Document Type : Original Article
مقدمه
آﻣﻮزش، زﯾﺮﺑﻨﺎی اﺻﻠﯽ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻫﺎی ﻋﻠﻤﯽ و ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ در ﺟﻬﺎن اﻣﺮوزی ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮد. ﺗﻤﺪﻧﯽ ﮐـﻪ ﺑـﺸﺮ اﻣﺮوزی، ﺑﻪ وﺟﻮد آن اﻓﺘﺨﺎر ﻣﯽﮐﻨﺪ در ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻧﺘﯿﺠﻪ اﻧﺒﺎﺷﺖ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎ و اﻧﺘﻘﺎل آن از راه آﻣﻮزش از ﻧﺴﻠﯽ ﺑـﻪ ﻧـﺴﻞ دﯾﮕﺮ اﺳﺖ و کشوری که نتوانسته باشد ویژگیهای لازم یک جامعه علمی را بهدست آورد باید علت آن را در نظام آموزشی خویش جستوجو کند و با رفع موانع و مشکلات موجود در جامعه حتماً خواهد توانست به پیشرفتهای فراوان در همه زمینهها برسد. بنابراین، به دلیل اهمیت بسیار زیاد نظام آموزشی، باید ارکان اصلی آن یعنی معلمان و دبیران در همه دورههای تحصیلی اعم از ابتدایی و متوسطه مورد توجه ویژه قرار گیرند. زیرا چنانچه معلمان در طول زندگی حرفهای خود دچار امراض جسمانی و روانی گوناگون گردند، بهیقین رضایت از زندگی و شغل را از دست داده و نظام آموزشی در زمینه ارتباط عناصر اصلی خویش یعنی معلم و دانشآموز و بحتی دیگر عناصر تشکیلدهنده این نظام با مشکل جدی مواجه میگردد و به تبع آن در جهت اهداف خویش عمل نخواهد کرد.
همه کشورهای موفق در دنیا وامدار سیستم آموزش و پرورش خود هستند. زیرا این نهاد مهمترین رکن توسعه، یعنی نیروی انسانی متخصص و کارآمد را برای کشور تربیت میکند و تحویل جامعه میدهد. امروزه نقش معلم در آموزش و پرورش با نقش گذشته او تفاوت دارد و این تفاوت به این دلیل است که در این زمان هدف، آموزش مطالب و بازگو کردن آن نیست؛ بلکه تمام جنبههای شخصیت دانشآموزان را دربرمیگیرد. درواقع محتوای آموزشی از طریق دید و قضاوت معلم و همچنین از خلال ارزشهای معلم به دانشآموختگان ارائه میشود و معنی و مفهوم پیدا میکند. همه این فعالیتهای آموزشی و سرمایهگزاریهایی که در آموزش و پرورش انجام میشود، بهخاطر پویایی کلاس و تحقق تدریس خوب است که تغییر در تدریس معلمان، بهبود کیفیت را به همراه میآورد (فتحی، 1389).
امروزه روشهای متعددی در امر یاددهی و یادگیری وجود دارد. اینکه چه روشی را برای چه درسی و چهموقع بهکار برده شود به انتخاب معلم و توانایی او در اجرای آن بستگی دارد. معلم باید در سه رکن تدریس یعنی شناختن دانشآموزان، موضوع و روش تدریس کارآمد باشد. معلم باید بر روشها و شیوههای گوناگون تدریس مسلط باشد و باتوجه به وضعیت و نوع کلاس، روش تدریس ماهرانه برای آن کلاس اجرا کند (شهرکیپور و رستگاریپور، 1391).
بیان مسأله
اغلب صاحبنظران و متفکران مسائل تربیتی بر این نظرند که معلمان، بزرگترین و مهمترین عامل مؤثر در جریان تعلیم و تربیت هستند، بنابراین بیراه نیست که اگر گفته شود شالوده و اساس یک سیستم آموزشی موفق را معلمان تشکیل میدهند. ابطحی (1390) در پژوهشی گزارش میدهد که برای موفقیت معلم، دانشآموزان، اجتماع و سیستم مدارس، رضایت شغلی معلم بسیار مهم است. رضایت شغلی معلم عامل مهمی است که موجب باقیماندن معلمان در شغلشان است و عامل تعیینکننده برای میزان تعهد معلم است و نظم در مدارس را به وجود میآورد. رضایت شغلی یکی از عوامل بسیار مهم در موفقیت شغلی است. رضایت شغلی عاملی است که سبب افزایش کارآیی و نیز احساس رضایت فردی میگردد. محققان، رضایت شغلی را از دیدگاههای گوناگون تعریف کردهاند. اکثر صاحبنظران در خصوص ارتباط شغلی با عوامل روانی و اجتماعی اشتراک نظر دارند و معتقدند اگر شغل مورد نظر لذت مطلوب را برای فرد تامین نماید در این حالت فرد از شغلش راضی است. ترکیب معینی از عوامل گوناگون، چه درونی مانند احساس لذت از انجام کار و چه بیرونی، مانند حقوق و مزایا و روابط محیط کاری سبب میگردد که فرد از شغلش راضی باشد (سلطانی، 1391).
رضایت شغلی تحت تأثیر عوامل متفاوت و متعددی است از جمله فاکتورهای جمعیتشناختی یعنی سن، سوابق تحصیلی و جنسیت عوامل سازمانی از جمله فرهنگ، شیوههای مدیریتی، پرداختها، امنیت شغلی و فرصتها و عوامل ویژه کاری یعنی استقلال فردی، رقابت، شفافیت، روحیه شاد و عوامل روانشناختی (پرهیزکار، 1373).
به نظر میرسد که هر چه سطح رضایت شغلی معلم بالا رود، یک محیط یادگیری خوشایند و مناسب، هم برای دانشآموزان و هم برای کار معلم فراهم میکند. این رضایت ممکن است باعث شود تا میزان تلاش معلمان بالا رفته، تعهد شغلی بیشتری از خود نشان داده و در نتیجه اثر بیشتری در کار تدریس داشتهباشند و از این طریق بر گرایش دانشآموزان به مدرسه و نیز پیشرفت تحصیلی اثر مثبتی بگذارد. درحالیکه ارزیابی از کیفیت تدریس و دادن پسخوراند به اساتید در دانشگاه خیلی رایج است اما در مدارس اغلب نادیده گرفته میشود. بررسی کیفیت تدریس معلمان از جمله مهمترین مسائلی است که بازخورد مناسبی را در تصمیمگیریهای اساسی و تجزیه و تحلیل مسائل آموزشی فراهم میکند. کیفیت تدریس به عنوان درجه انطباق و سازگاری هر یک از شاخصها، ویژگیهای اصلی کیفیت تدریس با استانداردها و خصوصیات مطلوب و متعالی که در نظریههای گوناگون بدان اشاره شده است تعریف میشود. در مفهومسازی مدرن از تدریس و یادگیری، بر فرایندهای یادگیری، انگیزشی و شناختی توجه شده است (حاجلو، 1394).
اهمیت و ضرورت پژوهش
پیش از آنکه درباره اثربخشی روشهای تدریس در میزان فعالیتهای یادگیری و درک و فهم دانشآموزان بحث کنیم، لازم است به اهمیت و ضرورت نگرشهای جدید آموزشی نگاهی بیندازیم. امروزه، به سبب نفوذ علوم و تکنولوژی در زندگی روزمره و نیاز جوامع به مشاغل و حرفههای جدید و پیشرفت علوم تربیتی و روانشناسی یادگیری، در عمل، شیوههای تدریس، اهداف و چشماندازهای آموزشی و تربیتی تغییر کردهاند و نگرشهای آموزشی نو شدهاند. بهرهمندی از اصول روانشناسی، برای بالابردن کیفیت آموزشی شیوهای علمی است چون آموزش صحیح و با کیفیت بالا بدون شناخت حالات و خصوصیات افراد، چه دانشآموز و چه معلم ممکن نخواهد بود (میر کمالی، 1378).
یکی از اساسیترین مسائل تعلیم و تربیت، توجه به شیوههای تدریس است. اگر محتوای آموزشی با بهترین روشها تدریس نشود، کارآمد نخواهد بود. بهنظر میرسد چگونگی تدریس از محتوای آن مهمتر است؛ زیرا متون آموزشی همه جا یافت میشود، اما راهبردها و شیوههای تدریس خوب میتواند تضمین کننده یادگیری باشد. شواهد و بررسیهای نوین پژوهشی نشان میدهد که اگر خواهان بهبود یادگیری دانشآموزان و ارتقا عملکرد نظام آموزشی در نیل به اهداف متعالی آن هستیم، باید نسبت به اشاعه و کاربرد روشهای جدید تعلیم و تربیت و تدریس در مدارس کشور اقدام نمود. بنابراین یکی از ضروریترین تحولات در نظامهای آموزشی، تحول در نگرش و روش تدریس معلمان نظام آموزشی است. روشهای تدریس تا آنجا در امر آموزش اهمیت دارد که گروهی از علمای تربیتی، تسلط به روشهای تدریس را مهمتر از دانش و اطلاعات علمی معلم دانستهاند. تجربه نشان داده است، معلمانی که به روشهای تدریس مسلط بودهاند، از دیگر همکاران خود که تنها به اطلاعات علمی تکیه داشتهاند، موفقتر بودهاند. ناگفته پیداست که بسندهکردن صرف به دانستههای پیشین و تعصب در بهکارگیری روشهای سنتی به خصوص در عرصه آموزش همه مطالب و در تربیت انسان جدید، امری باطل است؛ زیرا ناکارآمدی نظامهای آموزشی سنتی، کهنه و غیرفعال در محیطهای جدید با توجه به پیشرفتهای اخیر در زمینه تدریس، ابتدا در جوامع پیشرفته و سپس در جوامع درحال توسعه مشهود گردیده است (احمدی، 1380).
اهداف پژوهش
هدف اصلی
هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقش روشهای تدریس در کیفیت تدریس و رضایت شغلی معلمان مقطع متوسطه دوم شهرستان انار میباشد.
اهداف تکمیلی
بررسی نقش میزان آگاهی از روشهای تدریس در کیفیت تدریس و رضایت شغلی معلمان مقطع متوسطه دوم شهرستان انار.
بررسی تاثیر آگاهی از روشهای تدریس بر رضایت شغلی معلمان مقطع متوسطه دوم شهرستان انار.
بررسی تاثیر آگاهی از روشهای تدریس بر کیفیت تدریس معلمان مقطع متوسطه دوم شهرستان انار.
فرضیههای پژوهش
میزان آگاهی از روشهای تدریس پیشبینی کننده کیفیت تدریس و رضایت شغلی میباشد.
بین میزان آگاهی از روشهای تدریس با رضایت شغلی رابطه وجود دارد.
بین میزان آگاهی از روشهای تدریس با کیفیت تدریس رابطه وجود دارد.
روششناسی پژوهش
پژوهش حاضر، به لحاظ اینکه به بررسی نظرات و عقاید معلمان در ارتباط با نقش روشهای تدریس معلم در کیفیت تدریس و رضایت شغلی معلمان میپردازد پژوهش توصیفی از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان دوره دوم متوسطه شهرستان انار در سال 1400 اعم از زن و مرد میباشد که در حال حاضر مشغول تدریس در این مقطع می باشند. لازم به ذکر است که تعداد کل این معلمان 185 نفر میباشند. حجم نمونه این تحقیق با توجه به حجم جامعه آماری و بر طبق جدول مورگان تعداد 120 نفر میباشد. روش نمونهگیری مورداستفاده در این پژوهش به صورت خوشهای چندمرحلهای خواهدبود و از هر قسمت تعدادی مدرسه انتخاب خواهد شد و معلمان آن مدارس نمونه آماری تحقیق حاضر را تشکیل خواهند داد. روشهای تجزیه و تحلیل اطلاعات شامل دو قسمت است: آمار توصیفی و استنباطی و از نرمافزار SPSS استفاده شده است.
ابزار جمعآوری اطلاعات
روش جمعآوری اطلاعات در پژوهش حاضر میدانی و ابزار مورد استفاده، پرسشنامه میباشد. پرسشنامههای استفادهشده در این پژوهش به شرح زیر میباشند:
پرسشنامه کیفیت تدریس: این پرسشنامه توسط سراج در سال 2002 تهیه شده و دارای 20 سوال بوده و هدف آن ارزیابی کیفیت تدریس از ابعاد مختلف (طرح درس، اجرای درس، ارزشیابی تدریس، روابط بین فردی) میباشد. نمرهگذاری پرسشنامه بهصورت طیف لیکرت 4 نقطهای میباشد. از روش آلفای کرونباخ، ضریب پایایی این ابزار 91/0 بهدست آمد.
پرسشنامه روشهای نوین تدریس: پرسشنامه روش های نوین تدریس گراشا و ریچمن در سال 1996 طراحی شده و ابزاری کیفی است که شامل 40 سوال است. این پرسشنامه ابزاری کیفی است و دارای 5 مولفه سبک تخصصی، سبک اقتدار رسمی، سبک تعاملی، سبک مدل شخصی و سبک تسهیلگری میباشد و در راستای توسعه سبکهای تدریس اعضای هیأت علمی تدوین شده است. ضریب پایایی کلی این پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ 89/0 بهدستآمده است.
پرسشنامه رضایت شغلی: این مقیاس که توسط اسمیت، کندال و هالین در سال 1969 ساخته شده در بیش از 400 تحقیق بهکارگرفتهشدهاست. این پرسشنامه برای تعیین رضایت از پنج جنبه شغلی، نفس کار، همکاران، سرپرست، دستمزد و فرصتهای ترفیع به کار میرود. ضریب پایایی این پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ در مؤله سرپرست برابر با 39/0، در مؤلفه همکار برابر با 53/0، در مؤلفه درآمد 35/0، در بعد ماهیت کار 6/0 و در مؤلفه رضایت از ترفیعات برابر با 53/0 است.
آزمون فرضیهها
فرضیه اول: میزان آگاهی از روشهای تدریس پیشبینی کننده کیفیت تدریس و رضایت شغلی معلمان متوسطه دروه دوم میباشد.
بهمنظور پیشبینی کیفیت تدریس و ابعاد مختلف رضایت شغلی بر حسب میزان آگاهی از روشهای تدریس از رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج جدول شماره 1 نشان داد اثر چند متغیر میزان آگاهی از روشهای تدریس بر کیفیت تدریس و ابعاد مختلف رضایت شغلی معنیدار است (01 / 0 P<، 13/ 11=(F(6,113،629/ 0 = Wilks' lambda ) در نتیجه میزآن آگاهی از روشهای تدریس بر حداقل یکی از متغیرهای ملاک تاثیر معنیداری دارد.
جدول 1: معادلات پیشبینی متغیرهای ملاک (120 N=)
|
اثر پیش بین |
شاخص ویلکز لامبدا |
F |
درجه آزادی صورت |
درجه آزادی مخرج |
سطح معناداری |
|
میزان آگاهی از روشهای تدریس |
629/ 0 |
13/ 11 |
6 |
113 |
000/ 0 |
جدول شماره 2 نتایج تحلیل ضرایب رگرسیونی را نشان میدهد. نتایج نشان داد میزان آگاهی از روشهای تدریس پیشبینی کننده مثبت و معنی دار کیفیت تدریس (01/ 0>p، 52/ 7t=،569/ 0=β)، رضایت از سرپرست(01/ 0>p، 02/ 4t=،347/ 0=β)، و رضایت از همکار (01/ 0>p، 95/ 2t=،262/ 0=β)، است و به ترتیب 4/ 32، 1/ 12 و 9/ 6 درصد واریانس کیفیت تدریس، رضایت از سرپرست و همکار را تبیین میکند اما نقش معنیداری در پیشبینی رضایت از درآمد (05/ 0<p، 73/ 0t=،068/ 0=β)، رضایت از ماهیت کار (05/ 0<p، 04/ 1t=،096/ 0=β)، و ترفیعات (05/ 0<p، 7/ 0t=،064/ 0=β)، نداشت.
جدول 2: خلاصه ضرایب رگرسیون
|
متغیر ملاک |
مقدار F |
ضریب رگرسیون استاندارد نشده |
ضریب رگرسیون استاندارد شده |
مقدار t |
سطح معنیداری |
مقدار اتا |
|
کیفیت تدریس رضایت از سرپرست رضایت از همکار رضایت از درآمد رضایت از ماهیت کار رضایت از ترفیعات |
6/ 56 17/ 16 7/ 8 54/ 0 09/ 1 49/ 0 |
65/ 0 264/ 0 261/ 0 063/ 0 103/ 0 077/ 0 |
569/ 0 347/ 0 262/ 0 068/ 0 096/ 0 064/ 0 |
52/ 7** 02/ 4** **95/ 2 73/ 0 04/ 1 7/ 0 |
00/ 0 00/ 0 004/ 0 46/ 0 29/ 0 48/ 0 |
324/ 0 121/ 0 069/ 0 005/ 0 009/ 0 004/ 0 |
فرضیه دوم: بین میزان آگاهی از روشهای تدریس با رضایت شغلی معلمان متوسطه دوره دوم رابطه وجود دارد.
جدول 3 نتایج همبستگی بین متغیرهای پژوهش را نشان میدهد. نتایج نشان داد رابطه بین رضایت از سرپرست با میزان آگاهی از روشهای تدریس (01/ 0P<،347/ 0=r)، و مؤلفههای آن همچون سبک تخصصی (01/ 0P<،426/ 0=r)، سبک مدل شخصی (05/ 0P<،217/ 0=r)، سبک تسهیلگری (01/ 0P<،278/ 0=r)، و سبک تعاملی (01/ 0P<،34/ 0=r)، مثبت و معنیدار و با سبک اقتدار رسمی (05/ 0P>،162/ 0=r)، معنیدار نیست.
نتایج نشان داد رابطه بین رضایت از همکار با میزان آگاهی از روشهای تدریس (01/ 0P<،262/ 0=r)، و مؤلفههای آن همچون سبک تخصصی (01/ 0P<،26/ 0=r)، سبک مدل شخصی (05/ 0P<،247/ 0=r)، سبک تسهیلگری (01/ 0P<،288/ 0=r)، و سبک تعاملی (05/ 0P<،225/ 0=r)، مثبت و معنیدار و با سبک اقتدار رسمی (05/ 0P>،035/ 0=r)، معنیدار نیست.
نتایج نشان داد رابطه بین رضایت از درآمد با سبک اقتدار رسمی (01/ 0P<،281/ 0=r)، مثبت و معنیدار است اما با میزان آگاهی از روشهای تدریس (05/ 0P>،068/ 0=r)، و مولفههای آن همچون سبک تخصصی (05/ 0P>،093/ 0=r)، سبک مدل شخصی (05/ 0P>،1/ 0-=r)، و سبک تسهیلگری (01/ 0P<،017/ 0=r)، سبک تعاملی (05/ 0P>،005/ 0=r)، معنیدار نیست.
نتایج نشان داد رابطه بین رضایت از ماهیت کار با میزان آگاهی از روشهای تدریس (05/ 0P>،096/ 0=r)، و مولفههای آن همچون سبک تخصصی (05/ 0P>،14/ 0=r)، سبک اقتدار رسمی(05/ 0P>،047/ 0-=r)، سبک مدل شخصی (05/ 0P>،062/ 0=r)، و سبک تسهیلگری (05/ 0P>،126/ 0=r)، سبک تعاملی (05/ 0P>،1/ 0=r)، معنیدار نیست.
نتایج نشان داد رابطه بین رضایت از درآمد با سبک مدل شخصی (05/ 0P<،189/ 0=r)، مثبت و معنیدار است اما با میزان آگاهی از روشهای تدریس (05/ 0P>،064/ 0=r)، و مؤلفههای آن همچون سبک تخصصی (05/ 0P>،047/ 0-=r)، سبک اقتدار رسمی (05/ 0P>،065/ 0-=r)، و سبک تسهیلگری (01/ 0P<،1/ 0=r)، سبک تعاملی (05/ 0P>،066/ 0=r)، معنیدار نیست.
جدول 3: رابطه بین متغیرهای میزان آگاهی از روشهای تدریس با رضایت شغلی
|
روشهای تدریس |
رضایت شغلی |
مقدار r |
سطح معنیداری |
|
میزان آگاهی از روشهای تدریس سبک تخصصی سبک اقتدار رسمی سبک مدل شخصی سبک تسهیل گری سبک تعاملی |
رضایت از سرپرست |
**347/ 0 **426/ 0 162/ 0 *217/ 0 **278/ 0 **34/ 0 |
000/ 0 000/ 0 07/ 0 017/ 0 002/ 0 000/ 0 |
|
میزان آگاهی از روشهای تدریس سبک تخصصی سبک اقتدار رسمی سبک مدل شخصی سبک تسهیل گری سبک تعاملی |
رضایت از همکار |
**262/ 0 **26/ 0 035/ 0 *247/ 0 **288/ 0 *225/ 0 |
000/ 0 000/ 0 7/ 0 000/ 0 000/ 0 013/ 0 |
|
میزان آگاهی از روشهای تدریس سبک تخصصی سبک اقتدار رسمی سبک مدل شخصی سبک تسهیل گری سبک تعاملی |
رضایت از درآمد |
068/ 0 093/ 0 **281/ 0 1/ 0- 017/ 0 005/ 0 |
46/ 0 31/ 0 000/ 0 26/ 0 85/ 0 95/ 0 |
|
میزان آگاهی از روشهای تدریس سبک تخصصی سبک اقتدار رسمی سبک مدل شخصی سبک تسهیل گری سبک تعاملی |
رضایت ازماهیت کار |
096/ 0 14/ 0 047/ 0- 062/ 0 126/ 0 1/ 0 |
29/ 0 12/ 0 61/ 0 5/ 0 17/ 0 25/ 0 |
|
میزان آگاهی از روشهای تدریس سبک تخصصی سبک اقتدار رسمی سبک مدل شخصی سبک تعاملی |
رضایت از ترفیعات |
064/ 0 047/ 0- 065/ 0- *189/ 0 066/ 0 |
48/ 0 61/ 0 48/ 0 27/ 0 86/ 0 |
فرضیه سوم: بین میزان آگاهی از روشهای تدریس با کیفیت تدریس معلمان متوسطه دوره دوم رابطه وجود دارد.
جدول 4 نتایج همبستگی بین متغیرهای پژوهش را نشان میدهد. نتایج نشان داد رابطه بین کیفیت تدریس با میزان آگاهی از روشهای تدریس (01/ 0P<،57/ 0=r)، و مولفههای آن همچون سبک تخصصی (01/ 0P<،43/ 0=r)، سبک اقتدار رسمی (01/ 0P<،24/ 0=r)، سبک مدل شخصی (01/ 0P<،6/ 0=r)، و سبک تسهیلگری (01/ 0P<،59/ 0=r)، و سبک تعاملی (01/ 0P<،43/ 0=r)، مثبت و معنیدار است.
نتایج نشان داد رابطه بین مولفه کیفیت تدریس همچون طرح درس نتایج نشان داد رابطه بین کیفیت تدریس با میزان آگاهی از روشهای تدریس (01/ 0P<،4/ 0=r)، و مولفههای آن همچون سبک تخصصی (01/ 0P<،34/ 0=r)، سبک مدل شخصی (01/ 0P<،49/ 0=r)، و سبک تسهیلگری (01/ 0P<،45/ 0=r)، مثبت و معنیدار است اما با سبک اقتدار رسمی (05/ 0P>،13/ 0=r)، و سبک تعاملی (05/ 0P>،17/ 0=r)، معنیدار نبود.
نتایج نشان داد رابطه بین مولفه کیفیت تدریس همچون اجرای تدریس با میزان آگاهی از روشهای تدریس (01/ 0P<،52/ 0=r)، و مولفههای آن همچون سبک تخصصی (01/ 0P<،42/ 0=r)، سبک اقتدار رسمی (01/ 0P<،25/ 0=r)، سبک مدل شخصی (01/ 0P<،5/ 0=r)، و سبک تسهیلگری (01/ 0P<،51/ 0=r)، و سبک تعاملی (01/ 0P<،42/ 0=r)، مثبت و معنیدار است.
نتایج نشان داد رابطه بین مولفه کیفیت تدریس همچون ارزشیابی تدریس با میزان آگاهی از روشهای تدریس (01/ 0P<،46/ 0=r)، و مولفههای آن همچون سبک تخصصی (01/ 0P<،26/ 0=r)، سبک مدل شخصی (01/ 0P<،53/ 0=r)، سبک تسهیلگری (01/ 0P<،47/ 0=r)، و سبک تعاملی (01/ 0P<،46/ 0=r)، مثبت و معنیدار است اما با سبک اقتدار رسمی (05/ 0P>،14/ 0=r)، معنیدار نبود.
نتایج نشان داد رابطه بین مولفه کیفیت تدریس همچون روابط بین فردی با میزان آگاهی از روشهای تدریس (01/ 0P<،61/ 0=r)، و مولفههای آن همچون سبک تخصصی (01/ 0P<،49/ 0=r)، سبک اقتدار رسمی (01/ 0P<،3/ 0=r)، سبک مدل شخصی (01/ 0P<،58/ 0=r)، و سبک تسهیلگری (01/ 0P<،64/ 0=r)، و سبک تعاملی (01/ 0P<،44/ 0=r)، مثبت و معنیدار است.
جدول 4 رابطه بین متغیرهای میزان آگاهی از روشهای تدریس با کیفیت تدریس
|
روشهای تدریس |
کیفیت تدریس |
مقدار r |
سطح معنی داری |
|
میزان آگاهی از روشهای تدریس سبک تخصصی سبک اقتدار رسمی سبک مدل شخصی سبک تسهیلگری سبک تعاملی |
کیفیت تدریس |
**57/ 0 **43/ 0 **24/ 0 **6/ 0 **59/ 0 **43/ 0 |
000/ 0 000/ 0 00/ 0 00/ 0 00/ 0 000/ 0 |
|
میزان آگاهی از روشهای تدریس سبک تخصصی سبک اقتدار رسمی سبک مدل شخصی سبک تسهیلگری سبک تعاملی |
طرح درس |
**4/ 0 **34/ 0 13/ 0 **49/ 0 **45/ 0 17/ 0 |
000/ 0 000/ 0 14/ 0 000/ 0 000/ 0 052/ 0 |
|
میزان آگاهی از روشهای تدریس سبک تخصصی سبک اقتدار رسمی سبک مدل شخصی سبک تسهیلگری سبک تعاملی |
اجرای تدریس |
**52/ 0 **42/ 0 **25/ 0 **5/ 0 **51/ 0 **42/ 0 |
00/ 0 00/ 0 000/ 0 00/ 0 00/ 0 00/ 0 |
|
میزان آگاهی از روشهای تدریس سبک تخصصی سبک اقتدار رسمی سبک مدل شخصی سبک تسهیلگری سبک تعاملی |
ارزشیابی تدریس |
**46/ 0 **26/ 0 14/ 0 **53/ 0 **47/ 0 **46/ 0 |
00/ 0 00/ 0 12/ 0 00/ 0 00/ 0 00/ 0 |
|
میزان آگاهی از روشهای تدریس سبک تخصصی سبک اقتدار رسمی سبک مدل شخصی سبک تسهیل گری سبک تعاملی |
روابط بین فردی |
**61/ 0 **49/ 0 **3/ 0 **58/ 0 **64/ 0 **44/ 0 |
00/ 0 00/ 0 00/ 0 00/ 0 00/ 0 00/ 0 |
بحث و نتیجهگیری
یافتههای فرضیه اول نشان داد اثر چند متغیر میزان آگاهی از روشهای تدریس، بر کیفیت تدریس و ابعاد مختلف رضایت شغلی یعنی رضایت از سرپرست، رضایت از همکار، رضایت از درآمد، رضایت از ماهیت کار و رضایت از ترفیعات معنیدار است.
یافتههای فرضیه دوم نشان میدهد بین میزان آگاهی از روشهای تدریس سبک تخصصی، سبک اقتدار رسمی، سبک مدل شخصی، سبک تسهیل گری و سبک تعاملی با ابعاد مختلف رضایت شغلی یعنی رضایت از سرپرست، رضایت از همکار، رضایت از درآمد، رضایت از ماهیت کار و رضایت از ترفیعات معلمان متوسطه دوره دوم رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
یافتههای فرضیه سوم نشان داد که بین میزان آگاهی از روشهای تدریس سبک تخصصی، سبک اقتدار رسمی، سبک مدل شخصی، سبک تسهیلگری و سبک تعاملی با کیفیت تدریس و ابعاد طرح درس، اجرای تدریس، ارزشیابی تدریس و روابط بین فردی معلمان متوسطه دوره دوم رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
بنابر یافتههای پژوهش چنین استنباط میشود که یکی از اهداف اساسی آگاهی از روشهای تدریس، توانمندسازی معلمان برای موفقیت در حرفه خود و همچنین توسعه دانش و مهارتهای حرفهای آنان است. معلمان این توانایی را دارند که وتصمیمهای جدیدی را در زندگی حرفهای خود اتخاذ کنند و موقعیت های جدید را تجربه کنند تا مهارتهای خود را بهبود بخشند. آگاهی از روشهای تدریس، تأثیر مثبت زیادی در عملکرد معلم دارد. علاوهبر این، آگاهی از روشهای تدریس، باعث افزایش کیفیت تدریس معلمان است که به نوبه خود بر عملکرد معلم تأثیر مثبت میگذارد و رضایت شغلی وی را نیز به همراه دارد.