نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
نگرش از سازههایی است که با توجه به زمینه مورد استفاده آن تعاریف متفاوتی دارد در حوزه روانشناسی و تعلیم و تربیت نگرش دربرگیرنده ابعاد شناختی، ارزشی، عاطفی و کنشی است. بعد شناختی به داشتن باورها یا عقاید آگاهانه اشاره دارد. بعد ارزشی به مثبت یا منفی بودن جهتگیری عاطفی فرد معطوف است. بعد عاطفی به زمینه هیجانی و احساسی فرد نسبت به موضوع مورد نظر اشاره دارد و بعد کنشی برجهت گیری برای انجام دادن یک رفتار ویژه تأکید میکند(مومنی مهموئی و صفدری، 1395).
نگرش عبارت است از تمایلات یادگرفتنی قبلی بر اساس مواجه مثبت یا منفی نسبت به موضوع مشخص، وضعیت، نهاد یا فردی معین. نگرش سازهای مشتمل بر چند بعد شامل لذت بردن از درگیر شدن در تکالیف، چه در تجارب تحصیلی و چه در زندگی روزمره باورهای فرد در مورد ارزش و اهمیت ریاضی و میزان ترس از رویارویی با موقعیتهایی است که مستلزم به کارگیری دانش است (اکیدی، 1398).
علاوه بر مفهوم نگرش، مفهوم خود یا خود پنداره در این نظریه از اهمیت برخوردار است. بندورا (1986) بر این باور است که خود پنداره و خودکارآمدی دو مفهوم متفاوت از خود است (پاچارس و میلر 1994) خودکارآمدی عبارت است از قضاوت فرد از اطمینانی که به تواناییهای خود دارد. در حالی که خودپنداره، توصیف از خود ادراک شدهی فرد است. خود یا من به منزلهی موجود فرد کوچکی در درون ما نیست. انسان خویشتنی ندارد که رفتار او را کنترل کند، بلکه این خویشتن نشاندهندهی ادراکات و برداشتها است. دیدگاه شناختی اجتماعی به اجتماع و تجربیات فرد و همچنین به توان شناختی او در شکلگیری «مفهوم خود» توجه دارد. خود در دیدگاه شناختی _اجتماعی محصولی است که نقش واسطهای بین جهان درون و بیرون ایفا میکند. خودپنداره ترکیبی از باورها، فرضیات و پنداشتهایی که هر فرد در مورد خود دارد(به نقل از محسنی 1385).
نظریهی شناختی اجتماعی بر این باور است که انسان به جای یک خود دارای چندین خود میباشد که احتمالاً از زمانی به زمان دیگر تغییر مییابد. براساس این خودها یک الگوی سلسله و چندوجهی از خود پنداره ارائه نمودهاند که در آن «خود پنداره کلی» به دو مولفۀ «خود پنداره تحصیلی» و « خودپندارهی غیر تحصیلی» تقسیم میگردد. خودپندارهی تحصیلی خود شامل زیر مولفههایی از قبیل خودپندارهی ریاضی و علوم و .... است و خودپندارۀ غیر تحصیلی نیز شامل خودپندارهی اجتماعی، خودپندارهی هیجانی و خودپندارهی بدنی میگردد. خودپندارهی تحصیلی «متشکل از نگرشها، احساسات و ادراکات مربوط به تواناییها و قابلیتهای تحصیلی فرد میباشد و بیانگر ترکیبی از عقاید و احساسات خود دربارهی عملکرد تحصیلی است» (لی[1]، 2009).
پیشینه شناسی تحقیق
خودپنداره از موضوعات مهمی است که قبل از جنگ جهانی دوم و در دهههای 50 و 60 علاقه شدیدی به آن در بین متخصصین و پژوهشگران وجود داشته است. پژوهشهای متعدد حاکی از آن است که خودپنداره پایه و اساسی برای تمامی رفتارهای برانگیخته است. خودپنداره به «خودهای بالقوه» گفته میشود و این خودهای بالقوه به نوبه خود در رفتار، انگیزش ایجاد میکنند. خواستن و آرزو کردن چیزی به تنهایی نمیتواند انگیزش ایجاد کند. بلکه اعتقاد بر این است که میتواند فرد را برای رسیدن به هدف به تلاش وا دارد. بنابراین خودپنداره میتواند یک خود بالقوه را ایجاد کند که آن خود بالقوه به نوبه خود پویاییهایی ایجاد کند که منجر به عمل گردد ولی خصوصیات سازمانیافته، یکپارچه و ویژه خود پنداره همیشه حفظ میشود. بهطور کلی میتوان خودپنداره را چنین تعریف نمود: خودپنداره تصویر یا تصوری از خود است که همواره با فرد است. و از آن برای معرفی خود و طبقهبندی رفتارها استفاده میکنند. نظریهپردازانی که این تعریف را به کار میبرند معمولاً سه دلیل برای جامعیت آن ارائه میدهند:
خودپنداره ثابت و وحدت رفتار را در برمیگیرد.
خودپنداره برای تبیین رفتار هدفمندی که در طی دوران طولانی از زندگی صورت میگیرد، به کار برده میشود (برای مثال تصمیمگیری در مورد شغل)
خودپنداره به منظور کنترل خود در مواردی که افراد نشان میدهند که قابلیت و توانایی صرفنظر از پاداشها را دارند و یا حتی داوطلبانه فرایندهای تنبیهی را به جای تشویق انتخاب میکنند به کار میرود، مانند پذیرش تنبیه برای ترک اعتیاد (شاملو،1390: 98).
خود ایدهآل یا آرمانی مجموعه ویژگیهای شخصیتی است که فرد دوست دارد واجد آنها باشد. این تمایل ممکن است هدف فردی یا ذهنی باشد که فرد در تخیلش بخواهد به آنها دست یابد و یا تصوری است که میل دارد به دیگران نشان بدهد. ایجاد آن ممکن است یا خیلی دور از واقعیت و یا غیرقابل دسترسی بوده و یا اینکه فقط کمی بهتر از تصویر خود باشد. پژوهشها نشان داده است که در افراد نابهنجار و بخصوص اشخاص نوروتیک کشمکش بین خود و خود ایدهآل بسیار زیادتر از افراد سالم است. جنبه جالب توجه خود ایدهآل آن است که وقتی شخصی به آن میرسد راضی نبوده و متوقف نمیشود بلکه هدفهای خود را بالاتر برده و مجدداً برای رسیدن به اهداف جدید تلاش میکند. به عبارت دیگر رضایت در تلاش برای رسیدن به ایدهآل است نه الزاماً در تحقق خود ایدهآل. احساس ارزش نسبت به خویشتن یک هسته مرکزی ثابت دارد که همراه با یک سلسله احساس ارزشهایی پیرامونی یک مجتمع را تشکیل میدهند. هر چه که خود ایدهآل به خودپنداره فعلی خود نزدیکتر باشد، فرد احساس ارزشمندی بیشتری دارد و متعادلتر است (شاملو،1390).
میتوان گفت که خودپنداره برای متخصصان بهداشت روانی اهمیت خاصی دارد زیرا پندار فرد از شخصیت خود، تا اندازه زیادی تصور او را راجع به محیطش تعیین میکند. این دو عامل نوع رفتارهای او را طرحریزی مینمایند. اگر تصور از خود مثبت و نسبتاً متعادل باشد شخص دارای سلامت روانی است و اگر برعکس خودپنداره شخصی منفی و نامتعادل باشد، وی از نظر روانی ناسالم شناخته میشود. پندار یا تصویری که فرد از خود دارد مسلماً برای وی اهمیت حیاتی دارد و سعی میکند که این تصویر را همواره حفظ کند. محور اصلی این خودپنداره عبارت است از نام شخص، احساساتش نسبت به اندام و بدن خود، تصور از کل بدن، جنسیت و سن. هسته مرکزی خودپنداره، شامل خصوصیات دیگری نیز هست که نمود غیرمستقیمتری دارد، مانند طبقه اجتماعی– اقتصادی، مذهب، پیشرفتهای فردی و یا عوامل دیگری که او را از دیگران جدا میکند. خودپنداره همیشه قابل تغییر است، زیرا در اثر رابطه شخص یا محیط، پنداره او از وجود خودش دائماً تغییر میکند. این تغییرات در دوران کودکی خیلی زیادتر از دوران بزرگسالی است، اگر چه خودپنداره متغیر است، لیکن خود سعی میکند که حالت ثابت خود را حفظ کند و بنابراین در رفتار افراد بشر، ثبات و یکنواختی و توالی قابلملاحظهای وجود دارد. این حقیقت حتی زمانی که شخصی خود را کمارزش و حقیر میپندارد نیز وجود دارد. فرد آنچه را با خودپندارهاش توافق ندارد قبول نمیکند و بخصوص وقتی که موقعیت خود در یک فرد به خطر میافتد، وی به شدت به مقابله و مقاومت میافتد و از تغییرپذیری احتراز میجوید (بیابانگرد، 1390).
نگرش، ساختار مبهمی دارد و اغلب بدون تعریف مناسبی به کار رفته است و لازم است که از لحاظ نظری توسعه یابد. واضحترین مسئله در مورد نگرشها اختلاف میان نگرشهای اعتقادی و مدون است، زان و مارتینو دو رویکرد اصلی به تعریف نگرش را نسبت به درس دادهاند:
1) یک تعریف ساده، نگرش را به عنوان میزان تمایل فرد توصیف میکند، یعنی نگرش، تمایل عاطفی فرد نسبت به ریاضی است. این نوع تعریف به عنصر شناختی در نگرش توجهی نمیکند.
2) یک تعریف سه مؤلفهای که پاسخهای عاطفی، باورها و رفتار را مؤلفههای نگرش میداند. زان ومارتینو معتقدند از آن جا که نگرش دارای سه مؤلفه است، لذا نگرش سازهی پیچیدهای است شامل احساسات افراد نسبت به ریاضی، باورهای دانشآموزان به درس ریاضی و همچنین رفتارهای افراد نسبت به درس که هر کدام از سه مؤلفه دارای جنبه مثبت و منفی میباشند. (زکی،1390)
نگرش از سازههایی است که با توجه به زمینه مورد استفاده آن تعاریف متفاوتی دارد، مثلاٌ در حوزهی تعلیم و تربیت، نگرش در برگیرنده ابعاد شناختی، ارزشی، عاطفی و کنشی است که منظور از آنها، به ترتیب، داشتن عقاید یا باور آگاهانه، اتخاذ جهتگیری عاطفی مثبت یا منفی فرد، زمینه هیجانی و احساسی فرد نسبت به موضوع مورد نظر و جهتگیری برای انجام یک رفتار ویژه است.
میتوان نگرش را آمادگی قبلی برای پاسخ مساعد و نامساعد به شئ و هدفی دانست که بیانگر این واقعیت است که نگرش، همانند انگیزه، به رفتار، شکل و جهت میدهد، با این تفاوت که انگیزه نیروزا است و موجود زنده را در جهت رسیدن به هدف مطلوب سوق میدهد، اما نگرش فقط در او آمادگی ذهنی پدید میآورد و به وی نیروی فعال میبخشد. نگرشها، مانند احساسها و هیجانها، فطری و ذاتی نیستند، بلکه آموختنی و اکتسابی هستند و برای فرد، مفاهیم و معانی معتبر و تعمیم یافتهای هستند که بر اثر تجربه یا شخص، شئ یا اندیشه خاص به دست میآیند (رستگار و همکاران، 1394).
آرمانی کیان و همکاران(1398) در پژوهشی نشان دادند بین مولفه های ذهن آگاهی و اهمال کاری تحصیلی با خود پنداره تحصیلی رابطه معنیدار وجود دارد. موسوی و بدری (1395) در تحقیقی دریافتند خودپنداره تحصیلی بر نگرش نسبت به مدرسه رابطه مثبت و معنیدار وجود دارد. ماهانتا[2] (2014) در پژوهشی گزارش کردند بین نگرش دانشآموزان دختر و پسر تفاوت معناداری مشاهده شد. در تحقیق دیگری نیز جمال الدینی[3] و همکاران(2014) دریافتند بین خودپنداره و نگرش تحصیلی رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. همچنین سگر[4](2014) در پژوهشی مشاهده کردند بین خود پنداره و پیشرفت تحصیلی رابطه معنیداری وجود دارد.
بنابراین در این تحقیق در نظر داریم با توجه به اهمیت خود پنداره تحصیلی و نگرش تحصیلی دانشآموزان در پیشبرد فرایند یادگیری، به بررسی این دو مقولهی مهم پرداخته و در نهایت به دنبال پاسخ این سؤال هستیم که آیا خود پنداره تحصیلی بر نگرش تحصیلی دانشآموزان تاثیر دارد؟
روششناسی تحقیق
با توجه به ماهیت موضوع وهدف پژوهش، یعنی بررسی تاثیر خود پنداره تحصیلی بر نگرش تحصیلی دانشآموزانروش پژوهش حاضر توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی انتخاب شد. از نظر هدف کاربردی است چون از نتایج یافتهی این تحقیق میتوان در حل مسائل استفاده کرد.. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان پسر پایه دهم شهر سراوان رشته ریاضی تشکیل می دهند که تعداد آنها 110 نفر می باشد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان و به صورت تصادفی 86 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش از دو پرسشنامه خود پنداره تحصیلی بر نگرش تحصیلی می باشد. برای سنجش خودپنداره تحصیلی دانش آموزان از پرسشنامه خود پنداره تحصیلی یی یسن چن(2004) استفاده شد. این پرسشنامه دارای 12 سوال می باشد که بر اساس درجه بندی 5 امتیازی تنظیم شده است. جهت سنجش نگرش تحصیلی دانش آموزان از پرسشنامه نگرش نسبت به تحصیل، اکبری1383 استفاده شد. این پرسشنامه از 30 سوال تشکیل شده است که بر اساس درجه بندی 5 امتیازی کاملا مخالف تا کاملا موافق تنظیم شده است. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ برای خودپنداره تحصیلی 76/0 و نگرش تحصیلی 83/0 بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار استنباطی همچون آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون با نرم افزار SPSS 20 استفاده شد.
یافته ها
خود پنداره تحصیلی بر نگرش تحصیلی دانشآموزان تاثیر دارد.
جدول 1 ضریب همبستگی پیرسون رابطه بین خود پنداره تحصیلی بر نگرش تحصیلی
|
متغیر |
ضریب همبستگی
|
سطح معنی داری
|
نتیجه |
|
خود پنداره تحصیلی بر نگرش تحصیلی |
**76/0 |
001/0 |
رابطه مثبت و معنی دار |
نتایج جدول 1 در ارتباط با بررسی رابطه بین خود پنداره تحصیلی بر نگرش تحصیلی نشان میدهد که میزان ضریب همبستگی پیرسون برابر با 76/0که در سطح 95 درصد رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد.
جدول 2 نتایج مدل رگرسیون جهت پیش بینی نگرش تحصیلی توسط خود پنداره تحصیلی
|
متغیرها |
نگرش تحصیلی |
|||||
|
ضریب همبستگی
|
ضریب تعیین
|
ضریب تعیین تعدیل شده
|
تحلیل واریانس
|
بتای استاندارد
|
سطح معناداری
|
|
|
خود پنداره تحصیلی |
76/0 |
57/0 |
56/0 |
36/190 |
76/0 |
01/0 |
تحلیل رگرسیون نشان میدهد که خود پنداره تحصیلی 56 درصد تغییرات نگرش تحصیلی را پیشبینی میکنند. این پیش بینی با توجه به F مشاهده شده 36/190 در سطح 95 درصد معنی دار است.
نتیجهگیری و پیشنهاد
به دلیل کاربرد گستردهی تحصیلات دانشآموزان در زندگی روزمره، یادگیری و آموزش به عنوان یک اولویت مهم جهانی برای دانشآموزان و معلمان درآمده است. به گونهای که شایستگی در تحصیل بهترین پیشبینی کننده برای موفقیتهای اقتصادی فرد در جامعه محسوب میشود. با این حال مشاهده میشود تحصیل کردن، از جانب دانشآموزان مورد بیتوجهی و بیمیلی قرارگرفته و برای بسیاری، همراه با احساسی قوی از شکست و مملو از خاطرهی سعی و خطا، سرخوردگی و ترس از «غلط درآوردن جواب» است. وقتی دانشآموزی دیدگاه مطلوبی نسبت به درس داشته باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که او در درس خود پایداری و مقاومت نشان دهد و در سطوح بالاتری مشارکت نماید. اگر دانشآموز به صلاحیت و شایستگی خود در درس اعتقاد داشته باشد، بهتر و بیشتر در فعالیتهای درسی و کلاسی شرکت میجوید و در پی فراگیری مطالب و موفقیتهای تحصیلی خواهد بود. بالعکس دانشآموزان دارای باورهای منفی و پایین برای خود نسبت به فعالیتهای آموزشی کلاس هم توجهی نشان نداده و خود را در زمینههای تحصیلی و کامیابی تحصیلی موفق نمیدانند. بنابراین ضرورت و اهمیت پرداختن به موضوع تاثیر خود پنداره تحصیلی بر نگرش تحصیلی دانشآموزان بیش از پیش احساس می شود. بر این اساس هدف تحقیق بررسی تاثیر خود پنداره تحصیلی بر نگرش تحصیلی دانشآموزان تعیین شد. نتایج جاکی از آن است که خود پنداره تحصیلی بر نگرش تحصیلی دانشآموزان تاثیر دارد. یافته های پژوهش با تحقیقات آرمانی کیان و همکاران(1398)، موسوی و بدری (1395)، ماهانتا[5] (2014)، جمال الدینی[6] و همکاران(2014) و سگر[7](2014) مبنی بر اینکه خود پنداره تحصیلی بر نگرش تحصیلی دانشآموزان موثر است، مطابقت دارد.
بنابراین چنین استنباط می شود که یکی از عوامل مهمی که در عرصه آموزش و پرورش مطرح می شود خود و بررسی کیفیت خود در میان افراد است. خود با درونی کردن باورها و گرایش های افراد پیرامون مثل والدین، آموزگاران و همسالان بوجود می آید و با تعامل فرد با محیط، باورهایی شکل می گیرد. مدرسه یکی از محیط های مهم تعلیم و تربیت است که هر فردی بخش قابل توجهی از عمر خود را در آن صرف می کند. دانش آموزان با قرار گرفتن در این محیط، تصوری از خود تشکیل می دهد. هر فرد یک عقیده مخصوص و تصور ذهنی بر اثر تجارب شخصی و تاثیر دنیای خارج در او به وجود می آید و افراد یک نظر ثابت و پایدار از محیط و از شخص خود و از اربیاط خود با محیط بدست می آورند و بر طبق آن مسائل زندگی را ارزیابی می کنند و برای مقابله با آنها به کوشش می پردازند. هر دانش آموز در مدرسه ارزیابی از توانایی و یادگیری خود در مقایسه با دیگران انجام می دهد که این ارزیابی می تواند تاثیر زیادی بر نگرش تحصیلی دانشآموزان در مدرسه داشته باشد خود پنداره تعمیم های شناختی بر گرفته از تجارب درباره خود است و یکی از هسته های اصلی آن رابطه با افراد مهم زندگی می باشد. از آنجایی که خودپندارهی تحصیلی متشکل از نگرشها، احساسات و ادراکات مربوط به تواناییها و قابلیتهای تحصیلی فرد میباشد و بیانگر ترکیبی از عقاید و احساسات خود دربارهی عملکرد تحصیلی است از این طریق بر نگرش تحصیلی دانشآموزان موثر است. به معلمان جهت تقویت خود پنداره و نگرش دانشآموزان پیشنهاد میشود که:
ایجاد تعهد، هدف و انگیزه در دانشآموزان