نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
چند دهه ی گذشته، بسیاری از کشورهای جهان، در زمینه ی نداشتن آمادگی کافی نظام آموزش و پرورش خود در پرورش مهارت ها و دادن دانش لازم به شهروندان برای کار و زندگی توأم با موفقیت، در جامعه ی پیچیده ی امروزی، نگرانی های فزاینده داشته اند در واکنش به این نگرانی ها، بهبود بخشیدن به نظام آموزشی، روش های آموزشی و برنامه ریزی های آموزشی مورد توجه قرار گرفته است. در عین حال بسیاری از شیوه های آموزشی مورد قبول و متأثر از روشهای تدریس گذشته و مبتنی بر دیدگاههای سنتی رفتارگرایانه که اساساً، تدریس را «بیان» و «انتقال» واقعیتها و اطلاعات به دانش آموزان می دانند (درست مثل پرکردن لیوان خالی)، در حالی که روشهای فوق در پرورش استعداد و توانایی هایی که دانش آموزان برای زندگی روزانه ی خود به آنها نیاز دارند، ناموفق بوده است(محمدی و همکاران، 1394)
. در رویکرد یادگیری مشارکتی یادگیری برای همه دانش اموزان دلپذیر میشود، فرصت های اموزشی به طور برابر در اختیار همه شاگردان قرار میگیرد، روحیه همکاری و مشارکت تقویت گردیده و همه شاگردان کلاس به تفکر و خلاقیت فرا خوانده میشود. دانشآموزانی که از طریق یادگیری فعال به یادگیری میپردازند، بهتر یاد میگیرند و از تجربهی یادگیری لذت بیشتری نیز میبرند. یکی از مهمترین راهبردهای فعال کردن دانشآموزان در فرآیند یادگیری استفاده از گروههای مطالعه و فراهم کردن فرصت بحث و تبادلنظر است. به نظر میرسد از طریق یادگیری مشارکتی بهتر میتوان چنین فرصتی را فراهم نمود. زیرا در این روش دانشآموزان در قالب گروههای کوچک ناهمگون برای رسیدن به هدف مشترک با یکدیگر کار میکنند و تلاش مینمایند تا یادگیری خود و دیگران را به حد اکثر برسانند(گوکال[1]، 2012).
از طرف دیگر انگیزش یکی از ملزومات یادگیری به حساب میآید و چیزی است که به رفتار شدت و جهت میبخشد و در حفظ و تداوم آن به یادگیرنده کمک میکند. با این انگیزش افراد، تحرک لازم را برای به پایان رساندن موفقیتآمیز یک تکلیف، رسیدن به هدف، یا دستیابی به درجه معینی از شایستگی در کار خود دنبال میکنند تا بالاخره بتوانند موفقیت لازم را در امر یادگیری و پیشرفت تحصیلی کسب کنند (کرامتی،1394).
برای نیل به یادگیری موفقیتآمیز و مؤثر، معلمان به شاگردان برانگیخته، علاقهمند و تلاشگر نیاز دارند و خواهان چنین متعلمانی هستند. به سخن دیگر یادگیرندگانی که در فعالیتهای یادگیری و دستیابی به اهداف پرورشی، خودانگیخته و خود راهبر باشند و برای به فعالیت واداشتن آنها نیاز کمتری به مشورتها و محرکهای بیرونی و چالش معلمان وجود داشته باشد. از طرف دیگر، بیعلاقگی یا پایین بودن انگیزه دانشآموزان اغلب بر معلمان تأثیرات نامطلوب میگذارد. در واقع کـمبود انگیزش موجب تحلیل منابع و پتانسیلها و کاهش بهرهوری فرآیند تدریس یادگیری میگردد. هنگامیکه دانشآموزان علاقهای به موضوع درس ندارند، این بر شیوهی واکنش و گوش دادن آنها به معلم تأثیر میگذارد و زمانی که بسیاری از دانشآموزان بر این باور باشند که قـادر به گـذراندن درس نیستند، مـعـلـم نیز تحت تأثیر قرار مـیگیرد. در مـواجهه با دانشآموزان بیعلاقه، معلمان ممکن است بابی تفاوتی نسبت به یادگیری و پیشرفت دانشآموزان و به عنوان رفع تکلیف درس را به صورت یکطرفه، یکنواخت و بدون تعامل ارائه و تمام نماید. چنین وضعیتی به صورت چرخهای تشدید میشود(تلا[2]، 2010).
بهطورکلی انگیزش، نیرویی درونی است که یادگیرنده را به ارزیابی همهجانبه عملکرد خود با توجه به عالیترین معیارها، تلاش برای موفقیت در عملکرد و برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است سوق میدهد و با اثر گذاشتن بر انواع مختلف فعالیتهای تحصیلی به تمایل فرد برای رسیدن به هدفهای تحصیلی اشاره دارد. انگیزش تحصیلی باهدفهای ویژه، نگرشها و باورهای خاص، روشهای نائل شدن به آنها و تلاش و کوشش فرد در ارتباط است. تحقیقات مختلف بر متمایز بودن جهتگیری انگیزشی دانش آموزان در موقعیتهای مختلف تأکید دارند (بهادری خسروشاهی و حبیبیکلیبر، 1396).
بنابرای هدف اصلی تحقیق بررسی رابطه بین یادگیری مشارکتی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان متوسطه شهر بافق می باشد.
یادگیری مشارکتی
تعاریف متعددی ذکر شده که بیانگر نگرشهای متفاوت اندیشمندان در مورد « یادگیری مشارکتی » برای این پدیده اجتماعی است. از نظر شرمرهورن[3]، یادگیری مشارکتی عبارت است از اجتماع دو یا چند نفر که برای دستیابی به یک یا چند هدف مشترک فعالیت میکنند. کامنسکی[4] نیز یادگیری مشارکتی را تجمع دو یا چند نفر که تماس فردی معنیدار و هدفداری را با یکدیگر بطور مستمر دنبال میکنند، تعریف میکند. مورهد و گریفین[5] در تعریف گروه چنین بیان میکنند که یادگیری مشارکتی عبارت است از دو یا چند نفر که با یکدیگر تعامل دارند؛ به نحوی که هر فرد، فرد دیگر را تحت نفوذ قرار داده و یا تحت نفوذ قرار میگیرد. از طرف دیگر یادگیری مشارکتی عبارت است از مجموعه تلاشهای آگاهانه، منسجم و هماهنگ افرادی که برای دستیابی به هدف یا اهداف مشترک صورت می گیرد و همافزایی را در پی دارد(جعفرپور، 1397).
یادگیری مشارکتی در مدارس یک روش تدریس موفق در گروه های کوچک است در این روش، در هریک از گروه ها، دانش آموزان با توانایی های متفاوت و با استفاده از فعالیت های یادگیری گوناگون درک خود را نسبت به موضوع درسی بالا می برند. در فعالیت های گروهی بر پشتیبانی، تشویق، تقویت و یاری همه ی افراد گروه اهمیت زیادی داده می شود. چنین باور و اعتمادی، عامل محرک فعالیت گروه و مشوق فعالیت فردی در گروه می باشد. دانش آموزان با یکدیگر به تعامل می پردازند، به تشریک مساعی اقدام می کنند، پیشرفت تحصیلی را هم حمایت و پشتیبانی کرده و مسئولیت یادگیری یکدیگر را به عهده می گیرند(آقا زاده، 1392).
یکی از اصول عمده فلسفه ساخت گرایان در تعلیم و تربیت، اهمیت دادن به محیط فعال یادگیری است . برای استفاده از یادگیری فعال بایستی کلاس درس را در گروه های کوچکی از دانش آموزان که بتوانند به صورتی هماهنگ با یکدیگر کار کنند، راهبردهای یادگیری خود را غنی سازند و شرایطی را بوجود آورند که مشارکت در اطلاعات و عمل امکان وقوع داشته باشد، سازماندهی نمود( مهجور، 1389).
اگر چه مزایای بیشماری وجود دارد که از یادگیری مشارکتی نصیب دانشآموزان می شود، اما اغلب واضح است که قرار دادن دانش آموزان در گروه ها به گونه ای سازماندهی شده باشند که دانشآموزان بدانند چه انتظاری برای مشارکت کردن از آنها می رود تا پتانسیل برای کار گروهی افزایش یابد(جویس، 1393).
این امر شامل اطمینان از اینست که وظیفهی گروه به گونه ای تدوین شده که همهی اعضای گروه می فهمند که آنها نیازمند شرکت کردن و کمک کردن به دیگران هستند تا کار انجام شود، و نیز مستلزم اطمینان از اینست که دانشآموزان مهارت های اجتماعی و مهارت های کار در گروه کوچک را آموزش دیده باشند که برای کمک به ارتباط موثر با همتایانشان، مدیریت اختلافات و توزیع عادلانهی منابع و تصمیمگیری بر طبق اصول دموکراسی مورد نیاز هستند. هنگامی که این عناصر در ساختار گروه کوچک محکم و جاافتاده شد به احتمال قوی در دانشآموزان حس پذیرش و جزئی از گروه بودن بوجود میآید و این حس در واقع در آنها انگیزه ای یا محرک می شود که احسای برانگیختگی کنند تا هم در هدف های شخصی و هم در هدف های گروهی مشارکت و پیشرفت کنند(جانسون و جانسون[6]، 2012).
مفهوم انگیزش
انگیزش به فرآیندهایی ارتباط دارد که به رفتار، نیرو و جهت میدهد. این فرآیندها عبارتاند از: نیازها، شناختها، هیجانها و رویدادهای بیرونی. نیازها با شرایط درونی فرد که برای ادامه زندگی و رشد و سلامتی ضروری است، مرتبط است. شناختها، عقاید، باورها و رویدادهای ذهنی، انتظارات و خودپنداره را شامل میگردد که نحوه تفکّر را بیشتر نشان میدهد. هیجانها، به صورت پدیدههای ذهنی، زیستی، هدفمند و اجتماعی و چند بعدی هستند. رویدادهای بیرونی، مشوّقهایی است که رفتار فرد را نیرومند میسازد و به سمت رویدادهایی هدایت میکنند، گرچه ممکن است این رویدادها از پیامدهای مثبت یا آزاردهنده خبر دهند(سیف، 1390).
انگیزش را معمولاً به سه طریق نشان میدهند: رفتار، فیزیولوژی و گزارش شخصی. رفتارهای باانگیزش شامل: تلاش، نهفتگی، پایداری، انتخاب، احتمال پاسخ، جلوههای صورت و حالتهای بدن را شامل میشود.
سیستم عصبی مرکزی و هورمونی که برای درک شالوده زیستی انگیزش و هیجان فیزیولوژی انگیزش را بیان میکند. در نهایت، گزارش شخصی از طریق مصاحبهها و پرسشنامهها اندازهگیری میگردد. در بررسی انگیزش معمولاً موضوعاتی که مطرح میگردد به ترتیب:
انگیزش برای سازگاری و انطباق مفید است.
انگیزشها توجّه را هدایت میکنند.
انگیزشها در طول زمان تغییر میکنند و بر رفتار تأثیر گذارند.
انگیزش انواع مختلفی دارد.
انگیزش گرایشهای نزدیکی و دوری را در برمیگیرد.
در بررسی انگیزشها، میتوان متوجّه شد که افراد چه چیزی را میخواهند.
برای شکوفا شدن انگیزش، به شرایط حمایتکننده نیاز داریم.
هیچ چیز بهاندازهی نظریهی خوب مفید نیست(جان مارشال، 1390).
تمایل به انجام کار در گروی توانایی فرد است تا بر این اساس نوعی نیاز تأمین گردد. میتوان انگیزش را برحسب رفتار عملی تعریف کرد. کسانی که تحریک شوند نسبت به کسانی که تحریک نشوند تلاش بیشتری مینمایند. انگیزه علّت رفتارها است. انگیزش به عوامل موجود در یک فرد اشاره دارد که رفتار را در جهت یک هدف فعال میسازند. پژوهشهای انجام شده در زمینهی انگیزش در صدد پاسخ دادن به پرسشهایی دربارهی رفتار انسانها هستند که با کلمههای سؤالی "چرا و "به چه عللی" آغاز میشود. مثلاً: چرا شما ساعتهای متمادی از وقت خود را صرف اینترنت میکنید؟(سیف، 1390).
پیشینه شناسی تحقیق
امانی ساری بگلو و همکاران(1397) به پژوهشی با عنوان تجارب انگیزشی و اجتماعی دانشآموزان از روش یادگیری مشارکتی جیگ ساو: یک مطالعه کیفی پرداحتند. درونمایه های اصلی استخراج شده از تحلیل داده ها نشان داد که روش یادگیری مشارکتی جیگ ساو به عنوان یک روش یادگیری فعال، از انگیزش درونی، یادگیری عمیق و مهارت های اجتماعی دانش آموزان حمایت می کند. همچنین در این روش، محیط از آزادی عمل دانش آموزان حمایت کرده و یادگیری آنها را تسهیل می کند. بر اساس دیدگاه دانش آموزان، وجود بی نظمی، فقدان انگیزش، و ناآشنایی با این روش از جمله عواملی هستند که اثربخشی این شیوه را کاهش می دهند.
صیادپور و صیادپور(1397) به پژوهشی با عنوان تاثیر یادگیری مشارکتی بر اضطراب و انگیزه پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان پرداحتند. با استفاده از تحلیل کوواریانس نتایج نشان دادند که یادگیری مشارکتی، اضطراب دانشآموزان را کاهش و انگیزش پیشرفت تحصیلی را افزایش میدهد.
محمدی و همکاران(1396) به پژوهشی با عنوان اثر بخشی آموزش به شیوه یادگیری مشارکتی و نقشه مفهومی فردی بر انگیزش و خلاقیت دانش آموزان پرداختند. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ یادگیری مشارکتی و نقشه مفهومی فردی بر انگیزش و خلاقیت دانش آموزان تاثیر دارد .
خالق خواه و همکاران(1394) به پژوهشی با عنوان بررسی اثربخشی آموزش یادگیری مشارکتی از نوع جیگساو بر خودتنظیمی و انگیزش تحصیلی دانشآموزان ابتدایی پرداختند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد یادگیری مشارکتی جیگساو، خودتنظیمی وانگیزش تحصیلی را در دانشآموزان بهطور معنیداری افزایش میدهد و در رشد مؤلفههایاین دو متغیر در دانشآموزان تأثیر مثبت دارد. به طور کلی یافته های مطالعه نشاندادروش یادگیری مشارکتی جیگساو نسبت به روشهای سنتی تدریس در رشد مهارت خودتنظیمی و افزایش انگیزش تحصیلی دانشآموزان مؤثرتر است.
محمدی و همکاران(1394) به پژوهشی با عنوان اثر بخشی آموزش به شیوه یادگیری مشارکتی و نقشه مفهومی فردی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پرداختند. یافتهها نشان داد آموزش به شیوه یادگیری مشارکتی و نقشه مفهومی فردی بر بهبود انگیزش تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مؤثراست.
فین گلد[7] و همکاران (2015) به پژوهشی با عنوان بررسی نظر دانشجویان در زمینه کار گروهی در دانشگاه جنوب غربی ایالات متحده آمریکا پرداختند. نتایج نشان داد که روش کار گروهی به طور برجستهای تعاملات بین فردی یادگیرندهها را افزایش داده و تلاش آنها برای ارائه پاسخ به سوالاتی چند وجهی افزایش میدهد.
ساجاد[8] (2015) به پژوهشی با عنوان روشهای آموزش موثر در سطح تحصیلات عالی دانشگاه کراچی پاکستان پرداخت. نتایج نشان داد که روش تدریس بحث گروهی به دلیل مشارکت بیشتر دانشآموزان در یادگیری مؤثرتر است.
جانسون[9] (2014) به پژوهشی با عنوان بررسی یادگیری مشارکتی بر بهره وری آموزشی دانشجویان دانشگاه ملبورن آلمان پرداخت. نتایج نشان داد که در تدریس به روش تفحص گروهی، فراگیرندگان در داخل گروه و بین گروه با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و همکاری، اعتماد به نفس و درک آنها افزایش مییابد و در عین حال فراگیران شیوه یادگیری فعال را نیز یاد میگیرند.
روششناسی تحقیق
روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان دختر پایه هفتم شهر بافق تشکیل می دهند که تعداد آنها 700 نفر می باشد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان و به صورت تصادفی 248 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش از دو پرسشنامه یادگیری مشارکتی مدل چو و باولی(2007) و پرسشنامه انگیزش تحصیلی امینیفر و صالح صدق پور (1389) می باشد. به منظور سنجش پایایی تعداد 30 نسخه از پرسشنامه به صورت آزمایشی در اختیار پاسخ دهندگان قرار گرفت که پس از جمع آوری پرسشنامه و ورود دادهها به نرم افزار SPSS ضریب آلفای کرونباخ یادگیری مشارکتی 85/0 و انگیزش تحصیلی 81/0 بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار استنباطی همچون آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون با نرم افزار SPSS 20 استفاده شد.
یافته ها و تجزیهوتحلیل دادهها
1- بین یادگیری مشارکتی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان متوسطه شهر بافق رابطه معناداری وجود دارد.
برای بررسی این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد و نتایج آن در جدول 1 ارائه شده است.
جدول 1 ضرایب همبستگی بین یادگیری مشارکتی با انگیزش تحصیلی
نتایج جدول 1 نشان میدهد که بین یادگیری مشارکتی با انگیزش تحصیلی (55/0=r) در سطح 99 درصد رابطه معناداری وجود دارد(01/0> P).
2- بین ابعاد یادگیری مشارکتی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان متوسطه شهر بافق رابطه معناداری وجود دارد. برای بررسی این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد و نتایج آن در جدول 2 ارائه شده است.
جدول 2 رابطه بین ابعاد یادگیری مشارکتی با انگیزش تحصیلی
|
انجام کار برروی پروژه |
||
|
پویایی های گروهی |
||
|
بازخورد |
||
نتایج جدول 2 حاکی از آن است که، بین انجام کار برروی پروژه با انگیزش تحصیلی ( 01/0>p ، 28/0 =r)، بین پویایی های گروهی با انگیزش تحصیلی ( 01/0>p ، 59/0 =r)، بین بازخورد با انگیزش تحصیلی ( 01/0>p ، 56/0=r) رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد.
3-ابعاد یادگیری مشارکتی قادر به پیش بینی انگیزش تحصیلی دانش آموزان متوسطه شهر بافق می باشد.
برای پاسخ به این فرضیه از رگرسیون گام به گام استفاده شد و نتایج به شرح جدول3 آمده است.
جدول 3 خلاصه رگرسیون پیش بینی انگیزش تحصیلی توسط ابعاد یادگیری مشارکتی
|
گام |
متغیر |
R |
R2 تعدیل شده |
F تغییر |
B استاندارد |
Sig |
|
1 |
پویایی های گروهی |
59/0 |
36/0 |
51/98 |
59/0 |
|
|
2 |
پویایی های گروهی + بازخورد |
66/0 |
43/0 |
71/66 |
36/0 35/0 |
00/0 |
همان طور که نتایج جدول 3 نشان میدهد، در گام اول پویایی های گروهی بیشترین پیش بینی را در افزایش انگیزش تحصیلی داشته است. این متغیر به تنهایی توانسته 36 درصد تغییرات انگیزش تحصیلی را پیش بینی کند. این ضریب با توجه به مقدار F (51/98) در سطح 01/0 معنی دار است.
در گام دوم بازخورد وارد الگوی پیشبینی شده است و این دو متغیر با هم توانسته اند 43 درصد تغییرات انگیزش تحصیلی را پیش بینی کنند. یعنی متغیر بازخورد به تنهایی 7 صدم تغییرات انگیزش تحصیلی را پیش بینی کرده است. این ضریب با توجه به F (71/66) در سطح 01/0 معنی دار است.
نتیجهگیری و پیشنهاد
از آنجا که هدف تحقیق بررسی رابطه بین یادگیری مشارکتی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان متوسطه شهر بافق میباشد. بنابراین از طریق آزمون فرضیه مربوطه و تحلیل نتایج یافتههای زیر بدست آمد: بین یادگیری مشارکتی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان متوسطه شهر بافق رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این نتایج با یافته های صیادپور و صیادپور(1397)، محمدی و همکاران(1396)، خالق خواه و همکاران(1394)، محمدی و همکاران(1394)، فین گلد[10] و همکاران (2015)، ساجاد[11] (2015) و جانسون[12] (2014) همسو می باشد.
بنابراین چنین استنباط میشود دانش آموزانی که در کلاسهای با چنان سازمانی در گروههای دونفره یا گروههای با اعضای بیشتر کار میکنند، نسبت به دانشآموزان با روش بررسی فردی و معمول از چیرگی بیشتری بر مطالب درسی برخوردارند. همچنین، مسؤولیت مشترک و تعامل، احساسات مثبت- تری نسبت به تکالیف و افراد دیگر ایجاد میکند، روابط بهتر بین گروهی به وجود می آورد، و به تصویر بهتری از خویشتن برای دانش آموزان با انگیزش تحصیلی منجر میشود.
پیشنهادها
با توجه به نتایج پژوهش که نشان داد یادگیری مشارکتی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان متوسطه شهر بافق تاثیر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد ، به معلمان پیشنهاد می شود که موارد ذیل را درکلاس درس به کار ببندند، از جمله:
§ ایجاد وابستگی متقابل و علاقه در دانش آموزان در فعالیت با یکدیگر
§ نظارت بر رفتار و مهارتهای انجام کار گروهی دانش آموزان
§ دادن فرصت آزمایش و خطا و بازخورد و راهنمایی دانش آموزان در طی فعالیتها
§ جمع بندی و خلاصه آنچه در کار گروهی و فعالیتهای درس انجام گرفته بوسیله گزارش کار گروهی ( اختتام درس )
سنجش میزان موفقیت گروه و ارزشیابی از کمیت و کیفیت یادگیری مفاهیم