Journal of New Advances in Educational Management

Journal of New Advances in Educational Management

The relationship between the professional development of education workers and their job satisfaction and emotional self-awareness

Document Type : Original Article

Author
Assistant Professor, Faculty of Educational Sciences, Garmsar Branch, Islamic Azad University, Garmsar, Iran
Abstract
The purpose of this research was to examine the relationship between the professional development of education workers and their job satisfaction and emotional self-awareness. According to the subject, this research is practical based on the purpose. Also, based on the method, this research is one of analytical and correlational research. The statistical population of this research is the education staff of Garmsar city with the number of 150 people. Using Morgan's Krejci table, the statistical sample size was determined to be 108. Also, simple random sampling method was used in this research. In this research, the field method has been used to collect information related to responding to the research hypotheses. Also, the library method such as reading books, articles, magazines, research projects and internet databases has been used to compile and write the subject literature and theoretical foundations. Three standard questionnaires of Ayubi's staff professional development (2013), Abbasi's career vitality (2013) and emotional self-awareness of Nestorm and Davis (2002) were considered as data collection tools. Validity and reliability of this tool were estimated. The reliability of the questionnaires was calculated based on Cronbach's alpha and it was 0.84 for professional development, 0.78 for emotional self-awareness, and 0.82 for career vitality. For the statistical analysis of the collected data, tests such as Kolmogorov-Smirnoff were used to determine the normality of the variables and Pearson's test to determine the degree of correlation and relationship between the variables, as well as the regression test. The results showed that there is a significant relationship between the professional development of education staff and their job satisfaction and emotional self-awareness. Professional development, job satisfaction and emotional self-awareness of teachers were in a lower than optimal condition. Also, it was found that career vitality and emotional self-awareness of education workers can be predicted based on their professional development
Keywords

مقدمه

نتایج بسیاری از پژوهش­ها درباره نقش و اهمیت توسعه حرفه ای نیروی انسانی در رشد و توسعه سازمان­ها و بعضآ در رشد توسعه جوامع بشری بر این نکته تاکید دارند که هیچ جامعه­ای توسعه پیدا نمی­کند مگر آنکه به توسعه منابع انسانی خود پرداخته باشد. تلاش­های بسیاری در این زمینه صورت گرفته است که از نهضت روابط انسانی آغاز شده و تا امروز ادامه دارد، که بعضی از آنها منجر به ایجاد روش­ها، رویه­ها، استاندارد­ها و الگوهایی در جهت بهبود و توسعه منابع انسانی است (دوی،2013). توسعه­ حرفه­ای جنبه­ای از زندگی بشر است. هیچ چیز مانند توسعه و دگرگونی، مستمر و مداوم نیست. در سازمان­ها و موسسات، روند کارها به سوی تغییرات شدیدتر است، و این موضوع بر تمام مراحل فعالیت­ها همانند تولید، تکنولوژِی و کارکنان اثر می­گذارد. (زند و حسینی، 1395). توسعه حرفه­ای به عنوان استفاده از فرصت های یادگیری رسمی و غیررسمی است که به تعمیق و گسترش صلاحیت حرفه­ای، از جمله دانش، باورها، انگیزه­ها منجر می شود، . میزان توانایی سازمان­ها و موسسات آموزشی در شناسایی وحفظ نیروهای کاری واجد شرایط بسیار مهم است یکی از عوامل مورد توجه در اتخاذ این توانایی پرورش و توسعه حرفه­ای سرمایه انسانی در این موسسات است، سرمایه و توسعه حرفه­ای نیروی انسانی به توانایی­ها و قابلیت­های سازنده و کارآمد افراد اشاره به این دارد که توانایی و قابلیت ها شامل دانش، مهارت­ها و تجربه می­شود که دارای ارزش اقتصادی هستند. توسعه حرفه­ای منابع انسانی و به کار گیری درست از آن در سازمان­ها و موسسات آموزشی، فنی و اقتصادی و کشاورزی و سایر علوم مستلزم تأمین نیروی انسانی کارآمد و ماهر آموزش دیده است (پوراحسن، 1398).

بروکفلید[1] در تعریف توسعه می‌گوید: توسعه را باید برحسب پیشرفت به سوی اهداف رفاهی نظیر کاهش فقر، بیکاری و نابرابری تعریف کنیم. به طور کلی توسعه جریانی است که در خود تجدید سازمان و سمت‌ گیری متفاوت کل نظام اقتصادی و اجتماعی را به همراه دارد. توسعه علاوه بر اینکه بهبود میزان تولید و درآمد را دربردارد، شامل دگرگونی‌های اساسی در ساخت‌های نهادی، اجتماعی- اداری و همچنین ایستارها و دیدگاه‌های عمومی مردم است. توسعه در بسیاری از موارد, حتی عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز دربرمی‌گیرد (عسگرنژاد نوری، 1401). توسعه کوششی است برای ایجاد تعادلی تحقق‌نیافته یا راه‌حلی است در جهت رفع فشارها و مشکلاتی که پیوسته بین بخش‌های مختلف زندگی اجتماعی و انسانی وجود دارد. (فکوهی، 1397).

آبروزس[2] می نویسد«شروع برنامه­های توسعه کارکنان به تلاش­های نایتینگل[3] طی جنگ­های کریمه برمیگردد» هنگامی که او با تعدادی پرستار کار می­کرد سعی داشت مراقبت­هایی را به بیماران ارائه دهد، قسمتی از سؤالات او به عنوان سرپرست پرستاران این بود که پرستاران، مراقبت­ها را در حد استاندارد ارائه دهند. (ارتوریانگ[4]، 2009). از زمانی که جامعه بشری از مرحله اقتصاد معیشتی خارج و به دو گروه کارگر و کارفرما تقسیم شده ست چگونگی افزایش بهره وری نیز مورد توجه قرار گرفته است، گاه زور و گاه تزویر، ابزار افزایش  بهره وری بوده است. همین که آگاهی مردم جوامع افزایش یافت و پای قانون و مقررات مربوط به حقوق به میان آمد ایجاد رضایت و انگیزش مطرح شد، سخن توسعه حرفه ای نیروی انسانی است (صباغیان، 1391). مدیریت به این نتیجه رسیده که باید نیروی محرکه از برون انسان به درون آن منتقل کرد و به او آگاهی داد، اهداف کار را برای او روشن ساخت و برای او حق انتخاب قائل شد. به جای اینکه به فرد بگویند که چه انجام بدهند و چگونه و کی انجام بدهند باید به آنها توانایی ببخشند که خود مشکلات را حل کنند وبرای خود تصمیم بگیرند، احساس اعتماد بنفس پیدا کنند، و مسؤولیت­های مدیریت را برعهده بگیرند. همه موارد ذکر شده توسعه حرفه ای، نامیده می شود (کیم و ربر، 2008).

از طرفی سازمان­ها برای رقابتی ماندن نیاز به سیاست­های قابل انعطاف دارند که خلاقیت و مسؤولیت شخصی را تشویق کنند و به افراد اجازه دهند که خود مسئول کارشان باشند زیرا کارکنانی که نقش آفرین هستند بر سازمان تاثیر می­گذارند. آنها مدیرانی هستند که انتظار دارند در تصمیم گیری­های سازمان مشارکت داشته باشند. توسعه حرفه ای یک استراتژی مهم برای توسعه سازمان های مختلف است ..توسعه حرفه ای با پرورش کارکنانی با انگیزه و توانا به این مدیران امکان خواهد داد در برابر پویایی­های محیط رقابتی به سرعت و به طور مناسب عمل نموده، موجبات برتری رقابتی سازمان شان را فراهم آورند (بهشتیان و ابوالحسنی، 1398).

در کنار توسعه حرفه ای ،شادابی شغلی نیز  حالتی از ذهن که نسبتاً بادوام است و نشانگر سرمایه گذاری همزمانِ انرژ یهای افراد بر روی تجارب و یا عملکردهای کاری است. شادابی شغلی به رضایت خاطر کارکنان از دست یابی به اهداف کاری خود می انجامد،. کان[5] (1990) توجه به این متغیر و برطرف نمودن موانع آن زمینه ساز ارتقاء کیفیت آموزشی خواهد بود. شادابی شغلی یک وضعیت مثبت و رضایت بخش ذهنی در ارتباط با کار است که در این وضعیت شخص احساس نیرومندی و ارتباط موثر با فعالیتهای کارش دارد و خودش را به عنوان فردی توانمند برای پاسخگویی به تقاضاهای شغلی می داند. شادابی شغلی چیزی بیش از یک وضعیت هیجانی گذرا و خاص است و یک حالت پایای سرایت کننده و هیجانی شناختی دارد که بر روی یک موضوع، واقعه یا رفتار خاص متمرکز می‌شود. شادابی  شغلی با سه بعد نیرومندی، وقف خود و جذب مشخص می‌شود. نیرومندی به سطوح بالای انرژی و پایداری ذهنی در هنگام کار اشاره دارد. منظور از وقف خود، داشتن حس معناداری، جدیت، الهام، غرور و چالش در کار است. جذب، تمرکز داشتن و شادمانه به کار مشغول شدن است (زند و حسینی، 1395). شادابی شغلی یک مفهوم نسبتاً جدید و گسترده در زمینۀروانشناسی و مدیریت منبع انسانی است. توجه به شادابی شغلی در دل تحقیقات مربوط به فرسودگی شغلی ایجاد شد. در طی مطالعاتی که در مورد فرسودگی شغلی انجام گرفت، این سؤال منطقی مطرح شد که از سوی دیگر این پیوستار چه میدانیم و آیا می توان کارکنانی را یافت که با قدرت زیاد کار کنند و عمیقاً با کارشان درگیر و در آن غرق باشند؟ و اگر این چنین است چه چیزی آنها را به این سمت می­راند. محققان با داشتن سؤالاتی از این دست به بررسی منظم تر قطب مقابل فرسودگی نمودند و این مقارن شد با ظهور آن چیزی که جنبش روانشناسی مثبت نگر نامیده شد و همچنین مقارن شد با افزایش تعداد سازمان هایی که بر خصوصیات روانی مثبت کارکنان تأکید می‌کردند. سازمانهای امروزی خواهان آن هستند که کارمندانشان با انگیزه، خلاق، مسئول و درگیر با کارشان باشند و از آنان انتظار دارند که فراتر از انجام وظایف شغلی حرکت کنند (پور عباس و همکاران، 1397).

شادابی شغلی نه تنها یک نقش حیاتی برای فهم رفتارهای سازمانی مثبت بازی می‌کند، بلکه همچنین برای هدایت مدیریت منابع انسانی و سیاست‌های بهداشت حرفه‌ای در سازمان‌ها نیز نقش مهمی دارد لازم به ذکر است شادابی  شغلی کارکنان مشتمل بر سه جنبۀ شناختی، عاطفی و رفتاری می باشد. جنبۀ شناختی شادابی  شغلی مربوط به باورهای کارکنان دربارۀ سازمان، رهبران و شرایط کار میباشد. جنبۀ عاطفی شادابی  شغلی مربوط به چگونگی احساس کارکنان و نحوۀ نگرش آ نها نسبت به سازمان، رهبران و شرایط کار می باشد. نهایتاً جنبۀ رفتاری شادابی شغلی کارکنان، عاملی است که برای سازمان ایجاد ارزش افزوده نموده و دربرگیرندۀ تلاش‌های آگاهانه و داوطلبانۀ  کارکنان برای افزایش سطح شادابی  شغلی خود می باشد که منجر به انجام وظایف با حذف وقت و علاقۀ بیشتر می‌گردد. )برسو،سالانوا و شوفلی[6]،2007).

همچنین خود آگاهی هیجانی[7] توانایی آگاه بودن و فهم احساس خود. شایستگی خودآگاهی هیجانی در تست EQ نشان می دهد فرد تا چه میزان احساسات خود را می شناسد و آنها را درک می کند و در ضمن تا چه میزان چرایی و موجبات پدید آمدنِ احساسات خود را نیز می داند. واژه نامه وبستر نیز خودآگاهی را آگاهی از فردیت یا شخصیت افراد تعریف می کند اندازه و میزان خودآگاهی هیجانی در کارکنان و مدیران برای هر شغلی می تواند تفاوت داشته باشد. در هنگام استخدام و یا ارتقاء و جابجائی شغلی باید به میزان خودآگاهی هیجانی در فرد دقت کافی نمود. برای جلوگیری از بروز تبعات و مشکلات قابل پیش بینی در انتصاب و یا جابجائی شغلی، بهتر است مفهوم خودآگاهی هیجانی را بهتر بشناسیم. (مایر، سالووی ،کاروسوو 2008).

بهترین افراد برای فعالیت در سطوح مدیریتی افرادی هستند که خودآگاهی اجتماعی بالایی دارند. خودآگاهی هیجانی یکی از شروط لازم برای رشد و موفقیت ها در زندگی و شغل محسوب می شود. شایستگی خودآگاهی هیجانی، بیان می دارد که آیا افراد می دانند اکنون چه احساسی دارند و چرا؟ آیا وقتی احساس خاصی به سراغشان می آید، از همان ابتدای امر از آن آگاه می شوند یا غافلگیرانه وجودشان را در بر می‌گیرد؟ هر قدر این مهارت در افراد قویتر باشد بیشتر قادر می شوند در تعامل با محیط پیرامونی خود، موثرتر و راهبردی تر برخورد کنند. بالا بودن خودآگاهی هیجانی باعث می شود افراد بدانند تا چه حد به محیط اطرافشان پاسخ می دهند و از چه احساسی برخوردار هستند

در طی سالهای اخیر، مطالعه و تحقیق در زمینۀ  روانشناسی مثبت یک رویکرد بدیع را برای بسیاری از روانشناسان اجتماعی پدید آورده است. این رویکرد بر مطالعه علمی تجربیات مثبت، شادی و بهزیستی روانشناختی و منابع انسانی مثبت به جای تأکید ، بر نشانه های اندوه و مفاهیم منفی، تمرکز دارد.

ابراهیمی ظاهرکندی (1400) در مقاله ای با عنوان تاثیر شادابی شغلی و توسعه حرفه ای بر کاهش فرسودگی شغلی کارکنان بیان داشته است این پژوهش با هدف بررسی تاثیر شادابی سازمانی و اخلاق حرفه ای بر کاهش فرسودگی شغلی در کارکنان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان آذربایجان غربی انجام شد. روش تحقیق این مطالعه توصیفی همبستگی از نوع پیمایشی - است. جامعه آماری تحقیق حاضر کارکنان کارکنان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان آذربایجان غربی می باشد که تعدادآنها 302 نفر است. حجم نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 169 نفر برآورد و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات سه پرسشنامه استاندارد شادابی سازمانی آرگیل، اخلاق حرفه ای قاسم زاده و همکاران و فرسودگی شغلی مسلچ بود. برای آزمون فرضیه های تحقیق از همبستگی و رگرسیون خطی استفاده گردیده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق نشان می دهد شادابی سازمانی و ابعاد (روان آماده، سر ذوق بودن، احساس زیبایی شناختی، خودکارآمدی) بر فرسودگی شغلی کارکنان تاثیر معکوس دارد. همچنین اخلاق حرفه ای کارکنان و ابعاد(عدالت و انصاف، رعایت و احترام نسبت به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و برتری جویی و رقابت طلبی) بر فرسودگی شغلی تاثیر معکوس دارد.

قلاوندی و همکاران (1398) در پژوهشی تحت عنوان" بررسی رابطه توسعه حرفه ای با شادابی کاری در بین کارکنان دانشگاه ارومیه" به این نتیجه رسیدند که رابطه معناداری بین توسعه حرفه ای با شادابی کاری وجود دارد و همچنین یافته­ها نشان می­دهد که توسعه حرفه ای می­توانند به طور مثبت و معنی داری بعد کار تیمی را پیش بینی کنند.

قاضی زاده و همکاران (1395)، در پژوهشی تحت عنوان "بررسی شناسایی رابطه توسعه شغلی کارکنان با وفاداری مشتریان (مورد مطالعه بانک ملت )" به این نتیجه رسیدند که بین توسعه شغلی کارکنان با وفاداری مشتریان رابطه معناداری وجود دارد.

کیم و کیم[8] (2020)، در پژوهشی به عنوان " مقایسه تاثیر خودآگاهی هیجانی بر درک توسعه حرفه ای شرکت­های کره­ای" به این نتیجه رسیدند تاثیر خودآگاهی هیجانی بر درک توسعه پذیری سازمان­ها نسبت به تاثیر سایر ابعاد خودآگاهی باارزش­تر است .

جین و درزد نکو[9] (2018)، در پژوهشی به عنوان "رابطه بین شادابی و مسؤولیت پذیری اجتماعی سازمان، و توسعه سازمانی" به این نتیجه رسیدند که مدیران سازمان­های شاداب در مقایسه با سازمان­های با شادابی کمتر، سطح مسؤولیت پذیری و اخلاقیات بالایی دارد.

آرونز [10](2015)، درتحقیقی خود به وجود ارتباط مثبت ومعنی دار بین عوامل مدیریتی در سازمان و توسعه حرفه­ای اشاره نموده است، درواقع عوامل مدیریتی در سازمان می تواند حس ارزشمندی، حس تفاوت و توجه سازمانی را در کارکنان بالا برد. زمانی که این حمایت­ها با فرصت­هایی برای رشد مهارت­ها، توانایی­های شغلی، آزادی عمل در تصمیم گیری و به کارگیری ابتکارات که در توسعه حرفه­ای مستتر است همراه می گردد، نتیجه آن برای سازمان افزایش رضایت شغلی و توسعه حرفه­ای خواهد بود.

از آنجاییکه بر اساس مشاهدات نگارنده امروزه کارکنان آموزش و پرورش با مشکلاتی در حوزه عدم توسعه مناسب حرفه ای مواجه هستند و نیز بر اساس  فرضیاتی که در مورد وجود ارتباط بین توسعه حرفه ای با شادابی شغلی و خودآگاهی هیجانی مطرح شده است، در پژوهش حاضر هدف آن است که ضمن بررسی موضوع مورد بحث به این سوال کلی پاسخ داده شود که  آیا بین توسعه حرفه ای کارکنان آموزش و پرورش با شادابی شغلی و خودآگاهی هیجانی آنها رابطه ای معنا دار برقرار است؟

فرضیه های پژوهش

1- بین توسعه حرفه ای کارکنان آموزش و پرورش با شادابی شغلی آنها رابطه معنی داری وجود دارد. 

2- بین توسعه حرفه ای کارکنان آموزش و پرورش با خودآگاهی هیجانی آنها رابطه معنی داری وجود دارد.

3-شادابی شغلی کارکنان آموزش و پرورش بر اساس توسعه حرفه ای آنها قابل پیش بینی است.

4- خودآگاهی هیجانی کارکنان آموزش و پرورش بر اساس توسعه حرفه ای آنها قابل پیش بینی است.

5- توسعه حرفه ای، شادابی شغلی و خودآگاهی هیجانی کارکنان آموزش و پرورش در وضعیت مطلوبی قرار دارد.

روش  پژوهش

این پژوهش از جمله تحقیقات تحلیلی و از نوع همبستگی است ، برای جمع آوری اطلاعات مربوط ، از روش اسنادی و میدانی استفاده شده است. حجم نمونه با توجه به جامعه آماری 150 نفره کارکنان آموزش و پرورش شهرستان گرمسار   از طریق جدول کرجسی مورگان  108 نفر به دست آمد که همین تعداد پرسشنامه توزیع و کلیه انها پاسخ داده شد و جمع‌آوری گردید . در ادامه نتایج تجزیه و تحلیل داده‌های دریافتی، در دو بخش توصیفی و تحلیلی ارائه می‌شوند.

ابزار گردآوری : ابزار گردآوری اطلاعات سه پرسشنامه استاندارد توسعه حرفه ای کارکنان، شادابی شغلی و خودآگاهی هیجانی بوده است . پرسشنامه توسعه حرفه ای کارکنان ایوبی (1393)، شادابی شغلی عباسی (1383) و خودآگاهی هیجانی نستورم و داویس (2002)  مورد استفاده قرار گرفت .روایی ابزار از دیدگاه متخصصان علوم تربیتی مورد تایید قرار گرفت و پایایی ابزار از طریق آلفای کرانباخ محاسبه شده است و برای هر یک از متغیرها برابر بود با توسعه حرفه ای 84/0 ،خود آگاهی هیجانی 78/0 و شادابی شغلی 82/0.

جهت تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات گردآوری شده از سه پرسشنامه، از روش کولموگروف اسمیرنف برای تعیین نرمالیتی متغیرها و آزمون پیرسون برای تعیین میزان همبستگی و ارتباط بین متغیرها و نیز آزمون رگرسیون و آزمون تی در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

یافته های پژوهش :

1-بین توسعه حرفه ای کارکنان آموزش و پرورش با شادابی شغلی آنها رابطه معنی داری وجود دارد.

جدول شماره  1: نتایج آزمون پیرسون برای فرضیه اول

آزمون همبستگی پیرسون

توسعه حرفه ای

شادابی شغلی

 

همبستگی پیرسون

478/0

478/0

سطح معناداری

0.000

0.000

تعداد

108

108

با استفاده از آزمون پیرسون رابطه بین دو متغیر توسعه حرفه ای کارکنان با شادابی شغلی در کارکنان آموزش و پرورش شهرستان گرمسار، ضریب پیرسون 478/0 در سطح معناداری 0.000 به دست آمده که نشان از وجود رابطه مثبت و نسبتا مناسبی می‌باشد. این بدان معناست که بین متغیر توسعه حرفه ای کارکنان با شادابی شغلی در کارکنان آموزش و پرورش شهرستان گرمسار رابطه مثبت و معناداری وجود داشته و با رشد و توسعه حرفه ای در این کارکنان میزان شادابی شغلی نیز در آنها بیشتر شده است.

2-بین توسعه حرفه ای کارکنان آموزش و پرورش با خودآگاهی هیجانی آنها رابطه معنی داری وجود دارد.

جدول شماره  2: نتایج آزمون پیرسون برای فرضیه دوم

آزمون همبستگی پیرسون

توسعه حرفه ای

خودآگاهی هیجانی

 

همبستگی پیرسون

516/0

516/0

سطح معناداری

0.000

0.000

تعداد

108

108

با استفاده از آزمون پیرسون رابطه بین دو متغیر توسعه حرفه ای کارکنان با خودآگاهی هیجانی در کارکنان آموزش و پرورش شهرستان گرمسار، ضریب پیرسون 516/0 در سطح معناداری 0.000 به دست آمده که نشان از وجود رابطه مثبت و نسبتا مناسبی می‌باشد. این بدان معناست که بین متغیر توسعه حرفه ای کارکنان با خودآگاهی هیجانی در کارکنان آموزش و پرورش شهرستان گرمسار رابطه مثبت و معناداری وجود داشته  و با بهبود توسعه حرفه ای در این کارکنان میزان خودآگاهی هیجانی نیز در آنها افزایش یافته است.

3-شادابی شغلی کارکنان آموزش و پرورش بر اساس توسعه حرفه ای آنها قابل پیش بینی است.

برای بررسی میزان قابلیت پیش‌بینی شادابی شغلی کارکنان مورد مطالعه بر اساس توسعه حرفه ای در آنها، داده‌های به دست آمده از توزیع پرسشنامه‌ها را توسط آزمون استپ‌وایز مورد تجزیه و تحلیل قرار دادیم که نتایج آن در جدول ارائه شده است.

 

 

جدول شماره  3:  نتایج آزمون آر

آزمون آر

نمونه

آر

مجذور آر

مجذور آر معین شده

انحراف

شادابی شغلی

0.478

0.343

0.267

12.42

 

 نتایج نشان می‌دهد متغیر شادابی شغلی به تنهایی به میزان 0.267، بر اساس توسعه حرفه ای قابل پیش بینی است .

4- خودآگاهی هیجانی  کارکنان آموزش و پرورش بر اساس توسعه حرفه ای آنها قابل پیش بینی است.

برای بررسی میزان قابلیت پیش‌بینی خودآگاهی هیجانی کارکنان مورد مطالعه بر اساس توسعه حرفه ای در آنها، داده‌های به دست آمده از توزیع پرسشنامه‌ها را توسط آزمون استپ‌وایز مورد تجزیه و تحلیل قرار دادیم که نتایج آن در جدول ارائه شده است.

جدول شماره  4:  نتایج آزمون آر

آزمون آر

نمونه

آر

مجذور آر

مجذور آر معین شده

انحراف

خودآگاهی هیجانی

0.516

0.382

0.326

12.54

 

نتایج نشان می دهد متغیر خودآگاهی هیجانی به میزان 0.326 از کل واریانس موجود را شامل می‌شوند. خودآگاهی هیجانی بر اساس توسعه حرفه ای به میزان 32% قابلیت پیش‌بینی را دارد.

5- توسعه حرفه ای، شادابی شغلی و خودآگاهی هیجانی کارکنان آموزش و پرورش در وضعیت مطلوبی قرار دارد.

 

جدول شماره 5: نتایج آزمون t برای تبیین وضعیت توسعه حرفه ای

 

تعداد

میانگین

انحراف معیار

خطای استاندارد میانگین

توسعه حرفه ای

108

34.21

7.02

0.62

 

با توجه به نرمال بودن داده‌ها که توسط آزمون کولموگروف اسمیرنف به اثبات رسید در این قسمت ابتدا میانگین، انحراف معیار و انحراف استاندارد میانگین برای متغیر توسعه حرفه ای به تفکیک محاسبه و در جدول فوق ارائه شده است.

جدول شماره 6: نتایج آزمون t تک نمونه

 

Test Value = 35                                      

t

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

تفاوت میانگین واقعی و مفروض

نتایج با اطمینان 99٪

حد پایین

حد بالا

توسعه حرفه ای

5.746

107

0.000

0.79

2.21

4.54

همانطور که در جدول فوق ملاحظه می‌شود برای متغیر توسعه حرفه ای مقدار آزمون t تک نمونه‌ای (5.746) نشان می‌دهد که با اطمینان 99٪ و سطح خطای کوچکتر از 01/0، تفاوت معنی‌داری بین دو میانگین واقعی (34.21) و میانگین مفروض (35) وجود دارد که با توجه به پایین‌تر بودن میانگین به دست آمده از میانگین مفروض نتیجه می‌شود توسعه حرفه ای در کارکنان آموزش و پرورش شهرستان گرمسار در وضعیت پایینتر از سطح متوسط قرار دارد.

جدول شماره 7: نتایج آزمون t برای تبیین وضعیت شادابی شغلی

 

تعداد

میانگین

انحراف معیار

خطای استاندارد میانگین

شادابی شغلی

108

22.24

3.98

0.27

 

در این قسمت ابتدا میانگین، انحراف معیار و انحراف استاندارد میانگین برای متغیر شادابی شغلی به تفکیک محاسبه و در جدول فوق ارائه شده است.

 

جدول شماره 8: نتایج آزمون t تک نمونه

 

Test Value = 25                                     

t

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

تفاوت میانگین واقعی و مفروض

نتایج با اطمینان 99٪

حد پایین

حد بالا

شادابی شغلی

6.456

107

0.000

2.76

2.28

4.36

 

همانطور که در جدول فوق ملاحظه می‌شود برای متغیر شادابی شغلی مقدار آزمون t تک نمونه‌ای (6.456) نشان می‌دهد که با اطمینان 99٪  و سطح خطای کوچکتر از 01/0، تفاوت معنی‌داری بین دو میانگین واقعی (22.24) و میانگین مفروض (25) وجود دارد که با توجه به پایین‌تر بودن میانگین به دست آمده از میانگین مفروض نتیجه می‌شود شادابی شغلی در کارکنان آموزش و پرورش شهرستان گرمسار در وضعیت پایینتر از سطح متوسط قرار دارد.

جدول شماره 9: نتایج آزمون t برای تبیین وضعیت خودآگاهی هیجانی

 

تعداد

میانگین

انحراف معیار

خطای استاندارد میانگین

خودآگاهی هیجانی

108

33.64

11.47

0.78

 

در این قسمت ابتدا میانگین، انحراف معیار و انحراف استاندارد میانگین برای متغیر خودآگاهی هیجانی به تفکیک محاسبه و در جدول فوق ارائه شده است.

جدول شماره 10: نتایج آزمون t تک نمونه

 

Test Value = 35                                     

t

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

تفاوت میانگین واقعی و مفروض

نتایج با اطمینان 99٪

حد پایین

حد بالا

خودآگاهی هیجانی

3.376

107

0.000

1.36

1.09

4.18

 

همانطور که در جدول فوق ملاحظه می‌شود برای متغیر خودآگاهی هیجانی مقدار آزمون t تک نمونه‌ای (3.376) نشان می‌دهد که با اطمینان 99٪  و سطح خطای کوچکتر از 01/0، تفاوت معنی‌داری بین دو میانگین واقعی (33.64) و میانگین مفروض (35) وجود دارد که با توجه به پایین‌تر بودن میانگین به دست آمده از میانگین مفروض نتیجه می‌شود خوداگاهی هیجانی در کارکنان آموزش و پرورش شهرستان گرمسار در وضعیت پایینتر از سطح متوسط قرار دارد.

 

بحث و نتیجه گیری:

در این پژوهش رابطه بین توسعه حرفه ای کارکنان و شادابی شغلی و خود آگاهی هیجانی و وضعیت موجود متغیرها مورد بررسی قرار گرفت در اینجا به تفسیر نتایج تحقیق می پردازیم .

نتایج بدست امده از فرضیه اول نشان از وجود رابطه مثبت بین متغیر توسعه حرفه ای کارکنان با شادابی شغلی در کارکنان آموزش و پرورش شهرستان گرمسار دارد با رشد و توسعه حرفه ای در این کارکنان میزان شادابی شغلی نیز در آنها بیشتر شده است. لازم به ذکر است  نتایج تحقیقات لاوهورن (2009 نیز با نتیجه به دست آمده از آزمون این فرضیه مطابقت داشته و در یک راستا قرار دارد. چراکه آنها نیز در تحقیقات خود به این نتیجه دست یافتند که بین متغیر توسعه حرفه ای کارکنان با شادابی شغلی در کارکنان مود مطالعه رابطه مثبت و معناداری وجود داشته است.

بررسی فرضیه دوم نشان داد بین توسعه حرفه ای کارکنان آموزش و پرورش با خودآگاهی هیجانی آنها رابطه معنی داری وجود دارد.همچنین نتایج تحقیقات جین و درزد نکو (2018) و قلاوندی و همکاران (1398) با نتیجه به دست آمده از آزمون این فرضیه مطابقت داشته و در یک راستا قرار دارد. چراکه آنها نیز در تحقیقات خود به این نتیجه دست یافتند که بین متغیر توسعه حرفه ای کارکنان با خودآگاهی هیجانی در کارکنان مورد مطالعه رابطه مثبت و معناداری وجود داشته است.

بررسی فرضیه سوم  و چهارم نشان داد شادابی شغلی کارکنان آموزش و پرورش بر اساس توسعه حرفه ای آنها قابل پیش بینی است.همچنین خودآگاهی هیجانی کارکنان آموزش و پرورش بر اساس توسعه حرفه ای آنها قابل پیش بینی است.متغیرهای شادابی شغلی و خودآگاهی هیجانی به منظور بررسی قابلیت پیش بینی آنها بر اساس توسعه حرفه‌ای در کارکنان مورد مطالعه توسط آزمون استپ‌وایز مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج نشان داد متغیر شادابی شغلی به تنهایی به میزان 0.267، و متغیر خودآگاهی هیجانی به میزان 0.326 از کل واریانس موجود را شامل می‌شوند. این بدان معناست که شادابی شغلی بر اساس توسعه حرفه ای به میزان 26٪  و خودآگاهی هیجانی بر اساس توسعه حرفه ای به میزان 32% قابلیت پیش‌بینی را دارند.

همچنین نتایج تحقیقات کیم و کیم (2020) و ابراهیمی ظاهرکندی (1400) با نتیجه به دست آمده از آزمون این فرضیه مطابقت داشته و در یک راستا قرار دارد. چراکه آنها نیز در تحقیقات خود به این نتیجه دست یافتند که می‌توان بر اساس توسعه حرفه ای در کارکنان مورد مطالعه، میزان شادابی شغلی و خودآگاهی هیجانی را در آنها پیش بینی نمود.

یافته  پنجم  تحقیق حاکی از آن است توسعه حرفه ای، شادابی شغلی و خودآگاهی هیجانی کارکنان آموزش و پرورش در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. برای متغیر توسعه حرفه ای مقدار آزمون t تک نمونه‌ای (5.746) نشان می‌دهد که با اطمینان 99٪  و سطح خطای کوچکتر از 01/0، تفاوت معنی‌داری بین دو میانگین واقعی (34.21) و میانگین مفروض (35) وجود دارد که با توجه به پایین‌تر بودن میانگین به دست آمده از میانگین مفروض نتیجه می‌شود توسعه حرفه ای در کارکنان آموزش و پرورش شهرستان گرمسار در وضعیت پایینتر از سطح متوسط قرار دارد. برای متغیر شادابی شغلی مقدار آزمون t تک نمونه‌ای (6.456) نشان می‌دهد که با اطمینان 99٪  و سطح خطای کوچکتر از 01/0، تفاوت معنی‌داری بین دو میانگین واقعی (22.24) و میانگین مفروض (25) وجود دارد که با توجه به پایین‌تر بودن میانگین به دست آمده از میانگین مفروض نتیجه می‌شود شادابی شغلی در کارکنان آموزش و پرورش شهرستان گرمسار در وضعیت پایینتر از سطح متوسط قرار دارد. همچنین برای متغیر خودآگاهی هیجانی مقدار آزمون t تک نمونه‌ای (3.376) نشان می‌دهد که با اطمینان 99٪  و سطح خطای کوچکتر از 01/0، تفاوت معنی‌داری بین دو میانگین واقعی (33.64) و میانگین مفروض (35) وجود دارد که با توجه به پایین‌تر بودن میانگین به دست آمده از میانگین مفروض نتیجه می‌شود خوداگاهی هیجانی در کارکنان آموزش و پرورش شهرستان گرمسار در وضعیت پایینتر از سطح متوسط قرار دارد.همچنین نتایج تحقیقات و ورنر (2016) با نتیجه به دست آمده از آزمون این فرضیه مطابقت داشته و در یک راستا قرار دارد. چراکه آنها نیز در تحقیقات خود به این نتیجه دست یافتند که توسعه حرفه‌ای، شادابی شغلی و خودآگاهی هیجانی در کارکنان مورد مطالعه از سطح مطلوبی برخوردار نبوده است.

بر اساس نتایج به دست آمده از بررسی فرضیه اول پیشنهاد می‌شود عوامل فشارزای شغلی در کارکنان مورد مطالعه که با کاهش قدرت سازگاری آنها موجب پیدایش نشانه‌های رفتاری و جسمی شده و شادابی شغلی آنها را به خطر می‌اندازد، شناسایی شده تا با از بین بردن و یا کاستن این عوامل موجبات توسعه هرچه بهتر حرفه ای این کارکنان فراهم شود. بر اساس نتایج به دست آمده از بررسی فرضیه دوم پیشنهاد می‌شود با کمک گرفتن از روانشناسان شغلی، سطح خودآگاهی هیجانی در بین کارکنان آموزش و پرورش شهرستان گرمسار به صورت ادواری و منظم پایش شود تا با شناسایی مشکلات آنها در این حوزه بتوان توسعه مطلوبتر حرفه ای را شاهد بود.بر اساس نتایج به دست آمده از بررسی فرضیه سوم و چهارم پیشنهاد می‌شود کلاسهای ضمن خدمت با محوریت شادابی شغلی و خودآگاهی هیجانی برای کارکنان آموزش و پرورش شهرستان گرمسار برگزار شود تا بتوان راهکارهای توسعه شغلی را به آنان آموزش داد.

بر اساس نتایج به دست آمده از بررسی فرضیه پنجم پیشنهاد می‌شود موانع موجود در مسیر ارتقا توسعه حرفه‌ای، شادابی شغلی و خودآگاهی هیجانی با استفاده از کارشناسان مجرب این حوزه شناسایی شده تا هرچه سریعتر بتوان سطح این متغیرها را به حد قابل قبول رساند.

ابزار پژوهش:

پرسشنامه توسعه حرفه ای

ردیف

نظر و میزان موافقت خود را با هر یک از گویه های زیر مشخص فرمائید

خیلی کم

کم

تا حدودی

زیاد

خیلی زیاد

1

 با تسلط بر موضوع و درک آن، می­توانم دانش را به­صورت کاربردی به دانش­آموزان ارائه دهم.

 

 

 

 

 

2

 در فراگیران شوق و علاقه به درس ایجاد کرده و آن را با زندگی روزانه دانش­آموزان مرتبط می­سازم.

 

 

 

 

 

3

مهارت­های دانش­آموزان را (مانند: مهارت تفکر انتقادی و تفکر خلاق) در فرآیند تدریس، افزایش می­دهم.

 

 

 

 

 

4

با ارائه دانش تخصصی به دانش­آموزان، توانایی پاسخ­گویی به ابهامات و حل مسئله را در دانش‌آموزان ایجاد می­کنم.

 

 

 

 

 

5

سعی می­کنم به­منظور کاربردی­تر­کردن بحث ارائه شده در کلاس درس، منابع تدریس و مواد برنامه درسی را به صورت مداوم ارزیابی کنم.

 

 

 

 

 

6

طراحی آموزشی را به گونه­ای انجام می‌دهم که دانش و اطلاعات را برای دانش­آموزان معنادار ­سازد.

 

 

 

 

 

7

یادگیری را با دانش اولیه، تجربیات، زمینه‌های خانوادگی و فرهنگی دانش‌آموزان مرتبط می‌سازم.

 

 

 

 

 

8

سرمشق‌هایی را برای دانش­آموزان ارائه می‌دهم تا مهارت‌ها، مفاهیم، صفات و فرآیندهای تفکر را به آن­ها بیاموزد.

 

 

 

 

 

9

از راهبرد­های یادگیری و آموزشی گوناگونی که برای رشد و توسعه دانش‌آموزان مناسب است، استفاده می‌کنم.

 

 

 

 

 

10

می­دانم که ایجاد یک محیط کلاسی مطلوب و مناسب در یادگیری دانش­آموزان مؤثر است.

 

 

 

 

 

11

به­منظور مدیریت کلاس، اصول و راهبرد­هایی را به‏کار می­برم که همکاری دوستانه مثبت و فعالیت یادگیری هدفمند را تشویق می­کند.

 

 

 

 

 

12

نسبت به بهره­گیری اثربخش از زمان در آموزش دانش­آموزان، متعهد هستم.

 

 

 

 

 

13

در فرآیند یادگیری، دانش­آموزان را به همکاری در کلاس درس تشویق می­کنم.

 

 

 

 

 

14

در کلاس درس، جو مثبت و سالمی را ایجاد می­کنم.

 

 

 

 

 

15

با آگاهی از چگونگی شکل­دهی دانش­ها، مهارت­ها و نگرش­های دانش­آموزان، سعی می­کنم سطح یادگیری دانش­آموزان را ارتقا دهم.

 

 

 

 

 

16

به منظور ارتقاء یادگیری دانش­آموزان، به‏صورت­های مختلفی با مدرسه همکاری می­کنم.

 

 

 

 

 

17

با آگاهی از نقش خانواده سعی می­کنم با  والدین ارتباط مداوم  داشته باشم.

 

 

 

 

 

18

از والدین، سرپرستان و دیگر اعضای خانواده می­خواهم که به عنوان معلم خانگی نقش­هایی را برعهده داشته باشند.                    

 

 

 

 

 

19

از تجارب گسترده والدین/ خانواده به­منظور غنی­سازی یادگیری دانش­آموزان و تقویت محیط یادگیری مدرسه بهره­گیری می­کنم.

 

 

 

 

 

20

در مباحث مربوط به مدرسه با همکاران خود در مدرسه همفکری و مشارکت می­کنم.

 

 

 

 

 

21

به­منظور اجرای بهتر تدریس، از وسایل کمک آموزشی مناسب استفاده می­کنم.

 

 

 

 

 

22

از دیدگاه­ها و نظرات دیگر همکاران به­منظور تلفیق دانش رشته­های مختلف استفاده می­کنم(یادگیری بین رشته­ای).

 

 

 

 

 

23

از ارتباطات الکترونیکی( مانند پست الکترونیک، وبلاگ و غیره) برای ارتباط با همکاران یا والدین دانش­آموزان استفاده می­کنم.

 

 

 

 

 

24

از اشکال مختلف فناوری­های آموزشی برای افزایش کارایی تدریس و رشد حرفه­ای خود استفاده می­نمایم.

 

 

 

 

 

25

یادگیری را از طریق استفاده از فناوری­های آموزشی تسهیل می‌کنم.

 

 

 

 

 

26

برنامه­های آموزشی مبتنی بر تحقیق را که نیاز به استفاده از کامپیوتر و سایر فناوری­های آموزشی است، به‏کار می‌گیرم.

 

 

 

 

 

27

وقت زیادی برای مطالعه تحقیقات و یا انجام آن، صرف می­کنم.

 

 

 

 

 

28

برای انجام تحقیقات، فراخوان­های پژوهشی سازمان­ها را بخصوص در حوزه آموزش و پرورش پی­گیری می­کنم.

 

 

 

 

 

29

با محققان و اساتید حوزه تدریس و یادگیری به تعامل می­پردازم و از تجارب آنان بهره می­جویم.

 

 

 

 

 

30

نتایج  تحقیقاتی را که گردآوری کرده‌ام به منظور اطلاع دیگران از آنچه انجام داده‌ام، منتشر می‌کنم.

 

 

 

 

 

31

علاقه­مند هستم پژوهش­هایی از نوع اقدام­پژوهی را(مانند انتخاب موضوعات پژوهشی مرتبط به محیط کاری و کلاس درس و ... ) انجام دهم.

 

 

 

 

 

32

از یادگیری­های دانش­آموزان در بیرون از مدرسه آگاهی داشته و تلاش می­کنم از تجارب آنان در یادگیری­های کلاسی استفاده کنم.

 

 

 

 

 

33

طرح درس خود را بر اساس نیازها و موضوعات درسی دانش­آموزان، طراحی می کنم.

 

 

 

 

 

34

دارای تجربیات آموزشی­ای هستم که می تواند برای توسعه یادگیری مناسب دانش­آموزان، آن را به کار گیرم.

 

 

 

 

 

35

در طرح درس خود دانش، مهارت و محتوای چند موضوع تخصصی را با هم تلفیق می­کنم تا فرصتی برای یادگیری بین رشته­ای فراهم کنم.

 

 

 

 

 

36

طرح درس­های مختلفی را به تناسب هریک از موضوعات درسی برای ارتقای سطح یادگیری دانش­آموزان به کار می­برم.

 

 

 

 

 

37

طراحی آموزشی خود را بر اساس دانش و اطلاعات دانش­آموزان انجام می­دهم.

 

 

 

 

 

38

در طول سال تحصیلی عملکرد علمی خود را مورد ارزیابی قرار می­دهم.

 

 

 

 

 

39

 از نتایج ارزیابی خود، به عنوان عاملی برای ایجاد تغییرات مناسب به منظور بهبود فرایند یاددهی- یادگیری استفاده می­کنم.

 

 

 

 

 

40

انواع روش­ها و فنون ارزشیابی را برای ارتقای پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان به کار می­برم.

 

 

 

 

 

41

با هماهنگی مدرسه، نتایج حاصل از ارزیابی دانش­آموزان را به صورت مداوم در اختیار والدین  قرار می­دهم.

 

 

 

 

 

42

از نتایج آزمون­های پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان، به ­منظور اصلاح روش­های تدریس و یادگیری استفاده می­کنم.

 

 

 

 

 

43

انتظارات بالایی را برای یادگیری بکار می‌گیرم.

 

 

 

 

 

44

در اجرای فرایند تدریس، تفاوت­های فردی دانش­آموزان مورد نظر قرار می­دهم.

 

 

 

 

 

45

از تفاوت­های دانش­آموزان مانند تفاوت­ در یادگیری اعم از شناختی، اجتماعی، عاطفی و جسمانی، آگاهی دارم.

 

 

 

 

 

46

به­ منظور توجه به تفاوت­های فردی دانش­آموزان در تدریس و یادگیری از نظریات متنوعی استفاده می­کنم.

 

 

 

 

 

47

تلاش می­کنم تجارب یادگیری دانش­آموزان را در دروس مختلف به یکدیگر ارتباط دهم( رویکرد بین موضوعی و تلفیقی).

 

 

 

 

 

 

پرسشنامه شادابی شغلی

سؤالات

کاملاً موافقم

موافقم

نظری ندارم

مخالفم

کاملاً مخالفم

1- زمانی که کارها طبق برنامه پیش نمی رود، عصبی می‌شوم.

 

 

 

 

 

2- من با اعضای سازمان راحت و صمیمی نیستم.

 

 

 

 

 

3- اعمال دیگران به سرعت باعث آزرده خاطر شدن من می‌شوند.

 

 

 

 

 

4- من نوعی احساس بی قراری در محیط کاری دارم.

 

 

 

 

 

5- من از اینکه کارها به تاخیر بیافتند، هراس دارم.

 

 

 

 

 

6- من شور و شوق زیادی برای انجام کارها دارم.

 

 

 

 

 

7- من نسبت به انجام کارها تمرکز بالایی دارم.

 

 

 

 

 

8- از کار و حرفه خویش لذت می‌برم.

 

 

 

 

 

9- من متوجه اهداف کاری بوده و در کارها دقیق هستم.

 

 

 

 

 

10- من به انجام کارهای جدید در سازمان علاقمند هستم.

 

 

 

 

 

11- شرایط کاری من ایده آل است.

 

 

 

 

 

12- من از کار خویش رضایت کافی دارم.

 

 

 

 

 

13- من به سرعت در محیط کاری به نتایج مطلوب دست می‌یابم.

 

 

 

 

 

14- من امید زیادی به آینده کاریم دارم.

 

 

 

 

 

15- من ادامه روند کاری را بدون تغییر و با جدیت پیش می‌برم.

 

 

 

 

 

 

پرسشنامه خودآگاهی هیجانی

ردیف

عوامل

کاملا مخالفم

مخالفم

نطری ندارم

موافقم

کاملا موافقم

خودگشودگی و استقبال از بازخورد دیگران

1

من همواره در جستجوی کسب اطلاعات از دیگران راجع به نقاط قوت و ضعف خود به عنوان مبنایی برای بهبودی خود هستم.

 

 

 

 

 

2

زمانی که راجع به خودم بازخور منفی دریافت می‌کنم، عصبانی نمی شوم و موضع دفاعی به خود نمی‌گیرم.

 

 

 

 

 

3

به منظور ایجاد بهبودی در خود، تمایل دارم تا باورها و احساسات خود را با دیگران در میان بگذارم.

 

 

 

 

 

4

در خصوص سبک گردآوری اطلاعات و تصمیم‌گیری خودم، شناخت بسیار زیادی دارم.

 

 

 

 

 

5

 زمانی که روابط خود را با دیگران شکل می‌دهم، شناخت بسیار زیادی از نیازهای ارتباط متقابل شخصی خودم با دیگران دارم.

 

 

 

 

 

آگاهی از ارزش های خود، سبک شناختی، گرایش به تغییر و گرایش به ارتباطات متقابل شخصی

6

من به خوبی می‌دانم که چگونه از عهده موقعیت های مبهم و نامطمئن برآیم.

 

 

 

 

 

7

من دارای یک سری اصول و استانداردهای شخصی هستم که به رفتارم جهت می‌دهند.

 

 

 

 

 

8

 درباره رخدادهای خوب و بدی که برایم اتفاق می افتد، همواره احساس مسؤلیتم بیشتر از آن چیزی است که رخ می‌دهد.

 

 

 

 

 

9

 من به ندرت احساس عصبانیت، دلواپسی و اضطراب می‌کنم، بدون آنکه علت آنرا بدانم.

 

 

 

 

 

10

من در خصوص مواردی که در تعامل با دیگران دچار اصطکاک و تضاد می شوم، شناخت و آگاهی لازم را دارم.

 

 

 

 

 

11

من تعاملات نزدیکی با حداقل یک نفر دیگر دارم که می‌توانم اطلاعات شخصی و احساساتم را با او در میان بگذارم.

 

 

 

 

 

 

 



[1]. Brvkflyd

[2]. Brvzs

[3]. Nightingale

[4]. Yeung Arthur

.5 Kahn

[6] Salanova and Shaufeli

[7] Emotional self- Awareness

[8]. Kim and Kim

[9]. Jane and Drzd Nekoo

[10]. Aarvnz

Aarons, G. A.; Ehrhart, M. G.; Farahnak, L. R., & Hurlburt, M. S. (2015). Leadership and organizational change for implementation (LOCI): a randomized mixed method pilot study of a leadership and organization development intervention for evidence-based practice implementation. Implementation Science, 10(1), 1-12
 Abbaspour, Ali. (2013). Comparison of university human resources functions with management functions, Management Science Journal, School of Management, University of Tehran, 15th year, number 106 .[in perseian]
 Asgranjad Nouri, Baqer (1401), the impact of knowledge management on the professional development of employees, Innovation Eco Quarterly, Volume 2, Number 1  .[in perseian]
 Beheshtian, Mehdi, Abolhasani, Hossein (2018). Management Information Systems, Tehran: Pardis 57 Company.[in perseian]
 Breso, E., Salanova, M., & Schoufeli, B. (2007). In search of the third dimension of burnout. Applied Psychology, 56(3), 460-472.
 Devui , K. (2013), "Can business afford to ignore its social responsibility? " California Management Review, 2 (3), 70-76.
 Ebrahimi Zaherkandi, Hadi, 2018, the effect of organizational freshness and professional ethics on reducing job burnout, National Congress of New Findings in Humanities, Tehran, https://civilica.com/doc/925853 [in perseian]
 Fakuhi, Nasser; Yesri, Mehdi; Salehi Amiri, Seyyed Reza; Iran Social Development Studies » Fall 2017, 10th Year - Number 4  .[in perseian]
 Ghazizadeh, Mohammad, Sardari, Asghar, Danesh Chawey, Hamid. (2012). "Identifying the relationship between corporate social responsibility and customer loyalty" scientific and research quarterly of modern marketing research  year .3, issue .3: 75-94 .[in perseian]
 Kahn, W. A. (1990). "Psychological conditions of personal engagement and disengagement at work", Academy of management journal , Vol. 33 No. 4, PP: 692-724 .
 Kim, S.y. Reber, B.H. (2008) "Public Relations’ Pplace in Corporate Social Responsibility: Practitioners Define their Role", Public Relations Review 34 , 337–342.
 Kim, Y. & Kim, S. Y. (2010). "The Influence of Cultural Values on Perceptions of Corporate Social Responsibility: Application of   Hofstede’s Dimensions to Korea  Public Relations Practitioners", Journal of Business Ethics, Vol. 91,  485–500.
 Lowhorn, G. L. (2009). The effect of supportive organizational leadership, organizational socialization, and satisfaction with supervision on turnover as mediated by organizational commitment and job satisfaction in faculty (Unpublished doctoral dissertation). Regent University, Virginia, VA.
 Maier,A. (2008). Review confirms work Place Counseling Reduces stress. British medical  Journal.
 Mayer, J. D., Salovey, P., & Caruso, D. R. (2008). Emotional intelligence as zeitgeist aspersonality and as a mental ability. San Francisco: Jossey-Bass.
 Pour Ahsan, Babak, (2016) Human resource training is a continuous process in increasing the productivity of organizations, a collection of practical methods seminar articles, improving the productivity of human resources, Tehran, Public Management Education Center. .[in perseian]
 Pour Abbas, Abbas, Rahimian, Hamid and Kazemi, Mojtaba(2017)  "Education design based on the learning organization" New Approach in Educational Management Quarterly, Volume 9, Number 3.[in perseian]
 Qalavandi, Hassan, Sultanzadeh, Vahid. (2013). "The relationship between social responsibility and team work of Urmia University employees" Applied Sociology, 25th year, serial number (53): 108-129  .[in perseian]
 Sbaghian, Zahra, Arasteh, Zahra (2017). "Investigation of the effect of employee training on the empowerment of human resources of the Bank of Agriculture in the west region of Tehran" Bi-Quarterly Journal of Management and Planning in Educational Systems, Volume 5, Number 8: 78-94 .[in perseian]
 Yeung Arthur K., Ulrich David O, Nason Stephan W. and Ann Yon Glinow Mary (2009). Organizational learning capability, New York, Oxford university press.
 Zand, Azadeh, Arfai, Mina, Hosseini, Fouzieh. (2015). Investigating effective factors on the professional development of Islamic Azad University experts, Islamshahr Branch, Leadership and Educational Management Quarterly of Garmsar Islamic Azad University, 5th year, number 2:72-53 .[in perseian]

  • Receive Date 18 December 2020
  • Revise Date 17 April 2021
  • Accept Date 16 August 2021
  • Publish Date 21 March 2022