و با تامل و تفکر  به حل مسائل اقدام نمایند.

برخی از پژوهشگران معتقدند که ذهنیت فلسفی یک عامل موثر در مسیر موفقیت دانش آموزان است(آلن و رابینز، 2018) که تحت تاثیر تفکر خلاق می باشد. در واﻗﻊ ﺑﺎ  دانش آموزان با ﺑﻬﺮه ﮔﻴﺮی  از ﺗﻔﻜﺮ ﺧﻼق ﻗﺎدر ﺧﻮاﻫند ﺑﻮد ﺑﻪ آن دﺳﺘﻪ از ﺗﺤﻮﻻت اﺳﺎﺳﻲ ﻛﻪ ﻣﺪارس  ﺑﺮای ﺗﻮﺳﻌﺔ آﻣﻮزش ﺑﻪ آن ﻧﻴﺎز دارﻧﺪ دﺳﺖ ﻳﺎبند(ﺣﺎﺋﺮی زاده و ﻣﺤﻤﺪﺣﺴﻴﻦ،  1393) منظور از تفکر خلاق نوعی از تفکر است که منجر به دیدگاه های جدید، رویکردهای نوظهور، دور نماهایی تازه و راه های جدیدی برای فهم و درک اشیاء و موقعیتها می شود.(فاسیونی، 2016)

تفکر خلاق در ﮔﺬﺷﺘﻪ پدیده ای ﻣﺘﺮادف ﺑﺎ ﻧﺒﻮغ ﺗﻠﻘﻲ می ﺷﺪ، اﮔﺮﭼﻪ در اواﻳﻞ ﻗﺮن ﺑﻴﺴﺘﻢ اﻳﻦ ﺗﻔﻜﺮ رﻧﮓ ﺑﺎﺧﺖ، اﻣﺎ ﻧﺰدﻳﻚ ﺑﻪ ﻧﻴﻢ ﻗﺮن ﻃﻮل ﻛﺸﻴﺪ ﺗﺎ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻋﻠﻤﻲ و دﻗﻴﻖ ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻗﺮار ﮔﻴﺮد رﻫﺒﺮی اﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎن ﻋﻠﻤﻲ را ﮔﻴﻠﻔﻮرد ﺑﻪ ﻋﻬﺪه داﺷﺖ او ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮد ﻛﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺧﻼق ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻏﻠﺐ رﻓﺘﺎرﻫﺎ ﻧﻤﺎﻳﺎﻧﮕﺮ ﺗﻌﺪاد زﻳﺎدی ﻣﻬﺎرﺗﻬﺎی ﻗﺎﺑﻞ ﻳﺎدﮔﻴﺮی اﺳﺖ .ممکن اﺳﺖ از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﻮارث ﻣﺤﺪودﻳﺘﻬﺎﻳﻲ در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ وجود داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، اما میﺗﻮان از ﻃﺮﻳﻖ آﻣﻮزش در ﻗﺎﻟﺐ اﻳﻦ ﻣﺤﺪودﻳﺘﻬﺎ، ﻣﻬﺎرﺗﻬﺎ را ﮔﺴﺘﺮش داد.(ﺳﺎم ﺧﺎﻧﻴﺎن و ﻫﻤﻜﺎران، 1391). از مهمترین وﻳﮋﮔﻴﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺮای اﻓﺮاد با تفکرﺧﻼق ذﻛﺮ شده، می توان به تحمل اﺑﻬﺎم، رواﻧﻲ اﻧﺪﻳﺸﻪ، انعطافپذﻳﺮی، اﺑﺘﻜﺎر، ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﺑﺮای اﻳﺠﺎد ﺗﻌﺎرﻳﻒ ﺟﺪﻳﺪ از ﻣﺸﻜﻼت و ﺣﺴﺎس ﺑﻮدن ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺸﻜﻼت و داشتن انگیزه پیشرفت اﺷﺎره ﻛﺮد (ﺟﻌﻔﺮی، 1394). همچنین از آﻧﺠﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺷﺮط ﻣﻬﻢ ﺑﺮای رﺷﺪ و ﺷﻜﻮﻓﺎﻳﻲ ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ای وجود دانش آموزان آﮔﺎه، ﻛﺎرآﻣﺪ و ﺧﻼق اﺳﺖ، ﻟﺬا ﭘﺮورش و ﺗﻘﻮﻳﺖ اﻧﮕﻴﺰه ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ سبب اﻳﺠﺎد اﻧﺮژی و ﺟﻬﺖ دﻫﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ رﻓﺘﺎر، ﻋﻼﻳﻖ و ﻧﻴﺎزﻫﺎی اﻓﺮاد در راﺳﺘﺎی اﻫﺪاف ارزﺷﻤﻨﺪ و ﻣﻌﻴﻦ ﻣﻲ ﺷﻮد. با توجه به مطالب مطرح شده، پژوهش حاضر به بررسی این سوال می پردازد که آیا تفکر خلاق براساس سبک های یادگیری و  ذهنیت فلسفی در دانش آموزان مقطع دوم متوسطه پیش بینی می شود ؟

روش  پژوهش

تحقیق حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر یزد در سال 1401 که به تعداد 1852 نفر می باشند.روش نمونه گیری از نوع تصادفی خوشه ای و براساس جدول مورگان می باشد. به این صورت که از بین دبیرستان های دخترانه شهر یزد  10 دبیرستان دخترانه انتخاب و از هر دبیرستان  دردوره دوم  3 کلاس و از هر کلاس  10 یا 15 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شد که جمعا 335 نفر میباشند.

یافته های پژوهش

جدول 1. آماره‌های توصیفی متغیرهای پژوهش

متغیر

تعداد

میانگین

انحراف معیار

کمترین

بیشترین

تفکر خلاق

335

70/21

32/6

69

138

سبک یادگیری واگرا

335

90/21

84/5

39

137

سبک یادگیری همگرا

335

05/21

86/5

28

136

سبک یادگیری انطباق یابنده

335

45/20

13/6

81

136

سبک یادگیری جذب کننده

335

74/18

15/5

19

133

ذهنیت  فلسفی

335

84/103

91/27

46

177

 

 

جدول 2. بررسی رابطه تفکر خلاق و سبک یادگیری واگرا

متغیر

تفکر خلاق

سبک یادگیری واگرا

ضریب همبستگی پیرسون[2]

p-مقدار

فراوانی

نوع رابطه

253/0

003/0

335

افزایشی

جدول 3.بررسی رابطه تفکر خلاق و سبک یادگیری همگرا

متغیر

تفکر خلاق

سبک یادگیری همگرا

ضریب همبستگی پیرسون

p-مقدار

فراوانی

نوع رابطه

237/0

004/0

335

افزایشی

 

جدول 4. بررسی رابطه تفکر خلاق و سبک یادگیری جذب کننده

متغیر

تفکر خلاق

سبک یادگیری جذب کننده

ضریب همبستگی پیرسون

p-مقدار

فراوانی

نوع رابطه

273/0

001/0

335

افزایشی

 

 جدول 5. بررسی رابطه تفکر خلاق و سبک یادگیری انطباق دهنده

متغیر

تفکر خلاق

سبک یادگیری انطباق دهنده

ضریب همبستگی پیرسون

p-مقدار

فراوانی

نوع رابطه

248/0

002/0

335

افزایشی

 

 

جدول 6. بررسی رابطه تفکر خلاق و ذهنیت فلسفی

متغیر

تفکر خلاق

ذهنیت فلسفی

ضریب همبستگی پیرسون

p-مقدار

فراوانی

نوع رابطه

211/0

009/0

335

افزایشی

 بحث و نتیجه گیری

فرضیه اصلی پژوهش" تفکر خلاق براساس سبک های یادگیری و ذهنیت فلسفی در دانش آموزان مقطع دوم متوسطه پیش بینی می شود"

نتایج  حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان می‌دهد تفکر خلاق براساس سبک های یادگیری واگرا، همگرا، انطباق دهنده و جذب کننده و ذهنیت فلسفی پیش بینی می شود.

نتایج این پژوهش با پژوهش های گرکانی و کامیابی(1399)، جوادی علمی و همکاران(1399)، کیانی و کریمیان پور(1398)، ابراهیمی بخت و همکاران(1397)، نصیری (1397)، حاجی شمسایی و همکاران(1392)، پااولسن و همکاران (2019)، کوکسکا و همکاران(2018)، کامرفورد و دان(2017)، بالکیس(2013)، آزادی ده بیدی(1397) ، باتلربرنرزو همکاران(2019)، فردریکز و همکاران(2018) همسو و همخوان می باشد.

در تبیین این فرضیه می توان گفت همه پیشرفت های شگفت انگیز انسان در دنیای امروز زاییده یادگیری است و وظیفه یاددهی و بهبود آن، محور فعالیت تمام نهادهای آموزشی است. اعتبار یک نظام آموزشی وابسته به میزان یادگیری فراگیران آن است. یادگیری یک متغیر بسیار پیچیده است که عوامل متعددی مثل هوش، انگیزه، محیط مناسب، عوامل خانوادگی، اجتماع، کیفیت آموزشگاه، کیفیت مربی و ... درآن تاثیر می گذارند. علاوه براین عوامل فاکتور دیگر موثر بریادگیری فراگیران، سبک های یادگیری انان است که فراگیران آنها را همچون دیگر توانایی ها، از راه تجربه و یادگیری به دست می آورند و هر فرد متناسب با سبک یادگیری خود مطالب را اخذ می کند. بنابراین آگاهی از ماهیت و انواع سبک های یادگیری و نوع سبک یادگیری مورد استفاده دانش آموزان از یک طرف به معلمین کمک می کند تا به دانش آموزان در استفاده بهینه از انواع سبک های یادگیری مختلف کمک می کنند و از طرف دیگر معلمین می توانند روش آموزش خود را متناسب با سبک دانش آموزان خویش تغییر داده تا به بالاترین بازدهی آموزشی دست پیدا کنند.

براساس نظریه کلب(1991) افراد دارای سبک یادگیری واگرا افرادی مبتکر و دارای قوه تخیل قوی هستند. این افراد در انتشار افکار خود، عملکرد بسیار خوبی دارند، با دیگران تعامل داشته و از زوایای مختلف به یک تجربه یا رویداد می نگرند. افراد دارای این سبک یادگیری همگرا ایده های کاربردی دارند، حلال مسایل و تصمیم گیر هستند. آنها ترجیح می دهند به جای افراد با اشیاء کار کنند و تمایل به گرفتن تصمیمات سریع دارند. افراد بایادگیری جاذب اگرچه همه ایده هایشان عملی نیست لیکن می توانند مدل ها و نظریه هایی در مورد تجارب واقعی خود خلق نمایند. آنها ترجیح می دهند از طریق مطالعه، شنیدن، مشاهده و بازتاب دادن در یادگیری شرکت نمایند. این افراد با یادگیری انطباقی به دنبال فرصت هایی هستند که مستلزم عمل و خطر پذیری باشد. آنها از آزمون و خطا لذت می برند و به طریق تجربی به یادگیری روی می آورند و سرزندگی تحصیلی بیشتری دارند همچنین سبک یادگیری همگرا که یک شیوه یادگیری آنها مفهوم سازی انتزاعی + آزمایشگری فعال است. در کاربرد عملی اندیشه‏ها قوی است. در مواقعی که یک پاسخ درست موجود است (مثل آزمون­های هوش) عملکرد خوبی دارد. می­تواند استدلال فرضیه‏ای قیاسی را در مورد مسائل خاص متمرکز سازد. غیر هیجانی است. ترجیح می‏دهد با اشیاء کار کند تا با آدم‏ها. علاقه‏های محدودی دارد و کسب تخصص در علوم فیزیکی را ترجیح می‏دهد. بسیاری از مهندسان دارای این سبک یادگیری هستند. سبک یادگیری جذب کننده نیز شیوه یادگیری آنها مفهوم سازی انتزاعی و مشاهده تأملی است. در ابداع الگوهای نظری بسیار قوی است. در استدلال استقرایی بسیار قوی است. بیشتر به مفهوم‏های انتزاعی علاقه مند است تا به مردم. به استفاده عملی از نظریه‏ها جندان علاقه مند نیست. جذب علوم پایه و ریاضیات می‏شود. اغلب در یخش‏های پژوهشی و برنامه ریزی کار می‏کند.سبک یادگیری انطباق یابنده یک شیوه یادگیری آنها تجربه عینی و آزمایشگری فعال است. بیشترین توانایی را در انجام کارها دارد. به سرعت می‏تواند خود را با امور فوری و فوتی وفق دهد. مسائل را به طور شهودی حل می‏کند. برای کسب اطلاعات به دیگران متکی است.

توجه به سبک های یادگیری می تواند تجربیات فراگیران را تغییر دهد به عبارت دیگر اگر در فرایند یادگیری وتدریس بتوان سبک های شناختی و یادگیری افراد را در نظر گرفت فرایند یادگیری را با آن تطبیق داد، فرد موفقیت بیشتری تجربه نموده و از یادگیری خود احساس رضایت بیشتر و در نتیجه احساس اعتماد به نفس بیشتری خواهد کرد زیرا سرزندگی تحصیلی به پاسخ مثبت، سازنده و انطباقی به انواع چالش ها و موانعی که در عرصه مداوم و جاری تحصیلی تجربه می شوند اشاره دارد بنابراین سبک های یادگیری دانش آموزان یک روش ترجیحی، عادی و منحصربه فرد بوده که برای جذب، پردازش و نگهداری اطلاعات و مهارت های جدید مورد استفاده قرار می گیرد. اکثرتحقیقات نشان داده اند که جور بودن شیوه تدریس معلمین با سبک یادگیری دانش آموزان باعث تقویت تفکر خلاق گردیده است.

همچنین درﺧﺼﻮص ذﻫﻦ ﻓﻠﺴﻔﯽ باید گفت ﮐـﻪ  ﺗﻔﮑﺮ ﻣﻨﻄﻘﯽ اﺳﺎس ﮐﺎر ﻓﺮد اﺳﺖ و ﻓﺮد ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺗﻔﮑﺮ ﻣﻨﻄﻘﯽ از ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺗـﺎ ﭘﯿـﺪا ﮐﺮدن راه حل ﻫﺎی ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮای ﻣﺸﮑﻼت ﭘﯿش ﺑﺮود و اﯾﻦ ﮐﺎر اﻣﮑﺎن ﭘـﺬﯾﺮ ﻧﯿﺴـﺖ ﻣﮕـﺮ اﯾﻦ ﮐﻪ از ﺧﺼﻮﺻﯿﺎت ﺗﻔﮑﺮ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷد. ﺗﻔﮑﺮ ﻣﻨﻄﻘـﯽ ﺣﺎﺻـﻞ داﺷـﺘﻦ ذﻫـﻦ ﻓﻠﺴﻔﯽ اﺳﺖ. بی شک لازمۀ رشد فکری دانش آموز، حضور ویژگی هایی نظیر بـاز بـودن دریچـه هـای فکری، گستردگی افق اندیشه، گشودگی فضای اندیشه و انعطاف پذیری است تا برمبنای این خصوصیات، توانایی بررسی اندیشه هـای گونـاگون را در خـود بیابـد. پـس اگـر فلسـفه را اندیشیدن و دانش آموز را موجودی کاوشگر بدانیم، آنگاه طی فرآیند کاوش برای حل مسئلۀ ریاضی، دانش آموز ژرف اندیشی، استدلال، قضاوت و همچنـین تعامـل و احتـرام بـه عقایـد دیگران را می آموزد. یکی از اهداف اصلی آموزش و یادگیری، رشد توانایی برای حل دامنـۀ وسیعی از مسائل پیچیده است. آموزش ریاضیات در تحقـق ایـن امـر نقـش محـوری دارد. دانش آموزِ دارای ذهن فلسـفی در حـل مسـئلۀ ریاضـی بـا فهـم تفـاوت میـان متضـادها و متناقضات کامل مـی توانـد مسـائل را بیشـتر چندجانبـه ببینـد تـا دوجانبـه. وی تعـدادی از انتخابها را در نظر دارد و مایل اسـت تـا برحسـب فرضـیه هـایی کـه از پشـتیبانی خـوبی برخوردارند اقدام نماید و میداند «بدون یقین» و در عین حال بدون تردید چگونـه بـه حـل مسائل بپردازد.

ذهنیت فلسفی نوعی التزام یا حالت ذاتی ، نمایی از رفتار می باشد در واقع ذهنیت فلسفی، فراهم ساختن فرصتی در برنامه آماده سازی یک مدیر است تا بتواند ملاحظات متفکرانه قضاوتهای پرورش یافته در دیگران را خوب جلوه دهد ، نه اینکه به مجموعه جوابهایی که برای مسائل ارزش گذاری کنند و نه صرفاً اورا در برابر پیشنهادات ساختگی واکسینه کنند و آنها را مصون دارند بلکه برای اینکه او بتواند به جریانات ارزش گذاری درست و صحیح عادت کرده و کاربرد توانایی و آمادگی اش را در این جریان تقویت نماید . این توانایی و آمادگی را میتوان " ذهنیت فلسفی " نامید و مسأله رشد یا افزایش آن در شکل کلی اش ، مسأله دائمی کمک به افراد برای تفکر است . بنابراین تفکر منطقی و صحیح یک شخص خصوصاً یک مدیر را می توان منوط به داشتن ذهنیت فلسفی او دانست . فردی که دارای ذهنیت فلسفی یا تفکر فلسفی است معمولاً به تصویر بزرگ توجه دارد  زمینه ادراکات خودرا توسعه می دهد وتوجه خود را محدود به امر معین نمی سازد ، یعنی ارتباط امر خاصی را که تا کنون در مقابل او قرار دارد با سایر امور درک می کند. به عنوان مثال: مدیرانی که اطلاعات آنها محدود به مطالعه از روش خاصی از دانسته هایشان است ، اغلب دقت خود را متوجه مشکل خاصی که در زمان حاضر با آن روبرو هستند، می نمایند . چون پایه و اساس و یا طریق معینی که به عنوان الگوی درست باشد ، را نمی دانند. ارتباط با مسائل روزانه به هدفهای دور، مستلزم بکار انداختن عقل ، تسلط بر عواطف و احساسات و مقاومت در مقابل فشار ، امری ضروری است . یعنی شخص نبایدخود را تسلیم مسأله روز کند ، بلکه با کمک عقل خود و کنترل عواطف خویش در مقابل آن مقاوم باشد . در این صورت تصمیماتی که برای حل مسأله روزانه خود اخذ می کند باتوجه به هدفهای ثابت و دور ، به مرحله اجرا در می آیند. فردی که دارای تفکر فلسفی است ، در مقابل امر واضح مقاومت می کند و آنچه که دیگران مورد سؤال قرار نمی دهند را پرسش می کند و از این راه غباری را که تمایلات شخصی و تعصب های جاهلانه بر چهره حقایق افشانده اند، پاک می کند . برای اینکه فرد  فرض یا عقیده ای را مورد تردید قرار دهد ، باید از نقطه ای شروع کند، زیرا تعصب های جاهلانه به این سادگی کنار نمی روند.     فردی که دارای ذهن فلسفی است ، علاوه بر آنکه در مقابل امور مختلف حالت استفهام و تردید به خود می گیرد، در هرموقعیتی می کوشد تا نکات اساسی و تصورات عمده و مؤثر در حل مسائل را درک کند . برای همین منظور  طرح سؤالاتی که بهتر بتواند این نکات اساسی را روشن و ظاهر سازد،  لازم به نظر می رسد .معمولاً افراد در اجرای کارهای روزمره زندگی ، چه مربوط به حرفه و چه مسائل شخصی ، طرق معین و معمولی را پیش می گیرند و در برخورد با موفقیتهای مختلف از این طریق استفاده می کنند . بدون اینکه در هر موقعیت توجه به نکات و عناصر عمده داشته باشند



[1] Zoghi, Brown, Williams, Roller, Jaberzadeh, Palermo

[2]. Pearson Correlation

Abu Tarabi, R., Javidi Kalateabadi, T. (2014) Philosophical mindset and leadership style of managers in the higher education system, Master's thesis, Tehran Azad University, North Branch
Afshar, M. (2017) Investigating the Philosophical Mindset of the Managers of the Ministry of Manpower on Stressing Employees, Tehran, South Islamic Azad University
Atkinson Rita L. (2008) Hilgard's field of psychology, translator: Rafiei, Hassan. Tehran: Arjmand Publications
Baris, M. F., & Tosun, N. (2011). E-portfolio in lifelong learning applications. Procedia Social and Behavioral Sciences, 28, 522-525. Doi:10.1016/j.sbspro. 2011.11.100
Batteson, T. & Tormey, R. (2015). “Academic buoyancy in second level schools: insights from Ireland”. Journal of Social and Behavioral Sciences, 197, 98-103.
Biabangard S. 2016.Correlation among self-concept, motive and student advance academic. Psychol Cogn Sci;5:130-43. [Persian]
Boyde M, Tuckett A, Peters R, Thompson DR, Turner C, Stewart S. Learning style and learning needs of heart failure patients (The Need2Know-HF patient study). Eur J CardiovascNurs. 2017 Dec;8(5):316-22.
Brewer, T.M. (2012). Integrated curriculum: what benefit?. Arts education policy review. 103. (4). P:31-36.
Bukani, N. (2014) The relationship between philosophical mindset and emotional intelligence of managers with organizational health, Tehran, Islamic Azad University of the Center
Burrows PL.( 2010).An examination of the relationship among affective, cognitive, behavioral, and academic factors of student engagement of 9th grade students. [dissertation]. Eugene, Oregon: University of Oregon.
Cabrera, N., & Padilla, A.M. (2014). Entering and Succeeding in the "culture of college, Journal of Behavioral Sciences, 26(2), 152-175.
Campbell, L., & Barlow, D.H. (2017). Incorporating Emotion Regulation into  Conceptualizations and Treatments of Anxeity and Mood Disorders. In JJ. Gross (Ed.).
Carrington, C. C. (2013). Psycho-Educational Factors in the Prediction of Academic Buoyancy in Second Life®. ProQuest LLC.
Cheng, H. and Furnham, A. (2013). “Dimension of personality, domain of aspiration, and subject well-being”. Personality and Individual Differences, 34, 921-942.
Ching-Hsue, C., & Su, C.-H. (2012). A Game-based learning system for improving student's learning effectiveness in system analysis course. Procedia - Social and Behavioral Sciences, 31669-675.
Cho, E., Leen, D., Lee, JH, Bae, BH, and  Jeong, SM. (2018). Meaning in life and school adjustment: Testing the mediating effects of problem-focused coping and self-acceptance. Procedia Soc Behav Sci, 114(1), 777-781.
 Collie, R. J., Martin, A. J., Bottrell, D., Armstrong, D., Ungar, M. and  Liebenberg, L. (2016). Social support, academic adversity and academic buoyancy: a person-centred analysis and implications for academic outcomes. International Journal of Experimental Educational Psychology, 1-15.
Comerford, J.; Batteson, T. & Tormey, R. (2015). Academic buoyancy in second level schools: insights from Ireland. Journal of Social and Behavioral Sciences, 197, 98-103
D'Amore A, James S, Mitchell EK. Learning styles of first-year undergraduate nursing and midwifery students: A cross-sectional survey utilising the Kolb Learning Style Inventory. Nurse Educ Today. 2016 Sep
Dastamoz, M. Relationship between self-esteem and self-esteem with academic motivation of middle school students in Gonabad city. Master's Thesis, Khorasan Razavi University 2014 .[Persion]
Dermitzaki, I & Leandari, A & Goudas, M. (2009). Relations between young students' strategic behaviors, domain-specific self-concept, and performance in a problem-solving situation. Learning and Instruction, 19,174-157.
Dobson JL. Learning style preferences and course performance in an undergraduate physiology class. AdvPhysiol Educ. 2014 Dec;33(4):308-14.
 Dolzan, M., Sartori, R., Charkhabi, M., DePaola, F. (2015). “The effect of School Engagement on Health Risk Behaviours among High School Students: Testing the Mediating Role of Self-Efficacy”. Procedia-Social and Behavioral Sciences, 205, 608-613.
Fredericks J. A., Blumenfeld P. C.,  Paris A. H. (2004). School engagement: Potential of the concept, state of the evidence. Review of Educational Research, 74(1): 59-109.
Jahangiri, S. (2013), investigating the relationship between the philosophical mindset of elementary school principals and organizational change in Kanarak city, master's thesis in educational management, University of Sistan and Baluchistan.
Martin, A. J. (2013). “Academic buoyancy and academic resilience: Exploring ‘everyday’and ‘classic’resilience in the face of academic adversity”. School Psychology International, 34(5), 488-500.
Martin, A. J. (2014). “Academic buoyancy and academic outcomes: Towards a further understanding of students with attentiondeficit/hyperactivity disorder (ADHD), students without ADHD, and academic buoyancy itself”. British Journal of Educational Psychology, 24(1), 86-107.
Martin, A. J. (2014). “Academic buoyancy and academic outcomes: Towards a further understanding of students with attentiondeficit/hyperactivity disorder (ADHD), students without ADHD, and academic buoyancy itself”. British Journal of Educational Psychology, 24(1), 86-107.
Martin, A. J. and Marsh, H. W. (2016). “Academic resilience and its psychological and educational correlates: A construct validity approach”. Psychology in the Schools, 43(3), 267-281.
Martin, A. J., & Marsh, H. W. (2016). Academic Resilience and its psychological and educational correlates: A construct validity approach. Psychology in the Schools, 43(6), 267-281.
Martin, A. J., & Marsh, H. W. (2018). Workplace and academic buoyancy: Psychometric assessment and construct validity amongst school personnel and students. Journal of Psychoeducational Assessment, 26(null), 168-184.
Martin, A. J., & Marsh, H. W. (2018a). Academic Buoyancy: Towards an understanding of students' everyday academic resilience. Journal of School Psychology, 46(2008), 53-83.
Martin, A. J., & Marsh, H. W. (2019). Academic resilience and academic buoyancy: Multidimensional and hierarchical conceptual framing of causes, correlates, and cognate constructs. Oxford Review of Education, 35, 353-370. http://dx.doi.org/10.1080/03054980902934639.
Martin, A. J., Ginns, P., Malmberg, L. E., & Hall, J. (2013). Academic buoyancy and psychological risk: Exploring reciprocal relationships. Learning and Individual Differences, 27, 128-133.
Martin, A. J.. Colmar, S. H., Davey, L. A., & Marsh, H. W. (2015). Longitudinal modelling of academic buoyancy and motivation: do the '5Cs' hold up over time? Br J Edue Psychol, 804Pt 3), 473-496. doi: 10.1348/000709910x486376
Martin, A. J.; Colmar, S. H.; Davey, L. A. and Marsh, H. W. (2016). “Longitudinal modelling of academic buoyancy and motivation: Do the 5Cs hold up over time?”. British Journal of Educational Psychology, 80(3), 473-496.
Martin, A. J.; Ginns, P.; Brackett, M. A.; Malmberg, L. E. and Hall, J. (2013). “Academic buoyancy and psychological risk: Exploring reciprocal relationships”. Learning and Individual Differences, 27, 128-133.
Martin, A. J.; Ginns, P.; Papworth, B. and Nejad, H. (2013). “The role of academic buoyancy in Aboriginal/Indigenous students’ educational intentions: Sowing the early seeds of success for post-school education and training”. Seeding Success in Indigenous Australian Higher Education (Diversity in Higher Education, Volume 14) Emerald Group Publishing Limited, 14, 57-79.
Martin, A.J. & Marsh, H. W. (2016). Academic buoyancy and its psychological and educational correlates: A construct validity approach. Psychology in the Schools, 43(3). 267-282.
Martin, A.J. and Marsh, H.W. (2019). “Academic resilience and academic buoyancy: Multidimensional and hierarchical conceptual framing of causes, correlates and cognate constructs”. Oxford Review of Education, 35(3), 353-370.
Martin, A.J., & Marsh, H. W. (2019). Academic resilience and academic buoyancy: multidimensional and hierarchical conceptual framing of causes, correlates and cognate constructs. Oxford Review of Education, 35(3), 353-370. doi: 10.1080/03054980902934639
Martin, A.J., Colmar, S.H., Davey, L.A., & Marsh, H.W. (2017). Longitudinal modeling of academic buoyancy and motivation: Do the '5Cs' hold up over time? British Journal of Educational Psychology, 80, 473-496. DOI: 10.1348/000709910X486376.
Masten, A. S. (2017). Resilience in developing systems: Progress and promise as the fourth wave rises. Development and psychopathology, 19(03), 921-930.
Masten, A. S., Best, K. M. and Garmezy, N. (2016) 'Resilience and development: Contributions from the study of children who overcome adversity'. Development and Psychopathology, 2(04), 425-444.
Miller, S.; Connolly, P. and Maguire, LK. (2013). “Wellbeing, academic buoyancy and educational achievement in primary school students”. International Journal of Educational Research. 62, 239-248
Mir Shafiian, A. (2016), Explanation of the development of problem solving ability through teaching philosophy to children, Master's thesis in History and Philosophy of Education, Al-Zahra University, Faculty of Educational Sciences and Psychology.
Myers, D. G. (2000). “The funds, friends, and faith of happy people”. American psychologist, 55, 56-67.
Norman G. When will learning style go out of style? Adv Health SciEduc Theory Pract. 2015 Mar;14(1):1-4.
Nouri, S. and Fayaz, A. and Saif, Akbar (2012), The effect of philosophical mindset on the ability to solve mathematical problems of the third year middle school students of Hamedan city by gender, thinking and child, Research Institute of Humanities and Cultural Studies, 4(1), pp. 121-139.
O’Mara, A. J., Marsh, H. W., Craven, R. G., & Debus, R. L. (2013). Do Self-Concept Interventions Make a Difference? A Synergistic Blend of Construct Validation and Meta-Analysis. Educational Psychologist, 41, 181-206. 
Overstreet, S. and Braun, S. (2009). “A preliminary examination of the relationship between exposure to community violence and academic functioning”. School Psychology Quarterly, 14(4), 380-396
PatriciaCranton. Theoretical Foundationsof Adult Education. InPlanning Instruction forAdult Learners 2Ed.Toronto: Wall &Emerson 2000:  6-24
Pettus, K. R. (2016). The relationship of parental monitoring to community college student adjustment and achievement: differences by gender, ethnicity, parental education level, and student residence. ProQuest.
Pusic MV, Leblanc VR, Miller SZ. Linear versus web-style layout of computer tutorials for medical student learning of radiograph interpretation. AcadRadiol. 2017 Jul;14(7):877-89.
Putwain, D. W.; Connors, L.; Symes, W. and Douglas-Osborn, E. (2012). “Is academic buoyancy anything more than adaptive coping?”, Anxiety, Stress and Coping: An International Journal, 25, 349-358.
Romanelli F, Bird E, Ryan M. Learning styles: a review of theory, application, and best practices. Am J Pharm Educ. 2015 Feb 19;73(1):9.
Ryan, R. M.,  Frederick, C. M. (1997). On energy, personality and health: subjective vitality as a dynamic reflection of well-being, Personality, 65: 529-565
  Sarah, M., Paul, C., Lisa, K. (2017). Well-being, Academic buoyancy and educational achievement in primary school student. International Journal of Educational Research, (62): 239-248.
Willemsen-McBride T. Preceptorship planning is essential to perioperative nursing retention: matching teaching and learning styles. Can Oper Room Nurs J. 2015 Mar;28(1):8, 10-1, 6 passim.

  • تاریخ دریافت 11 بهمن 1401
  • تاریخ بازنگری 02 اسفند 1401
  • تاریخ پذیرش 20 اسفند 1401
  • تاریخ انتشار 01 فروردین 1402